.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

مدت خواب

مدت خواب

پرسش: 
براى يك جوان چقدر خواب در شبانه روز لازم است؟ و چه مقدار خواب در شب و چقدر در روز باشد؟

پاسخ:


تعيين دقيق ميزان خواب، براى هر فردى، به عوامل گوناگونى بستگى دارد؛ اين عوامل عبارت است از:


1. ميزان فعاليتى كه روزانه فرد انجام مى‏دهد؛


2. نوع فعاليتى كه انجام مى‏دهد؛


3. شرايط سنى؛


4. شرايط اقليمى؛


5. وضعيت سلامت روحى و جسمى و... .


علاوه بر اينكه تفاوت‏هاى فردى نيز در ميزان خواب مورد نياز، مؤثر است.


با توجه به آنچه گفته شد، اگر بخواهيم ميزان خواب مورد نياز يك جوان را روى يك پيوستار (خط) نشان دهيم، بايد گفت: اين ميزان بين 6 تا 8 ساعت در نوسان است؛ يعنى، حداقل خواب مورد نياز يك جوان نبايد كمتر از شش ساعت و حداكثر آن بيشتر از هشت ساعت نبايد باشد. شايد بتوان گفت: حتى ميزان خواب هر فردى نيز ممكن است داراى نوسان باشد؛ مثلاً در برخى از شب‏ها به دليل فعاليت‏هاى روزانه، ممكن است‏جوان به شش ساعت خواب نياز داشته باشد و در برخى از شب‏ها به هفت ساعت. البته اين نوسان، نبايد خيلى زياد باشد؛ زيرا نوسان زياد، موجب اختلال در چرخه خواب مى‏شود و پيامدهاى منفى دارد.


گفتنى است: از آنجا كه خواب صرفاً استراحت نيست؛ بلكه ترميم انرژى‏هاى از دست رفته نيز مى‏باشد و در واقع بافت‏هاى بدن - به ويژه بافت‏هاى عصبى - بايد در خلال خواب ترميم شود و دوباره آماده فعاليت گردد، بهترين زمان براى خواب شب‏ها است و روان‏پزشكان و روان‏شناسان، تأكيد مى‏كنند كه حداقل 85% خواب، بايد در شب و فقط 15% آن در روز باشد؛ زيرا شب‏ها هم آلودگى صوتى به حداقل مى‏رسد و هم نور طبيعى بسيار كم است و آرامشى كه در شب فراهم مى‏شود، در روز امكان‏پذير نيست.


قرآن نيز به اين حقيقت اشاره كرده، مى‏فرمايد: «وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً وَ جَعَلْنَا اللَيْلَ لِباساً» (نبأ (78)، آيه 9 و 10. ) «خواب را براى شما مايه آرامش قرار داديم و شب را پوششى براى شما قرار داديم». به نظر مى‏رسد قرار گرفتن اين دو آيه كنار هم، بيان‏گر اين حقيقت باشد كه بهترين زمان براى خواب و استراحت شب است.


شواهد علمى و تجربى نيز نشان مى‏دهد افرادى كه شب‏ها به اندازه كافى به خواب مى‏روند، از سلامتى بهترى برخوردارند و افرادى كه بيشتر روزها مى‏خوابند، آسيب‏پذيرترند.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1232
ادامه مطلب ...

پر خوابی

پر خوابی

پرسش: 
متأسفانه بنده خيلي وقت است كه عليرغم خواسته خودم بسيار درگير خواب هستم، و بيش از اندازه مي خوابم. گاهي اوقات عليرغم اينكه شبها دير مي خوابم ولي صبح ها به راحتي براي نماز بيدار مي شوم (اما خيلي كم اينچنين اتفاق مي افتد) و تا شب اصلا ً نمي خوابم. ولي برعكس هم هست كه يكمرتبه تا يك هفته صبح تا ساعت 10 شايد هم 11 خواب هستم. مي خواستم به من راهكار عملي دهيد كه در شبانه روز بيش از 6 يا 7 ساعت نخوابم و ديگر اوقات را به فعاليت (درس، كار و ورزش) بپردازم؟

مكاتبه شما با اين مركزبازگو كننده گرايش هاي فكري و عقيدتي پاك و تحسين برانگيز و گوياي حُسن اعتماد به اين مركز است. اميدواريم راهنماي خوبي براي تصميم گيري در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.دانشجوي گرامي، مطمئن باشيد كه چنين مسأله اي راه حل دارد . خواستن توانستن است .يكي از عللي كه مي تواند انسان را در تنظيم خواب و فعاليتهاي روزانه كمك نمايد داشتن برنامه كاري و دانستن ارزش زمان و آگاه بودن به مديريت زمان مي باشد.لذا موضوع شما را از دو زاويه بررسي مي نماييم 1- بررسي خواب و راهكارهاي كم نمودن آن 2- مديرت زمان و برنامه ريزي.


محور اول: به اين نكته توجه داشته باشيد كه به هر حال همه ما انسان ها نه تنها براي استراحت ، سلامت فكري و جسمي به خواب احتياج داريم، بلكه ترميم انرژي هاي از دست رفته و ترميم بافت هاي بدن – به ويژه بافت عصبي- در خلال خواب صورت مي گيرد. اگر مشكل پرخوابي ، كم خوابي و يا بدخوابي ادامه يابد به تدريج متوجه عوارض آن در زندگي خود خواهيم شد؛ لذا شايسته است كه هر فردي ميزان خواب خود را با توجه به عوامل گوناگون مؤثر در آن( نوع و ميزان فعاليت روزانه ،شرايط سني و اقليمي ,وضعيت سلامت روحي و جسمي و ...) تعيين نمايد.


افراد هم سن و سال شما به حدود 6 تا 8 ساعت خواب در طول شبانه روز نياز دارند كه بهتر است حداقل 85درصد آن در شب و فقط 15درصد آن در روز باشد .


معمولاً كاستن از اين مقدار خواب موجب افت دقت و كارآيي روزانه، خصوصاً كار فكري مي شود.


براي كاستن از مقدار اضافي خواب خود شايسته است در اولين قدم به توصيه‏هاى زير عمل كنيد.


1- علل زمينه‏اى پرخوابى را برطرف سازيد : پرخورى در شب از مهمترين عوامل پرخوابى است، سعى كنيد شب‏ها به حداقل غذا اكتفا كنيد.


2- اگر طبع شما سرد است از خوردن غذاهايى مثل ماست، بادمجان، ترشيجات و غيره كه طبيعت آنها سرد است و موجب تشديد خواب‏آلودگى مى‏شود بپرهيزيد . اگر طبيعت شما گرم است از غذاهايى كه طبيعت گرم دارند نيز اجتناب كنيد كه اين دسته غذاها موجب پرخوابى افراد با طبع گرم مى‏گردد.


3- غذا را سرشب ميل كنيد تا موقع خواب هضم شده باشد.


4- در صورت امكان از خواب قيلوله (قبل از ظهر) يا خواب بعد از ظهر بهره‏مند باشيد.


5- فعاليت‏هاى شديد بدنى در روز با خواب‏آلودگى و افزايش خواب همراهند و گريزى از آنها نيست، لذا اگر اين نوع فعاليت‏هاى شما زياد است آنها را تعديل كنيد. عدم تحرك و ترك ورزش روزانه باعث اجتماع رطوبت در بدن و خواب آلودگي مي شود. بنابراين تحرك بدني از ضرورت هاي زندگي يك جوان در سن و سال شماست.


6- ترك هر عادتي زمان بر است و شايسته آن است كه به تدريج عمل گردد، لذا با برنامه‏ريزى دقيق سعى كنيد به تدريج از ميزان خواب خود بكاهيد. جدولى تنظيم كنيد كه به مدت يكماه از طول خواب خود يك ساعت كم كنيد. هر 5 روز 10 دقيقه (5 دقيقه از ابتدا و 5 دقيقه از انتها) از خواب خود بكاهيد و در 5 روز بعد اين مقدار را دوبرابر كنيد تا ظرف 30 روز 60 دقيقه از خواب شما كاسته شده باشد و به اصطلاح عادت شكنى تدريجى داشته باشيد. بعد از يك ماه اگر باز هم مدت خواب شما زياد است به همين ترتيب از طول آن بكاهيد. در عين حال ميزان كاهش نبايد از حد مورد نياز بدن افزون‏تر شود.


7- با اطرافيان خود قرار بگذاريد كه اگر سر ساعت مورد نظر از خواب بر نخواستيد به هر صورت ممكن شما را بيدار سازند .


8- يكي از دلايلي كه ممكن است خواب صبحگاهي شما ادامه يابد اين است كه احساس نمي كنيد وظيفه اي بر دوش شماست و در واقع كاري نداريد كه بخواهيد زود و يا دير برخواستن از رختخواب براي شما تفاوت داشته باشد ؛ لذا توصيه مي گردد مسئوليت آماده كردن صبحانه براي اعضاي خانواده را به عهده بگيريد تا از اين طريق انگيزه شما براي برخواستن از رختخواب افزايش يابد .


9- يكي ديگر ا ز عواملي كه باعث مي گردد انسان به خوابش ادامه دهد دماي محيط است ؛ لذا هر وقت كه از خواب بيدار شديد از رختخواب خود به درآييد و از گرماي فضاي اتاق خواب به وسيله باز كردن پنجره و ... بكاهيد .به حياط رفته و مقداري حركات كششي انجام دهيد .


10- جهت پايبندي به تصميم خود براي خود برنامه تشويق و تنبيه بگذاريد به عنوان مثال با خود عهد ببنديد كه هرگاه سر ساعت مورد نظر از رختخواب بيرون نيامديد ، برنامه تلويزيوني مورد علاقه را كه هر روز دنبال مي كنيد تماشا ننماييد .لطفاً در اين مورد بر خود سخت بگيريد تا طبعتان به برنامه جديد زندگي عادت نمايد.


محور دوم:مديريت زمان و برنامه ريزي.


طبق آموزههاي ديني و مباحث روان شناسي مهمترين عامل موفقيت قدر فرصت و زمان را دانستن است و براي اين امر لازم تا برنامه ريزي دقيقي انجام دهيم و در ادامه بتوانيم در اين برنامه ريزي به نيازها و خواسته هاي خود بپردازيم.لذا اين موضوع را بطور كامل بررسي مي نماييم. همانطور كه خودتان مي دانيد زندگي و سرمايه عمر براي انسان نعمتي بي بديل و فرصتي بي نظير است كه اگر از دست برود هرگز قابل بازگشت نيست. ما بايد براي ثانيه هاي عمرمان حساس باشيم و آن را مفت و رايگان از دست ندهيم. بخش هايي از اين سرمايه ارزشمند و خدادادي، مثل جواني و دوران تحصيل، اهميت بيشتري دارد. زيرا آمادگي و فراغت انسان براي بهره برداري مناسب و سودمند بيش از مواقع ديگر است. به همين جهت ما به سؤال شما كه حاكي از حساسيتتان به اين موضوع است ارج مي نهيم و نشانه هوشياري و توجه شما مي دانيم گرچه بسياري از افراد از اين موضوع غافلند و دنبال اين هستند كه هر طور شده وقت خود را بگذرانند و روزشان را شب كنند.


اولين قدم براي استفاده بهينه از فرصت و اوقات فراغت، داشتن يك برنامه كارآمد و درست است. زيرا از يك سو به ما شيوه صحيح به كار گرفتن فرصت‏ها را مى‏آموزد و از سوى ديگر با نيل به هدف‏هاى كوتاه‏مدت و ميان‏مدت، رضايت خاطرمان را فراهم مى‏سازد. براي اينكه چگونه يك برنامه‏ريزى مناسب براى نيازهاى خود تنظيم نماييم منوط و مشروط به تحقق موارد ذيل است:


1. تعيين هدف. هدف ها دو قسمند. گاهي كلي اند مثل رضاي خدا، خدمت به مردم، بالا رفتن سطح آگاهي و امثال آن و گاهي جزئي اند مثل تخصص در يك رشته خاص مثل حساب داري، مطالعه يك كتاب، نوشتن مقاله يا امثال آن.


لازم است هر دو هدف را مشخص كنيم؛ يعني همان طور كه يك هدف كلي در نظر داريم، اهداف جزئي را هم دقيقا مشخص كنيم و آن را محور فعاليت هايمان قرار دهيم.


2. تشخيص نيازها وكاستي ها و نواقص احتمالي. بايد خواست‏ها و احتياجات اساسى خود را در آن زمينه به خصوص روشن كنيم. به عنوان مثال: در يك مقطع مشخص، چه درسى را نياز داريم بياموزيم تا تسلط بر آنها پيدا كنيم.


3. فرصت‏ها و اوقاتى كه بايد صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه ميزانى است؟


4. چه روشى مطلوب‏ترين شيوه براى دست‏يابى به اهداف مورد نظر مى‏باشد.


5. در مرحله اجرا نيازمند به چه ابزار و كاربرد چه وسايلى هستيم؟


6. پس از اجرا به ارزيابى فعاليت‏هاى انجام شده مى‏پردازيم تا ميزان دسترسى به اهداف مشخص شود و ميزان عدم موفقيت در رسيدن به برنامه را نيز معلوم نماييم. اين مرحله كه تحت عنوان بازخورد(فيدبك) ناميده مى‏شود، فرصتى به ما مى‏بخشد تا بتوانيم عوامل ناكامى احتمالى را نيز بشناسيم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پيشگيرى نماييم.


از آفات برنامه‏ريزى، فقدان تلاش و پشتكار در دستيابى به هدف برنامه است. و شايد در ابتداى فعاليت به همه موارد مورد نظر دست نيافته و دلسرد شويم و از ادامه راه باز بمانيم. و بي ترديد عمل به برنامه، مستلزم چشم‏پوشى از برخى فرصت‏هاى فراغت، سرگرمى‏ها و تفريحات مى‏باشد، در اين صورت بايد خود را سازگار با برنامه مى‏نماييم تا بتوانيم به نتيجه مطلوبى دست يابيم.


ممكن است در ابتدا، برنامه‏ريزى با كندى مواجه شود ولى در جريان عمل به برنامه به آن عادت مى‏كنيم و به مرور زمان جزء شخصيت ما مى‏شود. برنامه‏ريزى علاوه بر صرفه‏جويى در وقت و فرصت‏هاى زندگى، موجب مى‏شود تا خود را و نيازهايمان را بهتر و بيشتر بشناسيم. لازمه برنامه‏ريزى موفق، انعطاف‏پذيرى در عمل به برنامه است و نيز نگاه واقع‏بينانه به كاستى‏ها و ضعف‏هاى موجود در زمينه‏اى است كه برنامه تنظيم مى‏كنيم. برنامه‏ريزى تفكر ما را نسبت به زندگى شكل مى‏دهد و تفكّر منسجم منتهي به عمل در زندگى ايجاد مي كند.


به منظور داشتن يك برنامه منظم، لازم است جدولى تهيه نماييد و ساعات شبانه روز و ايام هفته را (به ترتيب در ستون افقى و عمودى) يادداشت كرده و براى هر ساعتى در هر روز از ايام هفته كار و برنامه مناسب را در آن يادداشت نماييد. مثلاً چه ساعتى از خواب بيدار شويد؟ ساعتى را به نماز و نرمش و صرف صبحانه و ديگر كارها اختصاص دهيد، ساعات درس و كلاس و مطالعه و استراحت و نظافت و... را نيز دقيقا در جدول بنويسيد و خود را موظف كنيد طبق جدول تهيه شده كه متناسب با توانايى‏هاى خودتان است عمل نماييد. در اين مسير نياز به يك عزم و اراده جدى هست كه انشاءالله در شما وجود دارد.


به جهت تأكيد بر نقش نظم در پيشرفت و تكامل علمي و انساني و... توجه شما را به سخنان علي(ع) پس از ضربت خوردن به دست ابن‏ملجم «لعنه ‏الله» به فرزندان خود حسن و حسين(ع) جلب مي كنم كه حضرت چنين فرمود:

«اوصيكما و جميع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم امركم؛

شما و همه فرزندان و كسانم و هر كسى را كه نوشته‏ام به او مى‏رسد، به تقواى خدا و نظم داشتن در كارتان سفارش مى‏كنم».


نكته مهم اين است كه اولين جمله‏اى كه در وصيت‏نامه خود به فرزندان خود در آن حالت خاص پس از توصيه به تقوا و دورى از گناه، توصيه به نظم در امور و كارها فرمود و اين نشانه اهميت نظم و نقش آن در سعادت و موفقيت انسان است و بدون آن كسي به جايي نمي رسد.


بعد از طرح و برنامه آنچه اهميت دارد و بايد عملياتي گردد پر كردن برنامه و طرح تهيه شده است محتواي برنامه براساس دو عامل پر و به اصطلاح تعيين مي شود:


1. هدف.


2- نيازها، كاستي ها و نقص ها.


شما بايد براساس هدف خودعمل كنيد و در صدد مرتفع ساختن نيازها و كاستي ها باشيد و در اين راستا گام بردايد و ما چون از هدف شما خبر نداريم و يا با نيازها و كاستي ها و نواقص زندگي فردي و اجتماعي و تحصيلي و خانوادگي و اقتصادي و... شما آگاهي نداريم نمي توانيم محتواي برنامه شما را تدارك نماييم اما يكي دو چيز را مي دانيم. اولين نكته اي كه مي دانيم آن است كه شما يك مسلمان هستيد و اين مسلماني مسؤوليتي را متوجه شما مي كند لذا بخشي از اين برنامه بايد مطابق آنچه مسلماني اقتضا مي كند پر شود. برخي از اين محتوا همانا اعمال عبادي شماست مانند اين كه بايد بخشي از برنامه شما به خواندن نماز، قرآن، اطلاع از احكام دين و عمل به آنچه دين بر دوش شما گذارده است اختصاص يابد. البته مسلماني فقط در عبادت جلوه نمي كند و تمام زندگي ما بايد متكي بر اسلام باشد.


نكته دوم آن است كه شما يك دانشجو هستيد لذا بايد بخش ديگري از برنامه شما با مطالعه مواد درسي رشته تحصيلي شما پر شود شايد بيشترين نيازها، كاستي ها و اساسي ترين اهداف شما همين تحصيل باشد و بايد بيشترين محتواي برنامه شما نيز امور درسي و تحصيلي باشد كار را از مواد درسي ضروري، مواد درسي كه در آنها احساس ضعف مي كنيد وكاستي را در تحصيل شما ايجاد كرده است شروع كنيد. گمان نمي كنيم جز دو برنامه فوق برنامه اساسي ديگري وجود داشته باشد مگر برنامه هاي ريز و جزئي البته خوب مي دانيد وجود تفريح و گردش و برنامه هاي نشاط آور نيز يكي از ضرورت هاي زندگي انساني است. آنچه گفته شد از محتواي برنامه برگرفته از حديثي است از امام كاظم(ع) كه مي فرمايند بكوشيد برنامه و ساعت زندگي خود را در چهار بخش تنظيم كنيد:


1- بخشي را به مناجات.


2- بخشي را به كسب معاش و روزي.


3- بخشي را نيز به معاشرت با برادران ديني مخلص و مورد وثوق كه عيب شما را مي نمايانند، اختصاص دهيد.


4- بخشي را نيز به تفريح بپردازيد.


در مورد شما معاش و روزيتان در ادامه تحصيل نهفته است.


منابع بيشتر جهت مطالعه


برنامه درسي و پرورش تفكر ، حسن ملكي


كلاس خلاقيت ،افشين سليماني


تكنولوژي موفقيت، حيدر محمدي


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1277
ادامه مطلب ...

نگراني از نگاه نامحرم

نگراني از نگاه نامحرم

پرسش: 
من دخترى با حجاب هستم و هنگامى كه به بيرون مي‌روم با اينكه حجابم كامل است و فقط صورت من معلوم است، نامحرمان بسيار نگاه مي‌كنند و من از اين امر بسيار ناراحت مي‌شوم. لطفاراهنمايى كنيد.

پاسخ:
خواهر گرامي؛اگر همسايه مقابل، ديوارهاي منزلش را خراب كند يا شيشه‌هاي آن را خرد كند، به خانه زيبا و محكم شما آسيبي وارد مي‌شود؟
يقين دارم كه شما تمام وظايف يك دختر مؤمن را رعايت مي‌كنيد: پوششي كامل داريد، با وقار قدم برمي‌داريد، نگاهتان را كنترل مي‌كنيد، لبخند يا كلام بيجا نداريد و ... . پس شما وظيفه خود را به درستي انجام داده‌ايد و زمينه گناه كسي را فراهم نكرده‌ايد. حال اگر كسي درصدد خراب كردن خانه دنيا و آخرت روح خود باشد، شما مسؤوليتي نداريد. برايشان دعا كنيد تا مشمول هدايت شوند.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1537
ادامه مطلب ...

رعایت حجاب

رعایت حجاب

پرسش: 
من دختری مجرد هستم. خانواده ي مذهبي داريم اما فاميلمان يا به طوري كه من خودم قبول دارم مذهبي نيستند و يا اينكه خيلي خيلي غير مذهبي هستند. مي خواهم حجاب زياد بگيرم. يعني مثل زن ها قشنگ تو روم رو بگيرم. اما متأسفانه با اينكه الآن حتي روي روسريم را بطور كامل با چادر نميگيرم و با اين حال حجاب زياد مي گيرم، خيلي ها بهم بي احترامي مي كنند. چون خواهرانم هم عقيده هاي من را ندارند و مانتويي هستند، اين بي احترامي بقيه به من بيشتر شده است. چكار كنم كه بتوانم حجاب دلخواهم را در اين فاميل بگيرم. مي دانم اگر اينطوري كه گفتم حجاب بگيرم، يعني چادر را كاملاً روي روسري بيندازم و با دست چادر را توي روي بگيرم حتي خواهر و برادرهايم هم خيلي سرزنش و تمسخرم مي كنند. چكار كنم؟ چون مي دانم كه برخي از مردان و پسران فاميل افراد خوبي نيستند و به چهره ي نامحرم ها خيره مي شوند و در سلام و احوالپرسي هم مراعات نمي كنند و آدم احساس گناه مي كند.

خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.


قبل از بيان جواب لازم است به اين نكته مهم اشاره نماييم كه شما در بين دو راهي قرار نداريد بلكه دقيقا در مسير درست قرار گرفته ايد و به تعبيري خداوند دست شما را گرفته و اگر احساس مي كنيد توان حركت و ادامه اين مسير را نداريد بعلت دودلي نيست بلكه بعلت نداشتن اراده قوي مي باشد.لذا ما در كنار شما قرار مي گيريم و به شما كمك مي نماييم تا در اين مسير حركت نموده و اگر نياز به راهنمايي داشتيد به شما ياري برسانيم.لذا در ادامه به چند نكته مهم اشاره و در انتها به چند راهكار عملي اشاره نماييم.


نكته1-

همانطور كه مي دانيد رعايت حجاب يك وظيفه اسلامى است.خدا در قرآن مى فرمايد:به زنان مؤمن بگو:از مردان بيگانه چشم بپوشند.و فروج و اندام خويشتن را از نگاه ديگران محفوظ بدارند،و محل زيبائيها و زينتهاى خويش را براى اجانب آشكار نسازند،مگر آنچه را كه طبعا آشكار است (مانندصورت و دستها) و روسريهاى خودشان را بر سينه ها بيندازند (تا خوب پوشيده شود) و زينت و جمالشان را جز براى شوهر و پدر و پدر شوهر وپسران خود و پسران شوهر،و برادران و فرزندان برادر و فرزندان خواهر...آشكار نسازند.


نكته 2-

با اين بيان روشن مي شود كه نمي توان بخاطر تمسخر ديگران اين حريم الهي را ناديده گرفت .براي اينكه در برابر ديگران توان بالاتري داشته باشيد و با صحبتها و رفتارشان احساس ناراحتي نكنيد لازم است تا شناخت و آگاهي خود را براي رعايت حجاب بالا ببريد.مطمئنا زمانيكه فرد با دلايل محكم رفتاري را انجام دهد كمتر در برابر ديگران آسيب مي بيند و در مسيري كه قرار دارد ثابت قدم مي باشد.


نكته3-

صلاح جامعه و بانوان در اين است كه پوشيده و محجوب باشند و متين و بدون آرايش از منزل خارج شوند و زيبائيهاى خودشان رادر معرض ديد همگان قرار ندهند زيرا همانطور كه مي دانيد زن و مرد گر چه در بسيارى از امور اشتراك دارند ليكن امتيازات ويژه اى نيز دارند.يكى از امتيازات مهم آنان اينست كه زن موجودى است ظريف و لطيف و زيبا و محبوب.زن دلبر است و مرد دلداده، زن جاذب است و مرد مجذوب،مرد دوستدار است و زن دوست داشتنى. هنگاميكه مرد با زنى ازدواج ميكند مى خواهد تمام خوبيها و زيبائيهاى اين موجودظريف را در انحصار خويش ببيند.زنى را دوست دارد كه زيبائيها،دلبريهاو طنازيها،شوخيها و خوشمزه گيها،و همه چيزش را در انحصار شوهرش قرار دهد و نسبت به مردان بيگانه جدا اجتناب نمايد.مرد بسيار غيور است و نمى تواند تحمل كند كه مرد بيگانه اى به همسرش نگاه كند يا با او درارتباط و آميزش باشد،بگويد و شوخى كند و بخندد و چنين عملى راتجاوز به حق مشروع خويش ميداند.و از همسرش انتظار دارد كه بارعايت پوشش و حجاب اسلامى و با تقيد به ضوابط شرعى و قوانين اخلاقى و با حفظ متانت و حجب و حياء اسلامى شوهرش را در اين خواسته مشروع كمك و يارى نمايد.هر مرد مؤمن و غيورى چنين خواسته اى را دارد. اگر همسرش به اين وظيفه اسلامى و اجتماعى عمل كرد او نيز با آرامش خاطر زندگى ميكند و براى تامين نيازمنديهاى خانواده اش تلاش مينمايد و بر محبتش اضافه ميگردد.و همين صفا ومحبت سبب ميشود كه او نيز به زنان بيگانه بى توجه باشد.اما اگر مردمشاهده كرد كه همسرش تقيدى به حجاب و پوشش اسلامى ندارد وزيبائيهايش را در معرض ديد مردان بيگانه قرار ميدهد و با آنها نيز درارتباط و تماس است شديدا ناراحت ميشود زيرا حق انحصارى خويش راتضييع شده و در معرض ديد ديگران مى بيند.و مسؤوليت اين امر را برعهده همسرش مى داند.چنين مردى همواره پريشان خاطر و بدبين است.محبت و صفايش نسبت به خانواده تدريجا كم ميشود.و اين ناراحتي را در رفتار خود بروز مي دهد بدون اينكه متوجه تغييررفتار شود.


نكته4-

اگر مي خواهيد به دستورات ديني عمل كنيد، عبادت كنيد، به مردم خدمت كنيد، خود را بسازيد و به كمال برسيد، تمام كارهاي مثبتي كه مي خواهيد انجام دهيد، به اراده قوي و آزاد و همچنين باور عميق و عشق و انگيزه قوي نياز دارد. براي تقويت اراده ابتدا بايد مبادي آن را تقويت كرد و سپس اموري كه مانع عملكرد انسان مي شود را برطرف نمود.


در اينجا به راهكارهايي جهت تقويت اراده و پوشيدن چادر اشاره مي نماييم.


1- در گام اول بايد علل اين سستي و ترديد را بشناسيد. توجّه كنيد اين سستي و ترديد غالباً در عدم اعتماد به بينش و تفكر درست خود ، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقي نكردن خود، عدم امنيت رواني، عدم تدبير عقلاني در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست‏هاي گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج‏هاي مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزاري و برنامه ريزي ممكن است.


2- بكوشيد براي پوشيدن چادر كه يك رفتار بسيار خوب و درستي مي باشد، انگيزه‏اي قوي داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت اين تصميم‏گيري و عواقب مثبت آن به طور كامل آگاه شويد. براي اجراي اين تصميم‏ براي خويش امنيت رواني فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامي در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگي فكري و فعّاليّت به جا را از طريق اين تصميم آشكار سازيد.


3- اگر عواملي مانند دوستان و يا محيط خاصي مانع عمل به اين رفتار درست مي شود سعي نماييد محيط زندگي و موقعيت كاري خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براي مثال در موقعيتي كه به سرزنش و متهم شدن به ناپختگي و... مي‏انجامد، قرار نگيريد.


4- اين كار را مانند هر كار ديگري آسان تلقي كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختي‏ها آسان مي‏گردد. به استقبال كارهاي به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مي‏توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آوريد.


5- رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاي نفساني بپرهيزيد. اين تسليم شدن‏ها اراده را ضعيف و متزلزل مي‏سازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاي پروردگار براي آرامش رواني و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است.


6- مدتي اجراء اين تصميم خود را با فردي ذي صلاح در ميان بگذاريد و از وي بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلي پيش نيايد و اجراي تصميمات خويش را به تأخير نيندازيد.


7- بكوشيد در كنار افرادي قرار بگيريد كه چادري هستند و در عين حال افرادي با تجربه و امين هستند و توانايي راهنمايي شما در اين زمينه را داشته باشند تا از قوت و درستي رفتارتان اطمينان يابيد.


8- در اجراء اين تصميم‏ها و فعّاليّت‏هاي خود به افراد اسوه‏ها دقّت كنيد، در همسان سازي و الگوپذيري جدي باشيد تا جرأت انجام كار يابيد و توان تصميم‏گيري و اجرا در شما تقويت شود.


9- براي خود تشويق و تنبيه قرار دهيد يعني زماني كه توانستيد اين رفتار را انجام دهيد خود را به نحوي تشويق نماييد و اگر در برابر ان دوباره گرفتار سستي شديد خود را از فعاليتي كه دوست داريد محروم سازيد.


نكته پاياني: باور نماييد عمل به اين نكات در ظرف چند روز كمك معجره آسايي به شما خواهد نمود سعي نماييد يك دفعه مسير و پوشش خود را عوض نمايد و توجه به حرف و گفته ديگران نداشته باشيد.اگر قرار باشد به حرف ديگران دقت نماييم نمي توانيم زندگي آرامي داشته باشيد. ما هم در كنار حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه سلام الله عليه براي شما انسانهاي خواستار پاكي دعا مي كنيم و منتظر نظر شما نسبت به اين مطالب هستيم تا در كنار يكديگر به سمت وضعيت مطلوب حركت نماييم.


جهت مراجعه و مطالعه بيشتر منابعي را خدمتتان معرفي مي كنيم.


1. آسيب‌شناسي حجاب، مهريزي-مهدي


2. حجاب در اديان الهي (زرتشت, يهود, مسيحيت و اسلام)، محمدي‌آشتياني-علي,طريقه‌دار-ابوالفضل


3. در حريم حجاب، مقدسي-محمد


4. در و صدف (بحث ديني, اجتماعي و سياسي درباره حجاب)، شجاعي-محمد


5. مسئله حجاب، مطهري-مرتضي


6. رايحه نجابت، زواريان-زهرا


7. گزيده مجموعه مقالات حجاب، كميسيون‌اموربانوان‌فارس-,رشته‌احمدي-پروانه


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1532
ادامه مطلب ...

با خانواده ام مشكل دارم!

با خانواده ام مشكل دارم!

پرسش: 
دختري 30 ساله مجرد هستم، با رفتار خانواده ام مشكل دارم و اونا به همديگه و به من احترام نميذارن و متقابلا من هم همين طور! و اونجور كه بايد همديگر رو دوست نداريم، براي جلب احترامشون چه كنم؟

دانشجوی گرامی،احساستان را نسبت به موضوعی که در فضای ارتباطی خود و خانواده تان وجود دارد درک می نماییم، امیدورایم هر چه زودتر این مسائل از زندگیتان رخت بربندد تا در کنار خانواد خود زندگی شاد و بانشاطی داشته باشید. شايد مسایلی كه باعث گرديده به احساس ناخوشایندی در ارتباط با اعضای خانواده خود برسيد كمي پيچيده به نظر رسد، اما باور نماييد كه به هيچ وجه حل آن پيچيده نيست. امیدواریم از آنجا که دختر تحصیل کرده ای هستید (با استفاده از نکاتی که در ادامه بدان اشاره خواهد شد) از عهده حل مسائلی که در زندگیتان وجود دارد، برآیید.


در پاسخ به سؤالتان(جلب احترام در محیط خانواده) به صورت کلّی گفتنی است: همانطور که از عبارات شما برمی آید، احترام(احساس ارزشمندی و اعتبار )اکتسابی است و این خود شما هستید که باید آن را به دست آورید. در واقع این شما هستید که باید خود را در موقعيت هايي قرار دهيد که احترامي را که سزاوار آن هستيد از راه های مختلف، به دست آوريد. برخی از مهمترین عوامل در اين زمينه عبارتند از:


1- احترام گذاشتن به ديگران


2- احترام گذاشتن به خود


3- احترام گذاشتن به بزرگترها


4- داشتن اعتماد به نفس


5- نترسيدن از تصميم گيري


6- خوب لباس پوشيدن و ظاهر نیکو داشتن


7- نیکو و مؤدبانه سخن گفتن


در مورد مسأله شما به نظر می رسد قدم اوّل این است که سعی نمایید ارتباط مناسبی را با سایر اعضای خانواده خود برقرار سازید تا در سایه آن خود را در موقعيّتی قرار دهيد که احترامي را که سزاوار آن هستيد به دست آوريد. در این زمینه توجه داشته باشید که:


1- فقط شما نیستید که با چنین مسأله ای در فضای ارتباطی خود و خانواده تان مواجهید.


2- همانطور که شما نیز واقفید، بدون از میان برداشتن علل تنیدگی و فقط با ابراز احساسات و ...، مشکل برطرف نمی گردد، بلکه باید از طریق شناخت منبع تنیدگی راه حل مدبّرانه ای برای رفع آن بیابید.


3- یک اصل کلی در ارتباطات این است : انسانهايي كه ارتباطات سالم و درستي با ديگر اعضاي خانواده دارند، استرس كمتري را تجربه مي‌كنند و شادتر بوده و راحت تر مي توانند به خواسته هاي خود برسند. در مواردی که فضای ارتباطی (مخصوصاً در محیط خانواده) با دیگران با مشکل مواجه می شود، هریک از اعضاء باید فارغ از سعی و تلاش طرف مقابل برای برقراری ارتباط پیشقدم گردد و الّا در فضایی که افراد نسبت به یکدیگر حس خوبی ندارند و یا حتی اینکه حس خوبی دارند ولی این حس خود را به طرف مقابل انتقال نمی دهند ،به صراحت می توان گفت که موقعیتی شبیه به وضعیت فعلی در خانواده شما اجتناب ناپذیر است.


4- در مورد جوی كه در خانواده تان حاكم است، چرا سعي نمي كنيد خود، ‌گام اول را برداريد كه اين مسأله موجبات رضايت خداوند تبارك و تعالي است و مطمئناً‌ توفيقاتي را براي شما در زمينه های مختلف عبادی، تحصیلی و ... زمينه ساز خواهد بود .


5- به نظر می رسد قدم اول در برون رفت از چنین وضعیتی که بدان دچار شده اید، فارغ از همه اختلافات و تنش ها با اعضای خانواده خود، این است که سعی کنید در ارتباط خود با آنها مثبت اندیش باشید. توضیح اینکه ارتباط میان فردی مؤثر زمانی برقرار می شود که از مثبت گرایی نسبی بهره مند باشید. واقعیت این است که هر اندیشه مثبت یا منفی که در ذهن انسان جاری می شود بر سرنوشت او اثر می گذارد؛ لذا توصیه ما این است که روی نکات مثبت خانواده و هر یک از اعضای آن تکیه داشته و با برجسته سازی این نکات، به نوعی باعث تشویق افراد خانواده خود برای استمرار و تعمیق رفتارها و باورهای پسندیده در محیط خانواده گردید.


6- يك رابطه سالم، گفتگوي سالم مي‌طلبد؛ ‌لذا سعي كنيد با تک تک افراد خانواده خود بر سر مسائل گوناگون با ملايمت و نرمي سر گفتگو را باز نماييد .توجه داشته باشيد كه هيچ كس دقيقاً همان چيزي نيست كه خواهان آن هستيد. گاه ممكن است آنها با اعمالشان شما را نا اميد ‌كنند. يك رابطه سالم به اين معناست كه ديگران را به همان صورتي كه هستند بپذيريد و قصد تغيير آنها را نداشته باشيد.


7- شنونده خوبي براي نظرات افراد خانواده د رموضوعات مختلف باشید و با گوش جان صحبت‌هاي آنها را بشنويد.


8- يك رابطه سالم با اعضاي خانواده بر مبناي احترام متقابل پايه ريزي شده است؛ لذا سعی کنید از سایر اعضای خانواده خود ايراد نگرفته و سرزنششان نكنيد.


9- به احساسات منفي و غيرقابل كنترل خود در برابر اعضاي خانواده اجازه بروز ندهيد.


10- يادتان باشد كه هر چه بيشتر خوبي‌هاي دیگران را ببينيد، روابط بهتري با آنها برقرار خواهيد نمود.


11- مناسبات خانوادگی خود را بر سه اصل عدالت، احسان و محبّت استوار نمایید.


12- از سه صفت کینه، نفرت و خشم به دور باشید.


13- در همه حال قدر خوبی های دیگر اعضای خانواده را بدانید.


نکته پایانی

یادتان باشد که گرچه اختلاف نظر در همه موارد و حتی در میان اعضای خانواده امری طبیعی است ولی به راحتی می توان با مدیریت صحیح کشمکش ها و نزاع های خود با دیگران به سازگاری مطلوبی با آنها دست یافت. مهم آن است که اگر هم فردی از اعضای خانواده وجود دارد که به اصول روابط محترمانه در محیط خانواده پایبند نیست شما سعی نکنید که با دامن زدن به برخی جریانات و رفتارها و در واقع با ضربه زدن به فضای ارتباطی مناسب در خانواده، نتیجه را مساوی نمایید.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1234
ادامه مطلب ...

مراسم عقد ...

مراسم عقد ...

پرسش: 
در جشن عقد من و همسرم از عمو هاي ايشان فقط يكي ازخانوادهاي عمويش حضور داشتند،در همان روز عقد بغض گلوي شوهرم رو گرفته بود و اين من بودم كه بهش دلداري دادم اما پس از مراسم ما گذشته و همچنان بهش تبريك هم نگفته اند،در حال حاضر نامزدم از من انتظار دارد كه بدون هيچ دعوتي به خانه عموهايش برويم اما من گفتم وقتي آنها يك تبريك هم نگفته اند دوست ندارم برويم اما او به من مي گويد ميخواهم ببينم خجالت مي كشند يا نه ؟ من ازشما يه راهنمايي ميخواهم تا مشكلاتمون حل شود وآرامشي كه با شوهرم انتظارش را داريم برسيم با تشكر.

خواهر گرامي، خوشحاليم كه به ما اعتماد كرده و سوالتان را با ما در ميان گذاشته‌ايد. اميدواريم بتوانيم همراه و راهنماي خوبي براي شما باشيم.
متن ارساليتان را با دقت خواندم و با خواندن آن وضعيتي را كه در برخورد با خانواده شوهرتان با آن مواجه هستيد را تا حدی درك كرده و خوب مي دانم كه خواه ناخواه ممكن است با برخوردهايي از سوي آنان رو به رو شويد كه پايه منطقي ندارد و شما را بيازارد، امّا هميشه يك نكته كليدي در زندگي يادتان باشد كه « با انتخاب صحيح براي ازدواج لزوماً قادر نخواهيم بود تا ابد در زندگي خود احساس خوشبختي نماييم، بلكه مسير زندگي پيچ و خم هاي زيادي دارد كه شايسته است با صبر و تحمّل و آشنايي با مهارت هاي مختلف زندگي بر مسائل آن فائق آييم».
خواهر گرامي لحظه ای خودتان را جای بنده قرار دهید و سعی کنید همین سوال را از خودتان بپرسید، چه جوابی به این سوال می دادید؟ آیا پیشنهاد می کردید برای همیشه با عموهای شوهرتان قطع رابطه کنید و یا اینکه راه حل دیگری به نظر شما می رسید؟ قبل از خواندن جواب سوال می خواهم در این باره با دقت کافی تامل کنید.
اکنون می خواهم به شما فرمول موفقیت در زندگی مشترک را که در تمام مشکلات، چالش ها و بگو مگو های همسران نقش اساسی دارد را به شما آموزش دهم. فرمولی که اگر زن و شوهر از آن استفاده کنند، هیچ گاه در زندگی خود با بن بست روبرو نمی شوند. به نظر شما این فرمول چیست؟ کدام روان شناس خانواده این فرمول را کشف کرده است؟ در کدام کتاب غربی به آن اشاره شده است؟ اما نه، من این فرمول را پس از سال ها مشاوره خانواده به دست آوردم اما نه در کتابها و نظریات روانشناسان غربی، بلکه در نهج البلاغه امام و پیشوای شیعیان جهان. لحظه اي خودتان را جاي همسرتان قرار دهيد.در شرائطي كه همسرتان نسبت به رفتار اشتباه خانواده خود هیچ تقصیری ندارد، او چه انتظاري از شما دارد ؟ آيا او خودش هم از رفتار اقوام خود ناراحت نیست، پس چرا به شما اصرار می کند که به دیدن عموهایش بروید؟ آيا انتظار ندارد كه براي استحكام بنيان خانواده، نشان دادن عشق و علاقه خود به او، غرورتان را زير پا بگذاريد و به دیدن عموهایش بروید؟ درست است! دقيقا همان انتظاراتي كه براي تغيير روابط از همسرتان توقع داريد، او نيز همان توقعات را از شما دارد. شاه كليد آغاز حركت اصلاحي در محيط خانواده سخن گهربار مولاي متقيان امام علي عليه السلام است:
«آنچه را كه براي خود دوست داري براي ديگران نيز دوست بدار و آنچه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند.»[ نهج البلاغه، نامه 31.]پس همانطور كه اگر چنین موضوعی برای شما اتفاق افتاده بود و اقوام نزدیک شما به مراسم ازدواج نمی آمدند انتظار داشتید همسرتان در اين كار خير پيشقدم شود، فرصت را از دست ندهيد و با شوهرتان در مورد تصمیم درستی که گرفته است همکاری کنید.
چند نکته:
1- به یاد داشته باشید تا آخر عمر نمی توانید با خانواده همسرتان قطع رابطه کنید، پس بهتر است خودتان با بزرگواری زمینه ارتباط با آنان را فراهم کنید.
2- اقوام انسان دست و بازوی انسان محسوب می شوند که در سختی ها به کمک به او می آیند؛ بنابراین انسان تحت هیچ شرایطی نباید آنان را از دست بدهد.
3- چنانچه احساس می کنید برخی از اقوام خانواده شوهرتان در زندگی شما دخالت می کنند، چاره آن قطع ارتباط با آنان نیست، بلکه باید با مدیریت رفتار آنان از آسیب دیدن زندگی مشترک خود جلوگیری کنید.
4- به یاد داشته باشید که حفظ خانواده مهم تر از آن است که بواسطه مسائل پیش پا افتاده آسیب ببیند، بنابراین از اشتباه خانواده شوهرتان گذشت کنید و این نکته را به او خاطر نشان شوید که فقط به دلیل عشق و علاقه ای که به او دارید، به دیدن خانواده او می روید.
امیدوارم در تمام مراحل زندکی موفق و سر بلند باشید.
باز با ما سخن بگوئید.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

هم رنگشان شوم؟

هم رنگشان شوم؟

پرسش: 
خانواده شوهري كه به فكر تيپ و خريد وسايل گران قيمت و لباسهاي شيك هستند و مدام در مهمانيهاي خود به فكر قيافه و كلاس گذاشتن و ... هستند، چگونه بايد برخورد كرد؟ آيا عروس بايد به رنگ ايشان در آيد؟( چون اگر عروس خانواده به شكل ايشان درنيايد از نظر ايشان به چشم نمي آيد و در ديده ها حقير است)

دانشجوی گرامی؛ متن ارسالی فعلی شما و سؤالات زیادی را که در سابقه تماس جنابعالی با مشاوران این مرکز وجود دارد مطالعه کرده و تا حد زیادی به این نکته که ارزشهای مورد اعتقاد شما با خانواده و فامیل شوهرتان متفاوت است، پی بردیم.


در پاسخ به سؤال فعلی جنابعالی:(1. چگونه بايد با افرادی که به دنبال چشم و همچشمی هستند، برخورد کرد؟ 2. آيا بايد به رنگ ايشان درآمد؟) شما را به نکاتی آگاهی می¬دهیم که خود در این زمینه تصمیم مناسب را بگیرید.


در واقع با مطالعه این بخش از پاسخ علاوه بر شناخت علل بروز چشم و همچشمی و راه علاج ان در این گونه افراد به این نکته نیز خواهید رسید که در پی¬ همرنگی با این افراد از ترس به چشم نیامدن نزد آنان ممکن است چه چیزهایی را از دست دهید.


ابتدا شایسته است به عوامل ایجاد چشم و همچشمی اشاره¬ نماییم تا به تبع آن راه درمان خود را بنمایاند. برخی از این دلایل عبارتند از:


1- تكبر: افراد متکبّر دائماً مي¬كوشند تا به هر شكلي شده برتري خويش را بر دیگران نشان داده و خود را فراتر، بزرگ¬تر و برتر از ديگران بنمايانند. اين افراد چيزهايي را كه در خود مي¬يابند به رخ ديگري کشیده و در اموري كه احساس مي¬كنند از برتري برخوردار نيستند تظاهر به دارايي آن مي نمايند. از اين رو مسئله چشم و هم چشمي به عنوان تظاهر براي برتري جويي مطرح مي شود و شخص مي كوشد تا با تظاهر برتري خود را نشان دهد.


2- تكاثرطلبي: تفاخر از ديگر علل بيماري و نابهنجاري چشم و هم¬چشمي است؛ زيرا شخص با اين شيوه مي¬كوشد تا اموري را گرد آورد كه بتواند به رخ ديگري بكشد و خود را در حد و اندازه طرف مقابل و يا فراتر از آن بنماياند.


3- حسادت¬هاي فردي: افراد حسود به نوعي در پي همانندسازي با ديگران هستند و تمايلي نسبت به تمايز با اطرافيان خود نداشته و مي¬خواهند چيزي جداي آنچه مورد تأييد ديگران است، نباشند.


4- كمبود اعتماد به نفس: روان شناسان اجتماعي، كمبود اعتماد به نفس را يكي دیگر از فاكتورهايي می¬دانند كه مي تواند در افزايش چشم هم چشمي افراد تأثير به سزايي داشته باشد. واضح است براي رهايي از اين مشكل باید از همان روش¬هايي استفاده كرد كه در از ميان بردن تكبر، حسادت، تظاهر، تكاثر و ديگر رذايل اخلاقي استفاده مي-شود. از اين رو تغيير بينش و نگرش چنین افرادی همراه با تغيير الگوهاي رفتاري آنان، از مهم¬ترين عوامل بازسازي و جلوگيري از رواج پديده چشم و هم چشمي در آنان می¬باشد.


نکات پایانی دانشجوی گرامی؛ اگر به نیکی بنگرید همه جامعه شناسان، روانشناسان و مشاوران خانواده همواره از اهميت آرامش در محيط خانوادگي صحبت مي¬كنند و تمام تلاش خود را به كار مي¬گيرند تا راهكارهاي ايجاد و حفظ آرامش در محيط خانوادگي را آموزش دهند. آن وقت آیا منطقی است كه تنها به خاطر تقليد از افرادی که ارزشهایشان با شما متفاوت است اين آرامش را از زندگی خود و همسرتان دريغ نمایید؟


توصیه می¬گردد:


1. این مسأله را با همسر خود در میان گذارده و با همفکری همدیگر راهکاری را در پیش بگیرید که سبک زندگی افرادی که ارزشها و اصولشان در زندگی با شما متفاوت است بر زندگی نوبنیاد شما تأثیر نگذارد. به عنوان مثال می¬توانید محل زندگی خود را کمی دورتر از آنان انتخاب نمده و عملاً طوری شرایط را مهیّا نمایید که رفت و آمد کمتری (البتّه کاری کنید که حد واجب صله رحم رعایت گردد) با آنها داشته باشید.


2. به جهت آنکه روحیه و اخلاق چنین افرادی به طور غیرمستقیم هم که شده بر شما تأثیر نگذارد در مقابل با افرادی که به ارزشهای مورد اعتقاد شما در زندگی پایبندند، معاشرت داشته باشید.


3. سعی کنید در میهمانی¬های مشترک از افراد موفّقی که مادیّات را عامل برتری و بزرگی خود بر دیگران نمی¬دانند نیز دعوت نموده و در واقع کاری نمایید که این الگوها در معرض دید کسانی باشند که دچار چشم و همچشمی هستند. نکته دیگر آن است که شایسته نیست برای به دست آوردن احترام چنین افرادی با انها همرنگ شده و از کارهای آنان تقلید نمایید، راهکاری که می¬توانید در پیش بگیرید این است که خود را در موقعيت¬هايي قرار دهيد که احترامي را که سزاوار آن هستيد از راه¬های مختلف، به دست آوريد.


برخی از مهمترین عوامل در اين زمينه عبارتند از: 1- احترام گذاشتن به ديگران در صحبت و رفتار 2- احترام گذاشتن به خود و شخصیّت قائل شدن برای خود 3- احترام گذاشتن به بزرگترهای فامیل 4- داشتن اعتماد به نفس 5- خوب لباس پوشيدن و ظاهر نیکو داشتن 6- نیکو و مؤدبانه سخن گفتن


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1253
ادامه مطلب ...

با خانواده اش سردم!

با خانواده اش سردم!

پرسش: 
با خانواده همسر كه به تازگي با ايشان آشنا شده ام بسيار سرد برخورد مي كنم براي ايجاد رابطه اي گرم راهنمايي كنيد؟

دانشجوی گرامی؛ یکی از مسائلی که معمولاً زوج¬های جوان درباره آن می پرسند، شیوه برقراری ارتباط با خانواده همسر می باشد. جای بسی خوشحالی دارد که شما از این دسته افراد بوده و از نحوه برقراری ارتباط گرم و صمیمانه با خانواده همسرتان سخن به میان آورده اید؛ زیرا برخی از زوجهای جوان تا جایی از ماجرا پرتند که حتی در ضرورت ارتباط با خانواده همسر دچار شک و تردیدند و گاه ضرورتی در آن نمی بینند، بلکه اساساً به صورت مستقیم و غیرمستقیم و با استفاده از ترفندهای مختلف به دنبال آن هستند که رابطه ای با خانواده همسر خود نداشته باشند. حال بماند که برخی دیگر نیز در مورد حدود این روابط دچار مشکل بوده و تا جایی پیش می روند که با نیّت خیر مثلاً حفظ کیان خانواده، پرهیز از سستی آن و کاهش اختلافات خانوادگی حتی مانع ارتباط همسر خود با خانواده اش می گردند. برای پاسخگویی به سؤال جنابعالی در جهت افزایش صمیمیّت در روابط با بستگان همسرتان شایسته است به راهکارهایی که در ادامه بدان اشاره می گردد، توجه نمایید.


1. سعی نمایید بستگان همسرتان را به این دلیل که منسوب به شریک زندگیتان می باشند، از ته قلب دوست داشته و این علاقه خود را در برخوردها و روابطتان به شکلی مناسب اظهار نمایید.


2. یکی از اصول فوق العاده مهم در ایجاد صمیمیت با افراد فامیل به ویژه فامیل همسر این است که با آنها رفت و آمد داشته باشید و روابط نزدیکی با آنها برقرار سازید؛ زیرا فاصله ضد صمیمیّت است.


3. آنها را بخاطر کوچکترین توانایی های فردی، فامیلی و ... تحسین نمایید.


4. تاریخ تولّد بستگان درجه یک همسرتان نظیر پدر، مادر، برادر و خواهرش را کشف نموده و در آن روز هدیه ای هر چند کوچک برایشان تهیّه نمایید.


5. در خطاب قرار دادن بستگان همسرتان کاملاً رعایت ادب و نزاکت را نموده و به گونه ای آنها را مورد خطاب قرار دهید که احساس ارزشمندی و احترام نمایند.


6. علاقه خود را به افراد فامیل همسرتان با زبان نیز اظهار نمایید.


7. هنگامی که وقایعی نظیر مریضی، فوت و حادثه ای برای افراد فامیل همسرتان به وجود می آید، با آنها همدردی نموده و به عیادتشان بشتابید.


8. همانگونه که در مورد رفع نگرانی از خانواده و فامیل خود دغدغه مند هستید، به دنبال کشف و رفع نیاز بستگان همسرتان نیز باشید. البته توجه داشته باشید که کشف نیاز آنها باعث مداخله بی مورد در کار آنها نشود.


9. همیشه در برخورد با بستگان همسرتان چهره بشّاش و متبسّم داشته باشید.


از عوامل منفی در تداوم صمیمیت نظیر 1- ارتباط بیش از حد 2- عدم تلاش برای بیشتر صمیمی شدن و 3- دخالت کردن بپرهیزید.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1254
ادامه مطلب ...

من و خانواده شوهرم

من و خانواده شوهرم

پرسش: 
من و شوهرم زندگي بسيار خوب و عاشقانه اي با هم داريم و هيچ مشكلي در روابطمان نداريم. ولي مشكل من مربوط به روابط خانواده همسرم با من مي باشد. بدين صورت كه گاهي رفتارهايي از خانواده همسرم سر مي زند كه بسيار مرا ناراحت مي كند. هر بار كه از شوهرم مي خواهم كه اين رفتار زننده آنها را به آنان گوشزد كند، از اينكار سرباز مي زند. در صورتيكه اگر حرف يا حديثي در خانواده من پيش بيايد كه سبب دلخوريش شود با خانواده ام در ميان مي گذارم تا رعايت حالش بشود. حالا مي خواهم بپرسم آيا ايراد از من است كه اين خواهش را از شوهرم دارم يا كار درست را ايشان انجام مي دهد؟ در ضمن من اصلاً خواهان اين نيستم كه اهانت يا بي احترامي به خانواده شوهرم شود. چون من در روابط خودم با آنها بسيار دقيق و محترمانه عمل مي كنم. خودم هم بخاطر اينكه آدم خجالتي هستم توان انجام اين كار را ندارم.

از نوع وبيان سوال معلوم است كه همسري هستيد كه بدنبال رسيدن به يك زندگي مطلوب هستيد.ما هم اميدواريم با راهكارها شما را ياري نماييم.همانطور که می دانید بیان جزییات می تواند در راهنمایی نمودن کمک بسیاری نماید از سوال شما می توان برداشت نمود که در اوایل زندگی مشترک هستید.لذا با این فرض جواب می دهیم .در مورد سوال شما باید بیان داریم که گاهی ممکن است درخواست از همسر برای تذکر دادان به خانواده خود موثر باشد و گاهی هم ممکن است همین امر باعث درگیری بیشتری شود.لذا نمی توان بصورت کلی گفت کار درستی است یا نه زیرا در شرایط و موقعیتهای متفاوت ممکن است بازخوردهای متفاوتی داشته باشد.برای همین در این جواب ما بدنبال ایجاد تعادل و سازگاری با خانواده همسر هستیم.البته قبل از بیان راهکارها به چند نكته مهم اشاره مي نماييم.
نكته اول : توجه داشته باشيد كه تجربه نشان داده است بین خانوادهها و زوج هاي جوان در اوائل زندگي مشترك شان به خاطر عدم آشنايي از روحيات و اخلاقيات همديگر و اختلاف نظرها و سليقه ها در مسائل جزئي زندگي دچار تنش مي شوند. کمال خواهي، مطلق نگري و ايده آل گرايي آنها اگر به همراه حلم و بردباري و سعه صدر نباشد شيريني زندگي را به تلخي تبديل مي کنند. البته اختلاف در ابتداي زندگي بین افراد که دارای خانواده هاي مختلف و روحيات متفاوت هستند زياد دور از انتظار نيست و مشکل مهمي نيست به شرطي که زود حل شود و طولاني يا مکرر نشود. زيرا ازدواج چون نهال نو پايي است که اگر در معرض مداوم طوفان اختلاف و درگيري ها قرار گيرد امکان شکسته شدن دارد. پس بايد هوشيار باشند و اجازه ندهند مسائل جزئي و سطحي خللي در زندگي آنها ايجاد کند.
نكته دوم :زندگي کردن يک هنر است و اين هنر را بايد به تدريج آموخت و مهارت هاي لازم را بايد از افراد با تجربه ياد گرفت و الا در برخورد با افراد به وِيژه کساني که در حاشيه زندگي مشترک قرار دارند و گاهي اوقات ممکن است وارد متن زندگي شوند، دچار مشکل مي شويم . بنابراين براي پيشگيري از اين گونه مشکلات بايد هنر زندگي کردن را آموخت. بايد نحوه برخورد با همسر و خانواده او را در مواقع گوناگون ياد گرفت.حال به این موضوع می پردازیم که چگونه با خانواده همسر تعادل و سازگاري برقرار نماييم. در اینجا ما راهکارهایی بیان می نماییم که هر کدام از شما باید در مورد خانواده یکدیگر بکار ببرید.لازمه رسیدن به ایت تعادل و سازگاری اين است که ويژگيهاي شخصيتي همسر و خانواده او را بشناسيم همچنان که بايد اقوام و خويشاوندان خود را شناخت و نحوه تعامل با آنها را نيز آموخت. در اولين قدم خونسردي را حفظ نماييد. خونسردی به معنی صبوری منفعلانه و سکون و بی حرکتی نیست. خونسردی در مقابل رفتارهای تکانشی و انفجاری احساسی است. یعنی در مواردی که با پدیده منفی و یا بحرانی در زندگی روبرو شدیم ، ضرورت دارد قبل از هر چیزی خونسرد باشیم تا قدرت تعقل ما بتواند موضوع و راه حلها را بررسی کند. در ساحل امن خونسردی است که سایر مهارتها و آگاهی های ذیل فرصت عرض اندام پیدا می کنند.سپس به تجزيه تحليل مشكل بپردازيد. همه اینها شکل ظاهری و سطحی مشکلات را نشان می دهد. اگر بدون تجزیه و تحلیل این مشکلات دست به اقدام بزنیم ، علاوه بر اینکه مشکل حل نمی شود، مشکلات شدیدتری به خاطر عملکرد نامناسب پیش می آید.
راهكارهاي ايجاد تعامل و تعادل
1. اعتماد سازي
بيشتر تنشهاي موجود بين خانواده ها ريشه درعدم اعتماد دارد. اگر به همديگراعتماد داشته باشيم حرف يکديگر را دخالت تلقي نمي کنيم. پس در اولين گام بايد زمينه اعتماد سازي را فراهم نمود. در مسير اعتماد سازي بايد ابتدا خود به همسرتان اعتماد کنيد تا کم کم آنها نيز به شما اعتماد نمايند.
2. ارتباط سازي
منظور اين است كه به خانواده همسرتان بگویید که همسرتان از انها تعریف می نماید و متقابلا همسرتان هم از طرف شما این جملات را به خانواده خودش بگوید.اين نوع رفتارها موجب حس خوش بيني در خانواده شده و راه پذيرش حرفهاي منفي را سد مي کند. البته خود مي دانيد که يكى از جاهايى كه اسلام اجازه داده انسان دروغ بگويد، آن جايي است که اين عمل موجب اصلاح بين افراد مي شود. اين كار اگر چه با واقعيت همراه نباشد ولي در زدودن كينه‏ ها و برطرف كردن سوء ظن نسبت به يكديگر بسيار موثر است و در تلطيف روابط ميان آنها مى‏توانيد مفيد واقع شويد. البته انتظار نداشته باشيد كه با يك بار برخورد اين ‏چنينى، همه خصومت‏ها و سوءظن‏ها برطرف شود. بلكه اين كار نياز به زمان وو صبر و حوصله دارد.
3. تحكيم روابط
مرحله سوم تحکيم روابط مثبت است.در صورت موفقيت در مراحل قبل سعى كنيد نقاط مثبت خانواده را شناسايى كنيد و آنها را در يك دفترچه‏اى يادداشت كنيد و هر وقت در كنار يكى از آنها قرار گرفتيد و صحبت طرف مقابل به ميان آمد شما به اين جنبه‏هاى مثبت اشاره كنيد و بگوييد همه آدم‏ها يك ويژگى‏هاى مثبت دارند و در كنار آن جنبه‏هاى مثبت ممكن است نقايصى نيز داشته باشند ولى ما براى استحكام روابط خودمان با ديگران بايد جنبه‏هاى مثبت آنها را در نظر بگيريم و فقط به جنبه‏هاى منفى نگاه نكنيم. يكى از مهمترين عوامل سوءظن به ديگران همين منفى‏نگرى است و بهترين راه براى از بين بردن سوء ظن توجه به جنبه‏هاى مثبت ديگران است و شما مى‏توانيد با طرح اين جنبه‏هاى مثبت، نگرش خانواده را نسبت به خود عوض كنيد.
4.حترام متقابل
هيچ گاه نزد شوهرتان از مادر شوهر و ... بدگويي نکنيد. او را تحقير نکنيد، همواره به ايشان احترام بگذاريد و از او تعريف نماييد. اين امر باعث مي شود، ديد شوهرتان نسبت به خانواده شما تغيير كند.گاهي عدم تعادل محصول برخوردهاي ما با طرف مقابل است.
اگر شما بتوانيد اين مراحلى كه بيان شد با صبر و حوصله به خوبى انجام دهيد تا حدود زيادى مى‏توانيد سوء ظن و سوء تفاهم‏هاي موجود را به حداقل برسانيد و روابط ميان خود را در حد قابل قبولى اصلاح كنيد. البته به اين نكته بايد توجه داشته باشيد انجام چنين كارى هم صبر و حوصله كافى نياز دارد و هم همكارى همسرتان را مى‏طلبد لذا بايد از شتابزدگى اجتناب كنيد و در صورت امكان اگر افراد ديگرى مى‏توانند در اين زمينه با شما همكارى كنند و مورد اطمينان هستند از آنها نيز كمك بگيريد تا بهتر بتوانيد اين مسؤوليت خطير را انجام دهيد .
در اين رابطه مطالعه كتابهاي زير نيز مفيد خواهد بود:
1.آئين همسرداري: دوروتي كارنگي، ترجمه مهستي شهلايي.
2. همسرداري: ابراهيم اميني (كتاب اسلامي و متناسب با فرهنگ ما)
3. تسخير قلب؛ خانم ها چگونه بايد به قلب همسر خود راه يابند؟، تأليف رابرت، ترجمه كيهان نيا.
4. زن، مرد، ارتباط: تأليف گري، ترجمه مهدي قراچه داغي.
5.زندگي شيرين: تأليف محمود اكبري.
6.كلبه عشق: آنچه عروس و داماد بايد بدانند، مهدي دانشمند.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

خواهر شوهر

خواهر شوهر

پرسش: 
من اگر مشكلي با فاميل همسرم داشته باشم بايد چه جوري برطرفش كنم (ما در عقد به سر مي بريم) مثلا خواهرشوهرم حرفي مي زنه كه من ناراحت ميشم بايد چيكار كنم؟ (بايد بگم كه من كلا آدم صبوري هستم و اصلا شخصي نيستم كه مثل دختراي ديگه سريع جواب يه نفر رو همون جا بدم و به اصطلاح توي خودم مي ريزم. وقتي به شوهرم موضوع رو ميگم، حرفاش هميشه همينه: اين همه خوبي اونا به تو كردن حالا همين يه رفتارشون رو مي بيني ( البته من اصولا از هر چي كه ناراحت ميشم پيش شوهرم گله نمي كنم) و هرچي خانوادم تا حالا باهاش رفتاري داشتن كه مطابق ميلش نبوده به رخم مي كشه و آخر هم ميگه كه خودت هر رفتاري دوست داري انجام بده من نمي تونم كاري انجام بدم. واقعا نمي دونم چيكار كنم چون خودمم آدمي نيستم كه جواب رفتاراي بد رو بدم. لطفا منو راهنمايي كنيد.

دانشجوی گرامی؛ از طریق مطالعه متن ارسالیتان با دغدغه خاطر شما آشنا شده و به شما حق می دهیم که تا این اندازه نگران چنین وضعیتی باشید؛ زیرا هنوز مدّت زیادی از زندگی مشترکتان نگذشته و در دوران عقد به سر می برید. شایسته است مسایلی را که بدان اشاره نمودید در چند محور جمع بندی نماییم تا با بصیرت بیشتری با مسأله( نه مشکل ) پیش آمده مواجه گردید.


1. در عقد به سر مي بريد و هنوز وارد زندگی مشترک مستقل نشده اید.


2. ابراز ناراحتی از حرف وابستگان همسرتان نظیر خواهرشوهر.


3. وقتي چنین موضوعی را با همسرتان در میان می گذارید، چنین پاسخ می دهد که «اين همه خوبي اونا به تو كردن حالا همين يه رفتارشون رو مي بيني».


4. از روحیات شایسته خود و اینکه « كلا آدم صبوري هستم»،«اصولاً از هر چي كه ناراحت ميشم پيش شوهرم گله نمي كنم» نوشتید.


5. چنین عنوان نمودید که«هرچي خانوادم تا حالا باهاش رفتاري داشتن كه مطابق ميلش نبوده به رخم مي كشه».


يكى از مشکلات اساسى افراد اين است كه در ارزیابی های خود از مسایلی که با آن مواجهند معمولاً دچار نوعى افراط یا تفریط اند , لذا با گذشت زمان دچار نااميدى و سرخوردگى مى‏شوند؛ بنابراين، يكى از رمزهاى موفقيت در هر امری واقع نگرى است. لطفاً به مسائلی که با آن مواجهید، به دید مشکل ننگرید؛ زیرا زمانی که انسان به رویدادهای طبیعی زندگی لقب «مشکل» می دهد، انگیزه روانی اش برای مواجهه با آن کاهش می یابد، در حالی که اگر به نیکی بنگریم اطرافیان زیادی را خواهیم دید که به آسانی به حل آن نائل می گردند؛ لذا همانگونه عمل کنید که نسبت به تکالیف درسی خود به چشم مسأله نگریسته و با اعتماد به نفس کامل به رویارویی با آن بپردازید.


شايد مسایلی كه باعث گرديده شما به احساسات ناخوشایندی که در متن ارسالی بدان اشاره نموده اید، برسيد كمي پيچيده به نظر رسد، اما باور نماييد كه به هيچ وجه حل آن تا اين حد كه شما تصور مي نماييد، پيچيده نيست. زندگی در این دنیا برای هیچ کس کامل نیست. بدون شک زندگی « داشته ها»و «نداشته های» فراوانی دارد. اگر انسان به داشته های خود توجه کند و از آنها لذّت ببرد، راحت تر می تواند نداشته ها را تحمّل کند، اما اگر کسی داشته های خود را نبیند، زندگی را یکسره محرومیت می داند و در آن ،هیچ نقطه امیدی نمی یابد و همه زندگی ،یکپارچه برای او سختی و تلخی است که واقعاً چنین زندگی ای را نمی توان تحمّل کرد. انسان موفّق کسی است که از سویی از آنچه دارد، آگاه بوده ، نسبت به آن شاکر باشد و از سوی دیگر، نسبت به سختی ها بردبار بوده، از بی تابی کردن بپرهیزد. کسی که شاکر نیست ، از آنچه دارد، بی خبر است و یا آنچه را دارد ، نعمت نمی داند و لذا از آن لذّت نمیبرد.بنا براین : سعی کنید نسبت به نعمت هایی که در اثر ازدواج با شوهرتان از آن برخوردارید همانند بستر مناسبی برای حفظ ایمان، موفقیت در ابراز عاطفه نسبت به جنس مخالف و مورد محبّت قرار گرفتن از سوی او که نیاز طبیعی هر انسانی است، تشکیل زندگی و خانواده مستقل و ... سپاس گزار بوده و از بی تابی نسبت به برخی سختی ها و مسايلي كه با آن مواجه هستيد، بپرهیزید.


انسان سالم، كسى است كه خود را آن‏گونه كه هست، بپذيرد؛ يعنى، هم نقاط قوّت و هم نقاط ضعف خود را مدّ نظر قرار دهد؛ زيرا بزرگ جلوه دادن نقاط قوت، به خود بزرگ ‏بينى منجر مى‏شود و با برجسته كردن نقاط ضعف، احساس كهترى و نا ارزنده سازى در فرد به وجود مى‏آيد. انسان پخته و سالم، كسى است كه به هر دو جنبه نگاه كند و از هر گونه افراط و تفريط بپرهيزد. بسيارى از افراد همچون شما دوست دارند در اثر معاشرت با ديگران از جمله بستگان شوهر، زندگي موفّقي داشته باشند؛ ولى به جهت ناآگاهى از چگونگى معاشرت و آداب آن و نيز رعايت نكردن آن آداب، توانايى برقرارى روابط مناسب را از دست مى‏دهند و با ناکامی مواجه می شوند.


توجه داشته باشید که:

1. شما تنها فردى نيستيد كه با اين مسأله در بدو ازدواجتان مواجه هستید؛ جوانان(دختران و پسران) بسیاری از مسأله مشابه شما رنج می برند؛ لذا آن را به عنوان یک مسأله ببینید نه یک معضل و مشکل لاینحل .


2. ما انسان ها به گونه ای هستیم که هرگاه نسبت به اهميت و ارزش موضوعي اطلاع يابیم, در اثر آن شناخت, انگيزه بهتر و بيشتري براي عمل و پاي بند بودن به آن پید اخواهیم کرد؛ لذا شایسته است ابتدا به اهميت , قدر و منزلت دورانی که در آن به سر می برید، عنایت ویژه ای مبذول نمایید؛ زیرا زندگی( خصوصاً )در ایام نامزدی، مملو از شادکامی و سرور است پس بیایید اگر چشمانی برای دیدن آن نداریم و از لذت دیدن شادی ها محرومیم، با خواسته های منطقی و غیر منطقی خود فضا را به سمتی نبریم که زندگیمان به سمت کدورت و دلخوری هدایت گردد. بیایید نگاهمان را به دوران شیرین نامزدی ، تغییر دهیم. حقیقت این است که رعایت موازنه در زندگی با خانواده همسر نه تنها برای شما بلکه برای همسرتان نیز، کاری دشوار اما شدنی است. مطمئن باشید که شما نیز یک مثل بند باز با تمرین و صبر می توانید در این زمینه مهارت لازم را کسب نمایید.


3. يكى از مهم ترين عوامل سازگارى و حسن تفاهم با خانواده همسر اين است كه آنها به این احساس برسند که شخصيتشان مورد توجه و احترام است؛ لذا با روحیات خوبی که در شما سراغ داریم؛ خواهشمندیم چنین احساسی را از طریق رفتار و گفتارتان به آنها منتقل نمایید؛ لذا توصيه مي شود تا مي توانيد نسبت به خواهر شوهرتان محبت نماييد؛ زيرا انسان به طور طبيعى دوستدار كسى است كه به او نيكى كرده و دشمن كسى است كه درباره او بدى نموده است .


4. يک اصل کلي در مورد انسانها وجود دارد و آن اينکه انسان موجودي تغييرپذير است يعني همانطور که تأثير روي ديگران مي گذارد از رفتار ديگران متأثر نيز مي شود و رفتار او تغيير مي کند و قطعا شما با رفتار پسنديده خود مي توانيد خواهرشوهرتان را تحت تأثير قرار دهيد. وی را آن گونه كه هست دوست بداريد و در حقش دعا کنید. شاید متحول ساختن چنين افرادي دشواري نمايد، اما امري شدني است؛ لذا نيازمند صبر و حوصله و همين طور تدبير و هوشياري و ظرافت هاي رفتاري خاص از طرف شما است.


5. هرگز نه تنها خود سعي در ايجاد تغيير ناگهاني و برخوردهاي تند و عجولانه نداشته باشيد بلکه چنین انتظاری نیز از شوهرتان در حمایت از شما نداشته باشید، چرا که اين شکل رفتار نه تنها ممکن است فرد مقابل را به سوي مخالفت بکشاند بلکه ناسازگاري را به صورت لجاجت آميز در ايشان تشديد مي نماید.


6. از ايجاد تغيير و اصلاح در رفتار خواهرشوهرتان مأيوس نشويد. بهترين وسيله براي سالم سازي زمينه تأثير بر روي رفتار وی محبت نمودن به او, تحويل گرفتن و احترام گذاردن به او است آن هم احترام بدون قيد و شرط و به عنوان خواهر خود. مطمئن باشید که اگر وی حس خوشایندی از رفتار شما نصیبش شود؛حاضر نخواهد بود به هر قیمتی چنین حسی را از دست دهد.


7. به احساسات منفي و غيرقابل كنترل خود در برابر خواهر شوهر و همسرتان اجازه بروز ندهيد.


8. خودتان همه جوانب در عدم دخالت همسرتان در چنین موضوعی را بسنجید. انتظار چه برخوردی دارید؟ در مقابل خانواده اش بایستد؟! قطعاً شما نیز چنین نمی خواهید؛ زیرا به روشنی از عواقب آن مطلعید. آیا فکر نمی کنید که ممکن است به صرف مداخله شوهرتان در روابط شما و خواهر شوهرتان طرف مقابل برداشت نادرستی از ماجرا کرده و وضعیت بدتر شود.


9. اگر به این نتیجه رسیدید که خواهرشوهرتان اشتباه عمل می کند، پس چرا می خواهید با ناراحت کردن همسرتان نتیجه را برابر نمایید.


10. به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسر و خواهرشوهرتان را مورد توجه و تاييد قرار دهید; به گونه‏اى كه بفهمند برايشان ارزش قائل هستید .


11. هر چه بيشتر خوبي‌هاي طرف مقابل را ببينند ، روابط بهتري با وی برقرار خواهید نمود.


نکات پایانی

تجربه نشان داده است زوج هاي جوان اوائل زندگي مشتركشان به خاطر عدم آشنايي از روحيات و اخلاقيات همديگر و اختلاف نظرها و اختلاف سليقه ها در مسائل جزئي زندگي دچار تنش مي شوند. اگر چنین مسائلی به همراه حلم و بردباري و سعه صدر نباشد شيريني زندگي به تلخي تبديل مي گردد؛ لذا شایسته است به دلیل رفتارهای ناخوشایند خانواده های طرفین بار مضاعفی بر روابط خود با شوهرتان تحمیل ننمایید. هيچ كس دقيقاً همان چيزي نيست كه خواهان آن هستيم. گاه ممکن است افراد با اعمالشان ما را نا اميد ‌كنند. يك رابطه سالم به اين معناست كه ديگران را به همان صورتي كه هستند بپذيريم.


شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر و یا خواهر شوهرتان ممکن است شوهرتان را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از آنها ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیّتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.


در ادامه هدیه ما به شما طبق حدیثی که در ادامه خواهد آمد این جمله است که (مدارا با دیگران زندگی را زیبا و دلپذیر می سازد ).


«مدارا کن که مدارا در چیزی نباشد مگر آن را زینت دهد و در هرچه نباشد آن را خوار کند ». [1]


سلامت (آسايشِ) زندگي، در مدارا كردن است.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 09 بهمن 1390
بازديد:1274
ادامه مطلب ...

?