.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

زن میلیاردری که یک روز هم مدرسه نرفته! +عکس

زن میلیاردری که یک روز هم مدرسه نرفته
 
به گزارش ایران ناز به نقل از اینوستورز، بر اساس آمار ارائه شده در کتاب رکوردهای گینس «آگاتا کریستی» مقام اول در میان پرفروش‌ترین نویسندگان جهان را دارد. از آثار منتشر شده این نویسنده بیش از یک میلیارد نسخه در جهان به زبان انگلیسی منتشر شده و قریب به یک‌ میلیارد دیگر به 103 زبان زنده دنیا ترجمه شده و به فروش رسیده است. این نویسنده یکی از محبوب‌ترین نویسندگان جهان است که بر اساس داستان‌هایش سریال‌ها و فیلم‌های داستانی متعددی در جهان تولید شده است.
او در دوارن کودکی علاقه زیادی به داستان سرایی داشت و همواره داستان‌هایش را برای گربه خانگی‌اش نقل می‌کرد...مادر «آگاتا کریستی» علاقه‌ای به مدرسه‌های انگلیس در زمان کودکی «آگاتا» نداشته است. او بر این باور بوده که مدرسه‌ها ذهن کودکان را به بیراهه می‌برند و اصولا برای کودکان مفید نیستند.
از این رو وی به «آگاتا کریستی» اجازه نداد تا به مدرسه برود. «آگاتا کریستی» نیز از آن جهت که دختری باهوش و بسیار توانمند بود برای فراگیری نوشتن و خواندن از همراهی‌های ندیمه‌اش استفاده کرد و با کمک یک رمان خواندن و نوشتن را تمرین کرد. به این ترتیب با فراگیری سواد نوشتن و خواندن مادر «آگاتا کریستی» کتابخانه‌ای مملو از داستان و رمان را برای او در نظر گرفت و کتاب های متعددی را برای مطالعه در اختیار وی گذاشت.
براساس آمار رکوردهای جهانی گینس تا امروز بالغ بر 4 میلیاد دلار از فروش آثار منتشر شده «آگا کریستی» در جهان به دست آمده است. این نویسنده که 66 رمان و چهارده مجموعه داستان کوتاه را به رشته تحریر در آورده است یکی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین زنان نویسنده جهان محسوب می‌شود که آثارش به 103 زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شده است. بیشتر آثار این نویسنده به فیلم های سینمایی و داستانی تبدیل شده است.
«قطار چهار و پنجاه دقیقه از پدینگتون»، «قتل در قطار سریع السیر اورینت»و «مرگ در رودخانه نیل» از جمله آثار مطرح این نویسنده است که بر اساس آنها فیلم سینمایی نیز تولید شده است. جایزه ادگار، جایزه مجمع معمایی نویسان آمریکا و جایزه استاد بزرگ داستان‌های جنایی آمریاک از جمله جوایز ادبی معتبری است که در کارنامه ادبی «آگاتا کریستی» موجود است.
رمان‌های «شب بی پایان»، «مصیبت بی گناهی»، «جنایت خفته»، «قتل در خانه کشیش»، «به طرف صفر»، «دست پنهان»، «مرگ خانم مگنیتی» و « قتل آسان است» از جمله آثار این نویسنده است که به زبان فارسی نیز ترجمه و روانه بازار کتاب شده است. «آگاتا کریستی» این نویسنده انگلیسی روز دوازدهم ژانویه 1976 در سن 85 سالگی و بر اثر کهولت سن چشم از جهان فرو بست. از او تنها یک فرزند باقی مانده بود که وی نیز در سال 2004 و در سن 85 سالگی درگذشت. در حال حاضر «ماتیو پریچارد» نوه «کریستی» مسئولیت رسیدگی به اموال و مالکیت آثار وی را برعهده دارد. برخی کتاب های آگاتا کریستی در ایران را نشر هرمس منتشر کرده است.

نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1268
ادامه مطلب ...

چه جوري نماز خونش بكنم

چه جوري نماز خونش بكنم

پرسش: 
با سلام و عرض خسته نباشيد؛ چند سوال در موارد خاص دارم : يكي از اين نوجوان ها داراي شرايط زير هست: داراي خانواده نسبتا مذهبي؛ داراي دوستان هم محله اي نامناسب؛ شرايط مالي نسبتا خوب ؛ 15 سال سن. چند ماهي است كه متوجه شدم نماز ها را نمي خواند يا به زور پدر و مادر ميخواند؛از طرفي چندين بار به صورت خصوصي باهاش در باره ي نماز صحبت كردم؛از طرفي متوجه شده ام كه جند بار با گوشيش فيلم بد ديده و علائم استمنا هم دارد. چه كار بايد بكنم؟ايا در مورد ضرر هاي استمنا اطلاعاتي بهش بدم؟ چه جوري نماز خونش بكنم؟

با سلام خدمت شما پرسشگر گرامي از اينكه با ما در ارتباط هستيد قدرداني مي كنم و اميدوارم كه ارتباط شما تداوم داشته باشد. برادر گرامي ؛ شناختن تمايلات طبيعي و تمنيات فطري نوجوانان و ارضاي صحيح هر يك از آنها، اساسي ترين پايه تربيت ديني نسل نوجوان جامعه است، بنابراين در گام اول بايد اين تمايلات و خواسته هاي دروني را شناسايي كنيد و برنامه تربيتي خود را بر اساس آن قرار دهيد.


قبل از اينكه راهكارهاي دعوت فرد مورد نظر به نماز را بيان كنم لازم است چند نكته را متذكر شوم:


1. براي اينكه تلاش هاي تربيتي شما به نتيجه برسد بايد در زمينه ويژگي هاي دوران نوجواني اطلاعات كاملي را داشته باشيد از اينرو لازم است با دقت كتابهايي كه در رابطه با روان شناسي نوجواني چاپ شده است را مطالعه كنيد.


2. در تربيت ديني افراد جامعه توجه داشته باشيد كه دين و مذهب در كودكي احساس ، در نوجواني دانش و در جواني بينش و نگرش است . يعني كودك از راه تقليد و احساس نياز دروني به سوي دين و نماز و عبادت گرايش پيدا مي كند و در نوجواني نوعي جستجو گري نسبت به دين و مذهب در وجود ش پديدار مي گردد و از خود سؤال مي كند از كجا آمده است ، چرا آمده است و به كجا مي رود ، فلسفه دين و مذهب و نماز و عبادت چيست ؟ در اين مرحله والدين و مربيان علاوه بر نقش الگويي، بايد به سؤالات اساسي نوجوانان در مورد مسائل ديني و مذهبي آنان به نحو شايسته پاسخگو بوده باشند و يا فرزندان را به سوي منابع و مراجع جهت كسب اطلاعات راهنمايي كنند . در مرحله جواني كه ديگر دين با وجودش عجين گشته و جزئي از وجود او شده است ، او از دريچه دين به پديده ها مي نگرد و روابط خود با ديگران و اجتماع را براين اساس پايه ريزي مي كند.


3. به عقيده روان شناسان، دوران نوجواني و بلوغ، دوره بروز احساسات مذهبي و شكفته شدن تمايلات ايماني و اخلاقي است. همه نوجوانان فطرتا كنجكاو و خداجو هستند، اما بايد به خاطر داشت كه هميشه با زبان منطق و استدلال نمي توان اين استعداد فطري را بيدار نگاهداشته و پرورش داد؛ بلكه از علاوه بر زبان منطق مي توان آنان را با تجربه دورني دين آشنا كرد تا لذت ياد خدا را با تمام وجود درك كنند.


4. امر تربيت به صورت تدريجي شكل مي گيرد، بنابراين توقع نداشته باشيد كه با بكارگيري شيوه هاي مختلف تربيتي فرد مورد يك شبه نماز خوان شود؛ بلكه بايد اين امر با صبر و حوصله انجام پذيرد و بايد از هرگونه عجله و برخوردهاي تند و غير تربيتي پرهيز شود.


5. چگونگي نگرش نوجوانان نسبت به جهان هستي ،محيط اطراف، آداب و تربيت و ارزشهاي حاكم بر خانه و جامعه متاثر از 1.برداشتهاي ذهني (شناخت ) ،2. احساسات و عواطف


انسان ها با كسب آگاهي درباره هر مساله اي ،احساس خاصي(حالت خوشايندي و يا ناخوشايندي ) نسبت به آن پيدا مي كنند.اگر شناخت انسان نسبت به پديده اي مثل نماز توام با احساسات ناخوشايند و نامطلوب باشد ،نتيجه اي به غير از به وجود آمدن نگرش منفي و بازدارنده به همراه نخواهد داشت .اگر شناخت انسان نسبت به پديده اي مثل نماز توام با احساسات خوشايند ومطلوب باشد ،زمينه ايجاد نگرش يا آمادگي رواني مثبت نسبت به آن مي گردد كه تقويت چنين نگرشي نيز بسيار آسان است؛ بنابراين لازم است علاوه بر اينكه شناخت هاي فرد مورد نظر را در رابطه با نماز تصحيح مي كنيد، بايد زمينه به وجود آمدن احساسات مثبت درباره نماز را هم در او ايجاد كنيد.


اكنون كه تا حدي با نكات كلي و مهمي كه در اين مسير بايد به آن توجه شود آشنا شديد، به بررسي راهكارهاي عملي موضوع مد نظر شما مي پردازيم:


در اولين گام لازم است تا ارتباط عاطفي خود را فرد مورد نظر تقويت كنيد، زيرا تا زماني كه ارتباط عاطفي بين شما و فرد مورد نظر بر قرار نشود، به كارگيري شيوه هاي تربيتي نمي تواند تاثير چنداني داشته باشد. اگر ذهن و قلب نوجوان را به صندوقچه اي تشبيه كنيم كه در آن قفل مي باشد تنها راه باز كردن در اين صندوقچه ارتباط عاطفي با نوجوان است؛ پس تمام همت خود را بكارگيريد تا ارتباط عاطفي خود را با او بيشتر كنيد؛ هر چقدر شما در اين مرحله موفق شويد، موفقيت شما در رسيدن به هدفتان بيشتر خواهد شد.


پايدارترين و در عين حال خوشايندترين يادگيري ها، يادگيري مشاهده اي است كه سبب ايجاد نگرش مثبت و انگيزه قوي و غني در نوجوان مي شود. درچنين يادگيري اي مشاهده ويژگي هاي الگو براي نوجوانان فوق العاده حائز اهميت است؛لذا نحوه نماز خواندن بزرگترها و افرادي كه به عنوان الگو براي او مطرح هستند، چگونگي نگرش آنها نسبت به نماز، تلقي آنها از اهميت و عظمت نماز ،رفتار آنها قبل از ايستادن به نماز، هنگام اقامه نماز و بعد از اتمام نماز، از جمله عوامل بسيار مهمي است كه در ايجاد و پرورش احساسات مذهبي بخصوص تمايل به نماز خواندن در نوجوانان دخيل است. از اينرو لازم است با رفتارتان او را دعوت به دين و ارزشهاي ديني كنيد «كونوا دعاه الناس بغير السنتكم» پيامبر فرمود مردم را با غير زبان به دين دعوت كنيد. زيرا مشاهده رفتار ديگران در تأثير پذيري انسان بسيار مؤثر است. اين كار هم به نفع شماست يعني عملا خود شما كمال پيدا مي كنيد و هم باعث تشويق و تحريض ايشان براي عمل كردن به احكام و ارزشهاي دنيوي مي شويد.


از شيوه هاي تربيتي غير مستقيم استفاده كنيد. در اين شيوه به جاي اينكه محتواي تربيتي به صورت مستقيم به مخاطب انتقال داده شود؛ به صورت غير مستقيم مخاطب در معرض پيام هاي تربيتي قرار مي گيرد. تهيه و اهدا كتبي كه درباره نماز مي باشد؛ نوشتن رواياتي كه با موضوع نماز است و قرار دادن آن در جايي كه مخاطب با آن روبرو شود و يا هر چيزي كه احتمال مي دهيد در تشويق او براي خواندن نماز اول وقت مفيد است فراهم كنيد مثلا از نوار مربوط نماز يا فيلم مربوط به نماز يا داستان هايي از انسان هاي موفقي كه به نماز اهتمام داشته اند.... مي تواند در اين ميان مفيد باشد.


دوست در شكل گيري شخصيت نوجوان نقش مهمي دارد، تاثير دوست بر رفتارهاي نوجوان نا محسوس است بگونه اي كه حتي خود نوجوان هم از اين تاثير آگاه نمي شود؛ بنابراين در برنامه تربيتي خود سعي كنيد، فرد مورد نظر با افراد متدين معاشرت داشته باشد.


در صورت همكاري با شما و لو يك گام و يا انجام داددن كوچك ترين رفتار مثبت از طرف او را ، مورد تشويق قرار دهيد.


سعي كنيد او را با لذت ياد خدا آشنا كنيد، زماني كه فردي با لذت ياد خدا آشنا شد؛ محال است از ياد خدا غافل شود. شركت در مراسمات خاص مذهبي مانند شب هاي احيا، عزاداري امام حسين عليه السلام، مسافرت هاي مذهبي مانند زيارت امام رضا عليه السلام و... مي تواند در راه مفيد باشد.


از فرصت هايي كه رد ماه رمضان وجود دارد به خوبي استفاده كنيد و آمادگي دل ها براي دريافت انوار الهي در ماه بهره ببريد.


براي اينكه بتوانيد در اين راه موفق باشيد لازم است كه با خانواده فرد مورد نظر ارتباط منظمي داشته باشيد و برنامه تربيتي خود را با هماهنگي آنان دنبال كنيد.


از لحن آمرانه، توهين و تحقير به شدت پرهيز كنيد.


از صميم قلب براي موفقيت خودتان و براي هدايت او دعا كنيد و بدانيد كه اگر در كارتان جديت و اخلاص داشته باشيد ، حتما موفق مي شويد.


درباره قسمت دوم سوال شما(علائم استمنا هم دارد چه كار بايد بكنم؟) بايد بگويم از روي حدس و گمان نمي توان افراد را به گناه متهم كرد؛ بنابراين به صرف مشاهده برخي علائم ظني كه به هيچ عنوان نمي توان دليلي بر گناه باشد نمي توان نتيجه گرفت كه فرد مورد نظر مرتكب گناه شده است؛ پس بهتر است در اين مورد به هيچ عنوان به صورت مستقيم با او سخن نگوئيد. در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه چنانچه شما در علاقمند كردن او به نماز موفق شويد، فرد موردنظر به صورت خودكار گناه را ترك مي كند، پس براي اينكه او را در ترك گناه ياري دهيد لازم است كه تمام تلاش خود را براي نماز خوان كردن او بكارگيريد.


اميدوارم با بكارگيري دقيق راه هاي بالا بتوايند گام موثري در علاقمند كردن فرد مورد نظر به نماز برداريد و ما را در ثواب اين كار بزرگ سهيم كنيد.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1430
ادامه مطلب ...

همجنسگرايي، علل و درمان

همجنسگرايي، علل و درمان

پرسش: 
گر جواني پسر ميل جنسي اش به سوي همجنس است و علاقه ي فراواني به همجنس دارد و به جنس مخالف علاقه ندارد راه درمان چيست؟

نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن دقيقا يک نياز عاطفي است. اين نياز در طي مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگي شکل هاي مختلفي پيدا مي کند و در هر دوره اي به گونه اي متناسب با آن زمان بايد ارضا شود. در دوره نوزادي از طريق والدين به خصوص مادر با بوسيدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه هاي محبت آميز مادر به او و با چسباندن او به خود نياز کودک ارضا مي شود. در اين دوره تأمين نيازهاي عاطفي کودک به اندازه نيازهاي فيزيولوژيکي مانند آب و غذا و پوشاک براي رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکي تأمين اين نياز توسط اعضاي خانواده و همه کساني که به نحوي با کودک ارتباط دارند تأمين مي شود. در دوره نوجواني از طريق دوستان و گروه همسالان و در دوره جواني از طريق دوستان، خويشاوندان و همسر به اين نياز پاسخ داده مي شود. روان شناسان علت وابستگي انسانها را به يکديگر همين نيازهاي عاطفي مي دانند. اگر اين نيازها از همان اول به طور صحيح و به موقع تأمين شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگي ايمن پيدا مي کند و الا وابستگي ناايمن و مرضي در او شکل مي گيرد يعني در عين حال که به ديگران وابسته است ولي احساس امنيت کافي نيز نمي کند و مستعد انواع اختلالات رواني مانند بيماري هاي اضطرابي، افسردگي و... مي شود و دير يا زود به دامن يکي از اين بيماري هاي رواني فرو مي غلتند.


گفتني است اساس و پايه دوستي ها در سن نوجواني و جواني که با جذبه و شور زيادي همراه است، غالبا بر مبناي عواطف و احساسات شکل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل.


مقدمه اين دوستي ها ممکن است جاذبيت يک فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد که او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد که توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر کند. ماهيت اين دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بي شائبه است، ولي امکان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. زماني که اين علاقه به اوج خود مي رسد، آنها را دچار سرگرداني مي کند که اکنون چه بايد بکنند. اين سرگرداني ممکن است با بعضي آثار مخرب ديگري همراه شود.


دوست گرامی، در مورد علل روي آوردن به همجنس گرايي هنوز توضيحي كه مورد قبول همه ي پزشكان وروانشناسان باشد وجود ندارد و برخي متخصصان به علل رواني – اجتماعي وبرخي به ديگر عوامل زيستي (کارکرد نامتعادل غدد و هورمونهای جنسی) اشاره داشته اند. علل هم جنس بازي از ديدگاه رواني ـ اجتماعي آشفته بودن روابط ميان والدين وفرزندان، يادگيري هاي نادرست ومحيط اجتماعي ناسالم مي باشد و به طور خلاصه مي توان به كنترل نداشتن بر غريزه جنسي اشاره داشت. اما آنچه مسلم است اين كه چنين رفتاري حتي از جانب افراد مبتلا به اين عمل نابهنجار تلقي مي شود و لازم است کنار گذاشته شود.


همجنس گرايي (homosexuality) يعني ارضاي غريزه جنسي از طريق همجنس (مانند لواط- در مردان - و مساحقه- در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبيره محسوب مي شود. خوب است بدانید اصل همجنسگرایی، گناه محسوب نمی شود چون یک رفتار نیست بلکه میلی است درونی که گاه بدلیل کارکرد نامناسب هورمونی رخ می دهد و گاه فرد از این حالت بیزار است. البته رفتار جنسی مطابق با این کشش، در اسلام و همه اديان الهي حرام است و علاوه بر عقوبت شديد دنيوي و اخروي اثرات و پيامدهاي شديد و غير قابل جبران در پي دارد. چون همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينکه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. همجنس بازي علاوه بر مضرات بهداشتي و رواني که دارد با فطرت انساني مغايرت دارد و اين امر باعث تعطيل شدن توالد و تناسل و گرايش افراد به جنس موافق و در نتيجه موجب تعطيلي توالد و تناسل خواهد شد. بديهي است اين امر با هدف آفرينش منافات خواهد داشت. پس همجنس بازي حرام بوده و از گناهان کبيره به حساب مي آيد.


اصولا طبيعت زن و مرد آن چنان آفريده شده است كه آرامش و اشباع غرايز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طريق ازدواج سالم) مي جويد، و هر گونه رفتار جنسي غير اين صورت، انحراف از طبع سالم انساني و يكنوع بيماري رواني است كه اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشديد مي گردد و نتيجه اش بي ميلي به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طريق «جنس موافق» است.


اين گونه روابط نامشروع در ارگانيسم و بدن انسان و حتي در سلسله اعصاب و روح اثرات ويرانگري دارد. در نگاه کلي آدمي را از پدر و مادر خوب بودن باز مي دارد و گاه قدرت بر توليد فرزندان را به كلي از انسان سلب مي کند، افراد همجنس گرا تدريجا به انزوا و بيگانگي از اجتماع و سپس بيگانگي از خويشتن رو مي آورند، و گرفتار تضاد پيچيده رواني مي شوند و اگر به اصلاح خويش نپردازند ممكن است به بيماري هاي جسمي و رواني مختلفي گرفتار مي شوند.


به همين دليل و به دلايل اخلاقي و اجتماعي ديگر، اسلام شديدا همجنس گرايي، را در هر شكل و صورت تحريم كرده و براي آن مجازاتي شديد كه گاه به سر حد اعدام مي رسد قرار داده است.( تفسير نمونه، ج 16، ص 275)


دليل تحريم همجنس گرايي

همجنس گرايي چه درميان مردان باشد و يا زنان، در اسلام از گناهان بسيار بزرگ است و هر دو داراي حد شرعي است. حد همجنس گرايي در زنان پس از چهار بار اقرار و يا ثبوت بوسيله چهار شاهد عادل (به شرايطي كه در فقه گفته شده) صد تازيانه است و بعضي از فقها گفته اند اگر زن شوهر داري اين عمل را انجام بدهد حد او اعدام است.( تفسير نمونه، ج 8، ص 193)


رواياتي كه در مذمت همجنس گرايي از پيشوايان اسلام نقل شده آن قدر زياد و تكان دهنده است كه با مطالعه آن هر كس احساس مي كند كه زشتي اين گناه به اندازه اي است كه كمتر گناهي در پايه آن قرار دارد.


از جمله در روايتي از پيامبر(ص) مي خوانيم: «هنگامي كه قوم لوط آن عمل ننگين را انجام دادن (مردها به مرد و زنها هم به زنان اکتفا کردند) زمين آن چنان ناله و گريه سر داد كه اشكهايش به آسمان رسيد و آسمان چنان گريه كرد كه اشك هايش به عرش رسيد در اين هنگام خداوند به آسمان وحي فرستاد كه آنها را سنگ باران كن و به زمين وحي فرستاد كه آنها را فرو بر».( تفسير نمونه، ج 8، ص 193)


در روايت ديگري از امام علي(ع) مي خوانيم كه فرمود: از پيامبر(ص) شنيدم چنين مي گفت: «لعن الله المشتبهين من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال؛ لعنت خدا بر آن مرداني باد كه خود را شبيه زنان مي سازند، (با مردان آميزش جنسي مي كنند) و لعنت خداوند بر زناني باد كه خود را شبيه مردان مي كنند (با هم مساحقه مي نمايند)» (وسائل الشيعه، ص 255، ح 14) صاحب جواهر يكي از فقهاي بزرگ شيعه مي فرمايد: «از بعضي از ائمه(ع) روايت شده مساحقه در زنان مثل لواط در مردان مي باشد لكن مجازات مساحقه صد تازيانه مي باشد زيرا در مساحقه آلتي داخل آلت ديگر نمي شود. در روايت ديگر است كه مساحقه، زناي اكبر است كه دختر ابليس در زنان ايجاد كرده همان طور كه ابليس لواط را ايجاد كرده است.»( جواهر الكلام، ج 41، ص 388)


و نيز در روايت آمده است: «زني از امام صادق(ع) درباره مساحقه سؤال نمود حضرت فرمود: حد زناكار را دارد زن گفت: چگونه؟ در حالي كه در قرآن ذكر نشده است، امام فرمود: چرا در قرآن ذكر شده است زيرا آنان با اين كارشان جز اصحاب «رس» هستند.»( وسائل الشيعه، ج 14، ص 262، ح 8)


در دنياي غرب كه آلودگي هاي جنسي فوق العاده زياد است براي توجيه عملشان مي گويند با هيچ گونه منعي طبي براي آن سراغ نداريم، ولي آنها فراموش كرده اند كه اصولا هر گونه انحراف جنسي در تمام روحيات و ساختمان وجود انسان اثر مي گذارد و تعادل او را بر هم مي زند، زيرا مرد و يا زني كه تمايل به جنس موافق دارند هيچ كدام يك مرد و زن كامل نيستند، در كتاب هاي امور جنسي «هموسکچوآليسم» (همجنس گرايي) به عنوان يكي از مهم ترين انحراف ذكر شده است. ادامه اين كار تمايلات جنسي را نسبت به جنس مخالف در انسان تدريجا مي كشد و احساسات طبيعي را از بين برده و موجب سرگرداني رواني و روآوري به مواد مخدر و مشروبات الكي و انحرافات اخلاقي ديگر خواهد شد.


بنابراين مساحقه، مخالف با فطرت سالم و الهي انسان است و طبق روايات فراوان مرتكب آن مستوجب لعن خداوند متعال و فرشتگان مي گردد، و حتي در در برخي از روايات همان گونه كه ملاحظه شد از اين عمل به زناي اكبر يعني بزرگترين زنا تعبير شده است.


راهكارهايي براي بي ميلي به جنس موافق ودرمان همجنس گرایی

1- قبل از هر اقدامي چه خوب است با مراجعه به روان پزشك و انجام برخي معاينات و آزمايشات، از ترشح عادي و نرمال غدد درونريز خود مطمين شويد. چه بسا در اثر ترشح غيرعادي غدد درون ريز چنين تمايلاتي به وجود آمده و با تنظيم ترشح غدد با مصرف دارو تمايلات جنسي شما نرمال شده و به سادگي درمان خواهد شد. يادآوري مي شود از مراجعه به روان پزشك امتناع نكنيد و خجالت نكشيد، كه این مسأله احتمالا يك مشكل جسماني است و همچون ديگر مشكلات قابل درمان. بايد درمان شده و قبل از تشديد بيماري، آن را حل كرد.


2- عدم توجه به ذهنيت ها و افکار مبتني بر تمایل به همجنس و عدم تمايل به جنس مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای تغییر را می‌گیرد.


3- گاهي اوقات شيطان براي وادار کردن آدمي به گناه از اين کانال بهره مي گيرد يعني مسير هر گناهي را به شکلي هموار مي سازد در اينجا نيز مسير آلوده شدن به برخي گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج مي گذرد و اين نوع افکار و ذهنيت مقدمه ي ورود به آن وادي است بايد با اين گونه افکار که جز افکار شيطاني نام ديگري بر آن نمي توان نهاد بايد به مقابله پرداخت يعني ذره اي در شيطاني بودن اين افکار ترديد نداشته باشيد.


4 - صحنه هائي از زندگي که در آن شخص همجنس گرا نقش يک مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بيان کند. لازم است اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و... استمرار دهيد. در يک کلام به مرد بودن خود فکر کند، و همانگونه عمل کند، زندگي مردي و اجتماعي خود را تعقيب کند اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كند براي هميشه از آن افكار رهائي خواهد يافت.


5- اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها. مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید. چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم صلی الله وعلیه وآله فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج 14، ص 257).


6 - اجتناب ازتمام ارتباطها، مكانها و موقعيت هائي كه انجام انديشه همجنس گرایی را تداعي مي كند.


7- افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.


8- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. از امام صادق علیه‌السلام در مورد فلسفه تحریم لواط سؤال شد، فرمود: اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن‌ها بی نیاز می شدند و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد. ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است (سوره روم، آیه 21). ولی هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، می توان به پلید بودن این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فرموده‌اند: هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می‌شود، آن چنان که تمام آب‌های جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب می‌کند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید (وسائل الشیعه، ج 14، ص 249). البته واضح است‌ که با توبه، این گناه مانند گناهان دیگر بخشیده می‌شود.


9-از خوابیدن با پسر در یک بستر اجتناب کنید: رسول خدا صلی الله وعلیه وآله می فرماید: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر یا برادر و خواهر زیر یک لحاف نخوابند (وسائل الشیعه، ج 14، ص 171).


10- قطع ارتباط با دوستاني که انسان را به سمت اين گونه رفتارها و افكار دعوت مي كنند و همچنین دوری از موقعيت هایی كه وقتي در كنار آنها قرار مي گيرد اين افكار را برايش تداعي مي کنند.


11- نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و... پر کنید.


12- روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا، و... بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و گوشه‌گیری به در آیید.


در روزها و موقعيت هاي نخستين، عمل كردن به اين راهكارها و دل بريدن از اين حالت سخت و چه بسا ناممكن جلوه كند اما بايد توجه داشته باشيد كه به گفته ي علي(ع) «با ارزش ترين كارها دشوارترين آنهاست» پس اين حالت نشان از ارزشمندي و اهميت تصميم شخص دارد و بايد در مسير عمل كردن به اين تصميم بجا و ارزشمند گامهاي بهتر و بلندتر بردارد.


نکات مهم وقابل توجه

1- حساس ترين دوره ي زندگي جواني است مي توان گفت سعادت وشقاوت انسان در اين دوره رقم مي خورد بنابراين درک اين مطلب در پيدا کردن مسيرها وهمچنين کنترل غرايز نقش مهمي دارد.


2- موارد تحريک کننده اعم از شنيدني ها، خواندني ها، افکار و... همانند جرقه اي است که کنار مواد محترقه قرار گرفته در اين صورت نتيحه اي جز اشتعال و آتش سوزي مورد انتظار نخواهد بود.


3- معنويات به ويژه نماز نيروهاي خارق العاده اي هستند که خداوند آن ها را قرارداده تا او در دام شياطين گرفتار نشود.


4- تلقين در جهت منفي و مثبت اثر خود را به همراه دارد پس سيگنال هاي منفي راباید كنار گذاشت.


5- آنچه اهميت دارد تعديل وکنترل غريزه جنسي است واين مهم ميسر نمي شود مگر با دور کردن نفس از محرمات ومحرک هايي که خود شخص آن ها را بيشتر از همه مي شناسد.


6- اگر چه لذائذ حرام ونامشروع در ابتدا، قدري خوشايند بوده اما اگر دقت کنيم خواهيم ديد بعد از مدتي پشيماني، ندامت وکدورت رابراي انسان به ارمغان مي آورد.


7- دستور قرآن براي کنترل غريزه جنسي راهگشا است. قرآن مي فرمايد: جوانان مجرد بايد ازدواج کنند واگر نمي توانند عفت به خرج دهند. در واقع راه سومي وجود ندارد واگر باشد به ضرر انسان مي باشد.


8- به دستورات شرعي اعتماد كرده و يقين داشته باشيد سعادت شما در گرو اطاعت از دستورات ديني مي باشد.


9- رسيدگي به خواهش ها نفس را قوي تر کرده وتداوم اين کار باعث ضعيف شدن انسان در مقابل نفس خواهد شد.


10- به خود اميدوار بوده و مصمم باشيد که مي توانيد همه ي گناهان را ترک کنيد.


11- از خداوند وائمه ي اطهار (عليهم السلام) کمک بگيريد و بدانيد اقدام شما براي حل مسايل نفساني نشان از پاک بودن طينت و توجه خداوند به شما است در اين صورت طرد شدن كاملا بي معني خواهد بود.


12- توبه يعني تولد دوباره و باز كردن فصل جديد در زندگي.


13- براي ترك گناه روحيه اي شاد و همراه با نشاط لازم است و با ناراحتي و نا اميدي به جنگ گناهان نمي روند.


14- در خانه خدا هميشه به روي بندگانش باز بوده وخداوند از بازگشت بنده اش بسيار خوشحال مي گردد.


15- فراموش نكنيد بهترين كار كنترل افكار مخربي است كه سراغ انسان مي آيد پس باید اوقات خالي خود را با برنامه هاي مفيد پر کرده، براي زندگي برنامه ريزي داشت و از تنهايي وبيكاري پرهيز نمود.


16- از ازدواج ناامید نباشید. اگر مدتی تمایل خود را به همجنس کنترل کنید، به تدریج خواهید دید که شما هم مانند هر جوان دیگری به جنس مخالف علاقه دارید و خواهان ازدواج هستید.


17- شكست در اين اقدام امري طبيعي است ولي مهم اين است كه شكست باعث پيمودن راه باشد نه توقف در مسير.


18- هر كاري كه عادت انسان شده باشد يك شبه قابل تغيير نيست. در این راه، باید با آگاهی و پشتکار قدم برداشت.


19- باز هم تكرار مي كنم ازدواج بهترين گزينه است.


20- شكست در اين اقدام امري طبيعي است ولي مهم اين است كه شكست باعث پيمودن راه باشد نه توقف در مسير.


منابعی که شما می تواند اطلاعات بیشتری در این موضوع به شما دهد:


ضمنا برای افزایش آگاهی های خود در این موضوع مي توانيد به كتاب هاي زیر مراجعه نمایید:


1. روان شناسي رفتار جنسي، محمد باقر كجباف، نشر روان، تهران، 1381


2. خلاصه روانپزشكي، كاپلان - سادوك، ترجمه نصرت الله پور افكاري، انتشارات آزاده، تهران، 1373.


3. روانشناسی جرائم و انحرافات جنسی، مسعود انصاری، چاپ دوم، تهران، 1359، نشر کتابفروشی اشراقی


منابعی که در این پاسخ از آنها استفاده شد:


1- مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1363


4- حر عاملي، وسائل الشيعه، تهران: مطبعه الاسلاميه، 1384


5- محمدحسن بن باقر صاحب جواهر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران: دار اکتب الأسلامیه، 1386


عباس علي هراتيان


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1287
ادامه مطلب ...

تحریک از طریق چشم

تحریک از طریق چشم

پرسش: 
چه كار كنم وقتي چشم به اندام نامحرم افتاد تحريك نشم؟

پرسشگر گرامي سوال شما نشانگر توجه شما به مسائل مذهبي و رعايت ارزش‏ها و هنجارهاى دينى و اخلاقى است. از اينكه مخاطب شما هستيم بر خود مي باليم و اميدواريم راهنماي خوبي براي شما باشيم . همانطور كه مي دانيد دانستن جنس، سن، تحصيلات و جزييات ديگري در ارايه راهنمايي و مشاوره بهتر نقش دارند. با اين حال با توجه به كلي بودن سوال مطالب زير تقديمتان مي گردد به اين اميد كه بتواند گرهي از مشكل شما باز كند.
در پاسخ به سؤال شما بايد گفت كه همانطور كه شخص گرسنه وقتي چشمش به غذا بيفتد، تحريك مي شود و گرايش پيدا مي كند كه به سمت آن غذا برود، و يا انسان تشنه با ديدن آب به سمت آن مي رود تا خود را سيراب كند انسان بالغ نيز كه در او ميل به جنس مخالف همچون ديگر نيازها به صورت طبيعي وجود دارد، وقتي به نامحرم نگاه مي كند، تحريك مي شود. بنابراين راهكار اصلي جلوگيري از اين تحريك، نگاه نكردن و كنترل چشم است كه به هر چيزي نگاه نكند و هر صحنه اي را نبيند.
چشم، دريچه دل و انديشه انسان است، اگر چگونه نگريستن را ياد بگيريم و چگونه ديدن را تجربه كنيم، چشم، چشمه اميد و ايمان مى‏شود و نگاه ما، عبادت و سبب رشد و تكامل خواهد شد، و اگر آن را رها كنيم تا به هر چه هوى و هوس دستور داده نگاه كند، زيانهاى متعددى متوجه انسان خواهد شد، و به گناهان ناخواسته‏اى دچار خواهد شد، مگر فاصله نگاه تا گناه چه قدر است؟
قرآن كريم قض بصر و چشم پوشي از نگاه به نامحرم را وظيفه مسلمانان اعلام كرده و به زن و مرد توصيه كرده است كه مواظب چشمان خود باشند. قرآن كريم مي فرمايد:« ( اي رسول ) مردان مؤمن را بگو چشمها را از نگاه ناروا بپوشند و زنان نيز فروج و اندامشان را ( از عمل زشت ) محفوظ دارند كه اين بر پاكيزگي ( جسم و جان ) شما اصلح است و البته خدا به هر چه مي كنيد آگاه است »؛ « قُل لِلمؤمِنينَ يغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ يَحفَظُوا فروجَهُمْ ذلِكَ اَزْكي لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعونَ»(1)
و پس از آن مي فرمايد :« به زنان با ايمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ كنند.»؛« وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ يَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ يَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ...(2)». پس خواست قرآن رعايت عفت عمومي براي زن و مرد است و اين كار را وظيفه ضروري و واجب مومنين شمرده شده است.
حال اگر نگاه شما به صورت خيره و عمدي نبوده و در اثر برخوردهاي اجتماعي ايجاد مي‏شود به آن حساس نباشيد. اما اگر به صورتي دربيايد كه گناه تلقي مي‏شود و زمينه ساز گناهان ديگر است براي درمان آن بايد اقدام كرد. چرا كه در واقع، نگاه هاي آلوده، مسموم و شهوت انگيز، آتش درون را شعله ور مي سازد كه فرايند و محصولي جز فحشا، سياهي دل؛ مشكلات و نارسايي هايي اجتماعي، نخواهد داشت.
براي كنترل نگاه و دوري از گناه در مرحله اول به برنامه زير به دقت عمل كنيد و در عدم تخلف از آن كاملا سختگير باشيد:
1. طرد افكار شيطانى: براى كنترل نگاه، بايد انديشه را از نفوذ افكار شيطانى دور نگه داشت، زيرا گام نخست در انحراف، فكر كردن درباره آن است. امام على عليه السلام مى‏فرمايد: «كسى كه در اطراف گناه بسيار بينديشد، سرانجام به آن گناه كشيده خواهد شد».(3)
2. پرهيز از عوامل تحريك زا: تخيّلات تحريك كننده، رفت و آمد در جاهايى كه نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، ديدن فيلم‏ها و عكس‏هاى مبتدل، زمينه را براى چشم چرانى و تحريك فراهم مى‏كند.
3. دقت در دوست يابى: بررسى‏ها نشان مى‏دهد كه نوجوانان، اوّلين قدم‏هاى انحراف و تباهى را به كمك دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشيبى سقوط قرار گرفته‏اند.(4) آلودگى و انحراف، به سرعت از طريق دوستان نا اهل به افراد پاك و سالم سرايت مى‏كند.
امام على عليه السلام مى‏فرمايد: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهيز كه طبيعت تو، ناخودآگاه ناپاكى را از طبع آن‏ها سرقت مى‏كند».(5)
4. ازدواج: يكى از راه‏هاى مؤثر در كنترل نگاه، ارضاى صحيح غريزه جنسى از طريق ازدواج است. رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد: «اى گروه جوانان! هر يك از شما كه قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام كند، زيرا اين بهترين وسيله است كه چشم را از نگاه‏هاى آلوده و عورت را از بى عفّتى محافظت مى‏كند».(6)
5. هر روز صبح بعد از نماز با خداي خود شرط كنيد كه هرگز نگاه عمدي به نامحرم نكنيد و هم از او در اين مسير استعانت جوييد.
6. در طول روز كاملا مراقب خود باشيد و هرگاه نفس شما را وسوسه كرد بلافاصله با آن برخورد نموده و جلوي تخلفش را بگيريد.
7. شب بعد از نماز چند دقيقه كنش‏هاي روزانه خود را محاسبه كنيد و در جدولي موارد تخلف يا اطاعت خود را يادداشت نماييد.
8. نسبت به موارد عدم تخلف خداي را سپاس گزاريد و در موارد تخلف استغفار و خود را تنبيه و سرزنش كنيد و تصميم جدي تري براي مجاهده با نفس در روز بعد بگيريد. اين برنامه را تا مدتي ادامه داده و نتيجه را براي ما گزارش نماييد.
9. نمازهاي خود را كاملا با توجه و حضور قلب و دقت كامل بخوانيد. زيرا نماز بزرگ‏ترين عامل بازدارنده از كژي‏هاست و ميزان قبولي نماز هر كس متناسب با قوت بازدارندگي آن از فحشاست. بنابراين هر قدر نماز بهتر باشد ديگر اعمال نيز بهتر خواهند بود و هر اندازه نماز ازحقيقت اصلي‏اش دور گردد ديگر كنش‏ها نيز به ناهنجاري خواهند گراييد.
از خداوند متعال توفيقات روز افزون شما را در جهت آرمان‏هاي مقدس الهي و اسلامي مسألت داريم.
نویسنده: فاطمه سادات حسین پور
پي نوشت ها:
1- نور (24)، آيه 30.
2- نور (24)، آيه 31.
3- غررالحكم، ج 5، ص 321.
4- محمد على سادات، راهنماى پدران و مادران، ج 1، ص 99.
5- ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272.
6- مكارم الاخلاق، ص 10.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1272
ادامه مطلب ...

فطری بودن حيا

فطری بودن حيا

پرسش: 
با سلام. عده اي از روانشناسان حيا و عفاف را امري اكتسابي مي دانند كه در دوران كودكي والدين به فرزندانشان آموزش مي دهند. چه دليلي براي فطري بودن به امور وجود دارد؟

با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامي از اينكه با اين مركز در ارتباط هستيد خرسنديم و اميدواريم كه اين ارتباط تداوم داشته باشد.


يكي از مسائل دامنه داري كه در محافل علمي مطرح شده است، اين است كه آيا اموري مانند حيا، فطري اند يا فرهنگي ؟ اگر حيا فطري باشد، يك پديده انساني است كه تابع فرهنگ خاصي نبوده، دو ويژگي خواهد داشت: يكي اينكه در همه انسان ها مشترك خواهد بود و ديگري اينكه ثابت خواهد بود، بر اثر گذر زمان، تغيير نخواهد كرد. اما اگر فرهنگي باشد، تابع فرهنگ هر جامعه اي خواهد بود و لذا، نه مشترك ميان همه انسان ها خواهد بود نه ثابت و تغيير ناپذير؛ بلكه ممكن است در برخي انسان ها حيا وجود داشته باشد و در برخي ديگر نه، و ممكن است روزگاري حيا در ميان مردم وجود داشته باشد اما روزگاري برسد كه حيا از ميان آنان، رخت بربندد. بنابراين سوال اصلي اين است آيا انسان چون انسان است شرم دارد و يا چون تابع فرهنگ است شرم دارد؟ آيا علت حيا انسانيت است يا ديانت و فرهنگ؟ برخي بر اين باورند كه حيا از فرهنگ جامعه نشات مي گيرد و اصالت فطري و انساني ندارد. اين افراد براي ادعاي خود دو دليل مي آورند:


الف)تفاوت فرهنگ ها


ممكن است بگويند تفاوت فرهنگ ها دليل غير فطري بودن ارزش هاست؛ مقتضاي فطري بودن ارزش ها ، يكساني و همساني آنها در تمام فرهنگ ها و زمان ها ست؛ اما بر خلاف آن، شاهد تفاوت فرهنگ ها هستيم. مثلا در فرهنگي فلان كار، نابهنجار شمرده مي شود و مردم از انجام دادن آن شرم مي كنند، اما در فرهنگ ديگري همان كار، نابهنجار شمرده نمي شود و در نتيجه مردم از انجام دادن آن ابايي ندارند. بر همين اساس بر اين باورند كه براي يافتن اصالت هاي انساني، بايد به جوامع بدوي و بدور از تمدن روي آورد؛ چراكه دوري آنان از تمدن سبب شده كه از هيچ فرهنگي تاثير نپذيرند و اصالت انساني خود را حفظ كنند.


ب)مطالعه جوامع بدوي نشان مي دهد كه در اين قبيله ها مردم از عرياني عورت خود نزد ديگران و حتي جنس مخالف ابايي ندارند و شرم نمي كنند. و يا زنان اختلاط با مردان را قبيح نمي دانند و يا از نداشتن حجاب، احساس شرم و خجالت نمي كنند؛ بنابراين نتيجه مي گيريم كه ارزش ها و از جمله حيا و شرم پديده هايي فرهنگي و محصول تمدن اند، نه اينكه فطري و ذاتي باشند.


سوالي كه در برابر اين نظريه مطرح مي شود اين است كه: متفاوت بودن فرهنگ و تمدن در چه چيزي تاثير مي گذارد و به اصطلاح، قلمرو تاثير گذاري آن كدام يك از اركان حياست؟ آيا تاثير آن در اصل حياست يا موضوع حيا؟ دو چيز را بايد از يكديگر جدا نمود:موجوديت حيا و موضوع حيا را. اگر تاثير فرهنگ و تمدن بر اصل و ريشه و ماهيت حيا باشد، در حقيقت، موجوديت آن را تحت تاثير قرار مي دهد و در اين صورت هم مي تواند حيا را بيافريند و هم مي تواند آن را نابود كند؛ اما اگر تاثير فرهنگ بر موضوع حيا باشد، اصل موجوديت حيا نمي تواند تحت تاثير قرار دهد بلكه اموري كه موضوع حيا هستند، متاثر شده، دچار تغيير مي شوند. در اين صورت، ممكن است كاري در فرهنگي شرم آور باشد اما در فرهنگ ديگرهمان كار موجب مباهات باشد. در اين فرض موجوديت حيا تغيير نكرده است و اينگونه نيست كه در فرهنگ دوم، ريشه حيا معدوم شود، بلكه آن چيزي كه در فرهنگ اول، موضوع حيا بوده، در فرهنگ دوم از فهرست موضوعات حيا خارج شده است و در عين حال امكان دارد بلكه اينگونه است كه امور ديگري موضوع حيا قرار مي گيرند. در همان جوامع بدوي مي توان مواردي را يافت كه همان مردم ازآن شرم دارند. پس ريشه حيا هرگز از جامعه انساني رخت بر نمي بندد.


تا انسان هست حيا هم هست. آنچه تغيير مي كند، مصداق ها و موردهاي حيا ست. به عبارت ديگر، تفاوت فرهنگ ها موجب تفاوت مصداق هاي حيا مي شود. دليل آن نيز روشن است. يكي از اركان حيا اين است كه ملاكي براي تشخيص نابهنجاري داشته باشيم و بر اساس آن ، امور نابهنجار و شرم آور را معين كنيم. اين مسئله دقيقا به نظام ارزشي مربوط مي شود. نظام ارزشي است كه درست و نادرست، و زشت و زيبا را مشخص مي شازد. در اين جا فرهنگ ها نقش بازي مي كنند.هر فرهنگي داراي نظام ارزشي خاصي است و بر اساس آن، ملاك زشتي امور متفاوت خواهد بود. در نتيجه، كار نابهنجار در هر فرهنگي با فرهنگ ديگر، متفاوت خواهد بود. طبق مطالب بالا روش شد آنچه كه با فرهنگ ها تغيير مي كند موضوعات حيا مي باشد و اصل و ريشه حيا فطري و غير وابسته به فرهنگ است. حيا قابليت ثابتي دارد كه در وجود انسان، نهاده شده است و هر فرهنگ و آييني، به نحوي و در طريقي از آن استفاده مي كند. حتي جامعه هاي بدوي هم عاري از حيا نيستند. آنها نيز داراي يك نظام ارزشي اند و بر اساس اين نظام ارزشي برخي امور را نابهنجار شمرده و انجام دادن آن ار ناروا مي دانند و لذا اگر كسي به آن اقدام كند، مايه شرمساري خواهد بود، هر چند مصداق حيا در آن جامعه با جامعه ديگر تفاوت داشته باشد.


وانگهي براي اثبات فطري بودن با نبودن ، نمي توان جامعه معيار را جامعه اي دانست كه از فرهنگ و تمدن روز به دور است. چنين جامعه اي هر چند از تاثيرات روز به دور است اما نمي توان گفت نسبت به اصالت انساني بكر و دست نخورده است. در چنين مواردي جامعه معيار را بايد انسان نخستين قرار داد كه از تاثير هر فرهنگ و آييني به دور بوده، داراي فطرتي دست نخورده است. خداوند متعال در جريان نقل داستان حضرت آدم و حوا و اخراج آنان از بهشت، تصريح مي كند كه پس از خوردن از ميوه آن درخت ممنوعه، عورت آنان آشكار شد و آنان از اين آشكار شدن متاثر شدند و براي پوشاندن عورت خود تلاش كردند.(اعراف 22) از اين داستان، به روشني مي‏توان فهميد كه آدم و حوا هنگام برهنه شدن، مضطرب و پريشان شدند؛ زيرا براي رهايي از اين حالت، به برگ‏هاي درختان پناه آوردند و خود را با آن‏ها پوشاندند و صبر نكردند تا لباس مناسبي به دست آورند. اين در حالي است كه چون اولين انسان بودند، پوشش براي آن‏ها جنبه اكتسابي هم نداشت. بنابراين، تنها دليل اضطراب ايشان از برهنگي، فطري بودن حيا در آن‏ها بود و چون برهنگي خلاف فطرت است، اضطراب‏آور است.( تفسيرنور،ج4، ص35) بنابر اين تنها دليل اضطراب ايشان از برهنگي ، فطري بودن حيا و به دنبال آن فطري بودن پوشش در آن ها بود و چون برهنگي خلاف فطرت است، اضطراب به همراه دارد.


منبع:

پژوهشي در فرهنگ حيا، عباس پسنديده، قم:دارالحديث


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1275
ادامه مطلب ...

آداب بجه دار شدن

آداب بجه دار شدن

پرسش: 
براي لحظه اي که قرار است نطفه بچه بسته شود، چه نکاتي را بايد رعايت کنيم؟ لطفا توضيح دهيد خيلي برايم مهم است.

پاسخ:برادر گرامي؛ حساسيت نسبت به سلامت روحي و جسمي فرزند، نشان از ذهن منطقي شما دارد. قدر اعتمادي كه به ما داريد مي‌دانيم.


خوب است بدانيد، در فرایند تکون نطفه و رشد جنین و کودک عوامل بسیاری تاثیر گذار است؛ نوع تغذیه، میزان آرامش روحی و جسمی، اخلاق و خصوصیات فردی پدر و مادر، اوضاع و احوال زمان و مکان و تاثیر عوامل طبیعی و ... که در روایات اسلامی بصورت دستورالعمل‌های مثبت و منفی اشاره شده است و در کتب فقهی و اخلاقی به عنوان مستحب و مکروه آمده است.


از جمله آن که اگر قبل از نزدیکی کلمه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم گفته نشود، شیطان در نطفه شرکت می کند؛ که ممکن است این شرکت از طریق تاثیر گذاری روی فکر پدر و مادر باشد که با جلوه دادن نامحرمی و یا یاد آوری مسائل دیگری افکار آن ها را مشوش نماید و ممکن است از طریق دیگری در سرنوشت جنین تاثیر بگذارد.


«مستحبات»


1- گرفتن وضو


2- گفتن بسم اللّه


‏ 3- در هنگام آميزش تعجيل نكند و زن را براى آن آماده كند تا او هم كاملاً لذت ببرد؛ يعني، کمي با هم گفتگو کنيد سپس ملاعبه و بازي و بعد از آمادگي اقدام کنيد.


4- آميزش در شب‏هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه يا جمعه باشد.


5- هنگام آميزش، آمادگي رواني و جسمي زن و مرد لازم است.


6- نزديكي بهتر است در اول شب نباشد بلكه ساعاتي بعد از خوردن شام باشد زيرا معده پر است نزديكي موجب قولنج و فلج و رعشر و نقرس و سنگ درون و چكيدن بول و فتق و ضعف بينايي مي شود. امام رضا (عليه السلام) فرمود اين عمل را در آخر شب انجام دهيد. زيرا براي بدن صالحتر و مايه اميد بيشتر و ذكاوت بيشتر براي فرزند كه در آن ميان ايجاد مي كند مي باشد. (سفينه البحار ، ج 1، ص 181)


در اين رابطه، موارد مكروهى نيز وجود دارد كه بهتر است از آنها پرهيز گردد:


1- آميزش در شب و روزى كه ماه و خورشيد گرفته است.


2- هنگام غروب خورشيد.


3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.


4- شب اول ماه غير از ماه رمضان.


5- در شب آخر ماه.


6- آميزش بعد از احتلام در خواب.


7- آميزش در اتاقى كه بچه‏اى وجود داشته باشد.


8- نگاه كردن به آلت تناسلي يكديگر هنگام آميزش.


9- آميزش به صورت عريان.


10- آميزش در زير آسمان.


11- آميزش رو به قبله و پشت به قبله.


12- آميزش، هنگامى كه شكم پر است.


13- آميزش در جايى كه كودكى باشد كه به آنها نگاه كند يا سر و صداى آنها را بشنود، هر چند چيزى متوجه نشود.


14- آميزش در فرصت بين اذان و اقامه نماز كه مخصوص اعمال عبادى است.


15- آميزش بدون وضو يا غسل.


16- آميزش در شب عيد قربان.


17- آميزش در شب عيد فطر.


18. گفتگر هنگام آميزش.


در غير اين مواردي كه مكروه است در ساير مواقع نزديكي و مقاربت اشكالي ندارد.


براي آشنايي با آداب و مستحبات آميزش به كتاب «حليه المتقين» مرحوم علامه مجلسي مراجعه نماييد.


برادر محترم؛ رعايت وظايف ديني و عقلي، قبل از فرزنددار شدن و آموختن مهارت‌هاي لازم فرزندپروردي، در دوران رشد فرزند، آينده‌اي ارزشمند و موفق را براي او و احساس رضايتمندي را براي شما به ارمغان خواهد آورد.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1255
ادامه مطلب ...

افسردگی علل و درمان آن

افسردگی علل و درمان آن

پرسش: 
مدتى است احساس غمگينى شديد مى‏كنم و نگرانم كه نكند افسرده شده‏ام. لطفاً كمى درباره افسردگى توضيح دهيد و بگوييد چرا انسان مبتلا به افسردگى مى‏شود؟

«افسردگى» از اختلالات خلقى محسوب مى‏شود كه شيوع آن حدود 15 درصد در طول عمر، و براى زنان تا 25 درصد نيز گزارش شده است‏(كاپلان سادووك، خلاصه روانپزشكى، ترجمه پورافكارى، ج 2، ص 228، انتشارات شهر آشوب.)


افرادى كه به افسردگى مبتلا مى‏شوند، در واقع عواطف و هيجانات آنها دچار اختلال مى‏شود و قادر به ابراز هيجانات و عواطف خود نيستند. اگر كسى پنج تا (يا بيشتر) از علايم زير را در يك دوره يك هفته‏اى داشته باشد، دچار افسردگى اساسى شده است؛ البته به شرط اين كه اين علايم ناشى از يك بيمارى جسمانى نباشد:


1. خُلق افسرده در اكثر مواقع روز (مثل احساس غمگينى و پوچى) ؛


2. كاهش قابل توجهى در علاقه يا احساس به فعاليت‏هاى روزمرّه (تقريباً در همه روز) ؛


3. بى‏خوابى يا پرخوابى تقريباً هر روز ؛


4. احساس خستگى مفرط تقريباً هر روز ؛


5. تحريك يا كندى روانى - حركتى تقريباً هر روز ؛


6. احساس بى‏ارزشى ؛


7. كاهش تمركز و كاهش توانايى تفكر ؛


8. افكار خودكشى به صورت مكرر (البته بدون داشتن طرح خاص يا اقدام به خودكشى)(همان.)


علل افسردگى‏


علل گوناگونى، منجر به بيمارى افسردگى مى‏شود؛ از جمله:


1. عوامل روانى - اجتماعى ؛ مانند: رويدادهاى زندگى و استرس محيطى.


2. عوامل ژنتيكى ؛ مطالعات خانوادگى نشان مى‏دهد كه با كم شدن ميزان قرابت خانوادگى، احتمال ابتلا به اختلال خُلقى نيز كاهش مى‏يابد. همچنين اگر يكى از والدين مبتلا به اختلال افسردگى است، 25 درصد شانس ابتلا به اختلال خُلقى در فرزندان وجود دارد. و اگر پدر و مادر هر دو افسرده باشند، شانس بچه‏ها براى ابتلا به افسردگى 50 تا 75 درصد افزايش مى‏يابد.


3. عوامل زيست شناختى ؛ نوسان در پيك‏هاى عصبى - به ويژه دو ناقل عصبى به نام‏هاى نوراپى نفرين‏(همان، صص 218-226. ) در ضمن همه انسان‏ها نوسانات خلقى و غمگينى را در زندگى تجربه مى‏كنند و نبايد به محض غمگينى، احساس كنند كه به اختلال افسردگى مبتلا شده‏اند. فقط در صورتى مى‏توان برچسب افسردگى را به كسى زد كه حداقل پنج علامت از نشانه‏هاى ذكر شده، به صورت مستمر در او مشاهده شود.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1241
ادامه مطلب ...

دلمردگی

دلمردگی

پرسش: 
مدتى است دچار كسالت و دلمردگى شده‏ام. انگيزه براى انجام هيچ كارى را ندارم، آرامش روحى ندارم ؛ هميشه نگرانم ؛ براى رهايى از اين حالت و براى رسيدن به آرامش روحى و كاستن افسردگى و سردرگمى چه بايد كرد؟

همه ما گاهى غمگينى، دلمردگى و كسالت روحى را در زندگى تجربه مى‏كنيم و شايد يكى از رموز نهفته در نظام آفرينش، براى بهره‏مندى و لذّت بردن بيشتر از لحظات زندگى، همين تجربه‏هاى ناخوشايند و كسالت‏هاى روحى باشد.
همان طور كه بيمارى يك امرى ناخوشايند براى تمام انسان‏هاست امّا براى پى‏بردن به ارزش سلامتى و استفاده لذتبخش از تندرستى و قدردانى و سپاسگزارى از آفريننده همه زيبايى‏ها، تذكر بسيار مهمى است به انسان به عبارت ديگر براى پى‏بردن به ارزش هر نعمتى، ابتلا به فقدان آن، بهترين هشدار دهنده و مناسب‏ترين وسيله براى بيدارى انسان و استفاده بهينه از نعمت‏هاى الهى است. بنابراين بيمارى و كسالت نيز يك نعمت است و اگر نگاه ما به زندگى و حوادث آن اين‏گونه باشد، به طور كلى همه چيز عوض خواهد شد و همه فشارهاى روحى و افسردگى‏ها تبديل به نشاط و شادابى مى‏شود.
مشكل اساسى و محور همه پريشانى‏هايى كه بر زندگى شما سايه‏افكنده و همه چيز را تيره و تار و سياه مى‏بينيد، نگرش منفى به زندگى، محيط اطراف و مهمتر از همه نسبت به «خود» است. شما همواره روح و روان خود را آماج تيرهاى سهمگين تفكرات منفى و زير بمباران منفى‏نگرى‏هاى خود قرار داده‏ايد و طبيعى است كه نتيجه اين بمباران، چيزى جز تخريب روحيه و از دست دادن نشاط و ابتلا به افسردگى و پريشانى نيست. پرسش اين است كه چرا خود را بدون دليل متهم مى‏كنيد؟! چرا دنيا و زندگى در آن را براى خود، زندان تصور مى‏كنيد؟! چرا خود را سردرگم و گرفتار در پيچ و خم‏هاى زندگى مى‏كنيد؟! چرا خود را در بن‏بست تفكرات منفى قرار داده، آيه يأس مى‏خوانيد؟!
همه اين سردرگمى‏ها، بن‏بست‏ها، نااميدى‏ها، خستگى‏هاى روحى و بالاخره افسردگى‏ها، ناشى از همين منفى‏بافى‏هايى است كه شايد از دوران نوجوانى، به صورت ناخودآگاه به دام آن گرفتار شده‏ايد!
به هر حال براى رفع مشكل شما، راه كارهايى ارائه مى‏شود كه اميدواريم ضمن به كارگيرى آنها، به صورت جدى شاهد سلامتى و بهبود وضعيت وقتى شما باشيم:
1. اجتناب از تنهايى؛ بكوشيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد، در تنهايى قرار نگيريد.
2. با افكار منفى خود مقابله كنيد؛ يعنى، هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد. به هر صورت ممكن خود را از چنبره آن نجات دهيد؛ براى مثال خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى شما هست، مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
3. به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و بكوشيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد.
4. به جاى اينكه به كمبودها، عيب‏ها و ناكامى‏هاى خود بينديشيد؛ به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد. به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى؛ به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيمه خالى را نخوريد. فرصت‏هاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد، نگران نباشيد.
5. با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كنيد و از افرادى كه هميشه وقتى با آنها مواجه مى‏شويد از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزينيد.
6. ورزش را جزء ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى خود قرار داده هر روز حداقل نيم تا يك ساعت ورزش كنيد.
7. هر چه مى‏توانيد قرآن بخوانيد و از دعاهاى اهل‏بيت(ع) بهره بگيريد: «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ»(مزمل (73)، آيه 20. ( البته قرآن را با تأنى و توجه به معنا تلاوت كنيد.
8. از بيكارى و بى‏برنامگى بپرهيزيد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كنيد.
9. براى برنامه‏ريزى اوقات شبانه‏روزى، حتماً با مشاور گفت و گو كنيد يا از دوستان موفق خود كمك بگيريد.
10. به تغذيه خود - به خصوص صبحانه - اهميت بدهيد و هيچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصيل يا مطالعه نشويد.
11. هر وقت احساس دلتنگى مى‏كنيد، حدود ده دقيقه دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.
12. به مسائل معنوى - به ويژه نماز اول وقت - اهميت فوق‏العاده بدهيد.
13. با توسل به اهل‏بيت(ع) از آنها بخواهيد كه شما را كمك كنند و همواره اميدوار به لطف و رحمت خدا باشيد.
نویسنده: ابوالقاسم بشیری


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1297
ادامه مطلب ...

افسرده ام

افسرده ام

پرسش: 
چطور احساس شادي كنيم؟من واقعا افسرده و غمگينم دانشجوام ترم چهارم خوابگاهيم؟

خوشحاليم بار ديگر شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.همانطور كه مي دانيد عواملي مختلف در بروز حالت ناخوشي و كسالت و احساس افسردگي در فرد موثر هستند بهمين علت مقابله و درمان افسردگي با توجه به عوامل آن و ويژگيهاي فرد مبتلا ممكن است متفاوت و از روشها و تكنيكهاي مخصوصي استفاده شود.مثلا از دست دادن يك عزيز، شكست در بعضى از امورات زندگى، مورد تمسخر و استهزا قرار گرفتن، زندگى كردن در غربت و دور از خانواده و... كه معمولا از تكنيكهاي رفتاري و شناختي استفاده و وضعيت را به حال اول برگرداند ولي گاهى اوقات علت غمگينى و افسردگى و بى نشاطى معلوم و شناخته شده نيست و چه بسا علت فيزيكي و شيميايى يا جنبه ارثى و يا عواملى محيطى مبهم دارد. روشن است در اين حالت مشكل كمى بيشتر از حالت طبيعى است و بايد به روان‏شناس، مشاور روان شناس يا روان پزشك مراجعه كرد.


در مورد شما هم چند سوال مطرح است1- چه مدتي اين احساس را داريد؟2- خودتان چه عواملي را دخيل مي دانيد؟3- آيا چرا فكر مي كنيد افسرده هستيد؟4- چرا راهكارهايي را براي خروج از اين حالت بكار گرفته ايد؟5- آيا ديگر دوستانتان همين برداشت را دارند؟6- ايا اين حالت ربطي به سوالات قبلي شما دارد؟جواب اين سوالات مي تواند به شما كمك نمايد تا وضعيت موجود خود را بهتر درك نموده و در جهت وضعيت مطلوب حركت نماييد.لذا در مكاتبه بعدي مي توانيد با بيان جزييات بيشتر از راهكارهاي تخصصي تر نيز استفاده نماييد.در اينجا اين حالت شما را بطور مفصل بررسي نموده و شما با توجه به وضعيت خود راهكارها را عملي سازيد.همانطور كه مي دانيد انسان از نظر خلقي و عاطفي معمولاً يك حالت يكنواخت ندارد. همه انسان‏ها كم و بيش دوره‏هايى از غمگينى و افسردگى را تجربه مى‏كنند و اين امر طبيعى است. شايد يكى از رموز نهفته در نظام آفرينش، براى بهره‏مندى و لذّت بردن بيشتر از لحظات زندگى، همين تجربه‏هاى ناخوشايند و كسالت‏هاى روحى باشد.


همان طور كه بيمارى يك امرى ناخوشايند براى تمام انسان‏هاست امّا براى پى‏بردن به ارزش سلامتى و استفاده لذتبخش از تندرستى و قدردانى و سپاسگزارى از آفريننده همه زيبايى‏ها، تذكر بسيار مهمى است به انسان به عبارت ديگر براى پى‏بردن به ارزش هر نعمتى، ابتلا به فقدان آن، بهترين هشدار دهنده و مناسب‏ترين وسيله براى بيدارى انسان و استفاده بهينه از نعمت‏هاى الهى است. بنابراين بيمارى و كسالت نيز يك نعمت است و اگر نگاه ما به زندگى و حوادث آن اين‏گونه باشد، به طور كلى همه چيز عوض خواهد شد و همه فشارهاى روحى و افسردگى‏ها تبديل به نشاط و شادابى مى‏شود.بنابراين تجربه كردن حالات غمگينى و افسردگى، تا حدود زيادى طبيعى است امّا اگر حالت غمگينى بيش از شش ماه طول بكشد و علايمى از قبيل كم خوابى (يا پرُ خوابى در بعضى افراد)، بى اشتهايى، كاهش عملكرد، عدم تمركز حواس، حالات پرخاشگرانه و... را به دنبال داشته باشد نياز به مراجعه حضوري و تحت درمان قرار گرفتن را دارد.براى مقابله و درمان افسردگي، تكنيك‌هاي متعددي موجود است.بسياري از آنها در كنار مشاوره پزشكي و داروهاي ضدافسردگي استفاده مي شوند.


1.مصرف دارو


پزشك ممكن است استفاده از دارو را به عنوان روش‌هاي كمكي همراه با جلسه‌هاي مشاوره و درمان پيشنهاد كند.مصرف دارو باعث آرامش رواني شده و استرس را كاهش مي‌دهند و مقابله با افسردگي را آسان‌تر مي كنند.


2.مشخص كردن هدف


افرادي كه از اين بيماري رنج مي‌برند اغلب در زندگي روزمره غرق شده‌اند.تعيين هدف براي افراد حتي بدون از دست دادن انرژي كه با افسردگي همراه است به اندازه كافي مشكل است.اين تكنيك به فرد مي‌آموزد چگونه كارها را به بخش‌هاي كوچك‌تر و آسان‌تر براي اجرا تبديل كند.اين عمل با كمك به افراد براي دوباره به دست آوردن حس كنترل بر زندگي با اين بيماري مبارزه مي كند.دوباره يافتن اين قدرت افكار مثبت و و احترام به خود را در شخص تقويت مي‌كند.


3.تكنيك هاي آرامش


فراگرفتن اين تكنيك‌ها مي‌تواند استرس،تنش‌هاي عصبي و اضطراب را كاهش دهد.اين روش به فرد مي‌آموزد چگونه آرامش خود را حفظ كند.روش‌هاي تنفسي مي‌تواند فرد را در حفظ كردن خونسردي ياري كنند.


4.نرمش


نرمش جنگنده اي قوي با انقباضات عضلاني ست و تصوير از خود،اعتماد‌به‌نفس و خودآگاهي را در فرد تقويت مي‌كند.نرمش همچنين سطح اعصاب مخصوصي كه براي بالا بردن روحيه شناخته شده‌اند را افزايش مي‌دهند.مشكل اينجاست معمولا شخص بيمار مي گويد كه به دست آوردن انرژي لازم براي شركت در كلاس‌هاي ايروبيك را ندارد.بايد به تدريج شروع كرد.حتي ده دقيقه تمرين در روز از هيچ بهتر است.براي افزايش انگيزه داشتن يك همراه خيلي بهتر است.حتي يك دور زدن ساده روش فوق العاده‌اي براي شروع است.


راهكارهاي عملي


1- مهمترين عامل خداي متعال است اگر انسان در زندگي خود خداوند را بشناسد و مشغول سير و سلوك به سوي او باشد و از دعا و مناجات بهره كافي ببريد، احساس كسالت و غم وتنهايي و دلتنگي نخواهد كرد زيرا خداوند خود فرموده اند ياد من آرام بخش دلهاست.


2- در مورد اتفاق افتاده و نتايج احتمالي به خداوند توكل نماييد و هر آنچه اتفاق مي افتد را خواست خداوند بدانيد زيرا خداوند مي فرمايد حتي برگي بدون اراده خداوند حركتي نخواهد نمود.


3-همانطور كه تجربه نموده ايد دوست خوب يكي ديگر از عوامل مهمي است كه مي تواند شما را از اين حالت بيرون آورده و تنهايي هاي انسان را پر كند و به انسان سلامتي رواني و آرامش ببخشد، از آن رو توصيه اكيد ما اين است كه همين لحظه با دوستان صميمي خود ارتباط برقرار نمايد و حتما قرار ملاقاتي را بگذاريد و اجازه ندهيد اين حالت بيش از اين روح شما را آزار دهد.سعي نمايد با دوستان خوب خود بيشتر معاشرت نمايد و با هم مسافرت داشته باشيد.


4- مطمئنا در اين مدت همنشيني با كتاب را تجربه نموده ايد البته قبول داريم اهداف مطالعه متفاوت است اما كتاب بهترين دوست انسان است كه اتفاقا در زمينه پر كردن اوقات عمر انسان و خارج نمودن او از تنهايي مهارت بسيار زيادي دارد. كساني كه با مطالعه و كتاب و كتابخانه انس دارند، هرگز احساس ناراحتي و غم و تنهايي نمي كنند.در زمينه علاقه خود كتابي تهيه نموده و با برنامه ريزي سعي نماييد آنرا مطالعه نماييد.


5- ورزش از عوامل مهم اجتماعي شدن و خروج از اين حالت است. توصيه مي كنيم حتما در فعاليت هاي ورزشي شركت كنيد اين موضوع بسيار آرامش بخش و سازنده است.كم هزينه ترين اين فعاليتها پياده روي مي باشد.سعي نماييد صبح و يا عصر بمدت 45 دقيقه همراه كسانيكه دوستشان داريد اين كار را انجام دهيد.


6. شركت در نماز جماعت در مسجد و همچنين شركت در مجالس اهل بيت(ع) و فعاليت هاي گروهي فرهنگي و مذهبي يكي ديگر از راه هاي مبارزه با احساس است.


7. اجتناب از تنهايى؛ بكوشيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد، در تنهايى قرار نگيريد.


8. با افكار منفى خود مقابله كنيد؛ يعنى، هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد. به هر صورت ممكن خود را از چنبره آن نجات دهيد؛ براى مثال خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى شما هست، مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.


9. به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و بكوشيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد.


10. به جاى اينكه به كمبودها، عيب‏ها و ناكامى‏هاى خود بينديشيد؛ به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد. به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى؛ به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيمه خالى را نخوريد. فرصت‏هاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد، نگران نباشيد.


11. به تغذيه خود - به خصوص صبحانه - اهميت بدهيد و هيچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصيل يا مطالعه نشويد.


12. هر وقت احساس دلتنگى مى‏كنيد، حدود ده دقيقه دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.


نكته پاياني اينكه اگر دقت كنيد خود شما نيز مي توانيد عوامل ديگري را شناسايي نماييد كه در برون رفت از اين احساس و رسيدن به احساس شادي و لذت روان مفيد و موثر هستند. در كنار حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه سلام الله عليه براي شما انسانهاي خواستار پاكي دعا مي كنيم و منتظر نظر شما نسبت به اين مطالب هستيم تا در كنار يكديگر به سمت وضعيت مطلوب حركت نماييم.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1248
ادامه مطلب ...

خيلي تنهام

 

خيلي تنهام

پرسش: 
دختري هستم که حالم اصلا خوب نيست خيلي تنهام خواهش مي كنم كمكم كنيد خواهش مي كنم؟

با سلام خدمت شما جوان عزيز و گرامي ؛ از اينکه ما را لايق اعتماد خود دانسته ،با ما درمورد مسائل شخصي خود درد دل نموده وسوالتان را مطرح کرديد بسيار سپاسگزاريم . اميدواريم پاسخ ما راهنماي کامل ومفيدي براي رفع مشکل شما باشد.در اين مكاتبه راهکارهايي در مورد احساس تنهايي كه از آن رنج مي بريد آورده ميشود .
1- با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كنيد و از افرادى كه هميشه وقتى با آنها مواجه مى‏شويد از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزينيد.
. 2. در پي آن باشيد که با يکي دو تن از دوستان هم کلاسي و يا هم رشته اي تان آشنا شويد و با انتخاب فردي که از دلسوزي کافي برخوردار است و پاي بند دستورات اخلاقي و شرعي است و از گناه و خلاف به دور است و در حفظ خود و پاکدامني و عفت خود کوشاست، به ايجاد ارتباط صميمانه و دوستانه پرداخته تا بتوانيد نيازي که در بالا به آن اشاره شد، تأمين کنيد.
3- شناخت خود را نسبت به مسائل زندگي اصلاح کنيد؛ واقع بينانه به مسائل نگاه کنيد، همواره در ارزيابي موفقيت ها و شکست ها علل آن را جستجو کنيد و از خيالبافي و شانسي رخ دادن حوادث اجتناب کنيد. هيچگاه از شکست ها و ناکامي ها نهراسيد بلکه آن را سکوي پرش خود قرار دهيد.
4ـ به جاى اينكه به كمبودها و عيب‏ها و ناكاميهاى خود فكر كنيد به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى و همه افراد اين چنين هستند سعى كنيد به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيم‏ خالي را نخوريد چه اينكه از آنچه در اختيار داريد نمى‏توانيد بهره‏مند شوند، فرصتهاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد نگران نباشيد.
5- با افكار منفى خود مقابله كنيد يعنى هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد به هر صورتى كه شده خود را از چنبره آن نجات دهيد مثلاً خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى شما هست، مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
6- به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كنيد و سعى كنيد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كنيد.
7- ورزش را جزء ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى خود قرار داده هر روز حداقل نيم ساعت الى يك ساعت ورزش كنيد.(هر ورزشى كه مورد علاقه شماست)
7ـ .بايك برنامه ريزي شبانه روزي سعي كنيد براي تمام اوقات خود برنامه اي داشته باشيدگاهي احساس تنهايي در بيكاري ها بيشتر خود را نشان مي دهد واز آن رنج مي برد. پس سعي كنيد هيچ زماني در شبانه روز بيكار نباشيد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كنيد.
8ـ به تغذيه خود خصوصا صبحانه اهميت بدهيد و هيچگاه بدون خوردن صبحانه مشغول كار يا مطالعه نشويد.
9 ـ هر وقت احساس بي‌حالي مى‏كنيد حدود 10 دقيقه يك دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.
10ـ ازدواج مي‌تواند شادابي و نشاط مناسب را به شما باز گرداند .بنابراين اگر آمادگي كافي هم از طرف خود و هم از طرف خانواده محترمتان وجود دارد مقدمات ازدواج را فراهم كنيد چرا كه بهترين براي رهايي از اين احساس تنهايي پيدا كردن يك شريك زندگي دايمي است ضمن اينكه فرد را ازافتادن در دام هاي گناه حفظ مي كند.
11- مطمئنا ياد خداوند متعال يکي از راه هاي ايجاد آرامش در قلب است، پس چه خوب است به دستورالعمل هاي عبادي توجه بيشتري کنيد، نمازهايتان را اول وقت بخوانيد، در صورت امکان به جماعت بخوانيد، خداوند نظر لطف و مرحمتش بيش از آن است که ما تصور مي کنيم و هر چه که از خداوند بخواهيم در صورتي که به صلاح بنده اش باشد به او عطا خواهد کرد. پس با تقويت اين رابطه معنوي و عبادي به يک عشق حقيقي خواهيد رسيد. خداوند مظهر تمام کمالات است و اگر به اين وجود کامل و مطلق، عشق و علاقه پيدا کنيم، ديگر علاقه هاي ما نيز در همين راستا قرار خواهد گرفت و معنا پيدا خواهد کرد.
آرى واقعا گمشده انسان خدا است و تا انسان دريافت درست و حقيقى‏اى از مبدأ و معبود خود نداشته باشد، دلش آرام نمى‏گيرد. انسان به دنبال اين حقيقت است كه به نوعى حضور حق‏تعالى را در زندگى خويش احساس نمايد و از اين كه مى‏بيند در بسيارى از موارد قادرنمى‏باشد كه حضور او را در زندگى خويش ادراك نمايد، به شدت غمگين مى‏شود و احساس مى‏كند كه از او دور افتاده است.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1269
ادامه مطلب ...

?