.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

جمع بین احترام به پدر و شوهر چگونه؟

جمع بین احترام به پدر و شوهر چگونه؟

پرسش: 
سوال بنده در مورد چگونگي جمع ميان احترام به پدر و مادر و اطاعت از شوهر است. به نظر ميرسد جمع ميان آنچه در قرآن در ارتباط با حساسيت احترام به پدر ومادر آمده(يعني بلافاصله پس از توحيد خداوند قرار گرفته)، با توصيه اكيدي كه در روايات مبني بر اطاعت از همسر وارد شده تا حدي مشكل باشد. آيا در پاسخ به اين سوال ميتوان و بايد ميان تكليف اخلاقي و تكليف شرعي تمايز قائل شد؟ استدعا می كنم در پاسخ به اين سوال، دو موقعيت دوران عقد و دوران زندگي مشترك را تفكيك بفرمائيد.( با توجه به اينكه دختر در دوران عقد در خانه پدر خود ساكن است و نفقه او را پدر مي پردازد و احتمالا به لحاظ اخلاقي بايد ملاحظاتي داشت. اساسا زن چگونه مي تواند رفتار كند تا كمترين تنش در رابطه او با همسر ايجاد شود و همسر نوع رفتار او را بپذيرد. خاطرنشان مي كنم كه براي بنده هردو اين وظايف در قبال والدين و همسر از اهميت ويژه برخوردار است و در جستجوي روشي هستم كه به رضاي خداوند نزديكتر باشد.

خواهر گرامي ابتدا از شما به خاطر اعتمادي كه به اين مجموعه نموده­ايد، تشكر مي­كنيم.


يكي از مشكلات پرجنجال و داغ همسران اين است كه دائماً ميان خانواده‌ي اصلي (پدر، مادر، برادر و خواهر) و همسر خود گيج و متحيرند و نمي‌دانند به كدام سمت حركت كنند. از يك سو پدر و مادري دارند كه تمام عمر خود را به پاي او گذاشته و انتظاراتي دارند كه كم هم نيست ازسوي ديگر همسري كه دوستش دارند و مايلند آينده‌ي مشتركي بسازند و شرعا بايد از او اطاعت كنند. اين از آن دسته معضلاتي است كه بسيار تابع فرهنگ است. وابسته به خانوده بودن و خانواده‌ي منسجمي داشتن از بسياري جهات فوائدي دارد كه نمي‌توان ناديده گرفت و ازسويي مشكلات خاص خود را بوجود مي‌آورد. همانگونه كه دستوراتي كه در مورد احترام به پدر و مادر از ناحيه دين مطرح شده، منافاتي ميان احترام به مادر و احترام به پدر ايجاد نمي­كنند، توصيه­هايي نيز كه در مورد احترام به پدر ومادر و اطاعت و احترام به شوهر شده، منافاتي با هم ندارند. در قرآن و روايات براي اين دو مسأْله جايگاه ويژه­اي قائل شده­اند و كسب رضايت پدر و مادر و نيز شوهر را از عوامل موفقيت روحي و معنوي انسان دانسته­اند. بله تنها، جايي كه اختلافي ميان شوهر و پدر به وجود مي­آيد، زن از لحاظ حقوقي بايد مطيع شوهر خود باشد. اين اطاعت به خاطر اين است كه شوهر او اكنون مسؤوليتهايي را قبول كرده و بر او واجب است كه مهريه و نفقه او را پرداخت كند. در واقع شوهر او اكنون به خاطر وظايف و تكاليفش حقي پيدا كرده است.


اين البته به معناي اين نيست كه شما به پدر و مادرتان بي احترامي كنيد؛ بلكه ضمن حفظ احترام پدر و مادر خود، در بعضي موارد اختلافي، خود را تابع نظرات شوهر خود مي­دانيد و اين مسأْله را هم به خوبي به آنها گوشزد مي­كنيد تا آنها متوجه شوند اطاعت شما از شوهرتان صرفا به خاطر دستور دين و مسؤوليتهاي اوست؛ نه به خاطر احترام بيشتر نسبت به شوهرتان؛ يا بي­احترامي به پدر و مادرتان.


بنابراين شما بايد روابط را به گونه­اي مديريت كنيد كه هرگز كار به اينجا نرسد كه شما بخواهيد بين پدر و شوهرتان يكي را انتخاب كنيد و در مقابل شما نيز شوهرتان را مجبور كنيد كه بين شما و خانواده­اش يكي را انتخاب كند.


براي مديريت اين روابط بايد زيرك بود و دقت زيادي به خرج داد و گاهي فداكاري كرد. به عنوان مثال آنجا كه شوهرتان از شما مي­خواهد تا برايش كاري انجام دهيد؛ يا با هم به بيرون رويد و حدس مي­زنيد كه خانواده شما مخالفت خواهند كرد، مي­توانيد شرايط را در خانه طوري فراهم كنيد كه او علاقمند به حضور در خانه باشد؛ يا از جانب خودتان به او بگوييد كه امروز حال و حوصله اين كار را نداريد و به او پيشنهاد دهيد تا در خانه بماند. همينطور برعكس شما مي­توانيد خواسته­هاي خانواده خود از شوهرتان را از جانب خودتان مطرح كنيد.


اين تنها يك نمونه بود و شما مي­توانيد با تفكر و تأمل در مورد اين قضيه موراد مختلفي براي رفع اختلاف و تعارض يا جلوگيري از به وجود­آمدن آن پيدا كنيد و به بهترين وجه رابطه­ها را مديريت كنيد. اي نكته را هم مورد توجه قرار دهيد در اين مسائل تفاوتي بين دوران عقد و پس از ازدواج وجود ندارد اما دوران نامزدي به دليل حضور شما در منزل پدر، توجه و دقت بيشتري از سوي شما را مي طلبد.


پس خوب است:


1. هيچ‌گاه جانبداري نكنيد. پدر و مادر شما عمري را دركنار شما گذرانده‌اند و شايد تاب اين را نداشته باشند كه شما را در كنار فردي ببينند كه كاملاً جديد است و تمام توجه و احساس شما را تصاحب كرده است بويژه پدر كه همسرتان را رقيبي براي كنترل شما مي بيند. همسرتان نيز مي خواهد شوهر شما باشد و مالك تمام احساس، توجه و حتي اطاعت شما. پس با احساسات هيچ‌يك بازي نكرده و حسادت آنها را تحريك نكنيد و سعي كنيد از زاويه‌ي ديد آنها ببينيد تا بهتر درك كنيد.


2. وظايف فرزندي خود را با وظايف همسري و پدري مخلوط نكنيد.


3. اجازه ندهيد هيچ‌يك از اعضاي خانواده نزد شما و پشت سرهم بدگويي كنند كه اين خود باب كينه‌ها و دخالت‌ها را باز مي‌كند.


4. از تجربيات بزرگترها استفاده كنيد، اما پس از مشورت با همسر خود.


5. اجازه ندهيد هيچ‌كس به همسرتان توهين كند.


6. جلوي همسر خود با پدر و مادرتان پچ‌پچ نكنيد يا چيزي را مخفي نگه نداريد. اين مسأله او را حساس و ناراحت مي‌كند. در مقابل والدينتان هم اين رفتار را با همسرتان نداشته باشيد.


7. سعي كنيد دوران عقد بيش از حد طولاني نشود.


8. لازم نيست هرچيزي كه در ارتباطات خصوصي‌تان با همسر اتفاق مي‌افتد مانند عادت بچگي براي پدر و مادرتان تعريف كنيد.


9. همسرتان را تشويق كنيد در موقعيت ها مناسب هدايايي ولو كوچك براي والدينتان تهيه كند.


10. ارتباط كلامي مناسب همسرتان با والدين شما، از تعارضات بين آنها به شدت خواهد كاست.



نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1263
ادامه مطلب ...

خواهر شوهرم زندگی ام را تلخ کرده

خواهر شوهرم زندگی ام را تلخ کرده

پرسش: 
خواهرشوهرى دارم هر موقع مي آید يه دعوايى بين من و همسرم ميذاره، نمي دونم چيكار كنم؟ به همين خاطر خيلى اذيت ميشم، وقتى مي شنوم ميخواد بياد تنم مي لرزه!

دانشجوي گرامي، از اين­كه «پرسمان» را لايق همراهي با خود در مسير زندگي دريافتيد، سپاسگزاريم. اميدواريم با در اختيار قرار دادن اطلاعات درخواستي انتظارتان از اين مجموعه را به درستي برآورده سازيم.


متن ارساليتان را با دقت خواندم و با خواندن آن وضعيتي را كه در برخورد با خواهر شوهرتان با آن مواجه هستيد را تا حدي درك كرده و خوب مي دانم كه خواه ناخواه ممكن است با برخوردهايي از سوي او رو به رو شويد كه پايه منطقي ندارد و شما را بيازارد، امّا هميشه يك نكته كليدي در زندگي يادتان باشد كه « با انتخاب صحيح براي ازدواج لزوماً قادر نخواهيم بود تا ابد در زندگي خود احساس خوشبختي نماييم، بلكه مسير زندگي پيچ و خم هاي زيادي دارد كه شايسته است با صبر و تحمّل و آشنايي با مهارت هاي مختلف زندگي بر مسائل آن فائق آييم».


خواهر گرامي لحظه اي خودتان را جاي بنده قرار دهيد و سعي كنيد همين سوال را از خودتان بپرسيد، چه جوابي به اين سوال مي داديد؟ قبل از خواندن جواب سوال مي خواهم در اين باره با دقت كافي تامل كنيد و برگه اي تهيه كنيد و نكاتي كه به عنوان راه حل به نظرتان مي آيد را در آن ياد داشت كنيد و سعي كنيد علاوه بر نكاتي كه بنده ذكر مي كنم آن را با ريز بيني اجرا كنيد. روان شناسان جمله زيبايي دارد( كوچك هاي مهم) منظور آنان از اين جمله اين است كه در زندگي ما انسان ها نكات ريز و به ظاهر كوچكي وجود دارد كه توجه به آن مي تواند زندگي ما را از اين رو به آن رو كند و به طور كلي تغيير دهد؛‌ پس با تمام وجود تمام نكات و راهكارها را مورد توجه قرار دهيد. پرسشگر گرامي با خواندن سوال شما به اين نتيجه رسيدم كه شما در حقيقت نگران آينده زندگي و روابط خود با همسرتان هستيد كه به نوبه خود ارزشمند و قابل احترام است؛ امّا جا دارد نگراني خود را از اين بابت پنهان نداريم كه نكند خداي ناكرده در مورد فردي كه در متن ارسالي خود بدان اشاره نموديد در اثر تصوّرات قالبي دچار پيشداوري شده باشيد؛ زيرا اين موضوع كه متأسفانه عروسان، خواهر شوهر، مادر شوهر و گاه وابستگان همسر را به نوعي رقيب خود مي­پندارند، نكته­اي است كه بايد هر مشاوري از عدم دخالت آن در برداشتهاي طرفين نسبت به يكديگر اطمينان حاصل نمايد. به هر حال توجّه داشته باشيد مادامي كه شما دچار احساسات نشده و با اين قضايا منطقي برخورد نماييد هيچ تهديدي نمي­تواند روابط شما و همسرتان را از يك سو و روابط شما با وابستگان همسرتان را از سوي ديگر به مخاطره اندازد؛ بنابراين كافي است:


1- همسر خود را در قبال رفتار و گفتار، خواهر و يا فاميلش مقصّر ندانسته و او را بابت اين­گونه مسائل مؤاخذه نكنيد. در حقيقت جا دارد برخلاف برخي از همسران جوان و بي­تجربه كه شريك زندگي خود را مسئول رفتارهاي خويشاوندانش قلمداد مي­نمايند، عمل نكرده، بلكه منطقي بوده و روي اين مسأله بينديشيد كه همسر شما چقدر توانايي و اختيار دارد رفتار خويشاوندان خود را كه باعث رنجش خاطر شما مي­گردد، تغيير دهد؟ از سوي ديگر آيا عاقلانه است كه براي رفتار نامناسب خويشاوند همسر، رابطه عاطفي خود را با همسر از طريق گله و ... سست كرد؟


2- خويشاوندان همسر از جمله مادر شوهر، خواهر شوهر و ... را اگر چه در تعاملات خود آداب اجتماعي مورد نظرتان را رعايت نمي­كنند، همان گونه كه هستند، بپذيرند و در حد وسع خود و با رعايت نكات اخلاقي و ديني ( فقط براي عشق و علاقه به همسر خود) به آنها احترام كامل بگذاريد و از خطاها و آزار آنها چشم پوشي كنيد. آيا عشق و علاقه به همسر نمي ارزد كه كمي صبوري كرده و رفتار نامناسب خويشاوند همسر را تحمل كنيد؟! آيا استحكام زندگي زناشويي خودتان مهم­تر از عكس العمل در مقابل رفتار نامناسب خويشاوند همسر، نيست؟!


3- هيچ گاه به صورت مستقيم به رفتارهاي نادرست انان پاسخ ندهيد. به عنوان مثال چنانچه احساس مي كنيد او با رفتارهاي خود باعث كشمكش بين شما و همسرتان مي شود؛‌ سعي كنيد با درايت و مديريت روابط خود با همسرتان از اين كار جلوگيري كنيد. زماني كه مي خواهيد در برابر صحبت ها و رفتارهاي او نزد شوهرتان از خويش دفاع كنيد به گونه اي صحبت كنيد كه شوهرتان شما را انسان منصفي بداند و احساس كند كه موضع گيري شما ربطي به دعواهاي عروس و خواهر شوهر ندارد.


4- خود و همسرتان سعي نماييد در مقابل مسايلي كه بستگان دور و نزديك با حرف و يا رفتار خود براي زندگي مشترك شما به وجود مي­آورند، جبهه مشتركي داشته باشيد. داشتن جبهه مشترك و پشتيباني شما از يكديگر در مواقع لزوم توانايي روحي خود و همسرتان را براي تحمّل مشكلات و ناسازگاري­ها بالا برده و باعث دلگرمي بيشتر شما به زندگي مي­گردد.


5- با همسرتان به گفتگو نشسته و مسائل زندگي خود را بررسي نمايند كه در كجاي زندگي خود، روزنه­اي باز بوده يا اينكه در كجاي روابط زن و شوهري خود مشكلي داريد كه ديگراني نظير خواهر شوهر و ... مي­خواهند وارد زندگي خصوصي شما شده و دخالت نمايند. به عبارت ديگر، زن و شوهر بايد آن قدر با هم صميمي باشند و آن قدر به همديگر اعتماد داشته باشند كه حاضر نشوند سفره دلشان را نزد هر كسي باز كنند. بيشتر دخالت­هاي اطرافيان بدليل ضعف ارتباط زن و شوهر و يا بخاطر اين است كه زوجين حرف خودشان را نسنجيده پيش ديگران(والدين يا ...) بازگو كرده و در واقع خودشان بدانها چراغ سبز نشان داده­اند كه ديگران به خود اجازه داده­اند وارد زندگي آنها شده و دخالت كنند.


6- تا حد امكان در نزديكي كساني كه در زندگيتان دخالت مي­كنند، زندگي نكنيد.


7- از تجربيات سازنده و مثبت بزرگان فاميل و ... در سازگاري با اين افراد بهره گيريد.


8- خود را براي تحمّل برخي از رفتارهاي ناشايست آماده نمايند؛ زيرا تشكيل زندگي بدون دردسر و گرفتاري نيست.


9- برخي از افراد نيز روحيّه­شان بدان گونه است كه احساس مي­كنند وظيفه دارند زن و شوهر را به دليل آنكه فكر مي­كنند در زندگي مشترك خود بي­تجربه­اند، نصيحت نمايند؛ بنابراين جا دارد در مقابل اين افراد صبور بوده و اجازه دهيد به وظيفه­اي كه احساس مي­كنند، عمل نمايند. مطمئن باشيد اين­گونه مسائل مقطعي است و دير يا زود وقتي آنها ببينند شما پخته­تر از آن هستيد كه آنها گمان مي­نمودند دست از سر شما خواهند برداشت.


10. با او مانند خواهر خود رفتار كنيد؛ محبت كليد مشكل شماست؛‌ با محبت مي توانيد او را با خود همراه كنيد. كافي است در برخي از مناسبتها براي او هديه اي تهيه كنيد و به او تقديم كنيد.


11. اقوام انسان دست و بازوي انسان محسوب مي شوند كه در سختي ها به كمك به او مي آيند؛ بنابراين انسان تحت هيچ شرايطي نبايد آنان را از دست بدهد؛‌پس سعي كنيد با داشتن روابط سازنده با اقوام شوهرتان از آنان به عنوان بازو استفاده كنيد. چنانچه احساس مي كنيد برخي از اقوام خانواده شوهرتان در زندگي شما دخالت مي كنند، چاره آن قطع ارتباط با آنان نيست، بلكه بايد با مديريت رفتار آنان از آسيب ديدن زندگي مشترك خود جلوگيري كنيد.


13. بي ترديد نكات مثبتي در خواهر شوهرتان وجود دارد، اين نكات مثبت و ويژگيهاي پسنديده او را يادداشت و به آن فكر كنيد.


14. به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب خواهر شوهرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهيد، به گونه‏اى كه بفهمند برايشان ارزش قائل هستيد.


15. براي اينكه درست قضاوت كنيد، هر دفعه كه قرار است خواهر شوهرتان را ببينيد، ذهنتان را از رفتار‌ها و حرف‌هاي او پاك كنيد. فكر كنيد هر بار اولين باري است كه او را مي‌بينيد. گذشته با همه خوبي‌ها و بدي‌هايش تمام شده است به فكر ساختن آينده اي روشن و سرشار از اميد باشيد.


16. روان‌شناسان معتقدند اگر افراد از رفتارهايي كه حساسيت طرف ديگر را بر مي‌انگيزد، آگاه باشند و براي لحظاتي كه در كنار هم هستند اين رفتارها را انجام ندهند، خيلي از مشكلات برطرف مي‌شود. بنابراين سعي كنيد با خصوصيات اخلاقي خواهر شوهرتان بيشتر آشنا شويد و زماني كه در كنار او هستيد از كارهايي كه باعث ايجاد حساسيت مي شود پرهيز كنيد. براي اين كار مي توانيد از همسرتان كمك بخواهيد تا شما را براي آشنايي بيشتر با خصوصيات خواهرش ياري دهد.


17. دايم به اين فكر نكنيد كه آنها قصد و غرضي دارند و نيش و كنايه مي زنند، ممكن است طرز فكر شما كمي هم به خاطر تلقين خودتان باشد.


18. هنگام ديدار خواهر شوهرتان ، بدترين برخورد را توقع داشته باشيد تا فشار رواني كمتري را احساس نماييد.


19. بي ترديد اگر بر اشتباهات رفتاري خواهر شوهرتان چشم بپوشيد و با آنها رابطه خوبي داشته باشيد، همسرتان نيز از شما در مقابل آنها دفاع خواهد نمود.


اميدوارم در تمام مراحل زندكي موفق و سر بلند باشيد.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1264
ادامه مطلب ...

از رفتار دوگانه آنان ناراحت می شوم

از رفتار دوگانه آنان ناراحت می شوم

پرسش: 
همسرم از يك خانواده پرجمعيت و شغل آزاد مي باشد كه همه خانم هاي برادرش خانه دار هستندو فقط من كارمندم خيلي سعي كردم با آنها ارتباط خوبي داشته باشم به مناسبتهاي مختلف برايشان پيام تبريك تولد و يا سالگرد ازدواج ارسال نمودم تا بتوانم رابطه خوبي با هم داشته باشيم اما آنها طور ديگري رفتار مي كنند. البته وقتي در جمعشان هستم با همديگر به ظاهر خوب هستند ولي پشت سرهمديگر بارها و بارها شنيده ام كه بد مي گويند. البته همسرم هم متوجه اين رفتارهاي متضادشان هم شده و من وقتي با آنها هستم ناخداگاه از رفتار و منش آنها ناراحت مي شوم و نمي خواهم اين باعث خوردن لطمه اي به زندگيم شود لطفاً مرا راهنمايي كنيد كه چه كنم؟

پرسشگر محترم؛ دغدغه شما براي اصلاح رفتار خانواده همسرتان ستودني است، اميدواريم تلاش شما براي برقراري ارتباط مناسب با آن ها به حدّي اثرگذار باشد كه علاوه بر متوجّه نمودن آنان نسبت به عملكرد ناشايست شان در قبال يكديگر، نگراني شما از تأثيرپذيري خود و همسرتان از رفتار آنان را نيز مرتفع سازد.


حقيقتاً نگراني شما در مورد تأثيرپذيري از چنين افرادي بسيار بجاست. امام كاظم (عليه­السلام) در اين زمينه مي‏فرمايند: وقتي پنجمين فرزند از فرزندان من غايب شد، در مورد دين خود بسيار مراقب باشيد . مبادا كسي شما را از دين‏تان جدا سازد.[1]


امّا شايسته است به اين نكته اساسي توجّه داشته باشيد كه اين­گونه تأثيرپذيري­هاي منفي برخاسته از دو عامل1. ضعف آگاهي و 2. ضعف اراده مي­باشد؛ بنابراين مطمئن باشيد هر اندازه كه خود و همسرتان در تقويت اراده و افزايش دانش خويش در زمينه مسائل ديني، فرهنگي و اجتماعي بيشتر تلاش نماييد، احتمال تأثيرپذيري شما از رفتار منفي آنان كاهش يافته و ميزان تأثيرگذاري مثبت شما بر آنان افزايش خواهد يافت.


با توجّه به نكته فوق خواهشمنديم:


1- به هيچ وجه به گزينه قطع رابطه با آنان نينديشيده و از تلاش­هايي كه به گوشه اي از آن در متن ارسالي خود اشاره نموديد نظير هديه و ...، دست برنداريد؛ زيرا زماني مي­توان بر فرد يا افراد مقابل تأثير گذاشت كه ارتباطي با آن­ها وجود داشته باشد؛ و گرنه هيچ گونه تأثيرپذيري و تأثيرگذاري متصوّر نخواهد شد.


2- به طور مستقيم از آن ها گلايه نكنيد؛ زيرا وقتي تذكّر اخلاقي با كنايه و اشاره گفته شود، زودتر اثر مي­بخشد تا اين كه بخواهيد با صراحت از اشتباه و يا گناه آنان نام برده و انتقاد نماييد. شايد خود شما نيز به تجربه دريافته باشيد كه اين طيف از افراد وقتي مورد انتقاد مستقيم قرار مي­گيرند در برخي از موارد به توجيه عمل ناصحيح خود روي آورده و گاه متأسّفانه گستاخ­تر مي­شوند.


3- بنابر فرموده امام جواد عليه السلام انسان مؤمن به داشتن سه ويژگي نيازمند است كه يكي از آن موارد« توفيق از سوي خداوند » است.[2]توفيق يعني علل و اسباب رسيدن به چيزي يا تحقق آرزويي. آن­چه شايسته است شما در اين ميان بدان توجّه داشته باشيد آن است كه خداوند به وسيله انسان هاي ديگر يا ... فراهم كننده اين عوامل و اسباب است؛ بنابراين تلاش نماييد كه شما زمينه چنين توفيقاتي براي افراد مورد نظر باشيد. به عنوان نمونه سعي نماييد چند نكته مثبت و ارزشمند را در آن ها شناسايي نموده و در برخورد با آن ها برجسته نماييد تا جايي كه در جمع خودشان و ساير جمع ها، اين افراد را بخاطر صفات ارزنده­شان بستاييد؛ زيرا از اين طريق علاوه بر آن كه رابطه شما با آن ها مستحكمتر خواهد گرديد، انگيزه آن ها نيز براي افزايش كارهاي مثبت شان بيشتر خواهد شد.


4- اگر كنايه‌اي به شما مي زنند، سعي كنيد با كمي لبخند و طنز آن را با شوخي رد كنيد؛ زيرا تجربه نشان داده كه هرگونه عصبانيت اوضاع را بدتر مي‌­سازد؛ بنابراين در جواب كنايه‌هايي كه مي‌شنويد، لبخند بزنيد؛ زيرا باعث مي‌شود كنايه‌ها كمتر گردد.


5- حد و مرزهاي اشتراك و اختلاف خود را با آن ها در احساسات، انديشه‌ها و توقعات در زمينه هاي گوناگون مشخّص نموده و گنجايش خود را در معاشرت با آنان مشخص كنيد تا در موقع لزوم رفتار مناسب را در پيش گيريد. به عنوان مثال بين خود و همسرتان رمزي بگذاريد تا به وسيله آن همسرتان متوجّه شود كه ديگر از بودن در كنار اين افراد خسته شده‌ايد و زمان رفتن به خانه رسيده است.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1267
ادامه مطلب ...

چگونه خلاص شوم؟

چگونه خلاص شوم؟

پرسش: 
اگر مردي همسرش مورد تجاوز قرار گيرد چگونه مي تواند از فشار رواني و عصبي ماجرا خلاص شود؟

عشق، صداقت و خوش‏بینی معیارهای لازم برای داشتن یک زندگی سالم هستند که در زیر سایه شک نابود می‌شوند. خداوند مهربان انسان را آفرید و به او قدرت اندیشیدن و درست تصمیم گرفتن را عطا فرمود تا در زندگی به مدد عقل و درایت خویش، راه درست را بپیماید اما وقتی زیر هجوم افکار منفي، قدرت تصمیم‌گیری از بین می‌رود؛ قلب پر از افکار شیطانی می‌شود و ایمان در دل می‌میرد و فرد، زندگی را می‌بازد.


بروز اين مشكل و پيامدهاي ناگوار آن بسيار متأثرکننده است اما آنچه داري اهميت اساسي است برخورد صحيح و منطقي با آنچه پيش آمده و به حداقل رساندن عوارض آن است. به هر حال گاهي اوقات حوادث ناگواري بدون اينكه انسان خودش در آن نقشي داشته باشد، پيش مي آيد چاره اي نيست و بايد با آن كنارآمد. بر طبق اطلاعات و آمار بدست آمده:


- تجاوز استفاده خشونت آمیز از قدرت است كه در آن یك نفر بدون توجه به درد و ضربه روحی دیگری، كاری را مرتكب می‌شود. از همین رو متجاوز همیشه برای اقدام به تجاوز مسؤول است و قربانی فارغ از ظاهر، رفتار، قضاوت یا اعمال قبلی، مسئول تجاوز نیست.


- 70 درصد تجاوزها توسط فرد متجاوز از پیش برنامه ریزی شده‌اند و خود به خود اتفاق نمی‌افتند.


- بسیاری از افراد تجاوزگر اصلا بخاطر نمی‌آورند كه قربانی آنها چه قیافه‌ای داشته یا چه لباسی پوشیده است.


- بیشتر زنانی كه مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، در هنگام تجاوز در محلی بوده‌اند كه تصور می‌كرده‌اند امن است و توسط افرادی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند كه تصور می‌كرده‌اند، قابل اعتماد هستند.


مرد، چگونه برخورد كند؟

1- مرد بايد متوجه باشد که همسرش در این عمل زشت، تقصيري نداشته و تنها قرباني هوسراني ديگري شده و در مقابل يك عمل ناخواسته قرار گرفته است لذا از نظر شرعي مرتكب خلاف نشده است.


2- مرد بايد به اين نکته توجه داشته باشد که اثر رواني‌اي که اين ماجرا بر روح لطيف و حساس زن وارد کرده است بسيار بيشتر از آن چيزي است که مرد را مي‌آزارد. حجم زياد هراس، اضطراب و احساس شکست و گناه، گاه به قدري است که زن را مصمم به خودکشي مي‌کند.


3- فردی كه مرتكب اين تجاوز شده از نظر شرعي و قانوني مسؤول است. اوست که گناه كرده و باید قانونا به خاطر عمل زشتي كه انجام داده ضامن باشد.


4- مرد به هیچ‌وجه داد و بیداد راه نیندازد و همه را خبر نکند. خونسردی خودش را حفظ کند. او نیازمند کمی زمان هست تا مسائل دیگر را نیز زیر و رو کند. حداقل یک روز به خود فرصت دهد.


5- باید قبول کند که احساس خشم، عصبانیت، شک و تردید، شکه شدن، آشفتگی، ترس، درد و رنج، افسردگی، و پریشانی برای فردی که در چنين موقعيتي قرار دارد، کاملا بجا و نرمال است.


6- تمام سوال هایی که به ذهنش می‌رسد را از همسرش بپرسید. با اين کار از درگيري با خود و بدبيني نسبت به همسرش خواهد کاست.


7- اگر دو نفر به هم اعتماد کامل داشته باشند، به هیچ‌وجه شک و تردید در رابطه‌شان جایی ندارد اما اگر به هر دلیل اعتمادشان را به یکدیگر از دست بدهند، باید از یک شخص ثالث برای بهبود روابط‌شان کمک بگیرند. این شخص ثالث می‌تواند یک بزرگ‌تر یا یک مشاور خوب باشد.


8- انتظار نداشته باشد که حس آشفتگی به مجرد اینکه تصمیم می گیرید آن حادثه را فراموش کنيد به راحتی از بین برود. از بین رفتن درد و رنج وارده از اين طریق، نیازمند زمان است.


9- اگر تجاوز در حد رابطه جنسي کامل بود، هم او و هم همسرش پیش از اینکه مجددا رابطه جنسی بدون محافظت با هم برقرار کنند، باید تحت آزمایش HIV (ایدز) و تست سایر بیماری های آمیزشی قرار بگیرید.


10- سعی نکنید این بازی، که چه چیز و یا چه کسی مسبب بروز چنین فاجعه های شده است را شروع کنید. با این کار صرفا انرژی خود را تلف می کنید.


11- اگر مرد در اين اتفاق وحشتناکي که روح و جسم زن را به تاراج برده است، سهمي دارد، (بطور مثال در محافظت از او کوتاهي نموده است) خود را مسؤول بداند و جبران نمايد.


12- به طور مشابه می توان گفت که مرگ نزدیکان نیز باعث بروز غم و اندوه می شود (از عدم پذیرش از سوی فرد شروع می شود، بعد خشم، عصبانیت، کشمکش، افسردگی و در نهایت به پذیرش ختم می شود) پس چنین مسائلی بدین معنا نیستند که زندگی به پایان رسیده است و مرد و زن دیگر قادر به ادامه دادن آن نیستید، چرا که در اصل این توانایی را در وجود خود دارند و تنها مشکل به کارگیری آن است که کمی دشوار می‌باشد.


13- هيچ‌کس حتي خانواده زن يا مرد نبايد از اين اتفاق آگاه شوند.


14- هرگاه ذهنش بدون اختيار مشغول همان اوهام و افكار بيهوده و بدبينانه شد، مشت خود را محكم روى زمينى بكوبد با گفتن ذكر لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيماز جاى خود بلند شده، تغيير حالت دهد تا بدينوسيله از آن فكر تكرارى و وسواس رهايى يابد.


15- از ورودد این افکار و مطالب به ذهنش جلوگیری نکند چون مقابله، آنها را قوی خواهد کرد. بلکه نسبت به آن‌ها بی‌توجهی کند و به آن‌ها اهمیت ندهد. مطمئن باشد اگر تحمل كند پس از چندى او را رها خواند کرد.


16- هرگاه افكار مزاحم به سراغ او آمد، خود را مشغول كار ديگرى نمايد و با ايجاد حواس‏ پرتى از آن افكار مزاحم دورى كند.


17- هرگاه اين افكار به سراغش آمد، وسط افكار به خود بگويد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهد رفت.


18- سعی کند همیشه از روحیه‌ای شاد و بانشاط برخوردار باشد.


19- به خود تلقين كند كه من مى‏توانم این افکار را رها كنم.


20- به مچ دسش كش نازكى ببندد و هر گاه افكار ترديدآميز به ذهنش آمد و او را رنج داد كش را بكشد و رها كند. با احساس دردى شديد كه به او دست مى‏دهد، از آن افكار خارج خواهد شد.


21- نکته مهم


از جمله صفات خداوند، «جبار» است. يعني اگر از حق خود گذشتيد و کار خيري انجام داديد، او در کميت و کيفيت بالاتر جبران خواهد نمود. گفتار و رفتار مهربانانه و دلجويانه مرد با زن در چنين شرايطي، بسان نجات زندگي زن است و اين، هم پاسخي به خوبي‌هاي و زحمت‌هاي گذشته زن و هم داراي پيامدهاي مثبت فراوان در زندگي مشترک و اجري بي‌نهايت در زندگي أخروي است.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1299
ادامه مطلب ...

برادر معتاد

برادر معتاد

پرسش: 
سلام .من دختري جوانی هستم.اوايل اعصاب خوبي داشتم ولي كم كم به خاطر مساله اعتياد برادرم كه زياد توي خونه مطرح مي شد وهر ساعت توي خونه سر و صدا بود اعصابم ضعيف شد به خصوص وقتي اشك ها وحرص خوردن هاي مادرم رو مي ديدم .علاوه بر اعصابم دچار استرس هم شدم طوري كه به قول دكتر يكي از دريچه هاي قلبم لق شده و موقع استرس قلبم شديدا تير ميكشه. اعتياد برادرم چند ساليه هست يه روز ترك مي كنه يه روز مي كشه. خيلي هم پررو هستش وتازگي بي حيا هم شده احترام هم كه حاليش نمي شه حتي به بابام تازه دوست داره پي حرفش هم بريم.يه جورايي زور ميگه واگه گوش نديم... من از بچگي از دعوا مي تر سيدم حتي هنوزم تا دعوا ميشه چاقو ها را قايم مي كنم طوري كه الان يه چاقو گم ميشه .ميگن بازم قايم كردي حتي اگه اين كار رو نكرده باشم. من حسابي پرخاشگر شده ام و اعصابم خيلي ضعيف شده. حسابي خسته شدم .راهنماييم كنيد. راستي ميدونم بايد برم پيش روانشناس و پزشك.لطفا يه راهنمايي حسابي كنيد. ممنون.

گل هاي نيلوفر در مرداب ميرويند تا به ما ثابت كنند كه در بدترين شرايط هم مي شود زيبايي آفريد.


خواهر گرامي، نامه شما را خوانديم. كلماتي كه گوياي دوري از وجدان و ضعف ايمان بعضي از اطرافيان شماست كه فضايي آكنده از اضطراب و نااميدي براي شما ساخته اند. حوادثي كه روح شما را طوفاني كرده است، ما را متأثر نمود اما خوشحاليم كه در هياهوي اين ناملايمات، ذهن منطقي شما دردودل و مشورت را از ياد نبرد. پس جا دارد از اعتمادي كه به ما داريد، تشكر نماييم.


خواهر محترم، وقتي مشكلات زياد مي شوند ما بايد بشكنيم يا قوي تر شويم؟ فضايي كه شما در آن قرار داريد مطمئنا فضاي موردپسند شما نيست وسختي ها و اضطراب هاي زيادي دارد. اما تمام تلاشتان را هزينه كنيد كه كمترين آسيب را به شما بزند. شما تازه 19سال داريد و اول راهيد. سرشار از انرژي و توانايي و استعداد. به موفقيت هاي تحصيلي كه بايد در اين سن كسب كنيد فكر كنيد و تمام تلاش خود را براي كسب آنها هزينه كنيد و شك نكنيد كه ميتوانيد آينده ي خوبي براي خودتان بسازيد. هرگز اجازه ندهيد ديگران باعث شوند شما بهترين فرصت هاي زندگيتان را از دست دهيد. دشواري تنها بهانه ايست كه تاريخ هرگز آن را قبول نخواهد كرد. ما شك نداريم كه در موقعيت سختي قرار داريد اما ترديدي هم نيست كه شما با اراده و پشتكار ميتوانيد از پس تمام آنچه كه باعث آشقتگي شما شده است بربياييد. چند راهكار به شما ارائه ميدهيم. اميدواريم كه بتواند به شما كمك كند.


1. مطمئن باشيد كه مى‏توانيد روحيه خود را تغيير دهيد؛ ولى براى نتيجه‏گيرى شتاب نكنيد. فقط براي مدتى طولانى، رفتارهاى خود را به دقت كنترل كنيد و اگر چنين كرديد، پس از آن حتماً دگرگونى رفتارى خواهيد داشت.


2. اگر امكان دارد، هنگام عصبانيت و پرخاشگري، يك دوش آب ولرم بگيريد. بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام، دو پاى خود را تا قوزك، با آب سرد بشوييد.


3. چند لحظه دراز بكشيد و چشمان خود را ببنديد و همه ماهيچه‏هاى خود را شل كنيد تا آرامش عضلانى پيدا نماييد. فكر خود را از آنچه موجب عصبانيت شما شده است، منصرف كنيد و به عضلات بدن خود تمركز يابيد.


4. به خودتان تلقين كنيد: كه اتفاق خاصى نيفتاده؛ مگر آسمان به زمين آمده است؟ ديگران در چنين مواردى چه مى‏كنند؟ آيا همه عزا مى‏گيرند؟ آيا آخر دنياست؟


5. هميشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنيدن و دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد؛ به اين معنا كه هميشه انتظار داشته باشيد ديگران ، به بدترين شكل برخورد كنند اگر كسى مدتى چنين كند، به تدريج صفت حلم در او به وجود مى‏آيد و علاوه بر اين، حسن خلق نيز براى او حاصل مى‏شود و خود را براى تحمل آن آماده كنيد.


6. اگر گاهى سريع سخن گفتيد و عجولانه تصميم گرفتيد و رفتار نابجا از شما سرزد؛ به سرعت وعده‏ها و قول‏هاى خود را در ذهن خويش، حاضر سازيد.


7. ذكر «لا حول و لا قوه الا باللَّه» را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره «والعصر» را زياد بخوانيد. تكرار اذكار «استغفراللَّه ربى و اتوب اليه» و «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» نيز مفيد است.


امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «خداوند به برخى از انبيا وحى كرد،: اى فرزند آدم! در وقتى كه غضبناك گرديدى، مرا ياد كن تا من هم تو را در وقت غضبم ياد كنم و تو را هلاك نسازم». بنابراين ياد خدا علاوه بر اينكه آتش خشم را خاموش مى‏كند، موجب آرامش انسان مى‏شود و در قيامت نيز آثار مثبتى به دنبال دارد.


8. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.


9. وقتى كه با امور عصبانيت آفرين مواجه هستيد، براى مدتى (حدود 10 تا 15 دقيقه)، راه دريافت‏هاى حسى خود را سد سازيد براى مثال جلوى گوش خود را بگيريد و چشمان خود را ببنديد و سر خود را پايين اندازيد تا دريافت‏هاى عصبانيت را تحت كنترل شما در آيند و موجب تحريك بيشتر شما نشوند.


10. بيشتر با افراد حليم، صبور، غيرعصبى و خوش مشرب معاشرت كنيد و از دوستى و حرف شنوى افراد تند مزاج بپرهيزيد..


11. از تفريحات سالم، آرامش‏بخش و تقويت كننده اراده - مانند كوهنوردى، شنا، دو پياده‏روى و گردش در طبيعت و... - استفاده كنيد.


12. در تصميم‏گيرى‏ها، با افراد عاقل و پخته مشورت كنيد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.


13. با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.


14. قبل از هر عملى، در مورد پيامد آن بينديشيد و آن گاه اقدام كنيد. با تمرين به اين راه‏كار در تمام امور، اندك اندك كنترل خويش را بر تمام رفتارها توسعه بخشيد.


15.به رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مى‏زند و شما را عصبانى مى‏كند، بى‏توجه باشيد. براى مثال اگر كسى با حرف ناروا شما را بر مى‏افروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى بپرهيزيد و يا محيط را ترك كنيد. به گفته‏هاى او توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد و راه بى‏توجهى و سهل‏گيرى را پيش گيريد.


16.به هنگام بروز عصبانيت و تندخويى، سريع حالات خود را تغيير دهيد. براى مثال اگر ايستاده‏ايد، بنشينيد و اگر نشسته‏ايد، دراز بكشيد و صورت خود را با آب سرد بشوييد. يك ليوان آب خنك بياشاميد و خود را از آن موقعيت دور سازيد.


17. از خواندن قرآن به مقدار زياد و در نوبت‏هاى متعدد در روز غفلت نورزيد. قرآن تأثير زيادى در رسيدن به حالت سكينه و آرامش درونى دارد. عبادت‏هاى خود، مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب كامل به جا آوريد كه تأثير بزرگى در رسيدن به اطمينان خاطر دارد و آدمى را از درون به آرامش مى‏رساند.


18.يك نفر محرم اسرار براى خود برگزينيد. اين فرد مى‏تواند دوست شما باشد. اين رابطه نزديك و صميمانه، بايد به گونه‏اى باشد كه بتوان در مورد موضوعات بى‏اهميت با او درد دل كرد و حتى بدون اينكه احساس كنيد وقت او را تلف كرده‏ايد به او تلفن بزنيد و موضوع را با وى درميان گذاريد. در اين صورت است كه با پديد آمدن هرگونه مشكل جسمى يا روانى، مى‏توان با تكيه كردن به او و بيان مشكل خود، احساس آرامش كرده و پشتوانه روانى شما باشد.


19. شخصي مثبت ، سازنده ومفيد باشيد.از انتقاد و عيب جويي ديگران خودداري كنيد . ياد بگيريد از چيزهايي كه خوشتان مي آيد و دوستشان داريد و در وجود ديگران هست تعريف و تمجيد كنيد. سعي كنيد به صفات و خصوصيات خوب و پسنديده ي اطرافيانتان توجه نماييد. اطمينان حاصل كنيد كه براي خود ارزش قائليد و صفات خوب و ويژگي هاي برتر خود را تحسين مي كنيد.


20. ياد بگيريد كه گذشت داشته باشيد و ديگران وعقايد آنها را تحمل كنيد.تحمل نكردن ديگران و عقايد آنها منجر به يأس ، ناكامي وعصبانيت مي شود. تلاش براي فهميدن اين كه واقعاً مردم چگونه فكر مي كنند و چه احساسي دارند مي تواند باعث شود كه شما آنها را بيشتر بپذيريد. خودتان را نيز باور داشته باشيد .ارتباطات ودوستي هاي مشترك خودرا افزايش دهيد . اهداف خود را دنبال كنيد ، اهداف واقع گرايانه اي كه براي خود شما مهم هستند نه اهدافي كه ديگران آ نها را براي شما در نطر مي گيرند . هميشه انتظار كمي نااميدي، شكست وناراحتي را داشته باشيد . هميشه آرام و مهربان و دوست خود باشيد


21.به اين نكته اعتقاد داشته باشيد كه مي توانيد خود را كنترل كنيد.


22.بعد از هر جلسه اي كه چنين ناراحتي اي به شما دست داد و وقتي دوباره به حال و هواي آرام هميشه برگشتيد، كمي به حالت خود فكر كنيد و ببينيد دفعه بعد چگونه مي توانيد به چنين موقعيت هايي بهتر واكنش نشان دهيد و كنترل بيشتري بر احساسات خود اعمال نماييد.


23. بياموزيد كه چگونه عكس العمل هاي خود را نسبت به استرس متعادل نماييد.


چند نفس آرام وعميق ضربان قلب وسرعت تنفس شما را به حالت عادي برمي گرداند. تكنيك هاي تمدد اعصاب مي توانند از فشارهاي وارده برعضلات بكاهند . يكي از تكنيكهاي تنش زدائي و تمرين هاي كسب آرامش از طريق روش آرميدگي يا ريلكسيشن صورت مي پردازد.


توضيح اين كه:

شما مي توانيد هنگام بروز چنين حالتهايي ازشيوه آرميدگى براي كنترل استفاده نماييد. يادگيرى آرميدگى مانند هر مهارتى نياز به زمان و تمرين دارد. اكثر افراد مى‏توانند با سى دقيقه تمرين روزانه به مدت يكماه به نتايج مهم و پايدار دست يابند. شما مى‏توانيد تمرين آرميدگى را در حالت دراز كشيده و يا اينكه بر روى يك صندلى راحتى به صورت نشسته انجام دهيد در يك اتاق ساكت و نسبتاً گرم نشسته و همه چراغها را خاموش كنيد و چشمانتان را ببنديد. اين امر حواسپرتى را كاهش داده و به شما در تمركز بر روى احساسات بدنى‏تان كمك خواهد كرد. قبل از اين كه تمرينها را به طور واقعى شروع كنيد، براى چند دقيقه با چشمان بسته، از طريق بينى نفس بكشيد. سعى كنيد تنفّس آهسته، عميق و از سر معده باشد. اجازه دهيد كه قفسه سينه‏تان باز و پر از هوا گردد. فشار نياوريد. با تمرين، اين شكل از تنفس به طور طبيعى در شما ايجاد خواهد شد. با هر بازدم كلمه «آرام» را در ذهن تان تكرار نماييد. با انجام اين عمل عضلات بدن شما به تدريج شروع به آرام شدن خواهند كرد و احساس آرامش به طور طبيعى در شما ايجاد خواهد شد. هنگامى كه همه تمرينها را به اتمام رسانديد، دوباره به كلمه «آرام» بازگرديد و با هر بازدم آن را در ذهن‏تان تكرار نماييد. بدين ترتيب يك تداعى ميان كلمه «آرام» و احساس آرامش عميق عضلانى در بدنتان بر قرار خواهد شد، طورى كه عاقبت صرفاً با بستن چشمانتان و فكر كردن به كلمه «آرام» مى‏توانيد اين احساس را در خودتان ايجاد كنيد. از اين طريق مي توانيد براي كنترل احساسات خود در زمان مورد نظر استفاده نماييد.


ضمنا همانطور كه خودتان گفتيد لازم است به يك روان‌پزشك مراجعه كنيد و كنار روان‌درماني از داروهاي دز پايين، استفاده كنيد.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1352
ادامه مطلب ...

بی توجهی به تکالیف

بی توجهی به تکالیف

پرسش: 
فرزندم نسبت به تکالیف خود بی توجه شده است، چه راهکاری را به من پیشنهاد می کنید؟

وقتی موضوع تحصیل بچه‌ها به میان می‌آید، پدر و مادران اغلب افراط یا تفریط را پیشه می‌کنند؛ یا نسبت به این مسئله بی‌توجه هستند یا بیش از حد نگران.


چگونه می‌توانیم به‌‌طور همزمان به موفقیت و رشد و شکوفایی فرزندانمان کمک کنیم؟ متخصصان به ما کمک می‌کنند تا به شکل درست در این زمینه رفتارکنیم.


● کمک به علاقه کودک به یادگیری

کودک از همان اوان کودکی، میل به یادگیری را نشان می‌دهد؛ بدنش را لمس می‌کند، و بعد اشیایی که در اطرافش وجود دارند را در دستانش می‌گیرد. اولین نقشی که والدین در این زمینه دارند این است که به این کنجکاوی طبیعی کمک کنند. این کمک خیلی زود از سنین بسیار پایین آغاز می‌شود. دونالد وینیکوت، متخصص اطفال و روان‌درمانگر انگلیسی از یک بازی که آن‌را «معرفی اشیاء» می‌نامد، صحبت می‌کند: اشیاء را به کودک نشان می‌دهید و در عین حال نام آنها را همراه با لبخند بر زبان می‌آورید، سپس به او اجازه می‌دهید آن‌را در دستانش بگیرد. بعد‌ها وقتی کودک بزرگتر شد مثلا طی سفر یا بازدید از موزه‌ها او را به فرهنگ علاقه‌مند می‌کنید... کودک باید ایفاگر نقش بماند و پدر و مادر در تکامل و پیشرفتش از او حمایت کنند.


● نقش معلم را برایش ایفا نکنید

در مهد کودک و دوران ابتدایی، بین نقش والدین و معلم تقریبا تفاوتی وجود ندارد: برای کودک کتاب می‌خوانند، شمردن را به او یاد می‌دهند و او را تشویق می‌کنند نقاشی بکشد... اما لازم است همگام با رشد کودک، نقش والدین و معلمان از یکدیگر مشخص شود. این بدان معنا نیست که خود را از آموزش به کودک منع کنیم بلکه از ایفاکردن نقش معلم خودداری کنیم. چنانچه خواسته شما از فرزندتان بیش از حد باشد و همه چیز حالت تربیتی و آموزشی داشته باشد، قطعا این خطر وجود دارد که او را نسبت به هر گونه یادگیری دلزده کنید. علاوه بر آن، در رابطه پدر و مادر- فرزندی، رابطه عاطفی از اهمیت بسیارزیادی برخوردار است. پدر یا مادر می‌خواهند آمال و آرزوهای خود یا روند دوران تحصیلی خودشان را در مورد دختر یا پسرشان پیاده کنند. فرزند برای آنکه نسبت به پدر و مادر و معلمش «وفادار»بماند، سعی می‌کند خواسته آنان را عملی کند و در این‌صورت احتمال دارد دچار تعارض شود.


● علاقه‌مندی به تحصیل کودک

برای یک کودک، علاقه داشتن به تحصیل او به معنای علاقه داشتن به خود او است.اما زندگی تحصیلی او در کتاب و دفترش خلاصه نمی‌شود. صحبت در مورد مدرسه این فرصت را به او می‌دهد تا در مورد دوستانش، معلمان، فعالیت‌هایش، مشکلاتش، رویاهایی که در مورد شغل آینده‌‌اش در سر دارد و... با او گفت‌وگو کنید.


● خصوصیات او را بشناسید

از طریق این گفت‌وگوها، پدر و مادر موفق می‌شوند به علائق، نقاط ضعف و قوت فرزندشان پی ببرند. به عبارتی، فرزند خود را همانگونه که هست بشناسند، نه آنگونه که تصور می‌کنند هست یا می‌خواهند باشد. بدین‌ترتیب از تحمیل خواسته‌های شخصی و روند تحصیلی خود به او خودداری می‌کنیم.


● اهداف مشخصی را با او تعیین کنید

موفقیت تحصیلی کودک شامل «قراردادی» است که بین او و والدینش گذاشته می‌شود و بر مبنای اهدافی مشخص و قابل‌دسترس است؛ مثلا «در این ساعت باید کارهایت را انجام داده باشی»، «قبل از اینکه دوباره بهت سر بزنم، باید برنامه‌ای بریزی و نوشتنی‌هایت را نوشته باشی»، «قبل از پایان ۳ماه، در این درس باید پیشرفت کرده باشی» و... موعد مقرری که هریک از طرفین باید آن‌را رعایت کنند کمک می‌کند تا کودک کنترل زمان را یاد بگیرد و کارش را به‌طور سازنده و با انگیزه دنبال کند.


● درس خواندن را برایش معنادارکنید

برای آنکه کودک برای درس خواندن انگیزه داشته باشد و احساس مسئولیت کند باید درک کند که برای پدر و مادرش درس نمی‌خواند بلکه این کار را برای خودش انجام می‌دهد تا به هدفی شخصی دست یابد. همچنین او باید قادر باشد بین زندگی کنونی‌‌اش به‌عنوان دانش‌آموز و زندگی آینده‌‌اش به‌عنوان فردی بزرگسال ارتباط ایجاد کند و از کودکی برنامه یا رؤیای شغل آینده‌‌اش را در ذهن بپروراند.«می‌خواهی یک دامپزشک بشوی؟ درس علوم خیلی برایت مهم است»، «یک خبرنگار بزرگ؟ یادگیری زبان‌های خارجی به تو کمک می‌کند»... البته این بدان معنا نیست که او را دربند برنامه‌ای دست نیافتنی و غیرعینی کنید بلکه به او کمک کنید تا به تلاش‌هایی که مدرسه از او می‌خواهد، معنا ببخشد.


● به او یاد دهید زمان را اداره کند

اغلب بچه‌ها وقتی عادت می‌کنند تکالیفشان را به‌طور نامنظم انجام دهند، عاجز می‌شوند. ازاین رو باید خیلی زود به آنها ریتم منظم کاری داد. وقتی کودک از مدرسه به خانه برمی‌گردد، چه زمانی بیشتر احساس راحتی می‌کند تا تکالیفش را انجام دهد؟ با درنظر گرفتن علائق او و محدودیت‌های خانواده، یک ساعت مشخص را برایش تعیین کنید. بدین‌ترتیب کودکی که از همان کلاس اول هر روز بعد از خوردن عصرانه به خواندن عادت کند، بعد‌ها نیز راحت‌تر می‌تواند وقت بیشتری را به‌‌طور منظم به انجام تکالیف مدرسه‌‌اش اختصاص دهد.


● برای انجام تکالیف محیط مناسبی برایش فراهم کنید

بستگی به انتخاب خود کودک دارد؛ داخل آشپزخانه، داخل اتاقش یا مکانی که همه افراد خانواده دور و بر او هستند... . بعضی از بچه‌ها بیشتر از بچه‌های دیگر نیاز دارند تا با حضور والدینشان احساس حمایت کنند. اما در کل، هر چه کودک بزرگ‌تر شود، برای انجام تکالیفش بیشتر به تنهایی نیازدارد. بنابراین روش درست، آن است که از این استقلال حمایت کنیم: برای آنکه مطمئن شوید تکالیفش را انجام داده او را«نپایید» بلکه نشان دهید که به او اعتماد دارید؛ در عین حال نشان دهید که برای پاسخگویی به سؤالاتش در دسترس و مراقب ادامه روند تحصیلی‌‌اش هستید.


● به جای قضاوت کردن بر او نظارت کنید

در هر حالتی، کودک باید تکالیفش را خودش به تنهایی انجام دهد. چنانچه تکالیفش را «به جای او» انجام دهید، باعث می‌شود همه اعتمادی که به قابلیت‌هایش برای پیشرفت کردن دارد را از دست بدهد و در حالی‌که اجازه نمی‌دهید پیامدهای اشتباهاتش را تجربه کند، او را بی‌مسئولیت بارمی‌آورید. پدر و مادر بنا به درخواست کودک و برای آنکه ببینند تکالیفش را به اتمام رسانده است باید مداخله کنند. این نظارت فرصتی است تا نقاط ضعف دانش آموز را مشخص کنند و به‌ویژه نشان دهند که شاهد تلاش‌ها و زحمات او هستند. هیچ قضاوتی در مورد او نکنید، نمرات کلاسی‌‌اش کفایت می‌کند. همچنین افکاری از این دست را کنار بگذارید: «تو هیچی نفهمیدی»، «تومی‌تونستی بهتر از اینها کار کنی» و... . به جای گفتن «تو» ترجیحا عباراتی بدون منظور به‌کار برید که او را برای اصلاح خود تشویق می‌کنند؛ مثلا، به جای آنکه بگویید: «تو ۳بار اشتباه کرده‌ای» بگویید: «۳ اشتباه وجود دارد» و به‌خصوص فراموش نکنید که به ازای هر موفقیت به او تبریک بگویید.


● نقاط قوتش را بازشناسید

اغلب پدر و مادرها در حالی‌که فراموش می‌کنند نقاط قوت فرزندشان را بشناسند، روی نمرات بد او تمرکز می‌کنند. زبان، هنرهای تجسمی، جغرافی، ورزش و...، هیچ درسی نباید بی‌ارزش شمرده شود. همچنین می‌توان از طریق دروسی که فرزندتان بر آنها تسلط دارد، او را به سمت دروسی که در آنها مشکل دارد سوق دهید؛ علاقه او به هنرهای تجسمی فرصتی است تا او را به تاریخ علاقه‌مند کنید. علاقه او به ورزش باعث می‌شود تا در مورد نیرو، زمان و فاصله با او صحبت کنید و اهمیت ریاضی را به او نشان دهید.


● برایش الگو باشید

چرا کودک وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گردد باید تکالیفش را انجام دهد درحالی‌که پدر و مادرش وقتی از سر کار به خانه بازمی‌گردند تلویزیون تماشا می‌کنند؟ چرا کودک باید بخواهد برای درس و مدرسه تلاش کند درحالی‌که می‌شنود که پدر و مادرش حرف‌های خوبی در مورد کارشان نمی‌زنند؟ چرا وقتی‌که پدر و مادرش مطالعه نمی‌کنند، کودک باید کتاب بخواند؟ لازم است بین خواسته و توقعی که از فرزندمان داریم و عملی که خود انجام می‌دهیم انسجام وجود داشته باشد. برای آنکه فرزندتان را به درستی طی دوران تحصیلی‌‌اش همراهی کنید، ابتدا باید خودتان در زندگی روزانه برایش یک الگو باشید.


● به جای اینکه نگران شوید درک کنید

کجا مشکل داشته؟ چه چیزی را نفهمیده؟ چه کار کنیم تا دوباره این اشتباهات را تکرار نکند؟ اگر بنا باشد که با دیدن فقط یک نمره بد نگران نشویم، خوب است که در مورد علت‌های آن به روشنی و فورا با کودک و درصورت لزوم با معلمش صحبت کنیم. زیرا اگر مشکلات را به حال خود رها کنیم، احتمال دارد که یا نسبت به کودک خیلی «سختگیر» شویم یا بیش از حد او را به حال خودش رها کنیم. «هیچ کاری نمی‌شه کرد»، «هر کار بکنی، هیچی از ریاضی سرش نمی‌شه»؛ این دو برخورد انگیزه کودک برای درس خواندن را به شدت از بین می‌برد


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1265
ادامه مطلب ...

افت تحصیلی

افت تحصیلی

پرسش: 
بنده داراي دو پسر مي باشم . پسر بزرگم علي رغم اينكه در دوران دبستان شاگرد ممتازي بود ، در دوران راهنمايي با افت نمرات مواجه شده است و با اينكه از لحاظ درك مطالب و يادگيري دروس بسيار توانمند مي باشد و با صرف وقت كم قادر به يادگيري مطالب درسي مي باشد ولي متاسفانه علاقه اي به اين كار نشان نداده و وقتش را هدر مي دهد و حتي در مواقعي كه در حال درس خواندن است دقت و توجه لازم را بر روي مطالب درسي معطوف نمي كند ، به عنوان مثال وقتي تمرينات مربوط به درس رياضي را حل مي كند اصلا دقت كافي را ندارد . لازم به ذكر است كه از لحاظ رفتاري پسر مودب و خوبي است و نه تنها افراد خانواده بلكه تمام پرسنل مدرسه نيز از رفتارش رضايت كامل را دارند . فقط مشكل من اين است كه چگونه علاقه به درس خواندن را در او ايجاد نمايم و ديگر براي انجام تكاليفش مدام به او گوشزد نكنم ، زيرا اين كار باعث به وجو د آمدن تنش و ناراحتي بين ما مي شود. اين رفتار او كم كم بر روي پسر كوچكم نيز تاثير مي گذارد .

خوشحاليم همچنان شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.با توجه به وضعيت قبلي تحصيل فرزندتان عوامل زيادي در اين بين رغبتي وجود دارد كه بايد شناسايي و برطرف گردد.البته به تجربه ديده شده كه در دوره راهنمايي نسبت به دوره‌هاي ابتدايي و متوسطه عمومي افت تحصيلي بيشتري وجود دارد. اين موضوع را مي‌توان به وضعيت خاص اين دوره كه دانش آموز بايد دروس متنوع تري رانسبت به دوره ابتدايي بگذراند و همچنين به بحران بلوغ و مشكلات آن كه در اين دوره اتفاق مي‌افتد نسبت داد. در اينجا به برخي از اين علل كه احتمالا در بروز اين وضعيت تاثير گذر هستند اشاره مي كنيم و شما با توجه به وضعيت خانواده و فرزندتان برخي از آنها كه در مورد فرزندتان وجود دارد را شناسايي و در جهت رفع آنها اقدام نماييد.


1.نداشتن مهارت اجتماعی: معمولا برخي از دانش آموزان كه نتوانسته اند مهارتهاي لازم را در روبرو شدن با موقعيت جديد بدست آوردند هنگاميكه تغيير موقعيت ميدهند زمان زيادي را براي سازگاري با محيط جديد طلب مي كنند و همين عاملي براي درگيري ذهني نسبت به اين تغيير محيط براي آنهاست واز لحاظ درسي كمي افت مي نمايند.


2- قرار داشتن در آستانه بلوغ عاملي براي تغييرات هورموني در بدن مي شود كه همين مي تواند عاملي براي نگراني نوجوان شده و تاثير مستقيمي بر وضعيت تحصيلي خواهد گذاشت.


3- تغيير شيوه كنترل دانش آموزان در مدرسه : هرچه شيوه كنترل دانش آموزان در مدارس آمرانه، خشك و قيم مابانه باشد احساس از خودبيگانگي، ترك تحصيل، افت تحصيلي، بي انضباطي، رفتارهاي نامتعادل و مخرب و عدم مشاركت در بين دانش آموزان مشاهده مي شود.در حالي كه ارتباط صميمانه و صادقانه بين مدير، كادر آموزشي و دانش آموزان نشان دهنده جوي آزاد و باز در مدرسه است و كنترل دانش آموزان به سمت شيوه هاي انساني، متعادل و دموكراتيك جهت گيري پيدا مي كند و بازده تحصيلي دانش آموزان افزايش مي يابد و زمينه هاي پيشرفت آنان نه تنها در درس بلكه در زندگي فراهم مي يابد.


4- تغيير تعداد معلم: مطالعه دانش آموزاني كه داراي افت تحصيلي هستند نشان مي دهد اينگونه افراد در دوران ابتدايي با يك معلم روبرو بودند و رابطه صميمي با او برقرار نموده بودند. اما در راهنماي تعداد ملمين بيشتر مي شود لذا رابطه صميمي كمرنگ تر مي شود حال اگر اين دانش آموزان با معلمان خود ارتباط صميمانه اي برقرار كنند در كاهش مشكلات عاطفي و پيشرفت تحصيلي آنان بسيار موثر مي باشد اين قبيل دانش آموزان اگر در فاصله اي نزديك از معلم در كلاس قرار بگيرند قادر خواهند بود كه وقت بيشتري را صرف فعاليت هاي درسي كنند و از حمايت بيشتر معلم برخوردار شوند كه همين مسئله در رشد تحصيلي آنان تأثير خواهد گذاشت.البته بايد توجه داشت كه كودك و نوجوان احتياج به انضباط دارد اگرچه انضباط و آزادي بي اندازه هر دو زيان آور است، اما كودك و نوجوان احتياج به محدوديت و كنترل منطقي و عاقلانه دارد و اگر از حد خود پا را فراتر بگذارد بايد متوجه باشد كه تنبيه در انتظار اوست. اين تنبيه بايد توأم با محبت و دلسوزي باشد و نوجوان به خوبي آن را درك كند.


5- تغذيه مناسب به ويژه وجود ذخاير غني آهن در غذاهاي دانش آموزان باعث افزايش توانايي آنان در فراگري دروس مختلف خواهد شد. دختران و پسراني كه به سن بلوغ مي رسند به علت جهشي كه در رشد پيش مي آيد به آهن بيشتري نياز دارند.اثرات فيزيولوژيك و جسماني ناشي از فقر آهن در دانش آموزان به كاهش بازدهي و بهره وري ذهني و بدني مي انجامد.


شواهد مختلف نشان مي دهد كه كاهش ذخاير آهن بدن، حتي اگر كم خوني وجود نداشته باشد، اثرات بسيار منفي بر فرايندهاي شناختي، يادگيري، قدرت توجه و تمركز ذهني خواهد داشت. آهن براي عملكرد صحيح مغز در تمامي سنين يك عنصر ضروري است.


از سوي ديگر كلسيم، پروتئين، فسفر، ويتامين D و ساير ويتامين هاي موجود در غذاها بر روي استخوان سازي، رشد جسماني و فعاليت مغز اثر مطلوبي مي گذارد؛ بنابراين توصيه هاي تغذيه اي بويژه خوردن لبنيات، انواع گوشت ها، سبزيجات، ميوه و حبوبات براي تأمين نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان ضروري و حياتي است.بنابراين توجه به نيازهاي تغذيه اي دانش آموزان بايد در رئوس اقدامات خانواده قرار گيرد


6- توانايي دانش آموز در دوست يابي و حفظ آن، ارتباط جتماعي و مشاركت دانش آموز در فعاليت هاي اجتماعي باعث مي شود كه ضمن ايجاد رابطه اي متقابل نيازهاي رواني خود را برآورده كند و در امر تحصيلي هم با تبعيت از رقابت سالم به موفقيت نائل شود.


انتخاب دوستان مناسب و تشخيص داشتن رابطه اي سالم و سازنده تنها به وسيله نوجوان امكان پذير نيست و بايد توسط والدين در مرحله نخست و سپس مربيان آموزشي اين مشاوره و راهنمايي ها صورت بگيرد تا دانش آموزان در معرض دوستي هاي ناباب و ناپاك قرار نگيرند. ارتباط با دوستان ناباب بخصوص جنس مخالف باعث ايجاد مشكلات رفتاري مي شود، اضطراب دانش آموزان را بالا مي برد و در ميزان پيشرفت تحصيلي مؤثر است.


والدين با انتخاب دوستان مناسب براي فرزندشان و فراهم كردن زمينه مساعد براي مراوده در محيط هاي خانوادگي و هم چنين فراهم نمودن محيط عاطفي توأم با حسن تفاهم بين افراد خانواده مي توانند از گرايش جوانانشان به دوستي هاي نامناسب جلوگيري كنند و زمينه را براي پيشرفت تحصيلي فرزندشان فراهم آورند.


7- اختلاف خانوادگي: دانش آموزي كه از شرايط خانوادگي مناسب و پشتيباني و حمايت عاطفي والدين خود برخوردار نيست و نيازهاي روحي و رواني اش تأمين نمي شود درپي ارضاي احتياجات خود دچار بي توجهي به تحصيل يا ترك آن مي شود.


پاسخ گفتن به نيازها از سوي والدين لازمه موفقيت هر دانش آموز است درحالي كه برخي از والدين بدون آگاهي از وظيفه خود در قبال دانش آموز فقط از او انتظار موفقيت دارند.


نتايج يك تحقيق نشان مي دهد كه ميزان تحصيلات والدين تأثير فراواني در كيفيت تحصيلي دانش آموز دارد، زيرا والدين تحصيل كرده به ويژه پدران در حل مشكلات درسي فرزندان بهترين ياور آنها خواهند بود و مي توانند براي فرزندان خويش الگوهاي بسيار زيبايي از تعليم و تربيت باشند.


8- عامل اقتصادي:عدم اشتغال سرپرست خانواده و ناتواني او دربرآوردن كامل نيازهاي افراد خانواده در افت تحصيلي فرزندان تأثير فراواني دارد، چرا كه عدم توجه به ارضاي نيازهاي اوليه فرزندان موجبات بي توجهي به نيازهاي روحي و عاطفي آنها نيز مي شود و بچه ها براي تامين نيازهاي خود مجبور به ترك تحصيل و ورود به بازار كار و اشتغال مي گردند.


تحقيقات نشان مي دهد كه بحران هاي اقتصادي، كاهش درآمد و فقر و بيكاري خانواده ها نه تنها در افت تحصيلي دانش آموزان تأثير مي گذارد، بلكه انگيزه اي براي سوق دادن افراد به سوي جرايم و تخلف از مقررات اجتماعي مي شود.


همچنين فراهم نكردن تسهيلات آموزشي از جمله مدارس خوب، وسايل تحرير مناسب، البسه و تغذيه كافي و مناسب از سوي والدين باعث سرخوردگي و عدم گرايش كودكان و نوجوانان به مدرسه و درس خواندن مي شود.


مطالعه تقريباً نيمي از كودكاني كه از درس خواندن محروم شده اند نشان مي دهد كه والدين اين كودكان يا از هم جدا شده اند يا فوت كرده اند يا احياناً داراي پدر معتاد بوده اند، چرا كه الكل و ديگر مواد مخدر نيز بر زندگي نوجواناني كه والدين آنها به مصرف مواد مخدر وابسته باشند تأثير فراواني بر جاي مي گذارد. اين قبيل نوجوانان نه تنها بعدها در معرض خطرات ناشي از مصرف مواد مخدر هستند بلكه از مشكلات رواني، اجتماعي نيز رنج مي برند.


در ادامه به چند نكته اشاره مي نماييم.

1- در هيچ زماني فرزندانتان را با هم مقايسه نكنيد.مطمئنا تفاوت سني انها عاملي براي تفاوت آنها مي باشد.


2- با يك برنامه ريزي دقيق اجازه دهيد خودشان به مطالعه و درس خواندن بپردازند.


3- به مدت دو هفته اصلا به انجام تكاليف او توجه نكنيد و به او گوشزد نكنيد.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

فاحشه گری و هم جنس بازی یونانیان باستان

فاحشه گری و هم جنس بازی یونانیان باستان
در نجابت و پاکی ایرانیان باستان یاد اور شدیم که اسکندر ملعون در مهمترین بیانات خویش در تخت جمشید گفت: من در تمام سرزمین ارس با انکه زنانش افت چشمانند)از نظر زیبایی( ولی به یک زن روسپی بر خورد نکردم)در پاسخ فیلم بی مقدار ??? بخشی از خباثت های یونینی ها را بر خواهیم شمارد.یونانیان باستان به گفته ویل دورانت ( عشق و ازدواج ) اکثرا زنان زیر پانزده سال را برای ازدواج بر میگزینند.
مردان یونان پس از اولین ازدواج بر طبق قانونشان آزاد هستند باهر زن دیگری آمیزش و همبستری کنند . دموستن می گوید با فاحشه گان شبها هم آغوش می شویم و با کنیزان و زنان غیر مشروع خود در روزها سلامت جسمانی خویش را تامین می کنیم . زن اول بر مردان خویش خرده نمی گیرند و مرد می تواند کنیزی را به خانه بیاورد و در روزگار جوانی با او در کنار همسرش نزدیکی کند . این عمل تا زمانی که کنیزک جوان باشد عملی می شود و سپس او به خدمتکار خانه آنها انتخاب میگردد . مردان می توانند بدون ارائه مدرک و دلیل زنان خویش را طلاق دهند.
اگر زن و شوهری نتوانند فرزند بیاورند و مرد عقیم باشد یکی از بستگان مرد با زن او همبستر می شود و بچه بدنیا آمده فرزند قانونی آنها می شود . زنان بیشتر توسط مردان خانه نشین هستند و با پاسداری مردانشان می توانند از خانه خارج شوند . حتی مردانی که مهمان به خانه می آورند زن حق ورود به مجلس را ندارد . میلو اثری از هنر روم باستان – اندام سکسی وی باعث شده تا این مجسمه یکی از معروفترین آثر های غرب لقب بگیرد. و باعث شده تا در بسیاری ازفیلم های روز دنیا فاحشه ها از این سبک لباس برای آرایش خود استفاده کنند این اثر ارزشمند غرب ! در این اثر هنر و حجاری بسیار ظریف غرب را میتوان مشاهده کرد
 
– اندام ها سکسی و فاحشه گری از دیگر مورادی هست که این غربیان همواره به آن توجه داشته اند ( در این اثر یک مرد اشرافزاده را میبینیم که گویی هنوز در شور نگاه خود است
 
– تمامی اندام و تمامی حجاری ها به منظور زیبایی های جنسی بوده است
 
– غربیان باستان (یونان و روم) همواره زیبایی را در لخت بودن می دانستند و به هیچ عنوان با تمدن خاورمیانه قابل مقایسه نیستند !) در نمایشنامه مشهور لوسیستراتا اثر “آریستوفان کلئونیکا” از زبان زنان یونان باستانی اینگونه سخن می گوید : از ما زنان چه کار بر آید ؟ تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که با رنگها و روغنها گونه ها و لبان خویش را آرایش کنیم و در نهایت با جامه های نازک در کنار یکدیگر بنشینیم . در آتن معمول است که اگر پسر جوانی با زنی هرزه و روسپی شب را سپری کند هیچ مشکلی برایش نیست . حتی اگر یکی از آنان را برای مراقبت به خانه بیاورد هیچ کسی بر او خرده نمی گیرد .
 
آتن فاحشه گی را در قانون رسمی خود آزاد دانسته است و کسانی که بدین کار مشغولند به دولت مالیات پرداخت می کنند . فاشحه گری جزوی از رسومات و بازارهای گرم آتن می باشد . پست ترین قشر روسپی ها در پریاپوس زندگی میکنند و برای آنکه مردان به راحتی خانه های آنان را بیابند تندیسی از آلت تناسلی مرد را بر سر خانه خود آویزان میکنند تا شناخته شوند .
 
زنانی که در این خانه ها هستند با لباسهایی نازک و برخی دیگر بدون لباس مورد آزمایش مردان قرار میگریند و مرد پس از انتخاب یکی را برای همبستری بر میگزیند . زنان روسپری میتوانند بر اساس قانون یونان با یک یا دو یا سه و حتی بیشتر در یک زمان سکس داشته باشند . بالاترین طبقه فاحشه های یونان هتایرای نام دارد . مشهور ترین روسپی آتن کلپسودرا نام دارد . او شبها با سرداران و فرمانده هان یونانی به صورت مشترک هم آغوشی میکند . تمیستونوئه زن فاحشه ای است که تا آخرین لحظه های زندگی و تا زمانی که مویش سپید بود و دندان در دهان داشت با مردان هم خوابه می شد .ویل دورانت ( در قسمت عشق های پیش از ازدواج ) انحرافات جنسی در میان زنان و پسر بچه گان یونانی را بسیار رایج میداند .
 
به صورتیکه بازرگانان پسران خوب روی زیبا را به شهر می آورند و گران ترین قیمت را این پسر بچگان دارند . مردان تا زمانی که پسران طراوت و تازگی کودکی دارند با آنها نیازهای جنسی خود را برآورده می کنند و سپس وی را به خدمتکاری خانه خویش در می آورند . بیشتر مردان آتن شبهای خود را با پسر بچگان و زنان جوان به صبح می رسانند و کمتر مردی است که چنین نکند .
دولت نیز برای آنکه جلوی این کار مردان را بگیرد برای کسانی که با هم جنسان خود همبستر می شوند قانونی وضع کرده است که آنان را از حقوق شهروندی منع میکند . ولی عموم مردم این کار را به شوخی میپندارند و اهمیتی برای آن قائل نیستند . به طوریکه هارمودیوس و آریستوگیتون قاتلان پادشاه مستبد یونان که بسیار مشهور هستند هر دو شبها با یکدیگر همبستر می شدند . آلکیبیادس که از محبوب ترین مردان یونان است به وجود مردانی که او را دوست دارند و مایل به هم خوابی با او هستند به دیگران فخر می فروشد . بالاتر از آن گزنفون مورخ نامی جهان و یار سرداران در نبردها بنا به گفته آریستیپوس عاشق جوانی یونانی به نام کلینیاس می شود و آروزی همبستری با این پسر جوان را میکند .
افلاطون نیز در رساله اش ( فدروس ) از عشق سخن می گوید منظور از عشق پسر بر پسر و مرد بر مرد را دارد و کسانی که در رساله مهمانی وی به بحث و جدل می پردازند در نهایت عشق دو مرد را شریفتر و روحانی تر از عشق مرد به زن می دانند . این امر تنها به مردان ختم نمی گردد بلکه زنان منجمله بانوی مشهور و عالی مقام یونانی به نام ساپفوکمتر با دختران جوان همبستر می شده است .
ارسطو ریشه تمام این فساد جامعه باستانی یونان را ترس از زیاد شدن جمعیت می داند . ولی ویل دورانت عامل اصلی آن را نقش پست زنان در جامعه یونان عنوان میکند . در آتن برعکس ایران که پسران خویش را در کودکی به سوارکاری و پرتاب نیزه آموزش میدهند در آتن عصر پریکلس پسران را از شش سالگی به حرمسرایی می برند و به آنان آموزش روشهای برهنه شدن در برابر مردان و برطرف کردن نیازهای جنسی آنان را میدهند

نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1335
ادامه مطلب ...

کشف بزرگترین دخمه مردگان با 8000 مومیایی+تصاویر

کشف بزرگترین دخمه مردگان با 8000 مومیایی+تصاویر
یك اتفاق بسیار ساده باعث شد تا چندی پیش بزرگ‌ترین مجموعه مومیایی‌هایی عصر جدید كشف شوند. این اتفاق در حالی افتاد كه دخمه صومعه سیسیل ایتالیا گشوده شد و بازدیدكنندگان از این دخمه، نزدیك به 8 هزار جسد مومیایی شده در حالی كه با میخ‌های درشت به دیوار آویخته شده بودند را كشف كردند.
 

به گزارش ایران ناز باستان‌شناسان در بدو ورود با اتاقی روبه‌رو شدند كه پر بود از اسكلت‌های بی‌شمار انسان‌هایی كه كنار هم ایستاده بودند و نكته قابل توجه آن بود كه تمامی مومیایی‌ها بر اساس شغلی كه داشتند كنار هم قرار گرفته بودند.
 
کشف بزرگترین دخمه مردگان با 8000 مومیایی+تصاویر ، www.irannaz.com
 
آنها در بدو ورود با اتاقی مربوط به دكترها، اتاقی مربوط به زنان، اتاقی مربوط به دخترهای ازدواج نكرده و البته اتاقی نیز مخصوص كودكان روبه‌رو شدند. باستان‌شناسان پی‌بردند این اجساد كه به طور طبیعی مومیایی شده‌اند مربوط به مراسمی مذهبی هستند كه در نوع خود بی‌نظیر است.
 

براساس اطلاعات به دست آمده، قدیمی‌ترین نعش موجود در این مقبره مربوط به راهبه سیلوسترو گابیو مربوط می‌شود كه سال 1599 مرده است. باستان‌شناسان او را سرسلسله جمع شدن این همه مومیایی كنار هم می‌دانند.
 
کشف بزرگترین دخمه مردگان با 8000 مومیایی+تصاویر ، www.irannaz.com
 
او معتقد بود هوای خشك می‌تواند باعث ایجاد مومیایی طبیعی در انسان‌ها و البته زندگی دائمی آنها شود. به همین علت جنازه‌ها را از دیوار آویزان می‌كرد تا مایعات درون بدن آنها بتدریج خارج شود و سال‌ها بعد جنازه‌هایی كه مانند میوه‌های خشك شده تغییر حالت داده بودند را با سركه می‌شست و بعد از آن بود كه لباس‌های مردگان را برای ایستادن همیشگی‌شان در حالت مومیایی تنشان می‌كرد.
 

وقتی بر اولین پله این دخمه قدم می گذاریم به یاد این جمله از دانته بر روی کتیبه‌های دروازه‌های جهنم می‌افتیم : «هرکس وارد اینجا می‌شود باید رویاهایش را رها کند»
 
کشف بزرگترین دخمه مردگان با 8000 مومیایی+تصاویر ، www.irannaz.com

 سرزمین مردگان در حالی در ایتالیا کشف شده است که معروفترین و عجیب‌ترین جسدی که در این صومعه قرار دارد، جسد دختر بچه ی 2 ساله ای به نام روزالیا لومباردو ملقب به زیبای خفته است که در سال 1920 به این صومعه تحویل داده شده است. جسد این دختر بچه در تابوتی قرار دارد که درب آن از شیشه است. چهره او بعد از گذشت سال‌ها همچنان طبیعی باقی مانده است.
 
کشف بزرگترین دخمه مردگان با 8000 مومیایی+تصاویر ، www.irannaz.com

 روزالیا لومباردو ملقب به زیبای خفته
زیرزمین این صومعه به پنج راهرو تقسیم شده است : بخش مردان، بخش زنان، بخش کشیشان صومعه، بخش راهبان و بخشی برای افراد بلند مرتبه جامعه همچون ارتشدارن، دانشمندان و وکلا. در بخش زنان قسمتی را نیز به دختران باکره اختصاص داده‌اند، که در آن، چهار دختر باکره در کنار یک صلیب آویزان شده اند.

نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1339
ادامه مطلب ...

خواندنی در مورد اولین خبرنگار زن در تاریخ ایران

خواندنی در مورد اولین خبرنگار زن در تاریخ ایران
به گزارش ایران ناز برخی محققان مطبوعاتی معتقدند که عزت ملک‌خانم یا همان اشرف‌السلطنه نخستین زن مطبوعاتی تاریخ ایران است.

سید فرید قاسمی‌، پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران در کتاب مطبوعات ایرانی خود درباره این زن سخن می‌گوید و او را اولین روزنامه‌نگار زن ایران می‌نامد: «اولین زن مطبوعات ایران عزت ملک‌خانم دختر امامقلی میرزای عماد الدوله دولتشاهی است که در سال ۱۲۸۸ه.ق به عقد محمد حسن خان صنیع الدوله (اعتماد السلطنه‌) درآمد و از سال۱۳۰۶ ملقب به اشرف السلطنه شد.
 
همسر اشرف السلطنه در دوران ۲۵ سال زندگی مشترک با او عهده دار امور مطبوعاتی بود و ۹ نشریه انتشارداد و نامش به عنوان نخستین وزیر انطباعات در تاریخ به ثبت رسید‌، در این مدت اشرف السلطنه صمیمانه با او همکاری کرد و حتی بیشتر آنچه که به عنوان روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه بر جای مانده است ،تقریر اعتماد السلطنه و تحریر اشرف السلطنه است و دور نیست که آثار دیگری نیز تحریر او باشد.»
 
 
نقش این زن همچنین در تاریخ عکاسی ایران انکارناپذیر است و او را به عنوان اولین عکاس زن ایران هم می‌شناسند. اعتمادالسلطنه همسر او در کتاب خود، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که شامل وقایع چهل سال زندگی پر ماجرای وی در دربار ناصرالدین شاه است، بارها به عکاسی وی اشاره کرده است. شرح روشنگری را نیز یکی از بستگان اشرف السلطنه در مقدمه چاپ‌های بعدی این کتاب در معرفی اشرف السلطنه و فعالیت‌های او از جمله عکاسی نوشته است.

دیگر محققان ایرانی معمولا از بی بی خانم استرآبادی به عنوان یکی از نخستین زنان روزنامه نگار ایرانی یاد می‌کنند اما معمولا به اشرف السلطنه اشاره‌ای نمی‌کنند. بی بی خانم در زمان مشروطه در روزنامه‌های حبل‌المتین، تمدن و نشریه مجلس مقاله می‌نوشت. اگر روزنامه‌های مشروطه را بررسی کنیم با نام «بی بی» زیر مقاله ها روبه‌رو می‌شویم که همان «بی‌بی خانم استرآبادی» است. از بی بی خانم استر آبادی مطالب زیادی در دست نیست و چند مطلب به جامانده از او بیشتر بر آموزش دختران تمرکز دارد.

درباره زندگی شخصی اشرف السلطنه که برخی محققان او را نخستین روزنامه نگار زن ایران می‌دانند اینگونه می‌نویسند: «وی در زمان حکمرانی پدرش در کرمانشاهان متولد شد و در جوانی به اعتمادالسلطنه که در آن هنگام میرزاحسن خان پیشخدمت شاه بود شوهر کرده و به تهران آمد. چون اولاد نداشت عمر خود را بیشتر به مطالعه کتب می‏گذرانید. به تاریخ و طب خیلی مایل بود. به علت زندگی با اعتمادالسلطنه از سیاست دربار ایران و اتفاقات مملکت و روابط با خارجه خوب مطلع بود.

در هنرهای زنانه و کارهای خانه از طباخی و خیاطی و غیره استاد و صاحب سلیقه بود. در حرمخانه ناصرالدین شاه و در خدمت شاه رفتاری تا حدی گستاخانه داشت. زبان فرانسه را قدری نزد شوهرش آموخته بود به سفر میل نداشت. به ساز و آواز مطلقاً مایل نبود ولی شطرنج و نرد را خوب بازی می‏کرد. عکس‌های قشنگ برمی‏داشت. عکاسی را نزد مرحوم شاهزاده سلطان محمد میرزا والد کمترین [یُمن‏الدوله] آموخته بود. دو مرتبه به عتبات عالیات مشرف گردیده، در اواخر عمر از راه اسلامبول به مکه معظمه مشرف شد و جمعی را همراه برده و قریب دو هزار تومان خرج کرد.»

این زن که پس از ۲۵ سال دوشادوش شوهرش گرداننده مطبوعات عهد ناصری بود در سال ۱۳۱۳ به علت فوت شوهرش از تهران رفت او همه املاک شوهرش به جز کتاب‌های خطی اعتماد السلطنه در تهران را فروخت و راهی مشهد شد. او این کتاب‌ها را به کتابخانه آستان قدس رضوی اهدا کرد و به عقد حاج سید حسین نایب التولیه آستان قدس رضوی درآمد چندی نیز با او زندگی کرد و آن‌گونه که مورخان می‌گویند درسن ۵۳ سالگی ازدنیا رفت.

نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1288
ادامه مطلب ...

?