.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

اس ام اس ها و پیامک های بسیار زیبای عاشقانه و قشنگ جدید

اس ام اس ها و پیامک های بسیار زیبای عاشقانه و قشنگ جدید



 

ریاست محترم دل : اینجانب عشق

فارغ التحصیل رشته محبت از دانشگاه عاشقان افتخار دارم در یکی از

شعبه های قلب شما انجام وظیفه کنم ! اجازه میدید !؟

.

.

.

دوسطط دارم با  ط  دسته دار !

که دستش بخوره تو سر هرچی حسوده !

.

.

.

نوشتم حرف دل را تا بخوانی / که چون دوری ز من دردم بدانی

در این دنیا ندارم غیر تو کَس / بمیرم گر مرا از خود برانی . . .

.

.

.

سر و پایت طلا باشه گل من / وجودت بی بلا باشه گل من

به غیر از من اگر یاری بگیری / الهی بی وفا باشه گل من !

.

.

.

قلب ها شیشه های احساسند ، تقدیم به وجودی که احساس قلبش منم . . .

.

.

.

به یمن امدنت هزاران ستاره در آسمان آبی دلم درخشید

تو اولین و آخرین حکایت بی انتهای عشقی . . .

.

.

 


.

نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است . . .

.

.

.

عمری است که ویران شده ام / ساکت و سرد و پریشان شده ام

تا تو آیی و مرا دریابی / من اسیر شب طوفان شده ام . . .

.

.

 


.

دلم با عشق تو عاشق ترین شد / تمام لحظه هایم بهترین شد

ولی بی مهریت کار دلم ساخت / دل تنهای من تنها ترین شد . . .

.

.

.

ترسم که شبی در غم جانکاه بمیرم / در حسرت دل باشم و با آه بمیرم

آن لحظه آخر که اجل گفت بمیرم / ای کاش تو را بینم و آنگاه بمیرم . . .

.

.

.

دوستی تکرار دوستت دارم نیست ، فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش میداری . . .

.

.

.

با ارزش ترین چیز در زندگی دل آدم هاست

اگه کسی بهت سپردش امانت دار خوبی باش . . .

.

.

.

اض ثمیم غلبم دوسطت دارم !

غلت غلوت دوستت دارم !

.

.

.

متن نگاهت ای دوست از راه عشق لبریز

صدها ستاره حیران از ماجرای چشمت . . .

.

.

.

شبی دنبال معنایی برای تو میگشتم / تو بالاتر ز هر معنی و من بیهوده می گشتم . . .

.

.

.

بر سر سفره احساس اگر جایی بود / سخن ساده و دعای مرا جای دهید . . .

.

.

.

مثل پرستوی سراسیمه عشق / پشت دیوار دلم از همه محبوب تری . . .

.

.

.

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم ؟

تا به کی در غم تو ناله شب گیر کنم  . . . ؟

.

.

.

ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدم هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست !

.

.

 

همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه ؟

اما الان با تو به زیباترین جواب رسیده ام  . . .

.

.

.

سه نوع گل داریم : یکی تو خونه ، یکی تو گلخونه ، یکی داره اس ام اس میخونه  !

.

.

 

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی ؟

عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری . . .

.

.

.

به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم

دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه  . . .

.

.

 

خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم

شده در زندگی لیلای عشقم ، و من مجنون عشقش در دیارم

.

.

.

افسار دلم دست خدا بود چنین شد  / ای وای اگر دست خودم بود چه می شد ؟

مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟

.

.


.

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است  باش فردا که دلت با دگران است  . . .

.

.


.

اشکاتو پاک کن همسفر ، گاهی باید بازی رو باخت

اما اینو یادت باشه ، که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت . . .


کسانی که اس ام اس جدید داغ دارند برای ما ارسال کنند تا در اولین فرصت در سایت قرار

 



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1260
ادامه مطلب ...

از "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" بیشتر بدانیم

اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد چنانکه در دعا مى‏خوانیم: یا من سبقت رحمته غضبه «اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است».
وبلاگ حکمتی از قرآن در مطلبی به به بیان ویژگی های بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ب هعنوان یکی از آیه های قرآن کریم پرداخت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ(1)
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
In the Name of Allah, the Beneficent, the Merciful
aمیان همه مردم جهان رسم است که هر کار مهم و پر ارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى‏کنند، یعنى آن کار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى‏دهند. ولى آیا بهتر نیست که براى پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتباط دهیم که فنا در ذات او راه ندارد، از میان تمام موجودات آنکه ازلى و ابدى است تنها ذات پاک خداست و به همین دلیل باید همه چیز و هر کار را با نام او آغاز کرد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن مى‏گوئیم: «بنام خداوند بخشنده بخشایشگر» (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ).
و در حدیث معروفى از پیامبر صلّى اللّه علیه و اله مى‏خوانیم: کلّ امر ذى بال لم یذکر فیه اسم اللّه فهو ابتر: «هر کار مهمى که بدون نام خدا شروع شود بى فرجام است»
و نیز امام باقر علیه السّلام مى‏فرماید: «سزاوار است هنگامى که کارى را شروع مى‏کنیم، چه بزرگ باشد چه کوچک، بسم اللّه بگوئیم تا پر برکت و میمون باشد»
کوتاه سخن اینکه: پایدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است که با خدا دارد به همین مناسبت خداوند به پیامبر دستور مى‏دهد که در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خدا شروع کند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ (سوره علق آیه 1)، و مى‏بینیم حضرت نوح در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر کشتى براى پیروزى بر مشکلات به یاران خود دستور مى‏دهد که در هنگام حرکت و در موقع توقف کشتى «بسم اللّه» بگویند (سوره هود آیه 41 و 48)و آنها نیز این سفر را سر انجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند.و نیز سلیمان در نامه‏اى که به ملکه سبا مى‏نویسد سر آغاز آن را «بِسْمِ اللَّهِ» قرار مى‏دهد (سوره نحل آیه 30)
روى همین اصل، تمام سوره‏هاى قرآن- با بسم اللّه آغاز مى‏شود تا هدف اصلى از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزى و بدون شکست انجام شود و تنها سوره توبه است که بسم اللّه در آغاز آن نمى‏بینیم چرا که سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتکاران مکّه و پیمان شکنان آغاز شده، و اعلام جنگ با توصیف خداوند به «رحمان و رحیم» سازگار نیست.
نکته‏ها:
آیا بسم اللّه جزء سوره است؟
در میان دانشمندان و علماء شیعه اختلافى نیست که بسم اللّه جزء سوره حمد و همه سوره‏هاى قرآن است، اصولا ثبت «بسم اللّه» در آغاز همه سوره‏ها، خود گواه زنده این امر است، زیرا مى‏دانیم در متن قرآن چیزى اضافه نوشته نشده است، و ذکر «بسم اللّه» در آغاز سوره‏ها از زمان پیامبر صلّى اللّه علیه و اله تاکنون معمول بوده است. به علاوه سیره مسلمین همواره بر این بوده که هنگام تلاوت قرآن بسم اللّه را در آغاز هر سوره‏اى مى‏خواندند، و متواترا نیز ثابت شده که پیامبر صلّى اللّه علیه و اله آن را تلاوت مى‏فرمود، چگونه ممکن است چیزى جزء قرآن نباشد و پیامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و بر آن مداومت کنند.به هر حال مسأله آنقدر روشن است که مى‏گویند: یک روز معاویه در دوران حکومتش در نماز جماعت بسم اللّه را نگفت، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فریاد زدند أسرقت أم نسیت؟ آیا بسم اللّه را دزدیدى یا فراموش کردى!
اللّه جامعترین نام خداست:
زیرا بررسى نامهاى خدا که در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى‏دهد که هر کدام از آن یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس مى‏سازد، تنها نامى که جامع صفات جلال و جمال است همان «اللّه» مى‏باشد. به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى کلمه «اللّه» گفته مى‏شود به عنوان نمونه: «غفور» و «رحیم» که به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى‏کند (فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)- سوره بقره آیه 266.
«سمیع» اشاره به آگاهى او از مسموعات، و «علیم» اشاره به آگاهى او از همه چیز است (فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ)- بقره: 227.
و در یک آیه بسیارى از این اسماء، وصف «اللّه» قرار مى‏گیرند. هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ:
«اوست اللّه که معبودى جز وى نیست، اوست حاکم مطلق، منزه از ناپاکیها، از هر گونه ظلم و بیدادگرى، ایمنى بخش، نگاهبان همه چیز، توانا و شکست ناپذیر، قاهر بر همه موجودات، و با عظمت»
یکى از شواهد جامعیت این نام آن است که ابراز ایمان و توصیه تنها با جمله لا اله الّا اللّه مى‏توان کرد.
رحمت عام و خاص خدا:
مشهور در میان گروهى از مفسران این است که صفت «رحمان» اشاره به رحمت عام خداست که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار مى‏باشد، زیرا «باران رحمت بى‏حسابش همه را رسیده، و خوان نعمت بى‏دریغش همه جا کشیده»
ولى «رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است. و تنها چیزى که ممکن است اشاره به این مطلب باشد آن است که «الرَّحْمنِ» در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آن است، در حالى که «الرَّحِیمِ» گاهى به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند (وَ کانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً) «خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است» (احزاب: 43)
در روایتى نیز از امام صادق علیه السّلام مى‏خوانیم: «خداوند معبود همه چیز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است»
چرا صفات دیگر خدا در «بسم اللّه» نیامده است؟
و تنها روى صفت «رحمانیت و رحیمیّت» او تکیه مى‏شود. امّا با توجه به یک نکته، پاسخ این سؤال روشن مى‏شود و آن اینکه در آغاز هر کار لازم است از صفتى استمداد کنیم که آثارش بر سراسر جهان پرتوافکن است، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشیده است.
بهتر است این حقیقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا که مى‏گوید: وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ «رحمت من همه چیز را فرا گرفته است» (اعراف- 156)
از سوى دیگر مى‏بینیم پیامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت و دشمنان خطرناک دست به دامن رحمت خدا مى‏زدند، در مورد «هود» و پیروانش مى‏خوانیم: فَأَنْجَیْناهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا: «هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان) رهائى بخشیدیم» (اعراف- 72)
پس اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد چنانکه در دعا مى‏خوانیم: یا من سبقت رحمته غضبه «اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است». انسانها نیز باید در برنامه زندگى اساس و پایه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1273
ادامه مطلب ...

آخر و عاقبت دروغگويي ..

آخر و عاقبت دروغگويي ..


مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از قلبش خارج می‌شود که تا به عرش می‌رسد، و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کم‌ترین آن زنای با مادر است در پرونده‌ی اعمالش می‌نویسد .

دروغ

دروغ کلید تمام بدی‌ها

هر انسان مؤمنی این را به خوبی می‌داند که قدم نهادن در مسیر بندگی و اطاعت از فرامین پروردگار هستی، از لوازم ضروری ایمان بوده، به گونه‌ای که بدون آن هرگز به حقیقت ایمان دست نخواهد یافت، و در زندگی هرگز طعم شیرین ایمان واقعی را از اعماق جان خویش نخواهد چشید، زیرا این امر بدیهی است که، کسی که پایه به عرصه‌ی ایمان گذاشته، امّا به دستورات و لوازم آن پایبند نیست، ایمان لقلقه‌ی زبانش بوده و در زندگی صرفاً اسم ایمان را با خود به یدک می‌کشد، اما از آن بهره‌ای نبرده است.

چنین کسی در واقع، انسان خسارت دیده‌ای است که سرمایه‌ی عظیم عمر خویش را به باطل گذرانده و در زندگی به همین ایمان ظاهری دل خوش کرده است، غافل از آنکه، روزی فرا خواهد رسید که پرده از حقیقت پنهانش کنار زده می‌شود و چشمان خفته‌ی او بیدار گشته و با ندامتی برخاسته از جان، سرنوشت شوم خود را نظاره گر خواهد بود.

بنابراین اگر کسی به سرنوشت ابدی خویش علاقمند بوده و دوست دارد به سرمایه‌ی عظیم ایمان دست یابد، تا در دنیا و آخرت از برکات مادی و معنوی آن بهره‌مند شود، همواره باید در زندگی به فرامین و دستورات الهی گوش فرا داده، و مو به مو آن‌ها را انجام دهد، چرا که زیر پا نهادن دستورات پروردگار هستی، و ارتکاب کارهای ناشایست، چون آتشی خانمان سوز، خرمن ایمان آدمی را به آتش می‌کشد.

یکی از آن کارهای زشت و ناپسند، که به یقین خشم الهی را به همراه خواهد داشت دروغ گفتن است.

در مکتب حیات بخش اسلام، دروغ به اندازه‌ای مذموم و ناپسند است که از گناهان کبیره بلکه از بزرگ‌ترین آنها به حساب آمده است، و در مورد آن وعده‌ی عذاب سخت داده شده است.

در روایتی یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت، امام حسن عسکری (علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین، و در عین حال تکان دهنده و آموزنده، پیرامون زشتی دروغ می‌فرماید: (جعلت الخبائث کل‌ها فی بیت و جعل مفتاح‌ها الکذب) 1. تمام بدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن خانه دروغ است.
بعضی‌ها به خاطر اندیشه‌ی نادرست، و در اثر یک محاسبه کاملاً غلط، به این نتیجه رسیده‌اند که دروغ زمانی حرام است که جدّی گفته شود، ولی اگر برای تفریح و شوخی و خنده و امثال این موارد باشد، اشکالی ندارد.در حالی که این اندیشه و تفکر، پنداری است غلط، که به اشتباه بر صفحه‌ی ذهنشان نقش بسته و از واقعیت کاملاً به دور است
فرشتگان الهی دروغگو را لعنت می‌کنند!

زشتی دروغ به اندازه‌ای است که ملائکه الهی به شدّت از آن متنفر بوده و دروغگو را مورد لعن و نفرین خود قرار داده‌اند، در روایتی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره به زیبایی می‌فرمایند: «إنّ المؤمن اذا کذب به غیر عذر لعنه سبعون الف ملک و خرج من قلبه نتن حتی یبلغ العرش و کتب الله علیه تلک الکذبة سبعین زنیة أهونها کمن زنی بِاُمّه» 2.

مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از قلبش خارج می‌شود که تا به عرش می‌رسد، و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کم‌ترین آن زنای با مادر است در پرونده‌ی اعمالش می‌نویسد.


عذابی که مخصوص دروغگویان است!

در روایتی رسول گرامی اسلام می‌فرماید: در شب معراج دیدم، مردی که بر پشت خوابیده شده و دیگری بالای سرش ایستاده و در دستش چیزی شبیه عصای آهنی که سرش کج باشد، وجود داشت، و سپس می‌آمد در یک طرف او می‌ایستاد و با آن وسیله‌ای که دستش بود بر روی او می‌زد [در اثر این ضربه] دهانش از ابتدا تا انتهای آن قطعه قطعه می‌شد، و همچنین با آن وسیله بر بینی و چشم او می‌زد و تا قفا پاره می‌شد، سپس به طرف دیگر می‌آمد و همین کار را تکرار می‌کرد، هنوز از این طرف فارغ نشده بود، که طرف دیگر سالم و به حال اوّل برمی گشت و با او همان کار اوّل را می‌کرد.

پرسیدم: علّت عذاب این شخص چیست؟ به من گفتند: این مردی است که صبح از خانه‌اش بیرون می‌رود دروغی می‌گوید که زیانش به آفاق می‌رسد و تا روز قیامت با او چنین عذابی می‌کنند. 3
دروغ و گناه

دروغ، شوخی و جدی ندارد!

بعضی‌ها به خاطر اندیشه‌ی نادرست، و در اثر یک محاسبه کاملاً غلط، به این نتیجه رسیده‌اند که دروغ زمانی حرام است که جدّی گفته شود، ولی اگر برای تفریح و شوخی و خنده و امثال این موارد باشد، اشکالی ندارد. در حالی که این اندیشه و تفکر، پنداری است غلط، که به اشتباه بر صفحه‌ی ذهنشان نقش بسته و از واقعیت کاملاً به دور است.

امیر متّقیان علی(علیه السلام) در کلامی زیبا و دلنشین پیرامون این موضوع می‌فرماید: «لا یصلح الکذب جد و لا هزل و لایان یعد احدکم صبیه ثم لا یفی له ان الکذب یهدی إلی الفجور و الفجور یهدی إلی النار»4؛ صلاح نیست که انسان دروغ بگوید، چه دروغ جدّی و چه شوخی، و نباید یکی از شما به فرزندش وعده‌ی چیزی بدهد و به آن وفا نکند، همانا دروغ انسان را به فسق و فجور می‌کشاند و فجور هم او را به سوی آتش می‌برد.


دروغ می‌گویی تا دیگران بخندند!

یکی از کارهای خوب و پسنده ای که بین مردم رواج دارد، مزاح و شوخی و خنداندن مردم است. این عمل اگر در حدّ اعتدال باشد و آلوده به گناهی نشود، نه تنها کار بدی نیست، بلکه امری پسندیده و شایسته نیز خواهد بود، به گونه‌ای که وجود این خصلت در آدمی، یکی از شاخصه‌های خوش اخلاقی محسوب می‌شود.

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که: حضرت به یکی از یاران خود فرمود: شما چگونه با یکدیگر شوخی می‌کنید. آن شخص جواب داد: بسیار کم. حضرت فرمود: «فلا تفعلوا فان المداعبة من حسن الخلق، و انک لتدخل بها السرور علی اخیک و لقد کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) یداعب الرجل یرید ان یسر»5؛ مزاح و شوخی را ترک نکنید، زیرا مزاح شاخه‌ای از حسن خلق است و شما به وسیله آن شادی را در دل برادر مؤمن خود وارد می‌سازی و پیامبر (صلی الله علیه و آله) همواره با افراد شوخی می‌کرد، تا آن‌ها را خوشحال کند.
بعضی از ما انسان‌ها، وقتی در جمعی قرار می‌گیریم، به هر قیمتی که شده می‌خواهیم اطرافیان خود را بخندانیم، و لذا به منظور رسیدن به این هدف، گاهی حاضر می‌شویم دست به کارهای ناشایستی بزنیم که هرگز در خور یک مؤمن واقعی نیست، یکی از آن کارهای ناشایست، دروغ گفتن است، که بعضی‌ها در جمعِ دوستان، آشنایان، فامیل و ... سریعا ًدروغی را از پیش خود دست و پا کرده، و برای خنداندن دیگران آن را بازگو می‌کنند

بنابراین کلمات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) بیانگر این مطلب است که شوخی امری است پسندیده، که با آن دل‌های پژمرده طراوت یافته، و غبار غم و غصه از آن‌ها کنار زده می‌شود، که اگر ما بخواهیم زندگی‌ای سرشار از نشاط و شادی داشته باشیم و با نیروی مضاعف به کارهای روزمره‌ی خود بپردازیم، حتماً باید شوخی و خنده، جزء برنامه‌های اصلی زندگی ما باشد.

نکته‌ی حائز اهمیّت پیرامون موضوع شوخی و خنده، آن است که بعضی از ما انسان‌ها، وقتی در جمعی قرار می‌گیریم، به هر قیمتی که شده می‌خواهیم اطرافیان خود را بخندانیم، و لذا به منظور رسیدن به این هدف، گاهی حاضر می‌شویم دست به کارهای ناشایستی بزنیم که هرگز در خور یک مؤمن واقعی نیست، یکی از آن کارهای ناشایست، دروغ گفتن است، که بعضی‌ها در جمعِ دوستان، آشنایان، فامیل و ... سریعا ًدروغی را از پیش خود دست و پا کرده، و برای خنداندن دیگران آن را بازگو می‌کنند.

ما به این دسته از انسان‌ها از سر دلسوزی و مهربانی می‌گوییم: هرچه سریع‌تر این عمل زشت و ناپسند خود را ترک کنند، چرا که طولی نمی‌کشد، این خنده‌ها جای خود را به گریه داده و شما دوست عزیز! به خاطر دل خوشی دیگران باید در چاهی که خود ساخته‌ای گرفتار شوی، و به قول معروف زمستان می‌رود و سیاهی آن به زغال می‌نشیند.


وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جدی بگیرید!

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن یکی از وصیت‌هایی که به جناب اباذر داشته فرموده‌اند: کسی که عورتش و زبانش را حفظ کند، وارد بهشت خواهد شد.

ابوذر گفت: آیا ما به سبب کلماتی که به زبان می‌آوریم نیز مورد بازخواست قرار می‌گیریم؟!

حضرت فرمود: آیا چیزی جزء، کلماتی که مردم به زبان جاری می‌سازند، آن‌ها را جهنّمی می‌کند؟! [یعنی عمدتاً مردم به خاطر زبانشان جهنّمی می‌شوند.] ... ای اباذر! همانا شخصی در مجلسی کلمه‌ای می‌گوید که اهل آن مجلس را بخنداند، پس به سبب آن در طبقات جهنّم فرو می‌رود، وای بر کسی که سخن دروغ بگوید تا جمعی بخندد، وای بر او، وای بر او، ای اباذر هر کس خاموش شد، نجات یافت، بر تو باد به راستگویی و هیچ وقت از دهان خود دروغی را بیرون میفکن.




نويسنده:حميدرضا
بازديد:1283
ادامه مطلب ...

چگونه مدیر مشکل پسند خود را مدیریت کنیم؟

چگونه مدیر مشکل پسند خود را مدیریت کنیم؟

برای حل مشکلات کاری از مهارت‌های مقابله‌ای، ارتباطی و کمی هوشیاری استفاده کنید.


رابطه، حجم وسیعی از زندگی ما را تحت پوشش خود قرار می‌دهد. محیط کار نیز بخش مهمی از زندگی افراد است که با توانایی‌های ارتباطی و مقابله‌ای گره خورده است. برای حل مشکلات محل کار احتیاج به مهارت‌های ارتباطی، مسوولیت و هشیاری داریم.


 چگونه مدیر مشکل پسند خود را مدیریت کنیم؟


تحت کنترل قرار دادن یک رییس مشکل پسند اگرچه یک چالش است اما امکان پذیر است.


در ابتدا لازم است دلیل رفتارهای سخت مدیر خود را بیابید.


رفتارهای منصفانه رییس خود را در موضوعات مختلف پی‌گیری کنید.


در بسیاری از موارد رفتارهای غیر منصفانه بازتاب استرس‌هایی است که فراتر از توانایی مدیرتان است. اگر این چنین است شانسی برای تغییر رفتار وجود دارد. اما اگر به نظر می‌آید رفتارهای مدیرتان نتیجه یک خصومت مزمن است، شانس کمی برای تغییر مثبت رفتار وجود دارد.


در واقع شما در مرحله اول احتیاج به راهنمایی صادق یا یک منبع انسانی برای ارزیابی این موضوع دارید.


درمرحله دوم نیاز دارید احساسات منفی معطوف به مدیرتان را مدیریت کنید تا درگیر رفتارهای خود-تخریبی مانند حالت تدافعی یا لجبازی با مدیر نشوید.


سومین مرحله، فهمیدن و مدیریت واکنش‌های منفی است. ممکن است شما در ارتباط برقرار کردن دچار مشکل باشید اما برای حل کردن مشکل احتیاج به محیطی مثبت دارید.


 با انتقادهای غیرمنصفانه مدیرمان چه کنیم؟


بایستی با مدیرتان در مورد نگرانی‌هایتان صحبت کنید. یادتان باشد با مدیرتان مقابله نکنید. بین این دو رفتار تفاوت وجود دارد. بایستی غیر خصمانه صحبت کنید مانند ازدواج که بایستی شکایات خود را طوری حل کنید که به رابطه لطمه نزند.


یادتان باشد موفقیت شما وابسته به مهارت‌های شما در ارتباط غیر احساسی و دفاعی است.سعی کنید انتقاد را به عنوان اطلاعاتی با ارزش در مورد انجام بهتر کارها در نظر بگیرید نه آنکه با آن مانند یک حمله شخصی روبرو شوید. شخصیت فردی خود را از شخصیت کاری جدا در نظر بگیرید و سعی کنید رفتارهای دفاعی و رفتارهای هیجانی را کنترل کنید.


به انتقادها به چشم موقعیتی برای نزدیک شدن به رییس و گسترش کار بنگرید. به جای آنکه خود را قربانی جنگ قدرت بدانید، خود را به عنوان یک دوست و همکار رییس در نظر بگیرید.


 با استرس‌های کاری چه کنیم؟


استرس به دیدگاه شما وابسته است. یک موضوع برای فردی استرس آور است و برای دیگری تنها موجی از توجه به همراه می‌آورد. استرس آورهای ویژه محل کار خود و نشانه‌های جسمانی و ذهنی آن را بشناسید. اگر پیش زمینه‌ها را بشناسید می‌توانید با تکنیک‌هایی استرس خود را کاهش دهید.


اگر احساس می کنید به صورت شخصی نمی‌توانید با استرس خود مقابله کنید به متخصص روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.


چگونه احساس قدرت کنیم؟


به هر میزانی که قدرت انتخاب دارید احساس قدرت می‌کنید. آن‍هایی که برای کار خود برنامه ریزی می‌کنند و به صورت مستقیم در مورد شرایط کار، مسوولیت ها و روابط کاری تصمیم گیری می‌کنند و یا توانایی مدیریت دارند، احساس قدرت و انگیزه بیشتری دارند.


با ترس از دست دادن شغل چه کنیم؟


نگرانی در مورد بیکاری در جامعه امروز بی‌تردید امری طبیعی است چرا که تاثیراتی عمیق بر فرد و خانواده برجای می‌گذارد.


بسیاری از افراد بوسیله غیبت، کارشکنی و سنگ اندازی و روش های دیگر سعی در تحکیم موقعیت کاری خود دارند. به جای تمرکز بر دیگران بر خود تمرکز کنید. دانش و مسوولیت خود و توانایی مقابله با مشکلات را افزایش دهید این چنین می‌توانید جایگاه خود را تثبیت کنید.


به روز باشید؛ به روز بودن یعنی افزایش توانایی‌ها برای تغییرات احتمالی.


تنها کسانی می‌مانند که با تغییرات تغییر کنند.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1205
ادامه مطلب ...

تعریف آزادی فردی پس از ازدواج

تعریف آزادی فردی پس از ازدواج

یکی از مشکلاتی که بعد از ازدواج در زندگی زناشویی مطرح است، «محدودکردن آزادی‎های فردی» طرفین است. در این موارد افراد، اولین واکنشی که نسبت به این محدودیت از خود نشان می‌دهند «مقاومت» است.


برای مثال فردی قبل از ازدواج، هر روز جمعه‌ها عادت داشته با دوستان خود به کوه و یا تفریح برود و زمانی که ازدواج می‌کند، همسرش با این موضوع مخالف است و در برابر او مقاومت می‌کند. مثلا زمانیکه فرد لباس‌هایش را می‌پوشد و آماده برای رفتن به بیرون از خانه می‌شود، همسرش سریع واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید: «کجا، تو دیگر همسرداری و اگر جایی بخواهی بروی، باید با هم برویم».


در ابتدا زوجین این نوع رفتار را می‌پذیرند و برای هم دیگر گذشت می‌کنند؛ اما با مرور زمان مقاومت خود را آغاز کرده و می‌گویند:"«ماهم می خواهیم زندگی شخصی خود و آزادی فردی داشته باشیم».


زمانیکه زوجین در زندگی مشترک خود مقاومت می‌کنند، باعث می‌شود به تدریج در دید زن و شوهر یک مسابقه‌ای ایجاد شود که در کجا همدیگر را آزاد و در کجا با هم به تفریح بپردازند. در نتیجه این رفتار باعث کلنجار و یا کل کل بین زوجین می‌شود.


مسئله اصلی این است که طرفین باید به همدیگر «اعتماد» داشته و همدیگر را در اینکه «رشد شخصی» داشته باشند، یاری کنند.


ازدواج پیوند بین دو نفر است؛ اما دو نفر مستقل. قرار نیست همه چیزها به همدیگر وابسته و محدود باشد.


در اینگونه مسائل، خیلی خوب است که همسران در زمینه تفریح، با هم «علایق مشترک» داشته باشند. مثلاً زن و شوهر دوست دارند با همدیگر برای تفریح به کوه بروند. این «علاقه مشترک» سبب می‌شود که با همدیگر به کوه بروند.


و اما اگر علایقشان با هم نخواند و مشترک نباشد؛ مثلاً اگر یکی از زوجین، دوست نداشت به کوه برود، خواه ناخواه زندگی خوبی نخواهند داشت. در این مواقع یک نفر باید ایثار کرده و قربانی علایق شخص مقابل شده و از خواسته و امیال خود بگذرد تا طرف مقابل خود را راضی نگه دارد.


این گونه رفتار کردن در دراز مدت مشکل ساز شده و فرد احساس می‌کنند که در زندگی مشترک به رشد شخصی خود نرسیده و به خود نپرداخته است. در بسیاری از زوج‌های جوان دیده می‌شود که این افراد بعد از سال‌ها که زندگی مشترک داشته‌اند، خسته می‌شوند و می‌گویند «ما دوست داشتیم سرکار رفته و یا کارهای هنری و نقاشی و یا کلاس های موسیقی برویم. حتی می‌خواستیم ادامه تحصیل داشته باشیم؛ اما فقط به صرف ازدواج نتوانستیم به هدفمان برسیم و کارهایمان بی‌نتیجه مانده است».


در نتیجه در زندگی مشترک این مشکلات باعث می شوند که زندگی خوبی نخواهند داشت و می توان گفت: «اگر در زندگی شخصی راضی نباشد مسلما از زندگی زناشویی هم لذتی نمی‌برد».


برای اینکه این اتفاق نیوفتد، زن و شوهر باید با همدیگر «مذاکره» کرده و به «توافق» رسیده و همدیگر را بپذیرند. مثلا بگویند:«درست است که در زیر یک سقف زندگی می‌کنیم و زندگی مشترک خوبی هم داریم؛ ولی زندگی خوب این است که سعی کنیم، همدیگر را تشویق کرده و کمک کنیم که به علایق شخصی و آزادی‌های فردی خود بپردازیم».


از طریق مذاکره و مهارت‌های ارتباطی می‌توانند با همدیگر گفت‌وگو کنند و به تفاهم برسند.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1246
ادامه مطلب ...

مشکلی به نام اجبار به ازدواج

منصور بهرامی آسیب‌شناس درباره مسأله ازدواج در جامعه اظهار داشت: یکی از مسایلی که امروزه در جامعه حاکم شده، آن است که وقتی سن دختر یا پسری به حدی می‌رسد، جامعه او را تحت فشار قرار می‌دهد که چرا تا به حال ازدواج نکرده و اگر به هر دلیلی ازدواج نکند، برچسب‌هایی به فرد زده می‌شود که جوان را مجبور به ازدواجی سریع می‌کند.
وی با بیان اینکه یکی از دلایل اصلی بالا رفتن سن ازدواج در جامعه، مشکلات اقتصادی است، گفت: جامعه باید دید خود را نسبت به ازدواج تغییر دهد و از دید تجاری به ازدواج نپردازد، چراکه ازدواج یک پیوند آسمانی بین ۲ نفر است.
بهرامی با اشاره به برخی مشکلات در امر ازدواج تصریح کرد: با توجه به آماری که در دست است، اگر دختر و پسری که هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده‌اند، تشکیل خانواده دهند آن ازدواج با شکست رو به رو شده و به سمت طلاق هدایت می‌شود و در نتیجه آمار طلاق در جامعه بالا می‌رود.
این آسیب‌شناس با اشاره به امر ازدواج مدرن و سنتی، خاطرنشان کرد: در زندگی‌های امروزی وصلت‌ها فقط بر پایه عشق نیست و‌گاه به دلیل اهداف دیگر مانند اهداف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و.. است، به عنوان مثال اگر دختری بخواهد همسری را برای خود انتخاب کند، سعی می‌کند آن همسر از نظر اجتماعی، شرایط مالی و اقتصادی و مزایای دیگر دارای امتیازاتی باشد، در حالی که عشق در ازدواج‌های امروزی کمرنگ‌تر شده است.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1250
ادامه مطلب ...

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید
ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

 
 

آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
 
به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
 


۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.

۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
 
 

نظر مشاور درباره مشاجره

این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
 


شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
 


 در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟

اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.
 


یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.
 


زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.
 
 

 خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.
 
 
 

 

بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند

.



برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد

 این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست

. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1291
ادامه مطلب ...

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید
ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

 
 

آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
 
به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
 


۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.

۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
 
 

نظر مشاور درباره مشاجره

این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
 


شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
 


 در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟

اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.
 


یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.
 


زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.
 
 

 خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.
 
 
 

 

بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند

.



برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد

 این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست

. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1259
ادامه مطلب ...

آخر و عاقبت ازدواج پسر با زن مطلقه

سیار دیده شده است که پسران مجرد با زنی که سابقه ازدواج دارد قصد ازدواج می‌کنند که معمولا اولین مساله‌ای که به ذهن یک پسر مجرد برای ازدواج می‌افتد، شرایط و رسومات ازدواج است. «عباس رحمتی»، دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره می‌گوید:
معمولا پسر مجردی که خواهان ازدواج با زن مطلقه است، مهمترین دلیل او این است که ازدواج با این شخص، بسیار ساده و راحت است و با خود چنین تعبیری می‌کند که امتیازهای زن مطلقه نسبت به دختر مجرد، به مراتب پایین‌تر است؛ در نتیجه شرایط ازدواج با او آسانتر و سهل‌تر از دختر مجرد است.
انگیزه این افراد برای ازدواج با زن مطلقه صرفا شرایط اقتصادی، زیبایی و فرهنگی زن مطلقه نیست؛ بلکه برخی مواقع فقط انگیزه راحت ازدواج کردن و حتی راحت جدا شدن را دارند. پسر مجرد بیشتر به این فکر می‌کند اگر این زن یکبار از همسر قبلی خود جدا شده؛ در نتیجه از من هم به راحتی جدا می‌شود و با او مشکلی نخواهم داشت.
بعضی از اختلافات بین زوجینی که بار اول با هم ازدواج می‌کنن شاید قابل حل باشد و زن و مرد به دلیل اینکه از ثبات و پایداری برخوردار هستند، سعی می‌کنند آن را رفع کنند. اما زمانیکه مردی با زن مطلقه ازدواج می‌کند؛ با خود چنین ذهنیت نادرستی دارد که اطرافیان و یا حتی خانواده زن مطلقه هیچ تسلط و یا حمایتی ندارند، پس به این اختلافات دامن می‌زند و زن هم در بیشتر مواقع چاره‌ای جز سکوت ندارد و زیر سلطه مرد باقی بماند، اما بعد از مدتی زن مطلقه احساس ناامنی و نارضایتی کرده و باعث جدایی آنها می‌شود.
یکی از آفت‌هایی که در این موارد وجود دارد، این است که زن مطلقه مورد سرزنش و سرکوب از طرف مرد قرار می‌گیرد. مرد با کوچک‌ترین نقطه ضعف از زن مطلقه او را سرزنش کرده و می‌گوید: «شاید با همسر قبلی خود هم این طور رفتار کردی که تو را طلاق داده است» وبا این روش از این نقطه ضعف زن مطلقه به نفع خود، استفاده کرده و مدام سرکوفت بزند.
همچنین آمار نشان می‌دهد مهمترین عاملی که در بیشتر اختلافات بین زن و شوهر دیده می شود،«دخالت‌های اطرافیان و خانواده» است.
باورهای غلط اطرافیان باعث شده، زنی که یک بار در گذشته ازدواج ناموفق داشته است، ارزش او را کم جلوه می‌دهند. بنابراین ارزش کادوگرفتن، بهاء دادن، مایه گذاشتن را نداشته و لزومی برای سنگ تمام گذاشتن در مراحل زندگی او نمی‌بینند.
همچنین در برخی از موارد، مردها از ازدواج با این زنان مطلقه سوء استفاده می‌کنند؛ مثلا اگر زن شاغل است، از پول و موقعیت اجتماعی او استفاده و باج گیری می‌کنند.
در زندگی مشترک این افراد بارها اتفاق می‌افتد که رفتارها و خاطرات در زندگی مجدد، زن را به یاد همسر گذشته خود می‌اندازد. در این مواقع زن با خود فکر می‌کند که مانند همسر گذشته‌اش، رفتار مرد، قابل تغییر نبوده و مقاومت نشان می‌دهد؛ زیرا ذهن او آلوده شده و باعث می‌شود که همسر او مانند همسرگذشته اش رفتار کرده و عکس العمل نشان دهد. در نتیجه زندگی آنها موجب اختلال شده و منجر به جدایی می‌شود.
مواردی دیده شده که مرد مجرد به دلیل ترحم و دلسوزی با زن مطلقه ازدواج می‌کند و زمانیکه زن متوجه می‌شود مرد به علت ترحم و دلسوزی با او ازدواج کرده، روحیه‌اش خدشه‌دار و احساس خواری می‌کند.
بهترین راهکار این است که قبل از ازدواج، زن مطلقه با مرد مجرد مذاکره کرده و درباره او تحقیق کند و اگر انگیزه‌ای پنهان در مرد مجرد برای ازدواج با او وجود دارد تشخیص بدهد و با استفاده از مشاوره‌های روانشناسی تصمیم نهایی خود را بگیرد.
بطور کلی با تدبیر و اندیشه و مشاوره می‌توان این نوع ازدواج‌ها را به موفقیت و سربلندی سوق داد.



نويسنده:حميدرضا
بازديد:1244
ادامه مطلب ...

براي بارداری مقدمات زيادي لازم است

 
براي بارداري مقدمات زيادي لازم است، قطعا براي آ‌ن‌كه باردار شويد و خانواده‌تان را 3نفره كنيد بايد تصميم بگيريد با همسرتان همراه شويد، پس‌انداز كنيد، تحت‌نظر پزشك باشيد، آزمايش‌هاي مربوطه را انجام دهيد و خريدهاي لازم را هم بكنيد اما اين پايان ماجرا نيست، زيرا شما هم مي‌دانيد كه باردار شدن شرايط خاص خودش را دارد و شايد شما هم درگير حواشي آن باشيد.
  اين روزها را بشناسيد
   بهترين موقع براي بارور شدن چه  زماني است؟
هر زن جوان، طي هر ماه،‌ فقط 6 روز فرصت و امكان باردار شدن دارد. اين دوره كه آن را «دوره باروري ماهانه» مي‌نامند، از 5 روز قبل از تخمك‌گذاري زن تا يك روز بعد از تخمك‌گذاري است. اين به‌خاطر اين است كه سلول‌هاي جنسي كه مي‌توانند تا 100 ساعت در بدن زن زنده بمانند بايد به قسمت بالايي لوله‌هاي فالوپين- جايي كه تخمك از تخمدان‌ها آزاد مي‌شود- برسند.
بنابراين، احتمال بارداري زماني كه مقاربت قبل از تخمك‌گذاري باشد بيشتر است تا زماني كه مقاربت بعد از تخمك‌گذاري باشد. توصيه متخصصان زنان و زايمان اين است كه زوجي كه مي‌خواهند بچه‌دار شوند، بهتر است در تمام روزهاي موسوم به «دوره‌هاي باروري ماهانه» مقاربت داشته باشند.
شايد اين سوال پيش بيايد كه زنان بايد از كجا بفهمند كه زمان تخمك‌گذاري ماهانه‌شان چه موقع است بهتر است اين را بدانيد كه حتي اگر دوره‌هاي ماهانه شما هرماه منظم و 27 روزه باشد، قطعا نمي‌توان گفت كه وسط اين 27 روز زمان تخمك‌گذاري شماست. در داروخانه‌ها كيت‌هايي وجود دارد كه مي‌توانند مشخص كنند كه زمان تخمك‌گذاري يك زن چه موقع است اما با اين كيت‌ها شما چندروز قبل از تخمك‌گذاري را كه همان‌‌طور كه گفتيم در باروري بسيار مهم هستند را از دست مي‌دهيد. دكتر جرج يارسن از موسسه زنان و زايمان سنت جيمز در لندن مي‌گويد:‌ «اگر روز شروع دوره ماهانه را روز اول دوره هر زن بدانيم براي بارور شدن بهتر است كه از روز هشتم تا نوزدهم هر دوره، مقاربت داشته باشيد تا احتمال باروري‌تان بالا برود.»
 مردان همه عمر قدرت باروري دارند؟
  چه عواملي روي قدرت باروري مردانه تاثير مي‌گذارند؟
به گزارش برترین ها دكتر هري فيش، متخصص ارولوژي در مورد پرسش در خصوص تفاوت باروري مردانه و زنانه مي‌گويد: «قدرت باروري زنان در آغاز دهه چهارم زندگي‌شان شروع به كاهش مي‌كند و در اواخر دهه چهارم زندگي‌شان وقتي به 40سالگي نزديك مي‌شوند به شدت كاهش مي‌يابد اما قدرت باروري مردان اين‌گونه نيست، درواقع قدرت باروري آن‌ها هم كاهش مي‌يابد ولي با سرعتي خيلي كمتر. ميزان هورمون تستوسترون در مردان بالاي 30سال سالانه حدود يك درصد كاهش مي‌يابد.» اما در مورد قدرت باروري مردانه چه مسائلي نقش بازي مي‌كنند؟ دكتر فيش كه مدير مركز پزشكي نيويورك پرزباترين است،  مي‌گويد: «يكي از مسائلي كه در باروري مردان تاثير مي‌گذارد اضافه وزن آن‌هاست. هورمون تستوسترون در سلول‌هاي چربي، به‌خصوص آن‌هايي كه در بخش چربي شكمي جمع شده‌اند، شكسته مي‌شوند؛ براي همين هرچه يك مرد چاق‌تر باشد ميزان هورمون تستوسترون او كمتر است، ‌درضمن مسائلي مثل واريكوسل هم باعث كاهش قدرت باروري مردان مي‌شود كه بايد آن‌ها را به محض تشخيص دادن درمان كرد تا روي قدرت باروري مردانه تاثيري نگذارد، البته پيشرفت‌هاي جديد پزشكي باعث شده كه 99 درصد از مسائل و مشكلات اين‌گونه‌اي كه روي باروري مردان تاثير مي‌گذاشت درمان شود تا  مانند قبل روي باروري مردان تاثير نگذارد.»
  اگر دارو مي‌خوريد
  داروها روي قدرت باروري تاثير دارند يا خير؟
برخي از داروها روي ميزان باروري زنان تاثير مي‌گذارند. دراين مورد بيشتر از هر چيز در خصوص قرص‌هاي ضدافسردگي صحبت شده است اما تمام مطالعات انجام گرفته نشانگر اين است كه اين داروها روي چرخه دوره‌هاي ماهانه زنان و قدرت باروري آن‌ها تاثير نمي‌گذارند. ولي آيا زنان مبتلا به بيماري افسردگي بايد در دوران بارداري هم داروهاي خود را مصرف كنند؟
دكتر امانوئل پرابوك، از مركز تحقيقات دارويي دانشگاه نبراسكا در اين مورد مي‌گويد: «مسئله مهم اين است كه يك زن سالم خوشحال مي‌تواند مادر بهتري باشد تا يك زن افسرده غيرسالم،به هرحال سود اين داروها در اكثر موارد بيشتر از ضرر آن‌هاست اما معدودي از مطالعات نشان داده كه داروهاي ضدافسردگي مشهوري مثل پروزاك، ژولوفت و سكلسا ممكن است باعث ناهنجاري‌هايي در جنين شوند.»ولي برخي داروهاي ديگر ممكن است روي باروري زنانه تاثير بگذارند،  براي مثال برخي از متخصصان مي‌گويند كه داروهاي آنتي‌بيوتيك روي ترشح واژن در زنان تاثير مي‌گذارند و باعث كاهش احتمال تخمك‌گذاري مي‌شوند و داروهاي سرماخوردگي داراي آنتي‌هيستامين هم باعث مي‌شوند امكان لقاح سلول جنسي  مرد با تخمك كاهش يابد.
  سن بالاتر مي‌رود و احتمال كمتر مي‌شود
  چه سني مساوي است با ناباروري؟
مي‌توان گفت مهم‌ترين فاكتور در باروري زنان «سن»‌ آن‌هاست، البته موارد زيادي بوده كه زنان حتي در 50 سالگي و پس از انجام درمان‌هاي ناباروري باردار شده‌اند. اما خب آمار اين گونه است: «حتي با انجام درمان‌هايي مثل IVF شانس باروري در 45سالگي حدود يك تا 2درصد است.» دليل اين موضوع هم ساده است: «با بالا رفتن سن زنان ميزان تخمك‌هاي سالم كاهش مي‌يابد، از بعد 35 سالگي هم سيستم داخل بدن كه باعث آزاد شدن تخمك‌ها در هر ماه مي‌شود، شروع به تخريب مي‌كند و درنتيجه مكانيسم باروري زنان دچار مشكل مي‌شود. اما به هرحال شيوه‌هاي جديد باروري باعث شده كه اميد به باروري در زنان با سن‌هاي بالاتر افزايش يابد. براساس آمار مركز ملي سلامت آمريكا در فاصله سال‌هاي 1990 تا 2005 ميزان تولد فرزندان مادران 35 تا 39 ساله نسبت به دهه قبل 50درصد افزايش يافت و ميزان تولد فرزندان مادران 40 تا 44 نسبت به دهه قبل از ‌آن 100درصد افزايش يافته است.
 اين بار به حرف قديمي‌ها گوش كنيد
   اضطراب باعث كاهش باروري مي‌شود؟
تقريبا تمامي مردم و بسياري از پزشكان، اعتقاد دارند كه اضطراب دائمي و داشتن حالت هيجاني روي قدرت باروري زنان تاثير مي‌گذارد اما مطالعاتي كه در اين زمينه انجام شده  اين مسئله را تاييد نمي‌كند. دكتر شاري لاسكين، مدير مركز روان‌شناسي زايمان در دانشگاه لانگون نيويورك در اين مورد مي‌گويد: «همه ما در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف، ديده و شنيده‌ايم كه در شرايط سخت، زير شديدترين استرس‌ها، باروري از بين نمي‌رود و بارداري‌هايي شكل مي‌گيرد. درواقع هيچ‌يك از مطالعات ما نشانگر اين نيست كه استرس و اضطراب بتواند از ميزان قدرت باروري زنان بكاهد.»
با اين وجود بهتر است حرف قديمي‌ها را جدي بگيريم، اگر مي‌خواهيد در باروري‌تان دچار مشكل نشويد و يك بارداري مناسب داشته باشيد، سعي كنيد تا مي‌توانيد از اضطراب‌ها و فشارهاي روحي دور بمانيد و تا جايي كه مي‌توانيد براي خودتان آرامش كسب كنيد.»
 علامت هشدار‌دهنده نداريم
   نشانه‌هايي براي حدس زدن ناباروري فرد وجود دارد؟
به گزارش برترین ها دكتر لوئيزونيكشتاين مي‌گويد: «واقعا نمي‌شود نكته يا نشانه‌اي را گفت كه مي‌توانند بارداري را سخت كنند، درواقع در اكثر موارد تخمدان‌هاي پلي‌كيستيك، فيبروم رحم، عفونت كلاميريا، تا زماني كه يك زن قصد بارداري دارد تشخيص داده نمي‌شوند.»‌ اين پزشك و پژوهشگر در ناحيه سانفرانسيسكو باي‌آرنا مي‌گويد: «يك استثنا البته در ميان بيماري آندومتريوز است؛ اين بيماري باعث درد شديد هنگام مقاربت يا شروع خونريزي ماهانه مي‌شود. به هرحال توصيه ما اين است، هر زني كه قصد دارد باردار شود به پزشك متخصص مراجعه كند تا مشخص شود كه به هيچ مشكلي كه بارداري را سخت كند يا روي سرنوشت جنين تاثير بگذارد، دچار نيست.


نويسنده:حميدرضا
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

?