.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

بچه ها تا حالا به این مسجد رفتین اگه نرفتین با ما باشین تا ببریم شما رو ؟

 

سفر مجازي به مسجد جن
این بار به محلی سفر می کنیم که آیاتی ازسوره جن بر پیامبر نازل گشت و برای اولین بار گروهی از طایفه جنیان به دین اسلامگرویدند . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجاخواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آنمحيط احساس كنيد.

از قابليت هاي انحصاري اين تصاوير مي توان بهموارد زير اشاره كرد :
1)
قابليت چرخش سه بعدي تصاوير (180 × 360 درجه) با استفاده از موس
2)
طبيعي بودن تصاوير و القاي حس واقعي حضور در محل
3)
بررسي محل از نگاه خود
4)
قابليت زوم بر روي تصاوير (با استفاده از غلطت بالا وپایین رونده موس)
5)
قابليت استفاده از اين تصاوير براي محافظ صفحه نمايش (screen saver)


و اما مسجد جن كجاست ؟
مسجد جن يکىاز مساجد مهم و تاريخى مکه است که برخلاف بسيارى از آثار تاريخى همچنان باقي مانده؛سوره جن در اين مکان بر پيامبر اکرم (ص) نازل شده است.
حضرت محمد (ص) در حالبازگشت از طائف، پس از طى مسيرى طولانى با قلبى شکسته و نااميد در مکان اين مسجد کهبه نخله معروف بود، کنار نخل خرمايى نشست و نيمه شب به عبادت و تلاوت قرآن پرداخت. در اين حال 7 نفر از جنيان با شنيدن صداى قرآن متوقف شده و آيات آن را به گوش ‍ ساير جنيان رساندند.
پيامبر بعدها نيز چندين بار همراه عبدالله بن مسعود به اينمکان آمد و آيات قرآن را بر جنيان خواند. در شبى سوره جن بر پيامبر نازل شد وخداوند آن حضرت را از اسلام آوردن جنبان با خبر کرد. آيات اول سوره جن به اين موضوعيعني ايمان آوردن جنيان اشاره شده است.
«
قل اوحى الى انه استمع نفر من الجنفقالوا انا سمعنا قرانا عجبا يهدى الى الرشد فامنا نشرک بربنا احدا» (سورهجن-1و2)
«(
اى رسول ما) بگو به من وحى رسيده است که گروهى از جنيان آيات قرآن راشنيده و گفتند که ما از قرآن آيات عجيبى مى شنويم، اين قرآن خلق را به راه و صلاحهدايت مى کند بدين سبب ما به آن ايمان آورده و هرگز به خداى خود شرک نخواهيمورزيد.»
اين مکان در حجون و دامنه شعب ابى دب قرار داشت. بعدها به ياد آن حادثهبزرگ، مسجدى ساخته و آن را «مسجد جن» ناميدند. نام ديگر اين مسجد حرس است به ايندليل که در گذشته پاسداران مناطق مختلف مکه هنگام گشت شبانه در نزديکى مسجد جن بايکديگر ملاقات و پس از تبادل اطلاعات به محل مأموريت خود باز مى گشتند. همچنین بهآن مسجد بيعتنیز می گویند ، به این علت که بيعت طايفه جن با رسول خدا(صلى الله عليهوآله وسلم) در اين نقطه بوده است .
اين مسجد در شهر مکه در 200 متري قبرستانابوطالب به سمت حرم قرار دارد و حدود 50 متر بعد از پل حجون در داخل خيابان است. مساحت اين مسجد 600 متر مربع و در آن هميشه باز است و کسي که از قبرستان ابوطالب بهسمت مسجدالحرام حرکت مي ‌کند، پس از گذشتن از پل، مسجد در سمت راست او قراردارد.
خيابان کوچکي در کنار مسجد با نام ‏"شارع مسجد الجن‏" است که هنوز تابلوىقديمى آن بر ديوار وجود دارد، مسجد نيز با شماره ‌اي مشخص شده است. در شرق مسجد،خيابان مسجد الحرام و در غرب آن، خيابان جن قرار دارد و مسجد تقريبا در محل تلاقىاين دو خيابان قرار گرفته است. بناى مسجد محکم و مناره‏ اى در رکن شمال شرقى آنقرار دارد.
از تاريخ بناى اين مسجد، اطلاعى در دست نيست، اما مسجد در قرن دوم وپس از آن، به همين نام بوده و مورخان در طول قرون مختلف از آن ياد کرده ‏اند.
گفته مي شود که در گذشته نام مسجد جن بر آن ديده مى شده ولى حکومت آل سعود بهدليل عدم توجه به اماکن تاريخي و اسلامي، نام اين مسجد و ساير مساجد تاريخى رابرداشته و آنها را شماره گذاري کرده است.

نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 17 بهمن 1390
بازديد:1213
ادامه مطلب ...

سنگ و آئینه ( فریدون مشیری )...

سر گشته ای به ساحل دریا،

نزدیک یک صدف،

سنگی فتاده دید و گمان برد گوهر است

گوهر نبود - اگر چه - ولی در نهاد او،

چیزی نهفته بود، كه می گفت

از سنگ بهتر است

جان مایه ای به روشنی نور، عشق، شعر،

از سنگ می دمید

انگار

دل بود ! می تپید

اما چراغ آینه اش در غبار بود

دستی بر او گشود و غبار از رخش زدود،

خود را به او نمود

آئینه نیز رویی خوش آشنا بدید

با صد امید، دیده در او بست

صد گونه نقش تازه از آن چهره آفرید،

در سینه هر چه داشت به آن رهگذر سپرد

سنگین دل، از صداقت آئینه یكه خورد

آئینه را شكست .


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1205
ادامه مطلب ...

شما به این دانش آموز چن میدین ؟

۱)درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

 

در اخرین جنگش.

 

۲)اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه.

 

۳)علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج.

 

۴)علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات.

 

۵)چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام.

 

۶)چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب.

 

۷)اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد.

 

۸)یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست   شبها می خوابد.

 

۹)چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد.

 

۱۰)اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دستدیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشیدکلا چه خوهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ.

 

۱۱)اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچی چون دیوار قبلا ساخته شده.

 

۱۲)چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1209
ادامه مطلب ...

قوانین 2

)وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!

 

 

 

۲)اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن!

 

۳)موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی ۲-۲ تموم شده!

 

۴)هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب!

 

۵)وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی!

 

۶)هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن!

 

۷)تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه!

 

۸)موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی!

 

۹)سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!

 

۱۰)اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی!

 

۱۱)برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد!

 

۱۲)اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار!

 

۱۳)یه وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی ۲تاش پنچره!

 

۱۴)دقیقا همون روزی که ۵ دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن!

 

۱۵)دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره!

 

۱۶)اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، ۱۰ روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. ۳۵۵ روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه!

 

۱۷)اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد!

 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1209
ادامه مطلب ...

خواص ازدواج برا دختر خانوما

1) قبل از ازدواج وزن ایده*آل با چهره*ای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی.
نتیجه گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت!
2)قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت.
نتیجه گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی!

3)قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسكی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس.
نتیجه گیری اخلاقی: پر شدن اوقات*فراغت!

4) قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس.
نتیجه گیری اخلاقی: شهرت بادآورده!

5) قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی**محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه.
نتیجه گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت!

6)قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارك سر كوچه.*
نتیجه گیری اخلاقی: در امنیت كامل به سر بردن!

نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1214
ادامه مطلب ...

چن تا سوال بدون جواب

1)چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

ali toofan

 

 

 

2)چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکم تر فشار میدیم؟

*
ali toofan

 

 

3)چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

ali toofan

 

 

4)چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

ali toofan

 

 

5)آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

ali toofan

 

 

6)چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

ali toofan

7)چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

ali toofan

 

 

8)چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟


ali toofan

 

 

9)اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

ali toofan

 

 

10)تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

ali_toofan27895@yahoo.com / www.فریادعشق.LXB.iR


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1240
ادامه مطلب ...

متن عاشقانه و زیبای آرامش عجیب

آرامشی عجیب دارم... گرم و باورنکردنی چون دستان مهربان تو... منم و شرمساری لحظه هایم با تو... تویی و غروب های پرحادثه ات در کنار من... من چشمانت را دوست دارم... بر اشک هایت میبارم...با خنده هایت جان میگیرم... درنگ کن...محبوب من؟!یادم هست..! گریه میکردم و انگار تو بودی و می شنیدی صدای گریه های کودکانه ام را... من ساده هستم،مثل نگاه عروسک هایت... من بیتاب هستم و غرق در کودک درون خویش... از همان لحظه ای که چشم بازکردم بی تو گریستم، تا در روزهایی عجیب تو را یافتم... در غروبی سنگین... چشمانم برق میزد شاید و من آگاهانه خندیدم...ترانه ی عشق برای با تو بودن هایم سرودم...من،کودکی ام...روزها وشب هایم،لحظه هایم را صاف وساده تقدیم تو کرده ام...تو اینجایی پیش من...و تو خوب میدانی که چه بهای سنگینی را برای یک لحظه بودنم با تو پرداخت کرده ام...تو میدانی شاید راز درون مرا...تو میفهمی عمق نگاهم را...باورهایم را دوست داری و من آرام میخندم...



پی نوشت:

نمی دونم واسه چی دوستت دارم!
چطوری این همه بی قرارتم؟
تو که هیچ وقت پیش من نمی مونی
چرا پس حس می کنم کنارتم
نمی دونم واسه چی دوستت دارم
نمی دونم چرا عاشقت شدم
یه چیزی بگو بهم امید بده
نذار این حس و بگیرم از خودم

امروز تولد یکی از دوستامه که خیلی عزیزه واسم.... تولدت مبارک 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1227
ادامه مطلب ...

شعر زیبای اینجوری نگام نکن

اینجوری نگام نکن دردو تو چشام نکن
اینجوری نگام نکن با نگات صدام نکن
اینطوری نزن به شیشه دلم میشکنه
یا اگه میشکنیش تو اینطوری رهام نکن
اینجوری نگام نکن با نگات صدام نکن
اینجوری نگام نکن دردو تو چشام نکن



من اسیر عشق پاکم واسه تو ذره ای خاکم
اگه جونمو بگیری واسه تو بازم هلاکم
پر زدم تا عشق پاکو توی چشمای تو دیدم
جمله دوست دارم رو از لبای تو شنیدم
اینطوری نگام نکن دردو تو چشام نکن
اینطوری نگام نکن با نگات صدام نکن 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1227
ادامه مطلب ...

آهنگ تصمیم با صدای علی لهراسبی

از این تصمیم بیهوده چه چیزی قسمتم بوده
نگو با من از این خواستن که حسرت همدمم بوده
چه فهمیدی از این گریه چی خوندی از نگاه من
نبودی تو پناه من نبودی تو تکیه گاه من
تو این تصمیم بیهوده نشد تکرار دلشوره
اگه حتی نگاه تو من و میخواد و مجبوره
فراموشم شده روزی که بودم به تو وابسته
توی حرفام غم دنیاست چقدر دلگیرم و خسته



تو خواهش می کنی امّا نمیتونم که برگردم
من از دست رفتم و انگار نمی بینی پر از دردم
کجای گریه های من رسیدی تو به یاد من
نبودی تو برای من نبودی تو به یاد من
نبودی تو پناه من نبودی تو تکیه گاه من
از این تصمیم بیهوده چه چیزی قسمتم بوده
نگو با من از این خواستن که حسرت همدمم بوده
چه فهمیدی از این گریه چی خوندی از نگاه من
نبودی تو پناه من نبودی تو تکیه گاه من

---------------------------------------------------------- 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1225
ادامه مطلب ...

خونم حلال، ولی بدون پای تو حروم شدم

| دفتر عشـــق كه بسته شـد
| دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
| خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
| به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
| اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
| بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
| برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
| حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
| تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
| بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
| غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
| بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
| از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
| از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
| چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
| چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
| دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
| فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
| چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
| آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
| دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
| بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
| ازاون كه عاشقـــت بود
| بشنواین التماسرو
| ...............
| .........
| ....
|. 


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 16 بهمن 1390
بازديد:1229
ادامه مطلب ...

?