.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

راه های مقابله با افسردگی

 

راه های مقابله با افسردگی

پرسش: 
به نام خدا،سلام،براي درمان افسردگي چه بايد كرد؟با تشكر.

با سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي راهنمايي و پاسخگويي برگزيده ايد، پرسشگر گرامي قبل از هرچيز بايد يك تعريفي از افسردگي ارائه نماييم تا مرز بين افسردگي مصطلح كه يكي از اختلالات رواني محسوب مي شود و ساير بيحوصله گي ها و بي حالي هاي عادي مشخص شود، دليل مشخص شدن اين مرز بندي بخاطر اينست كه گاهي اوقات اشخاص به محض مشاهده ي يك بيحوصله گي ساده و يا يك بي رغبتي پيش پا افتاده سريعا به خود برچسب افسردگي مي زنند و با توجه به اينكه تلقين نقش بسيار زيادي در ايجاد، تثبيت و افزايش بيماري دارد، لاجرم بسوي افسردگي اصطلاحي پيش مي روند.
تعريف افسردگي: افسردگي يكي از اختلالات رواني است كه موجب كاهش شديد فعاليتهاي فرد شده و او انگيزه ي انجام بسياري از كارها را از دست مي دهد. انرژي رواني شخص افسرده كاهش محسوسي پيدا كرده و تمركز حواس وي نيز افت زيادي مي‌كند، و انگيزه اي به استفاده از مهارتهاي مختلف زندگي كه قبلا كسب كرده بوده نشان نمي دهد. چنين فردي گاهي پرخاشگر و گاهي نااميد است، احساسپگناه در او بسيار قوي است، باز تاب اجتماعي افسردگي اينست كه فرد افسرده نه تنها خود از پيگيري اهدافش در زندگي باز مي ماند بلكه باعث كاهش بازدهي در فعاليتهاي اجتماعي و توليدي مي شود. اين اختلال در قالب مجموعه اي از علائم و نشانه ها ظاهر مي شود(نه اينكه با ديدن يك نشانه حكم به افسردگي شخص شود)، كه بر اساس كميت و كيفيت و مدت وشدت، مي توان تشخيص داد كه شخص به كداميك از انواع افسردگي مبتلا شده است. و بديهي است كه راهكار درماني هريك به تناسب با ديگري تفاوت مي كند.
نشانه هاي افسردگي:
1- خُلق پايين؛ تغيير در خلق و خو با موارد زير ظاهر مي شود:
الف- غم و اندوه زياد و نا متعارف
ب- فرد احساس مي كند كه بغضي در گلو دارد، و تمايل به گريه را در خود احساس مي‌كند و گهگاه به بهانه هاي مختلف در خلوت و يا حضور ديگران گريه مي كند.
ج- غم و اندوه چهره او را مثل ابر تيره اي مي پوشاند و حالت غم زده ، مصيبت زده و افسرده اي به او مي دهد.
د- شخص بطور نابجا و يا براي چيز كم اهميتي گريه اش مي گيرد مثلا با ديدن اعلاميه ي مجلس ترحيم كسي كه او را نمي شناخته گريه اش مي گيرد، و يا با شنيدن موسيقي غمناك گريه مي كند.
ه- ومثلا شنيدن آهنگهاي غمناك را بر آهنگهاي شاد كه قبلا گوش مي كرده ترجيح مي دهد و يا تمايلي به شنيدن حرفهاي نغز و لطيفه هاي خوش از خود نشان نمي دهد.
و- فرد اگر زن باشد تمايلي به آرايش از خود نشان نمي دهد و اگر مرد باشد دستي به سر و روي خود نمي كشد.
ز- فرد افسرده تمايلي به گشت و گذار و تفريح و تفرج و مسافرت ندارد.
ح- فرد افسرده از شركت در مهماني ها و مجالس شاد و سرور آور اكراه دارد و در مقابل تمايل زيادي براي شركت در مجالس عزاداري و غم آور از خود نشان مي دهد.
ط- همه ي موارد مذكور با برخي از از تمايلات نوظهور و بدون سابقه قبلي ديگر كه در فرد مشاهده مي شود از نشانه هاي افسردگي بشمار مي آيند.
2- كاهش انرژي رواني؛ افسردگي موجب كاهش انرژي رواني شخص مي شود بطوري كه توان كلامي، رفتاري، و خلقي فرد از ميزان و معيار نرمال پايين تر مي آيد، و فرد احساس مي كند كه توان لازم را براي بسياري از فعايتهاي روز مره ندارد.
3- كاهش مهارتها؛ افراد افسرده مهارت بكار گيري مهارتهاي مختلف زندگي را كه قبلا آموخته بودند و بخوبي بكار مي‌گرفتند را تا حد زيادي از دست مي دهند. مثلا خانمي كه قبلا توانايي كلامي بسياري داشت، ديگر حتي نمي تواند حرف هاي پيش پا افتاده را بدرستي ادا نمايد.
4- از دست دادن انگيزه؛ كه با نشانه هاي زير مشخص مي شود:
الف- فرد افسردن انگيزه ي پيگيري كارها را ندارد.
ب- از قبول مسئوليت ها و انجام كارها شانه خالي مي كند.
ج- انگيزه دنبال كردن مطالب مجهولي را در روز با آنها برخورد مي كند ندارد.
د- اينگونه افراد حوصله و تلاش و پشتكار خود را از دست داده اند.
ه- از دست دادن انگيزه ي انجام كارهاي بسيار ساده مانند شستن دس و صورت و يا چند تا ظرف.مدام مي گويند كه دست و دلم به كار نمي رود.
و- شكوه از كم حوصله گي، و بي حوصله گي
ز- كاهش شديد انگيزه و ميل جنسي در اين افراد،
5- كاهش‌حافظه و يا فراموشي، و از دست دادن قدرت بر پيگيري كلام و به پايان رسانيدن آن.
6- كاهش تمركز حواس به ميزان زياد؛ مثلا شخصي‌كه قبلا دو ساعت با تمركز حواس حرف مي زد و يا مطالعه مي كرد، از پركندگي حواس مي نالد.
7- نشخوار فكري؛ نشخوار فكري نشانه شايعي در افسردگي است، يعني يك فكر پيش پا افتاده را همانند آدامس در ذهنمان مي چرخانيم و قدرت دور انداختن آنرا نداريم. مثلا حادثه اي كه در پنج دقيقه برايش اتفاق افتاده را ممكن است ساعتها و روزها بدون وصول به هيچ نتيجه اي در ذهنش همانند آدامس بچرخاند. مثلا خانمي كه مادر شوهرش در جمع حرفي به او زده است و او نتوانسته پاسخ مناسبي به آن بدهد را بارها و بارها در ذهن مي آورد و ناگهان ناراحت شده وگريه سر مي دهد. فرق نشخوار فكري با وسواس فكري اينست كه نشخوار فكري قضاوتها و افكاري است كه فرد نسبت به تصورات و تجربيات منفي قبلي اش دارد. اما در وسواس فكري يك فكر بدون اينكه سابقه و حادثه اي را در گذشته فرد زير سوال ببرد، در ذهن تكرار مي شود. لازم به ذكر است كه نشخوار فكري باعث تداوم افسردگي و مانع جدي در درمان آنست، لذا بايد درمان گردد.
8- احساي گناه؛ از لحاظ عاطفي احساس گناه كردن در افراد افسرده بيار قوي است، احساس گناه از اعمال خودشان، احساس گناه نسبت به سرنوشت فرزتدانشان، همسرشان، اعضاي خانوده شان، آنان را عذاب مي دهد.احساس مي كنند به گونه اي عامل مشكل و بدبختي عزيان‌شان هستند.
9- نا اميدي(انتظار وقوع حوادث منفي و نامطلوب و فقدان حوادث مثبت و مطلوب در آينده ؛ اين افراد نسبت به آينده نظر مثبتي ندارند و احساس مي كنند براي خروج از بن بست كاري نمي شود كرد. آنها حتي حاضر به ديدن روزنه هاي اميد نيز نيستند. و درماندگي آنها به نااميدي آنها و نااميدي آنها به افسردگي شان دامن مي زند.
10- پرخاشگري؛ افسردگي فقط در خود فرو رفتن و در گوشه اي كز كردن نيست! تعدادي از افسردها ممكن است شخصيت تهاجمي و ضد اجتماعي(آنتي سوشيال) داشته باشند و لذا گاهي افسردگي همراه با پرخاشگري است، و فرد از شدت افسردگي به ديگران حمله مي كند، فحش مي دهد، درگير مي شود، و كتك كاري مي‌كند و به ديگران آسيب مي رساند. اين افراد به ظاهر آدمهاي مهاجم و پرخاشگر هستند و در واقع همه آثار افسردگي در آنها جمع شده است.
11- كاهش و يا افزايش خواب؛ گاهي فردي كه قبلا هفت هشت ساعت مي خوابيده اكنون حتي نمي تواند حتي دو ساعت بخوابد.و با كوچكترين صدا از خواب برمي خيزد و ديگر خوابش نمي برد و افكار پريشان دست از سرش برنمي دارد. و گاهي افسردگي باعث پر خوابي مي شود آدم افسرده ده دوازده ساعت مي خوابد ولي باز احساس خواب آلودگي و خستگي مي كند حال بلند شدن را ندارد و هنوز منگ است، و علت آن اينست كه خوابش پر از كابوسها، و خواب هاي ناراحت كننده است. لذا مغزش استراحت نمي كند و خسته باقي مي ماند.
12- كم خوري و پرخوري؛ آدم افسرده يا اشتهايش را از دست مي دهد و ميلي به خوردن غذا ندارد و برخي نيز به پر خوري روي مي آورند، و دليل آن اينست كه چون غا برايش بي مزه است هي مي خورد تا طعم و مزه ي آنرا بفهمد. بنابراين از عوامل چاقي مي تواند افسردگي باشد.
13- برهم خوردن نظم قاعدگي در خانم ها
14- افكار مربوط به مرگ و خود كشي و حتي اقدام به خودكشي؛
اينگونه افراد غالبا آرزوي مرگ دارند لذا ممكن است اقدام به خود كشي نيز بنمايند. اقدام به خود كشي در ميان خانهما بيشتر از آقايان است اما آمار خود كشي موفق در مردان بيش از زنان است.
15- كاهش اعتماد به نفس؛ افراد افسرده از كاهش اعتماد به نفس در رنجند زيرا خود را موجودي كم ارزش و غير مفيد تلقي مي كنند همين امر باعث مي شود فعاليت مفيدي نيز انجام ندهند و خود همين امر باعث تشديد احساس بي كفايتي مي شود و احساس مي كنند نمي توانند در هيچ كاري موفق شوند.
حال كه به طور اجمال با نشانه هاي افسردگي آشنا شديد، بهتر قبل از ذكر راهكارهاي درماني نگاهي گذرا به عوامل و ريشه هاي افسردگي بيافكنيم
ضابطه ي زماني براي تشخيص افسردگي: پنج نشانه يا بيشتر از نشانه هايي كه ذكر شد بايد در خلال دوره اي كه مدت آن از دو هفته كمتر نباشد مشاهده شوند و تغييراتي را نسبت به كنش وري قبلي فرد نشان دهند، البته به شرطي كه اين نشانه ها در اثر استفاده از مواد مخدر و يا افراط در مصرف برخي از داروها ويا كم كاري برخي از غدد فيزيولوژيك مانند كم كاري غدد تيروئيد؛ ناشي نشود.
عوامل و ريشه هاي افسردگي؛
1- فروخوردن خشم؛
اگر ما نتوانيم خشم خود را بروز دهيم و پرخاشگري خود را تخليه نماييم، انباشت اين خشم ما را افسرده مي كند.
2- الگوي ياد گيري؛ فرد مي تواند خلق و رفتار افسرده وار را از بزرگترهاي خود الگو برداري كند. به عبارتي كودك از پدر و مادر افسرده خود افسرده خويي را مي آموزد. و ياد مي گيرد برخي از ويژگي هاي رفتاري افسرده والدين را جز رفتارهاي اساسي خود قرار دهد و بعد با آنها خو مي گيرد و بزرگ مي شود.
3- نوع تربیت: چگونگي تربيت در خانه و نوع روابط در آن مي تواند از علل افسردگي باشد. كودك در خانواده ياد مي گيرد كه در مقابل حوادث استرس زاي زندگي چگونه پاسخ دهد.پاسخي افسرده وار يا سازگارانه و زند و پويا.
4- اشكال در فرآيند حل مسئله؛ ما نحوه حل مسائل زندگي را در بسياري از موارد در دوره كودكي از پدر و مادر خود الگو برداري مي كنيم، لذا اگر آنها در شناخت صورت مسئله و راه حلهاي ممكن مشكل اشته باشند و افسرده وار عمل كنند ما نيز در مواجهه با مشكلات دچار مشكل شده و زود موضع افسرده وار مي گيريم.
5- علل زيستي و شيميايي: برخي اعتقاد دارند كه افسردگي ريشه بيوشيميايي دارد يعني به علت تغيير مواد شيميايي كار كرد مغز و دستگاه عصبي مركزي دچار مشكل مي شود و نشانه هاي افسردگي ظهور مي كند، در روايات ما نيز به تاثير برخي از غذاها در بروز برخي از حالات روحي و رواني تاكيد شده است.( دانشنامه پزشكي آيت الله ري شهري). لذا دارو درماني مي تواند تا حدي كارساز باشد.
6- عامل ژنتيكي؛ برخي اعتقاد دارند كه افراد افسرده، افسردگي را از طريق ژن از پدر و مادر به ارث مي برند. اين نظر تا حدي درست است و استعداد افسردگي مي تواند از طريق وراثت ايجاد شده باشد ولي اين به اين معنا نيست كه پدر و مادر افسرده فرزند افسرده خواهند داشت و يا فرزند پدر و مادر سالم به افسردگي دچار نخواهد شد. زيرا گاهي اوقات ژن افسردگي در فرزند پدر و مادر افسرده به علت شرايط خاص اجتماعي مجال بروز نمي يابد و نيز به علت تحميل شرايط اجتماعي خاص فردي كه زمينه ي ژنتيكي ندارد به افسردگي روي مي آورد. پس دريك كلام مي شود گفت كه استعداد ژنتيكي براي افسردگي بالقوه است و بايد آشكار كننده اي مثل يك حادثه تلخ باشد كه آنرا از سطح كمون و نهفته گي خارج سازد و لذا ممكن است تا آخر عمر شرايط طوري باشد كه اين آشكار كننده بوجود نيايد. البته اغلب موارد در خانواده درجه يك فرد افسرده افراد افسرده ديگرمثل پدر مادر برادر خواهر عمو عمه دايي خاله و... نيز وجود دارند كه نشان از دخالت ژن ها در افسردگي دارد.
7- عوامل شناختي؛ برخي از روان درمانگران كه به رواندرمانگران شناختي معروفند اعتقاد دارند كه افسردگي به علت الگوهاي نا مناسب شناختي ايجاد مي شود در حقيقت افراد افسرده در تعبير و تفسير رويدادها مشكل دارند و نحوه ي انديشيدن و الگوهاي غلط شناختي را عامل اصلي افسردگي دانسته و در عين عدم رد عوامل پيش گفته آنها را فرعي مي دانند. شناخت درمانگران مي گويند؛ افسردگي بر اثر هجوم افكار منفي به ذهن ايجاد مي شود و اين نوع افكار زماني به ذهن ما هجوم مي آورند كه يك سري الگوها و باورهاي غلط و به عبارتي تحريفات شناختي در ذهن ما به عنوان مبنايي براي تحليل قضايا جاي گرفته باشند. مثلا گزاره هاي، هيچ كس مرا دوست ندارد، همه نامردند، همه با من بد هستند، هيچ كس به من توجهي ندارد، آينده من بدتر از الان خواهد بود، من آينده روشني ندارم، دنيا بي وفا است، و.....، نمونه‌هايي از باورهاي غلط شناختي هستند كه فرد با توسل به آنها به تحليل و تبيين وقايع و حوادث مي پردازد وچون غلطند تحليل ناشي آز آنها نيز غلط و مرضي خواهد بود.
اينان معتقدند كه وقتي شخص در موقعيت هاي خاصي كه فشار رواني زيادي ايجاد مي كند قرار مي گيرد و براي غلبه بر آن هيچ راهي پيدا نمي‌كند حالت درماندگي پيدا مي كند و به اين شناخت مي رسد كه بين هدف و تلاش او رابطه اي وجود ندارد و اين شناخت غلط او را به افسردگي سوق مي دهد. يعني تفسير غلط از حوادث ناگوار و نيز عدم تسلط بر مهارت حل مسئله او را افسرده مي سازد. برداشت و تفسير ما از رويدادها و حوادث دخالتي تام در ايجاد افسردگي دارد. به عبارت ديگر اگر شخص درمواجهه با حوادث و وقايع نا خوشايند زندگي در مثلثي گرفتار شود كه يك راس آن دروني سازي(internality )و راس ديگر آن كلي سازي و تعمييم دادن ( globality )و راس سوم آن هميشگي بودن ( stability ) است بدون شك به بيماري افسردگي مبتلا مي شود. در دروني سازي فرد افسرده علت حادثه را به خودش نسبت مي دهد و مثلا مي گويد من بي غرضه ام كه نتوانستم در كنكور قبول شوم، در حالي كه واقعيت غير از اين است زيرا بسياري از علل و شرايط خارجي نيز در عدم موفقيت او دخيلند مانند عدم برنامه ريزي مناسب علي رغم داشتن استعداد ذاتي مي‌تواند عامل عدم موفقيت باشد ولي شخص همه چيز را به خودش نسبت مي دهد. لذا به اين افراد مي آموزيم كه علل شكست را به ذات خود نسبت ندهند بلكه به رفتار اشتباه خود شان نسبت دهند. در كلي سازي شخص عدم موفقيت در يك امر را به تمام امور جاري زندگي تعميم مي دهد مثلا به محض رد شدن در كنكور مي گويد من در تمام امور زندگي بي عرضه هستم، و به همه چيز گند مي زنم و در تمام كاره خراب كاري مي كنم، كه در مصاحبه با اين افراد به آنها نمايانده مي شود كه اگر حرفشان و اسنادشان درست است چرا در زندگي موفقيت هايي نيز داشته اند. پس معلوم مي شود كه اين اسنادشان غلط شناختي و دور از واقع است. در راس سوم فرد به اين باور غلط مي رسد كه او هميشه كارها را خراب مي‌كند و خواهد كرد. در حالي كه اگر واقع بين باشد با خود مي گويد كه من در مواردي موفق بوده ام، پس مشكل ذاتي ندارم، پس اينطور نيست كه در همه موارد بي عرضه باشم پس اين عدم موفقيت من هميشگي نيست. پس اين تفسير و برداشت ما از حوادث است كه ما را افسرده مي سازد و گرنه حوادث به خودي خود ما را افسرده نمي كنند. لذا با تغيير تفسير و برداشت فرد از حوادث مي توان او را درمان نمود. تغيير عوامل بيروني در توان ما نيست اما تغيير نگرش و زاويه ديد مي تواند تدريجا به كاهش علائم افسردگي و در نهايت درمان شخص بيانجامد. هر چه ما به واقعيت نزديك شويم به همان اندازه از افسردگي دور گشته ايم. و افرادي كه تحريفهاي شناختي دارنداز واقعيت زندگي دورند. افراد عادي براي نتيجه گيري صغري و كبرايي مي چينند و با ارزيابي آنها به نتيجه مي رسند اما پرش به نتيجه بدون چيدن صغري و كبري و ارزيابي آنها در افرادي كه تحريفات شناختي دارند بسيار رايج است.
اين نوع برخورد با مشكل را درمان شناختي مي نامند و كاركرد عملي آن در درمان افسردگي به خوبي پاسخ داده و موثر بوده است و حتي از بازگشت و عود بيماري جلوگيري كرده است.
پس كاوش در افكار منفي شخص افسرده و كشف خطاهاي شناختي او و جايگزين ساختن آنها با شناختهاي سالم روش اين درمانگران براي درمان افراد افسرده است. البته اگر افسردگي بحدي پيشرفته باشد كه شخص افسرده قادر بر همكاري با رواندرمانگر نباشد ابتدا بايد با دخالت هاي دارويي توسط روانپزشك او را تا حدي مسلط بر خودش كرد و سپس روان درمانگري شناختي را پي گرفت.
پرفسور آرون تي بك كه بنيانگذار شناخت درماني مي باشد، جدولي را با پنج ستون براي استخراج و به چالش كشيدن تحريفات شناختي افراد افسرده تدوين كرده است كه در آن مراجع با كمك درمانگر اقدام به تكميل جدول مي نمايد و با اينكار اقدام به درمان وي صورت مي گيرد. ستون اول اين جدول مربوط به افكار منفي اي است كه بذهن فرد افسرده مي آيد. ستون دوم مربوط به دلايل موافقي است كه براي اين فكر منفي وجود دارد و ستون سوم مربوط به دلايل مخالف اين فكر منفي است؛ شخص افسرده در ستون چهارم با توجه به جرح و تعديل دلايل موافق و مخالف، درصد اعتقادش را به درستي آن فكر منفي مي نويسد. و در ستون پنجم هيجاني را كه بخاطر داشتن اين فكر منفي تجربه كرده را مي نويسد. تا براي وي ملموس شود كه اين فكر منفي چه تبعات هيجاني مخرب و بدي براي او داشته و اگر از آن دست بكشد چه هيجان مثبت و سازنده اي را تجربه خواهد كرد! مثلا شخص در ستون اول مي نويسد؛ همه نامرد و كلاه بردار و گرگ هستند. در ستون دوم مي نويسد كه وقتي براي خريد به فلا مغازه رفتم فروشنده سعي داشت كلاه سر من بگذارد. در ستون سوم( با كمك درمانگر) مي نويسد كه البته در روز شنبه كه به يك مغازه ي ديگر رفتم فروشنده راهنمايي هاي مفيدي كرد و گفت اگر جنس خوب مي خواهي بايد به فلا پاساژ بروي و در اين دور و اطراف جنس خوب نمي تواني پيدا كني. در ستون چهارم با راهنمايي درمانگر به جرح و تعديل دليل مثبت و منفي مي پردازد و و در آخر فكر منفي اي را كه داشته درصد اعتبارش را ارزشگذاري مي كند. و در ستون پنجم هيجاني را كه بعد از آن فكر منفي كه احساس تنفر و بي ياوري بود را مي نويسد و به كمك درمانگر احساس نيكويي را كه با تغيير آن فكر منفي مي تواند به او روي بياورد را شرح مي دهد.
روش مكمل اين درمان آموختن مديريت افكار اتوماتيك و خودآيند منفي به فرد بيمار است. افكار منفي بطور اتوماتيك در ذهن بيمار تكرار مي شود، و او را مستاصل ساخته و بسوي افسردگي سوق مي دهند و وقتي فرد آنها را از درب بيرون مي كند از پنجره وارد مي شوند. لذا بايد فرد بياموزد چگونه اين افكار را مديريت كند، و آنها به ميزاني كه خودش مي خواهد بذهن راه دهد و يا وقتي اراده كرد آنها را از ذهنش بيرون براند. براي اين كار از روشهاي مختلفي مانند مانند روشهاي زير استفاده مي شود، انحراف فكر، بازداري فكر و و انحراف توجه و تعيين جدول زماني براي فكر منفي، تا فكر منفي عادت كند كه بطور خود كار و دلبخواهي آمد و شد نكند بلكه فقط در ساعات خاصي بيايد و برود كه اين روش تدريجامنجر به حذف فكر منفي خودآيند (اتوماتيك)مي شود.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1246
ادامه مطلب ...

افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان

پرسش: 
دوست خوبم پرسمان سلام ازت معذرت مي خوام كه مجبورم دوباره باهات مكاتبه كنم من چندين ساله كه ديگه دانشجو نيستم اما نمي تونم ازت دل بكنم پاسخ هاي خوبت باعث شده تا تورو به چند نفر از همكارام ودوستام معرفي كنم . پرسمان خوبم من خوشبختم چون خدا رو دارم اما يه مدتيه كه بعد از تولد دخترم به شدت احساس افسردگي ميكنم فكر ميكردم گذشت زمان اين حالت رو از بين ميبره اما الان بعد از گذشت 16 ماه بازهم حس مطلوبي ندارم اكثر اوقات كج خلق و بسيار حساسم البته زندگي سختي رو پشت سر گذاشتم چون شوهرم بعد از ازدواج سربازي رفت الان هم تازه شغل آزاد راه انداخته و چون هنوز كارش رونق نگرفته مجبوريم با حقوق من به تنهايي سر كنيم بي تفاوتي همسرم در كمك من به زندگي و اينكه اون اين موضوع رو به زبان نمياره و ازم تشكر نميكنه يه كم منو دلسرد و آزرده خاطر كرده و اين احساس روي روابطمون اثر گذاشته البته من همسرم رو خيلي دوست دارم و از اينكه تو زندگي كمكش ميكنم ناراضي نيستم . البته شايد هم همين احساس افسردگي باعث ايجاد اين افكار تو ذهنم ميشه اما اي كاش همسرم حتي متوجه اين روحيه گرفته من ميشد كاش بيشتر كمكم ميكرد پرسمان دوست خوبم منو ببخش كه سوالم طولاني شد ممنون كه سنگ صبورم لطفا كمكم كن مطمئنم حرفاي قشنگ تو مثل هميشه خيلي آرومم ميكنه. به نظر تو نياز يهست به پزشك مراجعه كنم من اصلا تمايلي به استفاده از دارو ندارم - متشكرم -

خوشحاليم همچنان شما مخاطب ما هستيد و ما را مورد لطف و محبت خود قرار مي دهيد. اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم.


پرسشگر گرامي همه مواردي كه بيان نموديد تا حدودي دست در دست هم داده تا اين وضعيت را براي شما بوجود آورند.لذا وضعيت الان شما محصول همه عواملي است كه شما بيان نموديد هر چند جاي نگراني ندارد اما لازم است اين وضعيت را تغيير دهيد لذا براي آگاهي بيشتر از وضعيت خود مطالب را بصورت دسته بندي و علمي خدمتتان بيان مي داريم.


خواهر گرامي حداقل 60 تا 80 درصد مادران پس از زايمان ماند شما دچار گرفتگي خلق مي شوند كه نوعي افسردگي خفيف است و چند روز تا يك هفته پس از زايمان ادامه مي يابد ولي هيچگاه بيش از 2 هفته طول نمي كشد. اما اگر ناراحتي و تنگي خلق پس از حدود 2 هفته بر طرف نشود ممكن است علت آن افسردگي بعد از زايمان باشد. 10 تا 20 درصد از مادران پس از زايمان دچار تابلوي كامل باليني افسردگي مي شوند كه ممكن است از 2 هفته تا يكسال و شايد هم بيشتر به طول بيانجامد. در رابطه با علت اين اختلال هنوز كارشناسان به يك نظريه قطعي نرسيده اند اما جملگي بر اين امر كه مجموعه اي عوامل هورموني، بيوشيميايي، محيطي، روانشناسي و ژنتيك در ايجاد آن دخالت دارد متفق القولند.


1- تغييرات زيستي :

وضع حمل با خود باعث تغييرات هورموني در بدن مي شود. افسردگي بعد از وضع حمل ممكن است با اين تغييرات مربوط باشد. هر چند اين ممكن است بخشي از قضييه باشد ولي شواهد نشان مي دهد كه هورمون ها عامل منحصر بفرد اين وضعيت نيستند. شرايط شخصي و اجتماعي تان هم ممكن است به همان اندازه مهم باشند.


2- تغييرات جسمي :

وضع حمل خود به تنهايي مي تواند فرسوده كننده باشد و برخي اوقات باعث مشكلات جسمي مانند درد بعد از عمل سزارين مي شود. بهبودي بعد از اين هميشه براحتي رخ نمي دهد. برخوردار بودن از نوزادي كه به توجه زياد نياز دارد ممكن است باعث شود كه نتوانيد استراحت كنيد و دريابيد كه به اندازه كافي نمي توانيد بخوابيد. ممكن است كه اشتهاي شما خوب نباشد و به اندازه كافي غذا نمي خوريد. وقتي چنين وضعيتي پيش بيايد ممكن است براحتي از نظر جسمي فرسوده شويد.برخي زنان ممكن است بخاطر تغييرات جسمي كه پس از وضع حمل در آنها بوجود مي آيد حس اعتماد به نفس كمتري بكنند و خودشان را كمتر جذاب ببينند. در عين حال، بسياري اززنان كه از افسردگي بعد از وضع حمل رنج مي برند ممكن است توجه ويژه اي به ظاهر خود و نوزادشان بكنند تا حس درماندگي شان را كه در اثر افسردگي در آنها بوجود آمد است بپوشانند. تظاهر كردن و خنديدن وقتي كه چنين احساسي در شما وجود ندارد مي تواند در خود از نظر فيزيكي فرسوده كننده باشد.


3- تغييرات عاطفي :

زنان اغلب احساساتي را كه توقع داشتند پس از تولد نوزادشان داشته باشند تجربه نمي كنند. براي اولين بار نوزاد خود را در آغوش گرفتن در بسياري از زنان اين احساس را بوجود نمي آورد كه غرق در عشق مادري مي شوند. آنها فقط احساس خستگي و جدايي مي كنند. اين كاملا طبيعي است. برخي از مادران در همان نگاه اول عاشق نوزادشان مي شوند ولي براي ديگران اين حس در آنها به تدريج بوجود مي آيد.مهمترين موضوع اين است كه بيش از حد نوميد نشويد اگر حس پس از وضع حمل با توقعات شما جور درنيايد. البته اين هم صحت دارد كه بسياري از زنان مي گويند كه بعد از وضع حمل حالت عاطفي قوي تري دارند و به همين دليل زماني كه مسائل خوب پيش نمي روند به همان نسبت هم آنها آن را وخيم تر از آنچه هست احساس خواهند كرد.


4- تغييرات اجتماعي :

بچه دار شدن مي تواند باعث تغييرات بزرگي شود. نيازهاي يك نوزاد تازه ممكن است حفظ روابط اجتماعي فعال را دشوار سازد. بچه دار شدن همينطور مي تواند بر روابط بين پدر و مادر تاثير سوء بگذارد چه اينكه براي آنها دشوار خواهد شد كه وقت بيشتري را بعنوان زوج با هم بگذراند.


از آنجا كه ديگربسياري از افراد نزديك به اعضاي خانواده خود زندگي نمي كنند، بسياري از والدين جديد كاملا منزوي هستند و مادران تازه ممكن است افراد زيادي كه به آنها كمك كنند را در نزديكي خود نداشته باشند. بويژه كساني كه از حمايت مادرشان برخوردار نيستند ممكن است اين دوره را بسيار طاقت فرسا بيايند. حتي كساني كه خانواده و دوستانشان را در مجاورت خود دارند كماكان ممكن است برايشان دشوار باشد كه از كسي كمك عملي تقاضا كنند.


مادراني كه در خارج از منزل كار مي كنند ممكن است عادت به كاركردن داشته باشند و در خانه ماندن به آنها حس انزوا بدهد و يا براي همكاران شان دلتنگي بكنند. ولي اگر آنها تصميم بگيرند به كار بازگردند در آنصورت شايد دريابند كه هم از پس كار برآمدن و هم به يك نوزاد تازه رسيدگي كردن ممكن است بسيار پر تنش باشد.


5- وقايع پر تنش زندگي :

كساني كه وقايع پر تنش را در گذشته و يا حال در زندگي تجربه كرده اند احتمال بيشتري دارد كه افسردگي بعد از وضع حمل را پس از تولد نوزادشان تجربه كنند. بعنوان مثال، سقط جنين قبلي، از دست دادن مادر خود، مشكلات مالي، دردسرهاي محل اقامت. و بالاخره مهمتر از همه بايد به ياد داشت كه تغيير عادي ترين عامل تنش در زندگي است، و هيچ چيز مانند تولد يك نوزاد زندگي فرد را تغيير نمي دهد


چه بايد كرد؟

همانطور كه ديديم عوامل زيادي مي تواند براي افسردگي بعد از وضع حمل وجود داشته باشد و به همين ترتيب درمان هاي متفاوتي مي توانند موثر باشند.


الف: اقدامات اوليه :

1- قبول كنيد كه مشكلي وجود دارد


2- با همسر خود و يا با يكي از دوستان و اعضاي خانواده تان درباره آنچه احساس مي كنيد صحبت كنيد


3- به ياد داشته باشيد كه وضع شما حتما بهتر خواهد شد


4- با مشاور و يا دكترتان صحبت كنيد


و بعد از آن …


1- دارودرماني :

داروهاي ضد افسردگي ممكن است بسيار موثر باشند هر چند شما ممكن است تا زماني كه به نوزاد خود شير مي دهيد نتوانيد از دارو استفاده كنيد. با روانپزشك در اين باره صحبت كنيد. اين داروها در صورتي كه عوارض جسمي زيادي در اثر افسردگي تجربه مي كنيد مانند اشتهاي كم، بي خوابي و خستگي، مي توانند بويژه موثر باشند.اگر دكتر شما داروهاي ضد افسردگي براي شما تجويز كند به ياد داشته باشيد كه اين داروها حداقل دو هفته طول مي كشد قبل از اينكه تاثيرشان را نشان دهند. چنين باور است كه اين نوع داروها معمولا اعتيادآميز نيستند هر چند كه مانند هر داروي ديگري مهم است كه استفاده از آنها به يكباره قطع نشود. مهم است كه اين داروها را براي يك دوره كامل كه معمولا شش ماه است مصرف كند. روانپزشك درباره همه اين موضوعات با شما صحبت خواهد كرد، اگر كه به نظر برسد كه تجويز دارو براي وضعيت شما موثر است.


2- درمان هاي روانشناختي:

تحقيقات نشان مي دهد كه مشاوره يكي از روش هاي درماني بسيار موثر براي افسردگي بعد از وضع حمل هستند. روانشناس معمولا بهترين كسي است كه مي توانيد با او صحبت كنيد و به احتمال زياد او ممكن است درباره روش هاي مشاوره تعليمات هم ديده باشد. پس ممكن است روانپزشك شما را به يك مشاور يا روانشناس ارجاع دهد تا با تأكيد بيشتري بر درمان هاي روانشناختي و رفتارها به شما در درك و اداره افسردگي تان كمك شود.


3- درمان هاي حمايتي :

افسردگي‌ خفيف‌ پس‌ از زايمان‌ با حمايت‌ خانواده‌ و دوستان‌ معمولاً به‌ سرعت‌ برطرف‌ مي‌شود. اگر افسردگي‌ شديد شود ممكن‌ است‌ مادر ديگر قادر به‌ مراقبت‌ از خود و كودك‌ نباشد و بستري‌ در بيمارستان‌ ممكن‌ است‌ ضرورت‌ يابد (به‌ ندرت‌). شركت نزديكان و خصوصا همسر شما در برنامه درماني بسيار حائز اهميت است و آنها نيز مي بايست در خصوص افسردگي پس ازايماني و نشانه هاي آن به درك درستي نائل آيند .


در كنار اين مطالب سعي نماييد اين راهكارها را عملي سازيد


1. اجتناب از تنهايى؛ فرد بكوشد به جز مواقعى كه ضرورت دارد، در تنهايى قرار نگيرد.


2. با افكار منفى خود مقابله كند؛ يعنى، هر وقت اين افكار به او هجوم آورد به هر صورت ممكن خود را از چنبره آن نجات دهد؛ براى مثال خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه امكان انجام آن براى او هست، مشغول كند و نگذارد ذهن او جولانگاه افكار منفى باشد.


3. به جنبه‏هاى مثبت خود فكر كند و بكوشد آنها را در يك برگه‏اى به صورت فهرست، ليست كند.


4. به جاى اينكه به كمبودها، عيب‏ها و ناكامى‏هاى خود بينديشد؛ به موفقيت‏ها و آن امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستد فكر كند.


5. با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبت‏نگر معاشرت كند و از افرادى كه هميشه وقتى با آنها مواجه مى‏شود از زندگى شكايت مى‏كنند، دورى گزيند.


6. ورزش را جزء ضرورى‏ترين فعاليت‏هاى خود قرار داده هر روز حداقل نيم تا يك ساعت ورزش كند.


7. هر چه مى‏تواند قرآن بخواند و از دعاهاى اهل‏بيت(ع) بهره بگيرد:

«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ»مزمل (73)، آيه 20.

البته قرآن را با تأنى و توجه به معنا تلاوت كند.


8. از بيكارى و بى‏برنامگى بپرهيزد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كند.


9. براى برنامه‏ريزى اوقات شبانه‏روزى، حتماً با مشاور گفت و گو كند يا از دوستان موفق خود كمك بگيرد.


10. به تغذيه خود - به خصوص صبحانه - اهميت بدهد و هيچ‏گاه بدون خوردن صبحانه، مشغول تحصيل يا مطالعه نشود.


11. هر وقت احساس دلتنگى مى‏كند، حدود ده دقيقه دوش آب ولرم بگيرد و در صورت امكان شنا كند.


12. به مسائل معنوى - به ويژه نماز اول وقت - اهميت فوق‏العاده بدهد.


13. با توسل به اهل‏بيت(ع) از آنها بخواهد كه به او كمك كنند و همواره اميدوار به لطف و رحمت خدا باشد.


14- دعا بهترين وسيله قرب و انس انسان با خداوند است و آرامشي كه انسان از طريق دعا و به خصوص همراه با گريه بدست مي آورد، قابل توصيف نيست. دعاي به خصوصي توصيه نمي شود، زيرا هر دعايي چنين اثري دارد , ولي خواندن ذكر لا حول ولا قوه الا بالله براي برطرف شدن هم وغم توصيه شده اين دعا نيز خواصي دارد از جمله بر طرف شدن هم وغم أَعْدَدْتُ لِكُلِّ هَوْلٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لِكُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ رَخَاءٍ الشُّكْرُ لِلَّهِ وَ لِكُلِّ أُعْجُوبَةِ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لِكُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لِكُلِّ مُصِيبَةٍ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ لِكُلِّ ضِيقٍ حَسْبِيَ اللَّهُ وَ لِكُلِّ قَضَاءٍ وَ قَدَرٍ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لِكُلِّ عَدُوٍّ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ لِكُلِّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1295
ادامه مطلب ...

خودارضايي و بلوغ زودرس

خودارضايي و بلوغ زودرس

پرسش: 
آيا خود ارضايي باعث بلوغ زودرس در سنين پايين در مردان مي شود؟

پاسخ:

از لحاظ روان‏شناسى ژنتيك در تحول روانى انسان، دوره مهمى وجود دارد كه بين دوران كودكى و بزرگسالى قرار مى‏گيرد و به دوره نوجوانى مرسوم است كه اولين مرحله نوجوانى، آغاز بلوغ مى‏باشد. بلوغ يعنی کامل شدن، يعنی مرحله گذر از کودکی به بزرگسالی. عواملی كه باعث بلوغ می شوند کاملاً و به درستی برای ما شناخته نشده اند. یک محور مهم در بدن وجود دارد که ممکن است دربرگیرنده عوامل مربوط به بلوغ جنسی باشد که به نام محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز و غدد جنسی یا غدد فوق کلیوی، مورد توجه بسیار است. عامل اصلی تعيين سن بلوغ وراثت است. عوامل ديگری که در شروع سن بلوغ تاثير می‌گذارند شامل: مراقبت‌های پزشکی ، سلامت جسمی، تغذيه، محيط و شرايط جغرافيايي است این عوامل باعث تغییر طبیعی در دستگاه تناسلی و بلوغ جنسي خواهد شد.
بلوغ جنسى در سنين قبل از 9 سالگى در پسرها به عنوان يك رويداد غير طبيعى تلقى مى شود. بلوغ زودرس واقعى يا بلوغ هم جنسىIsosexual كامل، زمانى به وجود مى‌آيد كه مردسازى ناقص و فرآيند اسپرماتوژنز (ساختن اسپرم) روى داده باشد. در حالى كه بلوغ زودرس كاذب يا بلوغ زودرس هم جنسى ناقص در مواردى به وجود مى‌آيد كه مردسازى بدون ساخت اسپرم اتفاق افتاده باشد. يعنى اينكه تشكيل آندروژن ناشى از فعال شدن زودرس سيستم هيپوفيز ـ هيپوتالاموس نيست. هرچند افتراق اين دو مشكل است، اما اين تفاوت وجود دارد. هرچند ارتباط خودارضايي با بلوغ زودرس، ‌مخالفاني نيز دارد اما بعيد نيست علاوه بر دلايل فرهنگي، محيطي و تربيتي، تحريك ارتباط مغري مذكور و سيستم تناسلي نيز به بلوغ زودرس بينجامد.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1272
ادامه مطلب ...

بر طرف کردن آثار خود ارضایی

بر طرف کردن آثار خود ارضایی

پرسش: 
سلام _ممنون ازسايت خوبتون _من دختري18ساله ام_نامزددارم.ازاينكه قبلأ خودارضايي ميكردم سخت پشيمونم.آياراه درمان داره؟علائمش چيه؟

خواهر محترم از لطف شما تشکر می کنیم. خوبی این سایت بخاطر ارتباط افراد متدین و متعهدی همچون شماست. امیدواریم همچنان توفیق خدمت به جوانان پاک ایران اسلامی را داشته باشیم. در نامه تان نوشته اید از اینکه قبلا خودارضایی می کردم سخت پشیمانم، این پشیمانی سرمایه ای بزرگ است و می تواند رابطه شما را با خدای خودتان اصلاح نماید و با همین پشیمانی می توانید از خدای خودتان درخواست بخشش کنید و او نیز تعهد نموده است که هر توبه کننده واقعی را نه تنها می بخشد؛ بلکه همه گناهان او را تبدیل به حسنه و ثواب می کند.


خواهر گرامی ظاهرا شما نگران عوارض احتمالی خودارضایی هایی که در گذشته انجام داده اید، نیز هستید. البته از ظاهر نامه شما بر می آید که دیگر مبادرت به انجام این کار نمی کنید و آن را برای همیشه رها کرده اید؛ بنابراین جای نگرانی نیست چرا که ترک این عمل خود بزرگترین مداوا برای عوارض ناشی از آن است؛ البته به نظر می رسد شما نیاز به آرامش روحی و تقویت جسمی دارید. بنابر این در ادامه به نکاتی در باره جبران عوارض خود ارضایی می پردازیم، که دانستن و رعایت آنها برای جبران کامل عوارض مفید می باشد.


اولا:

اين آسيب‌ها معمولاً مربوط به کساني است که مدت زمان زيادي گرفتار اين انحراف جنسي‌بوده‌اند و يا شدت ابتلايشان بالا بوده است. بنابراین اکنون که آن را ترک کرده اید، به هيچ عنوان نبايد نگران عوارض آن باشيد. چرا كه اگر برخي از اين عوارض ايجاد شده باشند معمولاً بعد از ترک و به مرور زمان از بين خواهند رفت. بدن انسان مخصوصاً جوان توانايي جبران اين عوارض را دارد و دوباره خودش را بازسازي مي‌کند و به تدريج به وضعيت عادي برمي‌گردد ؛ البته به شرطي که این عمل هرگز دوباره انجام نشود.


ثانیا:

زمان جبران عوارض از يك شخص با شخص ديگر و همچنين بر اساس شدت گرفتاري متفاوت است. هر چه بدن قوي تر باشد و شدت گرفتاري قبلي نيز كمتر باشد، زمان جبران عوارض كاهش پيدا مي كند.


ثالثا:

برای جبران و تقویت جسمی، خوردن مواد قندي مثل خرما، کشمش و عسل، همچنین مصرف روزانه میوه و سبزیجات، حبوبات مثل عدس و مصرف هفتگی گوشتها را در برنامه غذایی خود قرار دهید. انجام ورزش روزانه، تفريح و گردش هاي سالم در بازگشت سلامتي شما بسيار مؤثر است.


در پایان تاکید می کنیم كه بيش از حد خود را نگران آنچه قبلا اتفاق افتاده نسازيد و استرس به خود راه ندهيد كه خود نگراني و استرس وسيله اي براي افزايش مشكلات شما خواهد بود و بهبود عوارض را به تاخير خواهد انداخت.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1254
ادامه مطلب ...

موفقیت در ترک خود ارضایی

موفقیت در ترک خود ارضایی

پرسش: 
الحمد لله شايد باورتان نشود چيزي شبيه معجزه برايم رخ داد ، نه اينکه بدون زمينه و اسباب و عوامل باشد ولي به هر حال برايم غير منتظره بود. من تقريبا غرق در گناه بودم و اصلا هم به روي خودم نمي آوردم .انگار نه انگار که مسئوليتي در قبال آينده ام دارم، امام صادق عليه السلام فرموده بودند که وقتي انسان گناهي ميکند لوح سپيد قلبش لکه اي تيره به خود مي گيرد اگر توبه نمود که برطرف مي شود وگرنه با هر گناه برتيرگي قلب افزوده شده و از نورانيت آن کاسته مي شود تا آنجاکه هيچ نقطه سفيدي در قلبش باقي نمي ماند و در اين حال قلب وي زير و زبر مي شود و ... . آنقدر اصرار بر گناه کردم تا اينکه آن شد که نبايد ... و مي گذشت تا آنجا که اطرافيانم يکي يکي از من رو گردان شدند و زماني فرارسيد که من بودم و خودم يکه و تنها آنچنان وحشتي بر من مستولي گرديده بود که خدا ميداند ، از شدت اضطراب قلبم داشت از جا کنده مي شد . هميشه به حمايت و پشت گرمي ديگران دل خوش داشتم تا آن شب دهشت انگيز و البته پر خير و برکت . خداوند متعال را با تمام وجود صدازدم چون واقعا احساس بي کسي و تنهايي مي کردم و به اصطلاح به آخر خط رسيده بودم و ... . ايند بحمد الله از خود ارضايي متنفرم و مدت مديدي است که ترکش گفته ام ... الحمد لله و در ادامه براي حفظ اين حالتم در مجالس مذهبي و دعا پيوسته شرکت مي کنم با صحيفه سجاديه انس گرفته ام ، برنامه ريزي کرده ام و به لطف خدا برقرارم شما هم براي من دعا کنيد فقط ... . خيلي افسوس مي خورم که چرا اينهمه سال خود را از چشمه سار زلال طاعت و بندگي خدامحروم داشته و گرفتار رذايلاخلاقي متعدد ساخته ام . خدا مي داند اصلا آماده رفتن نيستم و نگرانم که هرآن مرگم فرارسيده و دست خالي به محضر حضرت پروردگار باريابم ... واي برمن از کرده هايم برايم دعايم کنيد.

دوست عزیز سلام و خسته نباشید
بسیار خوشحال شدیم وقتی متوجه شدیم بالاخره تصمیم خود را گرفته¬اید و همتی به خرج داده¬اید و این عمل زشت را ترک کرده¬اید. این کار شما عنایتی از جانب خدا و مشت محکمی بر دهان شیطان است. امیدوارم که این حالت را قدر بدانید و شکر آن را به جا آورید. می¬دانید که شکر این نعمت بر مواظبت بیشتر از خود است؛ تا این دشمن مکار که عقب¬نشینی کرده از جایی دیگر وارد نشود و شما را نفریبد. شیطان اگر نتوانست در شرایط عادی کسی را بفریبد، منتظر و مترصد یک فرصت است تا سر بزنگاه او را غافلگیر کند. پس از خودتان ضعف نشان ندهید و مواظب باشید ناخواسته زمینه را برای این کار او فراهم نکنید.
شما باید از همین حالا آمادگی خود را برای مقابله با وسوسه های بعدی او بیشتر کنید و تجدید قوا کنید و بدن خود را در مقابل این میکروب به وسیله اعمال خیر و دعا و توکل بر خدا واکسینه کنید. ما هم در کنار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها از خدا می¬خواهیم که لطفش را بر شما هر روز بیشتر از پیش کند و به شما ثبات قدم در این راه عنایت کند.
شما هم امیدوار باشید به فضل خدا که او فرموده همین که شما حرکتی کردید و قدمی برداشتید، او اجر تمام آن کار را به شما عنایت خواهد کرد. پس نگران دست خالی و فرصت کم نباشید که او همه اینها را جبران کرده است. به این آیه از قرآن دقت بفرمایید:
مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً(سوره نساء، آیه 100)
هر كس به سوی خدا و رسولش مهاجرت کند، سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر عهده خدا قرار گرفته است و خداوند، آمرزنده و مهربان است.
به گفته مفسران استفاده از فعل ماضی «وقع» نشان می¬دهد که همین که شروع به هجرت و سیر و سلوک در راه خدا کنی، اجر و پاداش تمام کار تو پرداخت شده است؛ نه اینکه در آینده پرداخت خواهد شد.
پس اصلا جای نگرانی نیست


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1260
ادامه مطلب ...

درمان خود ارضایی

درمان خود ارضایی

پرسش: 
مدتى است كه به خودارضايى مبتلا شده‏ام و نمى‏دانم اين عمل را چگونه ترك نمايم؟ خواهش مى‏كنم براى رهايى از مشكل مرا راهنمايى كنيد.

پاسخ:


«استمنا» يا خودارضايى، نوعى انحراف جنسى است كه برخى از افراد به آن مبتلا مى‏شوند و در واقع مى‏خواهند نياز جنسى خود را از اين طريق تأمين كنند، غافل از اينكه اين عمل، هم از نظر شرعى گناه محسوب مى‏شود و هم پيامدهاى روانى - جسمانى نامطلوبى دارد! البته كسانى كه پاى‏بند به آموزه‏هاى دينى و اخلاقى نيستند، پيامدهاى نامطلوب آن را - كه موجب بيمارى روانى يا كاهش توانايى جنسى مى‏شود - افسانه تلقى مى‏كنند و بر اين باورند كه قرائن علمى، براى تأييد اين ادعاها در دست نيست.


استمنا اگر به شكل وسواس گونه در آيد و از كنترل فرد خارج شود، به عنوان علامتى از يك اختلال هيجانى محسوب مى‏شود. اما شواهد نشان مى‏دهد كسانى كه به اين انحراف جنسى مبتلا شده‏اند، با مشكلات فراوانى در حيطه‏هاى گوناگون زندگى مواجه هستند.


پيامدهاى خودارضايى‏


آسيب‏هاى ناشى از خودارضايى به گونه‏هاى مختلفى تقسيم‏پذير است كه به اختصار بعضى از آنها اشاره مى‏شود:


يك. آسيب‏هاى جسمانى‏


يكى از روش‏هاى شناخت پيشرفت بيمارى‏ها در پزشكى، مرحله‏بندى علايم بيمارى است. بر اين اساس، بر حسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايى، سه مرحله بيان شده است:


1. مرحله مشكل ساز؛ در افرادى كه مدتى است گرفتار خودارضايى شده‏اند، زودرس‏ترين عوارض ناشى از خودارضايى عبارت است از:


الف. خستگى و كوفتگى،


ب. عدم تمركز حواس،


ج. ضعف حافظه،


د. استرس و اضطراب.


2. مرحله گرفتارى شديد؛ بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاى وى يا مدت آن، بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدترى ظاهر شده است:


الف. خستگى و كوفتگى شديد،


ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقى،


ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجى،


د. كمردرد،


ه . نازك شدن موها،


و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى،


ز. بى‏خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه،


3. مرحله گرفتارى بسيار شديد يا حالت اعتياد؛


الف. خستگى و كوفتگى بسيار شديد،


ب. ريزش شديد موها،


ج. تارشدن ديد چشم‏ها،


د. وز وز گوش،


ه . انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره،


و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلى،


ز. دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه.


نحوه پيدايش عوارض‏


در دانش پزشكى، روند پيدايش علايم يك بيمارى و چگونگى بروز عوارض و نشانه‏هاى كلينيكى، در شناخت هر چه بيشر آن بسيار مهم است و مى‏تواند پزشك را در تشخيص و درمان بهتر بيمارى و مريض را در پيشگيرى كمك كند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخى از عوارض خودارضايى بيشتر توضيح داده شود تا خواننده با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژى آن آشنا شود:


1. خستگى و كوفتگى: انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسى)، باعث مصرف سريع مواد غذايى ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلى لازم براى توليد انرژى عضلانى) مى‏شود. خستگى عضلانى تقريباً با سرعت تهى شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد خستگى بيشتر است خودارضايى، به علت انقباض‏هاى مكرر عضلات بدن، ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مى‏شود و خستگى و كوفتگى هميشه از عوارض بديهى آن است.


2. ريزش مو: خودارضايى به تدريج با تغييرات هورمونى و شيميايى كه در بدن ايجاد مى‏كند، باعث افزايش هورمون جنسى مردانه؛ يعنى تستوسترون به دى هيدروتستوسترون مى‏شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHT در خون، ريزش موها و تاسى و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشى از آن در پيرى است.


3. خودارضايى مكرر باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبى پاراسمپاتيك و افزايش تخليه استيل كولين از انتهاى اين رشته‏ها در مغز مى‏گردد كه اين خود باعث پاره‏اى از عوارض جسمانى و روانى، چون حواس پرتى، كمى حافظه، عدم تمركز حواس، سياهى رفتن چشم و در نهايت تارى ديد مى‏شود. تمام اين علامت‏ها ناشى از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايى موجود در مغز است كه بين سلول‏هاى عصبى رد و بدل مى‏شود و انتقال پيام‏هاى مختلف را بر عهده دارد.


برخى نيز بر اين عقيده‏اند كه علت بروز اختلالات مغزى (مانند حواس پرتى، عدم تمركز حواس و كاهش حافظه)؛ ناشى ازظرفيت عظيمى از انرژى بدن است كه درهربار انزال، تخليه شده و هدر مى‏رود؛ زيرا مايع منى حاوى مقدار بسيار زيادى DNA(هسته 400-300 اسپرمى كه در هر انزال خارج مى‏شود)، RNAآنزيم‏ها، پروتئين‏ها، مواد قندى، لسيتين، كلسيم، فسفر، نمك‏هاى بيولوژيك، تستوسترون و... است. اين ذخاير عظيم انرژى - كه بايد در بدن براى رشد و تقويت بخش‏هاى مختلف مورد استفاده قرار گيرد - بيهوده و به طور مكرر، از بدن خارج مى‏شود و هر كدام عوارضى را به دنبال مى‏آورند.


براى مثال از آنجا كه سلول‏هاى خونى و پلاكت‏ها در مغز استخوان‏ها توليد مى‏شود و به تكامل نهايى مى‏رسد و براى توليد آنها نيز انرژى بسيار زيادى مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايى، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول‏هاى خونى با مشكل مواجه شده و منشأ كم خونى، ضعف و خستگى همچنين دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال‏هاى مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مى‏شود كه مواد حياتى براى سلامتى سلول‏هاى عصبى هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبى، مانند حواس‏پرتى، عدم تمركز حواس و... بروز خواهد كرد.


دو. آسيب‏هاى روحى و روانى‏


ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى؛ كسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان، برون دادهاى روانى و روحى خودارضايى است.


سه. آسيب‏هاى اجتماعى‏


ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت . نبردن از زندگى مشترك از آسيب‏هاى، اجتماعى خودارضايى است.‏( جهت آگاهى بيشتر نگاه کنید: على قائمى، خانواده و مسائل جنسى كودكان، تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، چاپ دهم، 1376)


چهار. آسيب‏هاى معنوى و اخروى‏


هيچ يك از آسيب‏هاى پيش گفته، به اهميت آسيب‏هاى معنوى نيست؛ زيرا آسيب‏هاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمى را تباه مى‏سازد.


خودارضايى از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مى‏نهد: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ» «چنين مباد! بلكه اعمال (ناشايست) دل‏هاى آنان را زنگار زده است»(مطففين (83) آيه 14. )


زنگ يا زنگار در اشياى مادى، همان چيزى است كه روى فلزات و اشياى قيمتى مى‏نشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.


علامه طباطبايى در تفسير الميزان مى‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مى‏شود:


1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‏دهند؛


2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمى حق و حقيقت را درك كند؛


3. نفس آدمى به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايى دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه‏ هست درك مى‏كند (سيدمحمدحسين طباطبايى، تفسير الميزان، ترجمه سيدمحمدباقر موسوى همدانى (تلخيص)، قم: دفتر انتشارات اسلامى، ج‏20، ص‏385. )


همچنين آسيب‏هاى معنوى جهان گذران را در مى‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مى‏دهد. از اين رو در نصوص دينى نسبت به آن هشدارهاى لازم داده شده است.


پيامبر اكرم(ص) در اين باره مى‏فرمايد: «با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمى‏گويد و پاكشان نمى‏خواند و عذابى دردناك دارند ؛ از آن سه‏اند، خودارضايى كننده و كسى كه لواط دهد»(همان، ح 19049. ).


در روايت ديگرى امام صادق(ع) خودارضايى را گناه عظيم و مورد نهى الهى معرفى فرموده است‏(همان، ح 19050. )


راه‏هاى درمان‏


1. نخستين گام براى درمان اين عادت شوم، اعتقاد و ايمان به درمان پذيرى آن و دورى از يأس و نا اميدى است. اما رسيدن به نتيجه و ايجاد هر گونه تغيير و دگرگونى، نيازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحيح و به كارگيرى دقيق دستورها است. البته ترك عادت نامطلوب، در زمان كوتاه - بدون راهنماى كار آزموده و دلسوز - امكان ندارد. از همه اينها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كليدى و محورى ايفا مى‏كند.


درمان و چاره‏جويى بايد منطبق بر خواست فرد باشد؛ زيرا تا وقتى او نخواهد، مى‏توان با قاطعيت گفت كه درمان نخواهد شد. بنابراين بيمار اگر بخواهد، مى‏تواند بر بيمارى‏اش غلبه كند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عين حقيقت است. اراده همچون نهالى است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله خود شكوفايى و ثمر دهى برسد؛ به عبارت ديگر، اراده تقويت شدنى و پرورش يافتنى است و راه پرورش و تقويت آن اين است كه برخلاف ميل خود، اندك اندك به مقابله با اين عادت شوم برخيزد تا پس از مدتى لذت‏ توانستن را بچشد.(مؤسسه پژوهشى فرهنگى اشراق، خودارضايى يا ارضاى انحرافى جنسى، ص 29-30)


2. تلاش براى تقويت اراده از گام‏هاى مهم در امر بهبود است. نگوييد اراده از ما سلب شده است!


ممكن است اراده انسان ضعيف شود؛ ولى هيچ گاه از بين نمى‏رود. نشانه اينكه هنوز اراده باقى است، اين است كه شخص اين عمل را در حضور ديگران و در هر شرايطى انجام نمى‏دهد.


براى تقويت اراده، راه‏هاى زيادى پيشنهاد شده كه از جمله آنها تلقين به خود است‏(جهت آگاهى بيشتر نگاه کنید: پرسش‏ها و پاسخ‏هاى برگزيده، دفتر هفتم، (ويراست جديد)، پرسش 46، قم، نشر معارف. ).


ويكتور پوشه - روان شناس فرانسوى - مى‏گويد: «افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبى قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبى در تقويت اراده و روحيه دارد».


پل ژاگو بر آن است كه: «تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است»(همان، ص 34 ؛ جهت آگاهى بيشتر نگاه کنید: پرسش‏ها و پاسخ‏هاى برگزيده، دفتر هفتم، (ويراست جديد) پرسش شماره 46، قم، نشر معارف. ).


3. سعى شود شكم به هنگام خواب، بيش از حد معمول پر نباشد.


4. از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب گردد.


5. از نگاه‏كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك‏كننده، خوددارى شود و شخص به محض مواجهه با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين يا آسمان نگاه كند.


6. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى تحريك كننده و فكر كردن در اين امور، دورى شود.


7. از خوردن مواد غذايى محرك، (مانند خرما، پياز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز و غذاهاى پرچرب) اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا شود.


8. قبل از خواب مثانه تخليه شود.


9. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز شود (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن).


10. هيچ گاه نبايد به بدن عريان خود نگاه كرد.


11. از دست ورزى با اندام جنسى، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطى، نبايد دست ورزى كرد!


12. هرگز نبايد به رو خوابيد.


13. به منظور تخليه انرژى زايد بدن، به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد.


14. هيچ گاه نبايد بى‏كار بود؛ شخص بايد براى اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه ورزش، زيارت، عبادت و... پر كند.


15. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد بمانيد.


16. هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسى واقع شد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كارى سرگرم كند. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در عبادت‏هاى جمعى (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و...) بسيار مفيد است.


17. هفته‏اى يكى دو روز، روزه مستحبى مفيد است و اگر شخص توان آن را ندارد، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش دهد و يا تعداد دفعات غذا را كاهش داده و به حداقل خوراك اكتفا كند.


18. از سخن گفتن ملايمت‏آميز، شوخى و خنده با نامحرمان خوددارى كرده و از نرمى و لينت در كلام اجتناب ورزيد.


19. هيچ گاه نبايد با نامحرم و جنس مخالف، در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى ماند (حتى براى آموزش و...).


20. قرآن بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد.


21. بايد هميشه براى ذهن و فكر خود، محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشته باشيد.


22. منشأ اين مشكل، عدم پاسخ صحيح و مناسب به يكى از نيازهاى واقعى انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح (ازدواج) ارضا و تأمين شود. اما اگر به شكل صحيح تأمين نشود شخص دچار خطا و گناه خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامن‏گير او مى‏شود. بنابراين در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات، بايد براى ازدواج اقدام كرد؛ چرا كه بهترين راه حل ازدواج است.


23. از كردارهاى پيشين خود، بايد توبه كرد. خداوند توبه‏كاران را مى‏بخشد. توبه و اطمينان از قبول توبه، بزرگ‏ترين عامل تقويت و دلگرمى براى آغاز حركتى نو است. گناه هر چه باشد، نبايد احساس بى‏ارزشى و نااميدى به فرد دست دهد، بله! گناه ناراحتى و عذاب وجدان دارد؛ لكن به مفهوم پايان فرصت‏ها و انتهاى راه و نابودى نيست. كسى كه از صميم دل رجوع كند و تصميم قاطع بر جبران لغزش بگيرد، محبوب درگاه خداوند است: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»(بقره (2)، آيه 222. )؛ چه عاملى از اين كارسازتر كه شخص گنه كار، احساس كند در صورت توبه، خداوند او را دوست دارد و در نظر خداوند چنان است كه گويى گناهى مرتكب نشده است.


امام باقر(ع) در اين باره مى‏فرمايد: «التائب من الذنب كمن لاذنب له»(اصول كافى، ج‏2، ص 435. )؛ «توبه كننده مانند كسى است كه اصلاً گناه نكرده است».


«توبه» يعنى شروع زندگى پاك و سازنده و حركت در نور و روشنايى. اگر شخص از گناه خويش مى‏ترسد، بايد از بالاترين گناه (يأس و نوميدى) بترسد.


در پايان بار ديگر تأكيد كنيم كه اگر كسى بخواهد و اراده‏اى جدى بر ترك اين عمل داشته باشد، مطمئناً موفق مى‏شود، فقط شرط اساسى آن داشتن اراده‏اى محكم است علاوه بر اين مى‏توان با مطالعه تجربه‏هاى موفق افرادى كه مدت‏ها با اين معضل دست و پنجه نرم مى‏كردند و به خاطر عدم شناخت كافى يا جدى نگرفتن راه مقابله با آن و يا به هر دليل ديگرى گرفتار اين رفتار ناپسند بوده‏اند، اين احساس را در خود تقويت كرد كه واقعاً خواستن توانستن است، زيرا در مسير مبارزه با اين گناه، احساس ضعف و سستى كردن آفتى بزرگ است.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

ضرر استمناء

ضرر استمناء

پرسش: 
مي خواستم بپرسم خودارضايي اگر 2ماه يكبار يا ماهي يكبار باشه هم مشكل ساز مي شه در آينده؟

پرسشگر محترم از اینکه با این مرکز در ارتباط هستید خرسندیم و امیدواریم که این ارتباط تداوم داشته باشد.


برای پاسخ دادن به سوال شما ابتدا به طور خلاصه به عوارض و آسیب های خودارضایی اشاره می کنیم و بعد از آن به این سوال شما که «اگر 2ماه يكبار يا ماهي يكبار باشه هم مشكل ساز مي شه» پاسخ خواهیم داد.


عوارض و آسیب های خودارضایی را می توان از جهات روانی، جسمی، اجتماعی و معنوی مورد بررسی قرار داد که در ادامه به آنها می پردازیم:


يك.

آسيب هاي جسماني مانند‏: خستگي و كوفتگي، مشكلات بينايي، درد در برخي از نواحي بدن، ...


دو.

آسيب هاي روحي و رواني مانند: احساس گناه، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، ضعف اراده، بداخلاقي، مشكلات حافظه‏، افسردگي، اختلالات جنسي، ...


سه.

آسيب هاي اجتماعي‏ مانند: پرخاشگري، بي‏ميل شدن به همسر و ازدواج، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي، لذت نبردن از زندگي مشترك،...


چهار.

آسیب های معنوی: شاید بتوان گفت بزرگترین آسیب خودارضایی گناه بودن آن است که سبب دوری فرد از خداوند متعال گشته و در حقیقت از همه خوبیها باز می دارد و مانع معرفت، مانع استجابت دعا، مانع آرامش خاطر، سبب قساوت قلب، محوشدن خوبی ها، کم شدن یا قطع شدن روزی، ...


در رابطه با عوارض خودارضايي نكات ذيل بايد مورد توجه قرار بگيرد:


1. اين عوارض ممكن است در سطوح متفاوتي از بسيار كم تا بسيار شديد ظاهر شوند.


2. هر فرد ممكن است به يك يا چند عارضه خاص مبتلا گردد.


3. ميزان پيشرفت يك عارضه بسته به مدت و شدت گرفتاری فرد به خودراضايي دارد.


4. برخي از عوارض در كوتاه مدت ظاهر مي گردند و برخي ديگر در بلند مدت.


5. برخي از عوارض مانند اختلالات جنسي، فقط در شرايط خاص قابل تشخيص مي باشند.


اکنون که اطلاعاتی در رابطه با خودارضایی و عوارض آن بدست آورده اید، به نظر می رسد به راحتی می توان سوال شما را پاسخ داد. اگر فردی میزان خودارضایی خود را کاهش دهد با توجه به آنچه که در این مقدمه تقدیم شد، اگر چه زمان ظهور برخی عوارض را به تاخیر انداخته است و اگر چه میزان آسیب وارده را کاهش داده است؛ اما انچه که مسلم است این است که آسیب را برطرف نکرده است و فقط زمان ظهور و شدت آن را کاهش داده است.


بنابراین دوست عزیز حتی دفعات بسیار کم آن گناه بوده و ضررهای خاص معنوی، جسمی و روانی خود را دارد و البته نکته قابل توجه در این زمینه این است که انسان هرگز در گناه به کم راضی نخواهد شد و پس از مدتی که از این وضعیت بگذرد و قبح و احتمال خطر آن در چشم انسان کاهش پیدا کند دیگر به کم راضی نخواهد بود و آن را افزایش خواهد داد.


در نتیجه توصیه ما این است که آن را برای همیشه ترک کنید و جلوی هدر فتن استعداد ها و تباه شدن آینده خود را بگیرید. در این زمینه نیز می توانید با ما مکاتبه داشته باشید و راهکارهای عملی ترک خودارضایی را از ما بخواهید.


موفق باشید.


منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1302
ادامه مطلب ...

تفاوت خودارضایی با عمل زناشویی

تفاوت خودارضایی با عمل زناشویی

پرسش: 
چه فرقي ميان خودارضايي و ازدواج است؟ آيا عوارضي مانند عوارض خودارضايي براي فرد در ازدواج وجود ندارد؟

دوست خوبم، ارتباط با شما كه ذهن منطقيتان، مشورت را براي گذر از ابهامات برگزيده است، باعث افتخار ماست. اميدواريم پاسخ ارائه شده، فرونشاننده عطش پرسشتان باشد.
جنابت از راه درست كه با فطرت انساني سازگار باشد براي سلامت انسان (هم جسماً و هم روحاً) لازم است. به علاوه همان فرقي كه بين زنا و جماع هست بين استمناء و جماع هم هست. جنابت از بيراهه (خودارضايي يا استمناء، زنا، هم جنس بازي يا لواط) باعث از بين رفتن سلامت روحي و نفساني و جسمي مي شود.
انزال مني كه پس از ازدواج و از طريق ارتباط با همسر صورت مي گيرد، داراي تفاوت هايي است كه به صورت خلاصه به آن اشاره مي شود:
1. چون ارضا از طريق طبيعي صورت مي گيرد به تدريج و پس از گذشت مدتي از ازدواج فاصله بين دفعات ارتباط بيشتر مي شود و حالت حرص و اعتيادي كه در استمنا وجود دارد اينجا ديده نمي شود. بنابراين با كاهش دفعات انزال در ازدواج عوارض جسمي در مقايسه با استمنا بسيار كمتر است.
2. در ارتباط با همسر چون ارتباط عاطفي ايجاد مي شود (از طريق ملاعبه و ...) سيستم اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك به صورت متعادل تحريك گشته و اندام هايي كه تحت تاثير اين سيستم ها هستند به صورت طبيعي فعاليتشان افزايش يا كاهش مي يابند. (تندي ضربان قلب، تندي تنفس و ...) اما در استمنا چون فرد از طريق خيالات و بدون وجود ارتباط عاطفي مستقيم خود را تحريك مي كند. تحريك اعصاب فوق به صورت متعادل صورت نمي گيرد. و بنابراين فعاليت اعضاي تحت تاثير اين اعصاب به صورت غيرطبيعي كاهش يا افزايش مي يابد و خود باعث عوارض جسمي مي گردد كه فقط در استمنا ديده مي شود. مانند لرزش اندام ها، عدم تمركز حواس، كم شدن قدرت حافظه و ...
3. در ارتباط طبيعي و به خصوص اگر انزال مني از طريق مقاربت صورت گيرد كيسه هاي منوي به طور كامل تخليه شده و ارضاء كامل صورت مي گيرد. ولي در استمنا بستگي به شدت خيالات فرد تخليه كيسه ها متفاوت است و در بعضي مواقع بزرگي بيش از حد پروستات، عدم تخليه كامل كيسه هاي مني، سوزش ادرار و ... بروز مي دهد.
4. از نظر روحي رواني نيز حالت احساس گناه، پشيماني، افسردگي، اضطراب و ... كه پس از استمنا براي فرد رخ مي دهد پس از مقاربت طبيعي براي فرد وجود ندارد بلكه بر خلاف آن حالت شادي و آرامش روحي ايجاد مي شود.
5. از نظر معنوي نيز بحث ارتكاب گناه و دوري از درگاه حضرت حق مطرح است كه در استمنا وجود دارد ولي در ارتباط با مقاربت انسان حلال الهي را انجام داده است و باعث نزديكي و قرب به درگاه خداست.
6. استمنا در واقع آميزش با خود است لذا تحريك كننده و تحريك پذير يك نفر است. همينطور ايجاد كننده شرائط اوج و لذت (گرم شدن، تصور لذت و...) توسط خود ارضا شونده فراهم مي شود. در اين جا تمام وجود فرد (در عين وحدت و يكپارچگي) بايد دو پاره شود يكي ارضا شونده و ديگري تحريك كننده و ارضا كننده، هم گرم كننده و هم گرم شونده و هم نعوظ آور و هم نعوظ پذير و اين دو پاره شدن، بزرگترين آسيب را در سيستم بينايي و ذهني (عدم تمركز و...) و درنهايت به بخش رواني شخصيت ايجاد مي كند.
7. زماني كه بدن خود انسان تامين كننده نياز جنسي خود قرار مي گيرد در اين صورت، اين بدن هميشه در همراهي با او است. كم كم او را در يك حالت تحريك جنسي دائم قرار مي دهد چون خودش از خودش لذت مي برد و اين نزديكي فاصله و بدون واسطه وي را به سمت حالت تحريك دايم از خود قرار مي دهد و تحريك پذيري سريع زود و دايم جداي از اثرات مخرب اجتماعي و اخلاقي فرد، موجب خرد شدن پيكر آدمي و پيري زودرس و شكستگي چهره مي شود.
8. در ازدواج چون انسان هميشه همسر خود را در اختيار دارد مي تواند نيازهاي جنسي خود را به موقع و از طريقي كه دستگاه خلقت برايش فراهم كرده است، پاسخ گويد. عمل جنسي كه در ازدواج صورت مي گيرد صرفا قرار گرفتن دو جسم مادي در كنار همديگر نيست بلكه اين عمل ظاهري؛ محبت به يكديگر، ايثار و از خودگذشتگي در حق همديگر و بسياري از فوايد روحي و رواني را در پي دارد كه در اين مجال طرح آن ممكن نيست ولي خود ارضايي يك انحراف جنسي است كه عواقب بسيار وخيمي براي فرد به همراه دارد مانند اعتياد و احساس گناه و افسردگي پس از هر بار خودارضايي، كاهش اعتماد به نفس، عدم تمركز حواس، كاهش آستانه تحريك جنسي و زودانزالي و عدم لذت از زندگي زناشويي آينده و...
چنين عوارضي كه به صورت مختصر به آنها اشاره كرديم در هيچ كدام از زن و شوهر كه ازدواج كرده اند رخ نمي دهد.
در زمينه حرمت و گناه خودارضايي گفتني است، اين عمل يكى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى ميل جنسى است كه نسل جوان را در معرض آسيب‏هاى جدى قرار مى‏دهد. اين كار عادت بسيار زشت و زيان آوري است كه مي تواند استعداد و توانايي هاي فراوان يك جوان را به نابودي بكشاند و حال و آينده او را تباه كند.
استمنا و يا به عبارتي خود ارضايي، از نظر شرعي واخلاقي، حرام و گناه محسوب مي شود. اين عادت ناپسند به لحاظ اخلاقي، بعد معنوي انسان را به سختي مي آزارد، روح او را تاريك مي نمايد، آزادي معنوي انسان را سلب مي كند و در مسير خود سازي و كمال، آدمي را با چالش جدي مواجه مي كند. مطابق تحقيقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضايي نوعي اعتياد و بيماري زشتي است كه آثار و ضررهاي فراواني بر جسم و روان آدمي باقي مي گذارد.
كساني كه گرفتار اين عمل شنيع شده اند، آن را گريزگاهي فرعي و عاجل براي خارج شدن از فشار جنسي و پاسخي براي لذت طلبي خود تصور مي كنند، در صورتي كه اگرتوجه نمايند، بدين وسيله گرفتار آثار و تبعات زيان آوري مي شوند كه گاها قابل جبران نيست.
شهوت يكي از اموري است كه با طبيعت انسان در آميخته و در جاي خود از نعمت هاي خداوند است، ولي اگر از حالت تعادل خارج و بر افروخته شود، ممكن است سرمايه هاي عظيم انساني را به خاكستر تبديل كند. اين نيرو به طور قطع نياز به ارضاء دارد، ولي با روشي كه با نظام طبيعت و شريعت سازگار باشد.
خداي متعال كه به حكمت بالغه اش اين غريزه را در نهاد انسان گزارده ، تا نسل انسان باقي بماند، از روي رحمت و هدايت خود راه هاي آسان و معقول كنترل و ارضاء آن را پيش پاي او قرار داده است و نسبت به بيراهه ها و انحراف از مسير درست نيز، هشدارهاي لازم را به انسان داده است ،راههايي كه بايد با شناخت و عمل به آنها، سلامت جسم و جان خويش را پاس بداريم و از خطر و پي آمد كارهايي همچون خود ارضايي و مانند آن برهانيم.
حرمت خودارضايي در آيات و روايات:
خداوند در سوره مؤمنون مي فرمايد يكي از ويژگي هاي انسان هاي مؤمن اين است كه در مسائل جنسي خودشان را از آلوده شدن به گناه حفظ مي كنند و صرفا از طريق ازدواج غريزه جنسي خود را ارضا مي كند سپس مي فرمايد هر كس از غير مسير ازدواج غريزه جنسي خودش را ارضا كند از تجاوز كاران است «الذين هم لفروجهم حافظون . الا علي ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غير ملومين . فمن ابتغاء وراء ذلك فاولئك هم العادون » و عمل استمنا مشمول آيه 7 سوره مؤمنون مي شود كه مي فرمايد هر كسي غير از اين طريق را (جهت بهره گيري جنسي) طلب كند تجاوزگر است».
علاوه بر اين در سخنان گهربار معصومين(ع) نيز از عمل استمنا به زشتي ياد شده و مورد نهي قرار گرفته است كه در اينجا به احاديثي از پيامبر(ص) و امام صادق(ع) اشاره مي كنيم:
1. امام صادق(ع): روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى‏كند و از چشم خدا مى‏افتد. (ميزان الحكمة، ح 18749)
2. رسول خدا(ص): لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. (همان، ح 18748)
3. رسول خدا(ص): كسى كه خودارضايى مى‏كند، ملعون است. (همان، ح 18751)
4. امام صادق(ع): خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. (همان، ح 18750)
5. امام صادق(ع): براى كسى كه خودارضايى كند در قيامت عذاب دردناكى در نظر گرفته شده است. (همان، ح 18749)
گفتنى است؛ كه حرمت استمنا تنها به خاطر آثار و زيان جسمانى آن نيست، بلكه حكمت‏هاى ديگرى نيز دارد كه بر ما مخفى است. پاره‏اى از زيان‏هاى جسمانى، روانى و اجتماعى استمنا عبارتند از: 1. خستگى و كوفتگى، 2. عدم تمركز حواس، 3. ضعف حافظه، 4. استرس و اضطراب. 5. حساسيت بيش از حد و زودرنجى، 6. كمردرد، 7. ريزش موها، 8. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى، 9. بى‏خوابى يا بدخوابى و مشكلات مشابه. 10. انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره، 11. بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك. ر.ك: پرسش‏ها و پاسخ‏ها، شماره 7، ص 285.
نویسنده:جواد ترکاشوند


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1275
ادامه مطلب ...

روش هاي مطالعه 2

روش هاي مطالعه

«عدم تمركز حواس»، موضوعي است كه بسياري از جوانان، به دلايل مختلفي، از آن رنج مي برند. تمركز حواس در هر كاري از جمله مطالعه و درس خواندن - از ضروريات است. تمركز حواس، حالتي ذهني و رواني است كه در آن تمام قواي حسي، رواني و فكري انسان، روي موضوع خاصي متمركز مي شود و تضمين كننده امر يادگيري و انجام دادن صحيح كارها و رهايي از خطرات احتمالي است. در يك جمع بندي كلي، بيشتر افراد به دلايل زير، با عدم تمركز فكر و حواس پرتي روبه رو مي شوند:

1. كساني كه خود را به انجام دادن كار يا مطالعه درسي مجبور مي كنند؛ در حالي كه تمايل دروني چنداني به آن ندارند. در اين صورت قواي ذهني و رواني شان، به طور خودكار از آن موضوع دور شد، و دچار حواس پرتي مي گردند. اينان ممكن است مدت ها با بي علاقگي، كارهايي را انجام دهند و يا به دنبال درس و رشته تحصيلي خاصي، تلاش هايي كنند و به عبارت ديگر خود را مجبور به انجام دادن آن كار يا مطالعه ببينند!

2. فشارهاي رواني، از عوامل عمده پراكندگي فكري است. بيشتر افراد در مواجهه با موضوعي، اگر معتقد باشند زمان كافي براي حل آن ندارند و يا توانايي حل مسئله و كسب توفيق را در خود نبينند، دچار نگراني و اضطراب مي شوند و در نتيجه اين ترس از شكست، افكار منفي، عدم اعتماد به نفس و خيال بافي هاي منفي گرايانه، توان عمل و ابتكار و خلاقيت را از آنان سلب مي كند و به جاي اينكه روي موضوع خاص متمركز شوند، بر ترس و احتمال شكست خود تمركز مي كنند و يأس و نااميدي بر آنها چيره و موجب حواس پرتي مي گردد.

3. گاه بعضي از حوادث و اتفاقات، فضاي رواني فرد را دچار اختلال مي كند. مسائلي نظير آنچه در زندگي شخصي، تحصيلي، خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي و ... رخ مي دهد، تمركز حواس را از بين مي برد.

4. گاهي عدم رعايت بهداشت مطالعه و اصول و قوانين آن و بهره نگرفتن از روش مناسب، باعث خستگي جسمي و رواني شده و آمادگي رواني لازم براي مطالعه و درس را از بين مي برد. در نتيجه احساس بي علاقگي و به دنبال آن عدم تمركز حواس، بر شخص مستولي مي شود.

5. گوناگوني فعاليت هاي فرد - به خصوص اگر در توان او نباشد - باعث عدم تمركز حواس مي شود.

راه هاي مقابله با عوامل حواس پرتي

براي مقابله با هر يك از عوامل ياد شده، بايد به راه كار خاص و مناسب آن توجه كرد. نكات زير مي تواند به عنوان راه كارهاي كلي، مؤثر واقع شود:

1. در ابتدا و قبل از هر چيز، براي تمام فعاليت هاي درسي و غيردرسي، برنامه ريزي كنيد. اوقات شبانه روز را در يك جدول زمان بندي شده - از هنگام بيداري تا موقع خواب - يادداشت و براي هر كاري، زمان خاص و مناسب معين كنيد. بكوشيد طبق همان برنامه تنظيم شده، به فعاليت هاي مشخص (كلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و ...) بپردازيد.

زمان معيني را در طول روز، براي انديشيدن درباره موضوعات مختلف با تخيلات و افكار مزاحم، اختصاص دهيد. اين كار حداقل دو فايده مهم دارد: نظم و انضباط در تمام فعاليت ها - حتي در انديشه ها و افكارتان - راه پيدا مي كند كه خود بسيار ارزشمند است و نيز اگر افكار مزاحم در غير زمان معين، به سراغتان آمد و باعث حواس پرتي شما شد، مي توانيد به خود وعده بدهيد كه زمان انديشيدن در اين باره، فلان زمان خاص و معين است.

پس براي هر كار و فعاليتي وقتي، مشخص كنيد و در آن زمان به هيچ امري، غير از آن نپردازيد.

2. اصول و قوانين لازم براي يك مطالعه سودمند را بشناسيد و آن را به دقت رعايت كنيد. در اينجا به چند مورد اشاره مي شود:

الف. با تبيين هدف خويش از مطالعه و درس خواندن، احساس نياز و انگيزه براي مطالعه را در خود افزايش دهيد.

ب. به هنگام مطالعه يا حضور در كلاس، از افكار يأس آفرين، كسل كننده و غيرمنطقي بپرهيزيد و همواره اميد، قدرت و توانايي را در ذهن خود حفظ كنيد.

ج. هنگام مطالعه يا سر كلاس، كاغذ و قلمي داشته باشيد و يادداشت برداريد يا مطالب را خلاصه كنيد تا در فضاي رواني درس و مطالعه قرار داشته باشيد؛ نه اينكه به دنبال افكار و ذهنيات خود باشيد.

د. با پيش مطالعه وارد كلاس شويد و پرسش هايي كه درباره درس به ذهنتان مي رسد، بلافاصله از استاد بپرسيد. به خود اجازه ندهيد سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول دارد و به تدريج از فضاي رواني كلاس خارج شويد. با اين روش ساده، مي توانيد فرايند تدريجي و محتواي درسي كلاس را پي گيري كنيد و خود را در فضاي درسي يا مطالعه قرار دهيد.

ر. زمان و مكان مطالعه، بايد از نظر فيزيكي و رواني، از شرايط مناسب برخوردار باشد و عامل حواس پرتي (نظير سر و صداها، سرما و گرما و نور كم يا خيلي شديد) از محيط مطالعه حذف شود.

3. در صورتي كه گوناگوني كارها و فعاليت هاي غيردرسي، باعث عدم تمركز مي شود، آنها را به حداقل ممكن برسانيد و به خود بگوييد: در اين دوره و زمان، مهم ترين وظيفه و كار من، مطالعه و درس خواندن و ارتقاي سطح علمي است و فعاليت هاي جانبي متعدد، مزاحم وظيفه اصلي من است.

4. اگر مشكلات شخصي، اجتماعي، خانوادگي و ... باعث عدم تمركز حواستان مي شود؛ بدانيد كه:

الف. زندگي فردي هيچ كس، خالي از مشكل و ذهن هيچ فردي، به طور كامل خالي نيست. از طرف ديگر با صِرف فكر كردن و مشغوليت ذهني درباره چنين مشكلاتي، هيچ دردي دوا نخواهد شد. پس به خود تلقين كنيد كه هنگام درس يا مطالعه، ذهن خود را از آن مسائل برهانيد.

ب. به هنگام مزاحمت آن افكار، به خود قول بدهيد: در اين باره خواهم انديشيد (و زماني را براي اين كار در شبانه روز اختصاص دهيد.

ج. در صورت امكان به اتفاق يكي از دوستان خود، مطالعه يا مباحثه كنيد.

5. در صورتي كه موضوع يا موضوعات خاص و محدودي، باعث حواس پرتي شما مي شود، به دنبال راه حل مناسب آن باشيد؛ چرا كه اين در حكم علت عدم تمركز حواس شما است. پس براي مقابله با آن، ابتدا علت و عامل اصلي را شناسايي كنيد و در پي حذف يا تقليل آن برآييد؛ ولي اگر موضوعات مختلف، باعث حواس پرتي شما مي شود؛ به نكات چهارگانه بالا حتماً توجه كنيد.

روش مطالعه:

افرادي كه كتاب هاي متفرقه بي ترتيب مطالعه مي كنند؛ امروز كتابي تاريخي، فردا كتابي روان شناسي، پس فردا كتابي سياسي و روز ديگر كتابي ديني، هرگز استفاده نمي كنند.

روش صحيح و متد صحيح در مطالعه اين است كه:

اولا، انسان آگاهانه كتاب موردمطالعه خود را بر حسب نيازمنديهاي شخصي خود انتخاب كند و مطالعه را در اختيار تصادف قرار ندهد كه كتابي به دستم افتاد و مطالعه كردم.

ثانيا، در مطالعه آن را به حافظه بسپارد_به مفهوم واقعي سپردن_ يعني مطالب كتاب را بعد از مطالعه، از حافظه بخواهد ببيند تحويل گرفته يا خير.

ثالثا، براي اين كه مطالب خوب به حافظه سپرده شود، كافي نيست يك بار مطالعه ولو آن كه حافظه خيلي قوي و نيرومند تر باشد. حداقل دوبار مطالعه پشت سر هم براي يك حافظه قوي و بيش از دوبار براي حافظه هاي ضعيفتر، پشت سر هم لازم است.

رابعا، بايد موضوعي باشد؛ يعني هر چندي يكبار، موضوعي را براي تفكر انتخاب كند و در اطراف آن، يك سلسله مطالعات انجام دهد؛ كتابهاي مربوطه را انتخاب كند، يادداشت كند، خلاصه و نتيجه مطالعات خود را بنويسيد. پس از آن خلاصه و نتيجه را در يكي از قفسه هاي حافظه بگذارد. آن وقت است كه حداكثر بهره برداي را از حافظه كرده است، آن وقت است كه مي توان گفت از نظر شخصي، در يك قسمت از نيروهاي شخصي تحت اختيار خود، استعداد رهبري و مديريت دارد. جمله معروف اميرالمومنين كه در نهج البلاغه است: «ان هذه القلوب تمل كما تمل الابدان فابتغوا لها طرائف الحكم» بيان نوعي متد و مديريت، در مطالعه و تفكر است. (امامت و رهبري، صص 223 و 224)


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1381
ادامه مطلب ...

تمركز حواس

تمركز حواس

تمرکز حواس یعنی توانایی کاهش عوامل حواس پرتی و سعی در ثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا کاری که به میل و اراده انتخاب شده است. و حواس پرتی چیزی نیست جز تمایل ذاتی ذهن به درگیری و فعالیت. ذهن همواره می خواهد درگیر و مشغول باشد بنابر این اگر آنچه که فرد در حال انجام دادن آن می باشد، سبب درگیری و مشغولیت ذهنی او شود، فکر او دیگر لزومی احساس نمی کند که به جای دیگری برود و در آنجا درگیر شود. اما مهمترین علت عدم دستیابی به یک تمرکز فکر عالی، تعاریف نادرستی است که در ذهن فرد برای تمرکز حواس وجود دارد. بیشتر افراد تمرکز فکر را، فکر کردن به یک موضوع ویژه به صورت مطلق و کامل و صد در صد می دانند در حالی که چنین چیزی تقریبا برای هیچ فردی از انسانهای عادی ممکن نیست. بنابراین چنین تعریفی سطح توقع شما را بالا می برد و وقتی که فکر دیگری به جز موضوع اصلی به ذهنتان خطور می کند احساس سرخوردگی می کنید و گمان می کنید که قدرت تمرکز ندارید. در نتیجه ابتدا باید حواس پرتی را به عنوان یک واقعیت انکار نشدنی بپذیرید و بگویید تمرکز یعنی «عوامل حواس پرتی را به حداقل رساندن». تمرکز هر فرد به میزان کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد در نتیجه شما هیچ گاه از یک میزان مشخص و ثابت تمرکز برخوردار نیستید. همچنین تمرکز افراد مختلف نسبت به یکدیگر کاملا فرق می کند، بنابراین شما هرگز نباید خود را فرد حواس پرت و فاقد تمرکزی بدانید، چرا که چنین چیزی حقیقت ندارد. بلکه درست تر این است که بگویید در این لحظه با ذهنیت کنونی و در محیط فعلی، عوامل حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزم کمتر است. گفتن « من آدم حواس پرتی هستم» « من اصلا تمرکز ندارم» و عباراتی از این قبیل نادرست می باشد، چرا که شما بارها و بارها در شرایط متفاوت، تمرکز های عالی و گوناگونی را تجربه کرده اید مانند تمرکز بر صحبت های یک سخنران، مجذوب یک فیلم سینمایی شدن، پیگیری لحظه به لحظه ی یک مسابقه فوتبال و....
شما باید بپذیرید که به هر حال همیشه عواملی، حواس شما را پرت می کنند که بعضی از آنها منشا ذهنی و درونی دارند و از اندیشه خود شما ناشی می شوند و بعضی دیگر منشا محیطی و بیرونی دارند واز محیط اطراف شما نشات می گیرند. عواملی مثل یادآوری خاطرات و تخیلات گوناگون و تجزیه تحلیل مسائلی خارج از چهار چوب موضوع مطالعه، از عوامل حواس پرتی درونی و عواملی مانند سروصدا، حضور مزاحم دیگران، آشفتگی مکان مطالعه از عوامل بیرونی به حساب می آیند.
عوامل ایجاد کننده تمرکز
اکنون با توجه به آنچه که گفته شد، به برخی از مهمترین عوامل ایجاد کننده تمرکز می پردازیم.
علاقه مندی به موضوع: به یقین می توان گفت که علاقه مهمترین شرط در ایجاد تمرکز حواس می باشد. هرقدر علاقه شما به یک موضوع بیشتر باشد، تمرکز شما در آن موضوع بیشتر خواهد شد. وقتی که شما به موضوعی علاقه دارید، خودبه خود بر آن متمرکز می گردید. در مقابل هنگامی كه فرد خود را به انجام دادن كار يا مطالعه درسى مجبور مى‏كند، در حالى كه تمايل درونى چندانى به آن ندارد تمرکز کمتری خواهد داشت. بنابراین برای ایجاد علاقه نسبت به موضوع مورد مطالعه در خود، تمام تلاش خود را بکار گیرید.
هدف داشتن: دومین عاملی که در ایجاد تمرکز نقشی اساسی بازی می کند داشتن هدف می باشد. و هدف زمانی قابل دسترسی می باشد که مشخص، دقیق، روشن و واضح باشد. در این صورت چنین هدف هایی « هدف من یادگیری این فصل می باشد» و « هدفم این است که نمره خوبی بگیرم» و ... بسیار نادرست خواهد بود، زیرا اینها مشخص و جزئی و دقیق نمی باشند. در مطالعه هدف را باید از داخل هر فصل بدست آورد. به عنوان مثال: «هدفم این است که بدانم چرا انقلاب مشروطه شکست خورد»، « فرق توندار با تایگا چیست»، « در آینه های مقعر ، افزایش فاصله کانونی چه تغییراتی در تصویر ایجاد می کند» و ... پس هدف در هر فصل باید متناسب با آن فصل و به صورت مشخص و دقیق بیان شود.
استفاده از روشهای مطالعه متمرکز: با استفاده از این روشها می توانید میزان تمزکز خود را در هنگام مطالعه بالا ببرید.
تند خوانی: وقتی شما به بهانه بهتر فهمیدن بسیار کند پیش می روید و کلمه به کلمه می خوانید، درگیری ذهنی مطلوبی را ایجاد نمی کنید و ذهن شما که به دنبال مشغولیت می باشد خود را در جای دیگری مشغول می کند. بنابراین تا می توانید سرعت مطالعه خود را افزایش دهید البته نه آنقدر که هیچ چیزی نفهمید بلکه تا آنجا که یک درگیری ذهنی مطلوب ایجاد شود. در چنین سرعتی ذهن متمرکز است و در زمان هم صرفه جویی می شود.
مطالعه اولیه: مطالعه اولیه همان گرفتن اطلاعات ابتدایی است که سبب کنجکاو کردن ذهن، با گرفتن اطلاعات ساده و کم حجم و مقدماتی می باشد. در مطالعه اولیه شما متن را خط به خط نمی خوانید بلکه نگاهی گذرا به متن می اندازید و یک سری مفاهیم اولیه را از متن می گیرید که مثلا م

تن حول و حوش چه موضوعی است.


یادداشت برداری: هنگام مطالعه همیشه قلم و کاغذی در دست داشته باشید. در یک مطالعه فعال و پویا کمتر چیزی می تواند به اندازه قلمی که در دست دارید، ذهن شما را درگیر و متمرکز کند. خودتان را ملزم کنید که با نوشتن، نسبت به متن مورد مطالعه اظهار نظر کنید. و اگر متن مورد مطالعه یک کتاب درسی است، بهتر است از نکات مهم آن در یک برگه جداگانه یادداشت برداری نمایید.


برنامه ریزی: در ابتدا و قبل از هر چيز، براى تمام فعاليت‏هاى درسى و غيردرسى برنامه‏ريزى كنيد. اوقات شبانه‏روز را در يك جدول زمان‏بندى شده از هنگام بيدارى تا موقع خواب، يادداشت نموده و براى هر كارى، زمان خاص و مناسب آن را معين نماييد، سعى كنيد طبق همان برنامه تنظيم شده به انجام دادن همان فعاليت مشخص (كلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و...) بپردازيد.


توجه به عوامل حواس پرتی: عوامل حواس پرتی هیچ گاه پایان نمی یابند، بنابراین بهترین راه برای مقابله با آنها، نوشتن آنها بر روی یک برگه کاغذ می باشد. هرچه که در حین مطالعه به خاطرتان می آید و ایجاد مزاحمت می نماید را یادداشت کنید، اینکه باید نان بخرید، جزوه دوستتان را پس بدهید، فلان درس را باید امتحان بدهید و.... با این کار در واقع یک نوع تخلیه هیجانی انجام داده اید. چرا که پس از یادداشت کردن هر فکر مزاحم و اطمینان پیدا کردن از اینکه بعدا به آن رسیدگی خواهید کرد ذهنتان آرامش می یابد و می توانید بر روی مطالعه خود متمرکز شوید. اما گاهی اوقات یک موضوع مهم و ضروری و بسیار حساس به ذهنتان خطور می کند که حتی با نوشتن آن ذهنتان آزاد نمی گردد. در چنین مواردی بهترین توصیه این است که بجای آنکه به خودتان فشار بیاورید و برای تمرکز انرژی مصرف کنید، مطالعه را رها کنید و به آن مساله مهمتر بپردازید و پس از آن مطالعه خود را ادامه بدهید.


استفاده از بهترین زمان و مکان: بهترین زمان را برای مطالعه خود قرار دهید و از مطالعه در شب که بهترین زمان برای استراحت می باشد خود داردی کنید، همچنین بلافاصله بعد از غذا مطالعه نکنید. بهترین مکان نیز مکانی است که ساده تر و منظم تر باشد. هیچ گاه به دنبال مکانی با سکوت مطلق نباشید و هرگز به مطالعه در یک مکان بسیار ساکت عادت نکنید، بلکه بهتر است در مکانی ساده و منظم و ساکت تر از دیگر مکان ها مطالعه نمایید.


کاهش مشغولیت های ذهنی و کاری: مشغولیت ها و کارهای غیر درسی را به حداقل ممكن برسانيد و به خود بگوييد: در اين دوره و زمان، مهم‏ترين وظيفه و كار من مطالعه و درس‏خواندن و ارتقاى سطح علمى است و فعاليت‏هاى جانبى متعدد، مزاحم وظيفه اصلى من است. همچنین اگر مشكلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... باعث عدم تمركز حواستان مى‏شود؛ بدانيد كه زندگى فردى هيچ‏كس، خالى از مشكل نیست و از طرف ديگر با فكر كردن و مشغوليت ذهنى درباره چنين مشكلاتى، هيچ دردى درمان نخواهد شد. پس برای رفع گرفتاری ها به خداوند قادر توکل کنید و به خود بگویید الان هنگام درس يا مطالعه است و ذهن خود را از آن مسائل برهانيد و در صورت امكان به اتفاق يكى از دوستان خود، مطالعه يا مباحثه كنيد.


پرورش ذهن: بسیاری از افراد هنگامی که نمی توانند تمرکز حواس داشته باشند می گویند« من ذاتا آدم حواس پرتی هستم» ، این ذهنیت کاملا اشتباه است چرا که تمرکز به هیچ وجه ذاتی نیست و به طور مسلم استعداد بالقوه تمرکز حواس، در همگان وجود دارد و مانند هر استعداد دیگر می توان آن را در خود پرورش داد. و بدست آوردن این مهارت، مانند هر مهارت دیگری نیاز به آموزش، تمرین و گذر زمان دارد. «فرمان ذهنی»،«تار عنکبوت»،«حواست را جمع کن»،«فرصتی برای افکار مزاحم» برخی از روشهای آموزش مهارت تمرکز می باشند که در ادامه به آنها می پردازیم:


روش «فرمان ذهنی»


لطفا به این مثال"آنتونی رابینز" توجه کنید: پدري به فرزندش مي گويد: "برو آشپزخانه، نمکدان را بياور."، بچه بي درنگ مي گويد: "نيست." يا "نمي توانم پيدا کنم." و . . . پدر مي گويد:"تو برو، پيدا مي کني". بچه پاسخ مي دهد: "مي دانم که پيدا نمي کنم ولي مي روم." بچه به آشپزخانه مي رود و تمام آشپزخانه را مي گردد اما نمکدان را پيدا نمي کند. پدرش را صدا مي زند و مي گويد که نمکدان اينجا نيست. پدر به آشپزخانه مي آيد و خيلي زود مي گويد: "نمکدان که اينجاست! جلوي چشمت بود، چطور آن را نديدي؟" بچه متعجب و متحير مي ماند که چرا با تمام جستجوي خود، نمکدان را که جلوي چشمش بود، پيدا نکرده است.


واقعيت چيست؟ چرا بچه نمکدان را پيدا نمي کند؟ واقعيت اين است که اين بچه قبل از آن که به دنبال نمکدان برود بارها به خود گفت: نيست، نمي توانم پيدايش کنم. يعني به ذهنش فرمان داد: نمکدان را پيدا نکن! مغز بچه اين فرمان را دريافت کرد. حالا بچه به آشپزخانه مي رود و به جستجو مي پردازد اما با آن که نمکدان در ميدان ديدش قرار دارد، آن را نمي بيند يعني مغز، برنامه قبلي دارد که آن را شناسايي و پيدا نکند و به همين خاطر، به اصطلاح آن را پس مي زند. مغز بچه مانند يک ماشين فقط فرماني را که بچه به او داده بود، اجرا مي کند.


نقش فرمانهاي ذهني در تمام موفقيتهاي زندگي و از جمله موفقيتهاي تحصيلي بسيار مهم است.قبل از اين که مطالعه یک کتاب را شروع کنید و یا به کلاس برويد، براي خود هدف تعيين کنيد. به ذهن خود بگوييد که چرا این کار را انجام می دهم، آيا فقط براي اين که مجبور هستم؟ آيا براي خنديدن؟ آيا براي سرگرمی؟ و يا اين که قصد داريد چيزي را بفهميد و ياد بگيريد؟ اگر اين طور است دقيقاً براي خود مشخص کنيد که مي خواهيد چه چيز را ياد بگيريد و در جستجوي چه هستيد؟ سعی کنید هدفتان جزیی، روشن و دقیق باشد.


همين برنامه ذهني که قبل از انجام کار به خود مي دهيد، تمام فعاليتهاي شما را در راستای آن کار، منظم می نماید. اين موضوع به موفقيت شما بسيار کمک خواهد کرد. مثلاً به خود بگوييد: امروز مي خواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ايجاد مي شود؟ امروز مي خواهم بدانم چطور مي توان از يک عدد اعشاري، جذرگرفت؟ و ... همچنین فرمانهاي ذهني منفي و مخرب به ذهن خود ندهيد. مثلاً: "مطالعه را شروع می کنیم ببینیم به کجا می رسیم". "امروز حال ندارم." يا "بروم ببينم چه مي شود." يا "به کلاس بروم که غيبت نخورم." و . . . وقتي اين فرمانها را به ذهن خود مي دهيد، در واقع به آن، اين برنامه را داده ايد که: هيچ چيز ياد نگير. بنابراین اگر پیش از شروع مطالعه یا رفتن به کلاس و یا هر کار دیگری، یک فرمان مثبت، روشن و دقیق به ذهن خود دادید و هدفتان را از آن کار به وضوح روشن کردید، حتما در خلال آن کار از تمرکز کافی برخوردار خواهید بود.


روش «حواست را جمع کن»


این شیوه ممکن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگام مطالعه و یا در کلاس درس، هنگامی که حواستان پرت شد و ذهنتان از موضوع اصلی منحرف گردید، فورا به خودتان هشدار دهید که "حواست را جمع کن".این روش کم کم سبب می‌شود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود. برای مثال ، هنگامی که در کلاس هستید و ذهن شما را کنفرانس کلاسی ، تکالیفی که دارید، تاریخ ، ساعت صرف غذا و یا هر چیز دیگری پر کرده ، به خودتان بگویید:"حواست را جمع کن و به درس توجه کن".به هر حال تا حدی که ممکن است اجازه ندهید تمرکزتان به هم بریزد. و دوباره این هشدار را پیش خودتان تکرار کنید"حواست را جمع کن". اگر یک شخص معمولی باشید، ممکن است این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید. ولی طی روزهای آینده مدت زمانی که افکار مورد نظرتان در ذهن شما می‌ماند، طولانیتر می‌شود، یا به عبارت دیگر تمرکزتان در مورد موضوعی خاص بالا می‌رود. بنابراین باید صبور باشید تا شاهد پیشرفتهای خود در این زمینه باشید.


روش «تار عنکبوت»


این روش نیز یکی دیگر از تکنیکهایی است که پایه و اساس تمرکز است و به شما کمک می‌کند تا تمرکز داشته باشید و از حواس پرتی جلوگیری کنید. این روش برای کنترل محرک های محیطی بسیار سود مند می باشد به گونه ای که به کمک این روش می توانید حتی در یک محیط نسبتا شلوغ هم تمرکز داشته باشید. اگر تار عنکبوتی را تحریک کنید، تار تکان می‌خورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار ، از خود واکنش نشان داده و می‌خواهد علت حرکت را بیابد، ولی وقتی چندین بار این عمل را تکرار کنید، خواهید دید که عنکبوت ، دیگر نسبت به حرکت تار هیچ عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد و متوجه می‌شود که حشره‌ای به دام او نیامده است. این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید. وقتی کسی داخل اتاق می‌شود یا وقتی در با صدای بلند به هم می‌خورد، نباید به خودتان اجازه دهید که حواستان پرت شود. شما باید تمرکزتان را برای هدفی که در ذهن دارید، حفظ کنید. مثلاً هنگامی که درگوشه ای نشسته اید و مشغول مطالعه هستید اجازه دهید که دیگران جلوی شما حرکت کنند و سرفه کنند، بدون اینکه به آنها نگاه کنید فقط بین خودتان و مطالعه ، تونل ارتباطی ویژه‌ای ایجاد کنید و بگذارید دیگران از این تونل خارج باشند. با این روش و پس از گذشت مدت زمانی خواهید توانست نسبت به وقایع محیطی بی تفاوت و نسبت به موضوع مورد نظر خود متمرکز باشید که این حالت در مطالعه و کلاس و کارهایی که نیاز به تمرکز داردند بسیار مفید و لذتبخش می باشد.


روش «فرصتی برای افکار مزاحم»


در برنامه ای که برای خود طراحی کرده اید، زمان ویژه‌ای را به فکر کردن درباره افکاری که به ذهن شما خطور می‌کنند و تمرکزتان را به هم می‌زنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت 30/ 4 تا 5 بعد از ظهر زمانی است که شما می‌توانید به این افکار بپردازید. اگر افكار مزاحم در غير این زمان معين، و در هنگام مطالعه به سراغتان آمد و باعث حواس‏پرتى شما شد، مى‏توانيد آن را بر روی یک برگه یادداشت کنید و با کمک روش"حواست را جمع کن" بر روی موضوع خود متمرکز شوید و به خود وعده بدهيد كه زمان انديشيدن در اين باره، فلان زمان خاص و معين است. کسانی که از این روش استفاده کرده‌اند، توانسته‌اند میزان افکار مزاحم را به مقدار قابل ملاحظه ای در خود کاهش دهند و این برای آنها موفقیت بزرگی است. همچنین این کار سبب می شود نظم و انضباط در تمام فعاليت‏ها حتى در انديشه‏ها و افكارتان راه پيدا مى‏كند كه خود بسيار ارزشمند است.


منابع:


1. مطالعه موفق با تمرکز، م حورایی، انتشارات دکلمه گران


2. مهارتهای بهتر زیستن، ناصر خیابانی، انتشارات طلوع آزادی


3. راهنمای تمرکز بهتر، ملوین پاورز و رابرت اس. استارت، حسین نیر، انتشارات آستان قدس رضوی


4. تقويت و تمرکز فکر، ترجمه هوشيار رزم آزما، انتشارات سپنج


5. اسرار تمرکز فکر، علي اکبر محمدزاده، انتشارات طلايه


نويسنده:حميدرضا
شنبه 08 بهمن 1390
بازديد:1391
ادامه مطلب ...

?