.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

کاش هنوزم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم

کاش هنوزم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم



دنیا را ببین...
بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت
بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم اگه با کسی
دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم
بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه
بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون بر میگردیم به بچگی
بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس
نمی فهمد
بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ؛ دیگه همون بچه هم نیستیم! 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1240
ادامه مطلب ...

آهنگ زیبای فدای تو چشام با صدای امین حبیبی

دارم دق میکنم تحمل ندارم
دیگه خسته شدم دارم کم می آرم

دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام همش بیقرارم

دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم فدای تو چشام

دلم داره واسه تو پر پر می زنه
تو رفتی و هنوز خیالت با منه



بدون تو کجا برم کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم

تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده

بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم

به جون چشامت از تموم این زندگی سیرم
تو که نیستی همش آرزو میکنم بمیرم 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1229
ادامه مطلب ...

وقتی تو را صدا می کنیم... خدااا...

وقتی‌ قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ می‌شود
وقتی‌ نمی‌توانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی‌ كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می‌شكند
وقتی‌ احساس‌ می‌كنیم‌ بدبختی‌ها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی‌ امیدها ته‌ می‌كشد و انتظارها به‌ سر نمی‌رسد
وقتی‌ طاقتمان‌ طاق‌ می‌شود و تحملمان‌ تمام...
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم‌ و مطمئنیم‌ كه‌ تو،
فقط‌ تویی‌ كه‌ كمكمان‌ می‌كنی...




آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا می‌كنیم، تو را می‌خوانیم.
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ می‌كشیم، تو را گریه‌ می‌كنیم، تو را نفس‌ می‌كشیم.
وقتی‌ تو جواب‌ می‌دهی،‌ دانه‌دانه‌ اشك‌هایمان‌ را پاك‌ می‌كنی‌
و یكی‌یكی‌ غصه‌ها را از توی‌ دلمان‌ برمی‌داری
‌گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز می‌كنی‌ و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند می‌زنی
‌سنگینی‌ها را برمی‌داری‌ و جایش‌ سبكی‌ می‌گذاری‌ و راحتی؛‌
بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی‌ می‌دهی‌ و بیشتر از لب‌ها،
لبخند‌ خواب‌هایمان‌ را تعبیر می‌كنی‌ و دعاهایمان‌ را مستجاب‌
و آرزوهایمان‌ را برآورده‌ قهرها را آشتی‌ می‌كنی‌ و سخت‌ها را آسان.‌
تلخ‌ها را شیرین‌ می‌كنی‌ و دردها را درمان ناامیدها، امید می‌شود و سیاه‌ها سفید سفید...

خدایا
تورا صدا میکنیم ،تو را می خوانیم
‌ ناامیدها، امید می‌شود و سیاه ‌ها سفید سفید...
خدایا
تورا صدا می کنیم ،تو را می خوانیم 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1258
ادامه مطلب ...

وهيچـ كسـ نفهميد كهـ چهـ شدم


 

و هيچـ كسـ نفهميد كهـ چهـ شدمـ...
نهـ ماهـ بودمـ، نهـ خورشيد...
اما هيچـ دليـ سراغـ مرا از آسمانـ تنهاييـ اشـ نگرفتـ
گوييـ ابرها هيچـ اند
و فقط ابرند و بايد ببارند...
و تنها باريدمـ...
خستهـ ام...



خستهـ از باريدنـ و تمامـ نشدنـ
خستهـ از بودنـ و نبودنـ...
اما بايد رفتـ
آنكهـ رفتـ ، رسيد
پسـ بايد رفتـ و رسيد...


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1207
ادامه مطلب ...

مردم و قضاوت های اشتباه!

دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه!
، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود!!!

=================================================

پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل چاقالو" صداش میکردن
، اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره!!!!



================================================

((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،
اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

===============================================

مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ،
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده!!!

===============================================

و هر روز مردم من و تو رو به غلط قضاوت می کنند!!! 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1249
ادامه مطلب ...

هشت راه مبارزه با نا امیدی

 احساسی که اکنون شما در خود دارید “ناامیدی” است شاید گاهی با کمی ناراحتی و عصبانیت نیز همراه باشد. به شدت بر روی اهداف و پروژه های خود کار می کنید، اما راه به جایی نمی برید و اصلاً دلیلش را هم نمیدانید. تنها چیزی که می دانید این است که ناامید هستید و بدون توجه به این مطلب که تا چه اندازه به سختی تلاش می کنید، به هیچ جایی نمی رسید. انگار که آب در هاون می کوبید و تنها حسی که به شما دست می دهد چیزی نیست جز ناامیدی. تمام این نکات به نظرتان آشنا می آید، اینطور نیست؟
اینجا دقیقاً همان جایی است که همه می گویند: “من کم آوردم” و دست از کار می کشند. قبل از اینکه به چنین بن بستی برخورد کنید، در این مقاله ۸ راه غلبه بر ناامیدی را به شما معرفی می کنیم [ادامه مطلب را بخوانید]



۱ از خود سؤال کنید “چه کاری در این شرایط جواب می دهد؟”

حتی زمانی که احساس می کنید هیچ کاری از دستتان بر نمی آید، به دقت فکر کنید و مطمئناً یک راه پیدا می کنید که به شما کمک کند. خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می توانید آنرا به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره منفی گرایی هایی نظیر “واقعاً ناامید کننده” است، نجات داده اید و می توانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید. به این طریق شما راهی را پیدا کرده اید که شما را به نتیجه می رساند و راهی را به شما نشان می دهد که بتوانید از ناامیدی ها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفت ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

۲ رکورد کارهای خود راثبت کنید هر کاری را که با موفقیت انجام می دهید، یادداشت کنید.

اگر این کار را به صورت ماهانه انجام دهید آنوقت می توانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کرده اید. خودتان از هم میزان موفقیت هایتان شگفت زده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما آیتم های زیادی نوشته نشده اند، چشم هایتان باز می شود و متوجه می شوید که بیش از آنکه کار کنید، وقت گذرانی می کنید و یا انرژی خود را صرف کارهای بی ارزش می کنید و باید حواس خود را بیش از این ها جمع کنید. باید به جایی برسید که لیستتان از آیتم ها مختلف پر شود تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیه لیست همچنین می توانید به راحتی تشخیص دهید که در کدام زمینه ها مؤثرتر عمل کرده اید و در کدام قسمت ها کمی ضعیف بوده و نیاز به تلاش بیشتری دارید.

۳ بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید هدف اصلیتان را در ذهن خود تجسم کنید.

نتیجه مورد علاقه تان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آنقدر شلوغ می شود و خودمان را سرگرم حل درگیری ها و مشکلات پیش پا افتاده می کنیم که یادمان می رود هدف اصلی زندگی مان چیست.

سعی کنید تا آنجایی که می توانید از پرسیدن این سؤال: “چرا چنین اتفاقی افتاد؟” پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سوال شما را در گذشته نگه داشته و جلوی پیشرفتتان را می گیرد. این سوال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمی کند.

چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سوال زیر است:

این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟

برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟

۴ ”هیاهو” را کنار بگذارید و ساده سازی را رواج دهید

زمانیکه برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آنقدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که “ممکن” است این موارد به شما کمک کنند. اگر نگاهی به سایت های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی نظیر “راههای ساده برای راه اندازی و اداره وب سایت” ، “راه های آسان کسب درآمد” و…. این قبیل موارد تنها به عنوان هیاهیو حساب می شوند و باید بدانید که حتی خواندن آنها هم ممکن است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی ها فقط وقت شما را تلف کرده و پول هایتان را به تاراج می دهند. آنها هیچ اهمیتی به موفقیت و یا شکست شما نمی دهند.

البته بیشتر افراد زمانیکه از روند کند کار خود خسته می شوند، معمولاً به چنین مواردی روی می آورند و تبلیغاتی نظیر “این همان چیزی است که شما نیاز دارید” و “ما همه چیز را برای شما آسان کرده ایم” روی می آورند. اگر آینده نگر باشید، می توانید به خوبی پیش بینی کنید که اگر برای ۶ ماه بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آنوقت از تمام این پیشنهاد های جور به جور منفعت بیشتری عایدتان خواهد شد. دیگر نمی خواهیم در اینجا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول خود را دور نریخته و همان اندازه ای که قرار بوده بابت این تبلیغ ها پرداخت کنید را جمع می کنید.

ببینید چه چیزی در زندگیتان اولویت دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را تلف می کند و هیچچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه زندگیتان حذف شود.

۵ راه حل های چند جانبه شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید.

فقط کافی است بر روی راه های مختلف تمرکز کرده و آنها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان بگویید که من باید به عنوان مثال ۸ راه حل مختلف برای فائق آمدن بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه حل های متفاوتی پیش رویتان قرار دارند به شما کمک می کند که احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کرده اید، انتخاب های متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.

۶ اهل عمل باشید

شما زمانیکه به ناامیدی می رسید معمولاً شور و اشتیاق اولیه خود را از دست می دهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید.مسئله ای که برایتان پیش آمده دشوار است، از آن ناامید شده اید، و احساس می کنید که نمی توانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برایتان جالب تر به نظر می رسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کرده باشید، گذر ازاین دست اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند.

همانطور که توماس ادیسون گفته: “بسیاری از افراد شکست خورده کسانی هستند که متوجه نبوده اند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شده اند.” مسئله دیگری که ممکن است اتفاق بیفتد این است که شما وقت زیادی را صرف نگرانی می کنید. نگرانی یکی از بدترین راههای اتلاف انرژی است و اجازه نمی دهد که شما به جلو حرکت کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که اهل عمل باشید. زمانیکه مجدداً توانستید به سمت جلو حرکت کنید، آنوقت متوجه می شوید که دیگر دلیلی برای نگرانی هایتان وجود ندارد.

۷ تجسم نتیجه مثبت بهتر است

بیشتر آن وقتی را که می خواهید صرف نگرانی و ترس و منفی بافی کنید، صرف مثبت اندیشی کنید. بزرگترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم می کنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان می رسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهدافتان می رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهایتان رسیده اید، چه احساسی دارید؟ چه می گویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این امر به شما امید می دهد تا راهتان را ادامه دهید.

۸ مثبت باقی بمانید

معمولاً موارد مختلف به آن اندازه ای که آن ها را در ابتدای کار می بینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آنچه هستند به نظر می رسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی می تواند به شما کمک کند. این گونه احساس ها به سرعت از میان می روند و شما مجدداً به حالت عادی باز می گردید.

یک ذهن باز خیلی راحت تر می تواند راه حل های متفاوت را پیدا کرده و آنها را به کار ببند تا یک ذهن کسل و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز اینطور نگاه می کند: “فایده اش چیست؟” یک ذهن بسته نمی تواند راه حل های ممکن را بررسی کرده و آنها را تشخیص دهد.

مثبت باقی بمانید. به هر حال باید همچنان بدانید که گزینه های مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کرده، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید، و سپس عکس العمل مناسب نشان دهید. با استفاده از ۸ تکنیک ارائه شده در بالا پس از مدتی درک می کنید که در زندگیتان مشکلات کمتری رخ می دهند و احساس ناامیدی کمتری به شما دست خواهد داد. در عوض به این نتیجه می رسید که موقعیت های بیشماری پیش رویتان قرار دارند و متوجه می شوید که چگونه می توانید از آنها به نفع خود استفاده کنید.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1224
ادامه مطلب ...

آرامگاه من آغوش عاشقانه ی توست

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت



خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1268
ادامه مطلب ...

کتاب الکترونیکی عظمت خدای درون

چند سطری از پاراگراف اول این کتاب زیبا: رها باش .شکرگذار باش. به او توکل کن. ایمان داشته باش. عاشق باش. ببخش . تو در هر لحظه از زندگی ات در دنیا، به عالمی بسیار قدرتمند و عظیم و نادیدنی که همان عالم ملکوت یا خدا یا سرچشمه هستی یا دنیای فراسو است، مرتبط و متصل هستی. تو در یک ثانیه می توانی به اطلاعات کلیه عالم، اعم از اطلاعات اکنون و گذشته و آینده تاریخ بشریت دست پیدا کنی .این قدرت،قدرت روح توست.قدرتی ست که با زیستن در کنار روح خدا همواره از آن توست. این همان قدرتی است که پیامبران از وجود آن مطلع بودند و با رعایت قوانین روح از آن استفاده می کردند. این، همان قدرت شگفت انگیز پیش گویی یا پیش بینی اتفاقات آینده است 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1248
ادامه مطلب ...

چند خط نامه برای خانم گلشیفته فراهانی!

همیشه تحسینت می کردم. درک عمیقت از مردمی که برایشان بازی می کردی اغلب شگفت انگیز بود. حتی بدون گریمهای رنگارنگ هم سخت زیبا و معصوم بودی. همه آشفتگی دختر بوتیک را لمس می کردیم . با مادر. میم مثل مادر گریه کردیم و بی امان تشویقت کردیم. شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد. تو رفتی تا شانست را روی فرش قرمزهای هالیوود تجربه کنی و اینجا با تو بی مهری شد و رسم جدید کنترل های بی امان شامل تو نیز شد و تو جلای وطن کردی و ما باز هم تشویقت کردیم. گفتیم حق توست که پیشرفت کنی. گفتیم حق ماست که تو را نماینده هنر جهانیمان کنیم.



اما در دل نگران بودیم نگران بازار سکه پرست هالیوود که رقابت را برایت سخت می کرد. نگران سبک هنرت که شرقی بود و ملموس برای ما نه آنها. نگران میم مثل مادر... نگران "گیس بریده"
همیشه با خودم فکر می کردم که تا کجای آن صنعت بی رحم پیش می روی و تا کجا می ایستی تا اینکه چند روز پیش شگفت زده شدم!

حالا به عنوان کسی که همیشه حق انتخابت را محترم می شمرد به عنوان کسی که هنرت را تحسین می کرد و به عنوان عضوی از مردمی که با تشویق های بی امانشان اوج گرفتی با تو می گویم
تو را نمی دانم اینکه آیا جهان وطن شدی یا اینکه هنوز ایران سرزمین بی بدیل توست اما من از قلب شهر تهران برایت می گویم.
برهنگی خوب نیست گلشیفته. بدیش زن و مرد نمی شناسد.

این قاعده فقط دینی نیست؛ این تجربه هزاران ساله بشریت است. مگر غیر از این است که اولین ثمره خوردن میوه و آگاهی پوشیدن عورت بود.
ما آدمیان هزاران سال است آموخته ایم لباس گستاخی تن برهنه را می پوشاند ،لباس زیبایی را بر اندام می پوشاند لباس حرمت خصوصی ترین حریمهای انسان است که در معرض خصلت های حیوانی قرار نگیرد.

ما از عمق خصلت های انسانی فطری مان حیا داریم و لباس جامه حیا بر تن می پوشد.
من از تو با عتاب دین سخن نمی گویم من از زبان همان کسانی سخن می گویم که از کارت حمایت کردند و گفتند که این حق توست که انتخاب کنی و انهایی که به تو گفتند تابوی سخت گیری بر روی زن را شکستی.

راست می گویند فیلم خصوصی بازیگر و دختر "گیس بریده" حقیقت تلخ جامعه ماست. ما زنان قربانی تابوهای ناخواسته ایم. اما آنها هم برهنگی ات را تحسین نکردند بلکه آن را انتخاب تو دانستند آن را مرام قابل دفاع و ایدولوژی تو ندانستند. آن را حواله به فرهنگی دادند که تو در آنی که در آن آزادی شخصی محترم شمرده می شود اما من هنوز نفهمیدم چه چیزی در فرهنگ غربی است که یکسره خوب است که فرهنگ شرقی را یک سره بد کرده است. چرا یک رفتار غربی قابل نقد نیست و یک سره قابل دفاع اما فرهنگ شرق که حرمت انسان را در برهنه نبودن می داند حتی در حد یک نقد دیکتاتوری!

حالا گلشیفنه من به عنوان کسی که تو را با هنرت می شناسد و بعد به عنوان کسی که حق نقد محترمانه یک "عمل اجتماعی" را دارد. به تو می گویم خارج از تمام این هیاهو و تشویق و ترغیب ها و تهدیدها مثل. تحمیلهای نامانوسی که سالیان زیادی ست که بر فرهنگ سرزمین ما می شود تو هم در این فرهنگ هضم می شوی .

خیلی بعید می دانم که این اتفاق جامعه چند پاره ما را تکان بدهد و دیر یا زود هم این اتفاق فراموش می شود اما برهنه نبودن در جایی که برهنه بودن عادی است هنر است... .


 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1222
ادامه مطلب ...

آهنگ عاشقانه یه نگاه با صدای رامین بی باک

این آهنگ با اجازه صاحب اثر منتشر شده. لطفا در صورت بروز هر گونه مشکل
با قسمت ارتباطی سایت ارتباط بر قرار کنید. با تشکر مدیریت سایت عاشقانه تنهایی

یه نگاه یه نگاه یه قدم یه قدم دنبال تو اومدم
دیدم شدی همه چیزم و واسه تو میگذرم از خودم
به خودم اومدم دیدم با همه ی وجودم عاشق شدم
رفتی، دلم شکسته قلبم پره درده
گلوم و بغض و گریه خسته کرده
آتیشم می زنه شبام که سرده



تو که می دونستی شونه های من همیشه همدم گریه هاته
خودت می دیدی یکی هست که توی روز های خوب و بدت باهاته
حالا کی باهاته، که بدونی تو هر لحظه چشم به راهته؟!
رفتی، دلم شکسته قلبم پره درده
گلوم و بغض و گریه خسته کرده
آتیشم می زنه شبام که سرده

------------------------------------------------------------ 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1234
ادامه مطلب ...

?