.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

امتحان آئین نامه

. در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چکار

 

میکنید ؟


الف سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو یره مگه کوری برو اونور دیگه .

ب به موازات دوچرخه سوار حرکت میکنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.


ج پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُل شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری که مخش بپاشه بیرون


د با ماشین میکوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .

2 . از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید. چرا باید بیش از همه مواظب موتور سیکلت سوارها باشید ؟

الف چون همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو تقاطع .

ب چون سهمیه بنزینشون کمتره و گناه دارن .


ج چون خیلی کوچیک هستند و ما ریز میبینیمشون .


د ممکنه موتور پلیس باشه ، بعد آب بیار و حوض خالی کن.

3 . در کدام محل است که نباید پارک کنید ؟

الف پارکینگ طبقاتی رایگان الماس شهر .

ب پارکینگ عمومی پارک ملت .


ج دم در خونه مادر زن.


د دم در خونه مادر شوهر.

4 . خط ممتد دوگانه به چه معناست؟

الف برای تاکید اینکه دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسن.

ب به معنی اینکه باید این دو خط رو بگیری همینجوری بری .


ج یعنی اینکه دور زدن ممنوع ولی… یه دفعه میتونید دور بزنید که حال همه گرفته بشه .


د یعنی موش تو سوراخ نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت.

5 . وقتی چراغ زرد رو دیدید باید چه کار کنید؟

الف اگر حتی 1 ثانیه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگیرید و برید.

ب اول یواش برید بعد که دیدید کسی حواسش نیست بازم گازش رو بگیرید و برید.


ج یعنی چیزی دیگه به اتمام کارت سوختت نمونده..براتون متاسفم


د هیچ خطری شما رو تهدید نمیکنه پس با خیال راحت گازتون رو تا ته بگیرید و برید.

6 . این تابلو به چه معناست ؟

1 امتحان آئین نامه

الف یعنی جاده خودشو لوس کرده و دو رگه اس.

ب یعنی جاده مار دارد…..مار هم موش تو سولاخ نمیرفت.


ج یعنی همچین ترمز کنید که خط لاستیکاتون بیفته


د یعنی هر چه قدر عشقته لایی بکش!

7 . این تابلو به چه معناست ؟

4 امتحان آئین نامه

الف یعنی…اووووه …بیخیال !

ب یعنی….اَ اَ اَ اَ اَ ….ایول بابا !


ج یعنی….ها ا ا ا ا …..!


د یعنی …..چ……ی ؟! جون من راس میگی!

8 . این تابلو به چه معناست ؟

5 امتحان آئین نامه

الف ابومسلم سرور پرسپولیسه

ب پرسپولیس سرور ابومسلمه


ج فقط تیم ملی


د هیچ کدوم…فقط کریم باقری!

9 . به هنگام ترکیدن لاستیک کدام مورد را باید انجام بدید ؟

الف مثل زنها جیغ میکشید و از پنجره میپرید بیرون….

ب خونسردیتون رو حفظ میکنید و بوسیله یه ستون ماشین رو متوقف میکنید( یعنی خودتونو
میکوبید به ستون)

ج فرمون رو بچسبید و ول نکنید تا ماشین مثل بچه آدم خودش وایسته.


د چشماتون رو میبندید و به خدا توکل میکنید!

10 . در حال نزدیک شدن به خط کشی عابر پیاده هستید . عابرین منتظرند تا عبور کنند.چه مواردیرا باید انجام دهید ؟

الف بیخیال عابر بابا….عابر کیلو چنده .بزن برو..

ب با همون سرعت یه دفعه از بغلشون رد میشید تا بترسند و شما حالشو ببرید.


ج اگه دیدید خیلی پرروین، میاید پایین و بعد از چند تا ناسزا بارشون کردن ، تا جایی که میخورن
میزنینشون.

د از کنارشون با سرعت رد میشید و بهشون میگید : ..{….}…!


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1239
ادامه مطلب ...

کل کل شاعر زن و شاعر مرد

شاعر زن میگه :

به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

شاعر مرد در جواب میگه :

به ***نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن***الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی***ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه***ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی***ریا آفرید / جدا از حسادت و بی***خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک*** درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه***جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش***ات / نشسته مداوم تو را در کمین !


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1232
ادامه مطلب ...

یادداشت های روزانه عزرائیل

 

شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!

یکشنبه:

امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ، 6893 اعدامی ، 9872 تزریقی ، 44596 ایدزی ، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم … برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!

دوشنبه:

رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه.

سه شنبه:

مادره با دوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم، اما دیدم باز مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم. طرف اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!

چهار شنبه:

خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بدبد میده. اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!

پنج شنبه:

اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند تو دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود ولی بالاخره پیش اومد.

جمعه:

بابا ولم کنید جمعه که تعطیله! میگن تو جمعه ها مرده ها هم آزادن، اونوقت خدا رو خوش میاد طفلکی من آزاد نباشم ؟!


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1261
ادامه مطلب ...

شوخی با شعر

کبوتر با کبوتر باز با باز . . . . . گرفت مادر زنم ناگه مرا گاز

یکی از بزرگان اهل تمیز . . …. . . از ترس زنش رفت زیر میز

شنیدم از نیک مردی فقیر . . . . . که موشی پرید توی ظرف پنیر

ربنی آدم اعضای یکدیگرند . . . . . سرِ یک قران پول به هم می پرند

اگر داری تو عقل و دانش و هوش . . . . . برو دیپلم بگیر فالوده بفروش

تو کز محنت دیگران بی غمی . . . . . بخور جای من جان من شلغمی

تو نیکی می کن و در دجله انداز . . . . . خودم شیرجه میرم درش میارم

هرچه از دوست می رسد نیکوست . . . . . آب شلغم بهتر از آب کدوست

میازار موری که دانه کش است . . ….. . . که شلوار زیرش بدون کش است

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز . . . . . مرده آنست که مشتش بزنی جم نخورد

میازار موری که دانه کش است . . . … . که جدش در آمریکا هفت تیر کش است

یارب آن دلبر شیرین که سپردی به منش . . . . . از بس که ننر بود سپردم به ننش !

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند . . . . . سر هفت مرد کچل را فر شش ماهه زدند


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1225
ادامه مطلب ...

روش های دوست پسر پیدا کردن

روش جوادی: یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!! نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

روش بچه خر خونی: همون داستان جزوه و این که خودت واردی. نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

روش خرکی: جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی …ایشالا که حاجتتو میگیری. نکته:خواهر التماس دعا(برای زدن مخ امیر این روش توصیه میشه)

روش از ما بهتران: لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

روش بچه مثبت: طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه. نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

روش عرفانی: میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه: اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته! نکته: این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده .

روش لوس گری: یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلا از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست (نکته:برادارایه عزیزهمیشه سوسک همراتون باشه).

روش شهرستانی: یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه! نکته: اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1237
ادامه مطلب ...

کارهایی که دخترها نمیتونن انجام بدن

1- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش
2- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن

4- بلند کردن چیزی
5- پرتاب کردن
6- پارک کردن
7- خواندن نقشه
8- دزدی کردن از بانک
9- آرام و ساکت جایی نشستن
10- بیلیارد بازی کردن
11- پول شام رو حساب کردن
12- مشاجره کردن بدون داد کشیدن
13- مواخذه شدن بدون اینکه گریه کنن
14- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی
15- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه
16- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن
17- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن
18- راه انداختن درست یک ویدئو
19- تماشای یک فیلم جنگی
20- انتخاب سریع یک فیلم
21- ایستاده ج**ش کردن
22- ندیدن فیلم هندی
23- غیبت نکردن
24- فحش ناموسی دادن
25- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد
26- آرایش نکردن
27- لاک نزدن
28- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن
29- سیگار برگ و یا چپق کشیدن
30- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده
31- گریه کردن بدون آبریزش بینی
‌32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون
33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن
35- لگد زدن
36- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن
37- اخ تف کردن
39- خواستگاری رفتن
40- موارد بالا رو قبول کردن …
شما هم اگه چیزی به نظرتون میرسه خجالت نکشید، اضافه کنید !


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1238
ادامه مطلب ...

50 روش کرم ریختن

1. روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن

2. سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند

3. وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین

4. وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین

5. کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید

6. همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین

7. جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین

8. روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین

9. وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین

10. از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه

11. در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین

12. به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین

13. وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین

14. وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین

15. موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین

16. ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین

17. بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین

18. شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین

19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

20. وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته

21. صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین

22. روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین

23. وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده

24. وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود

25. چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین

26. بادکنک بچه ها رو بترکونین

27. مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین

28. وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد

29. بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین

30. کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره

31. ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

32. توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین

33. هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره

34. حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین

35. نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین

36. دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین

37. عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین

38. پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین

39. با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین

40. شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین

41. موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین

42. توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین

43. شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین

44. توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین

45. توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین

46. جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین

47. یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین

48. توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه

49 چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین

50. ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

«آخرین کلمات» به نقل از حضرت عزرائیل

آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه…
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است…
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده…
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم…
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!



نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1236
ادامه مطلب ...

ده تا از بهترین بهانه های دوست پسرها برای خلاص شدن ….

 

از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

1- تو برای من مثل خواهر میمونی! (یعنی:خیلی زشتی!)

2- فاصله سنیمون کمی زیاده. (یعنی:خیلی زشتی!)

3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (یعنی:خیلی زشتی!)

4- من الان توی موقعیت بدی از زندگیم هستم. (یعنی:خیلی زشتی!)

5- دوست دختر دارم. (یعنی:خیلی زشتی!)

6- من با خانمهای همکارم بیرون نمیرم. (یعنی:خیلی زشتی!)

7- تقصیر تو نیست، تقصیر منه! (یعنی:خیلی زشتی!)

8- من الان توجهم به کارمه! (یعنی:خیلی زشتی!)

9- من تصمیم گرفتم مجرد بمونم. (یعنی:خیلی زشتی!)

10- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشیم (یعنی: بطور وحشتناکی زشتی!!!!)


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1273
ادامه مطلب ...

کاریکلماتور

1ـ در نبود قفس ، آزادی برای پرنده بی معناست.

۲ـ دور از جون دانش ، زگهواره تا گور تراول بجوی.

۳ـ گورستان پر است از آرزوهای در خاک رفته !

۴ـ در هوای ابری ، سایه ام خستگی در میکند.

۵ـ فرصت بی خبری تمام شد ، خبر دار باشید !

۶ـ جواب روشن کبریت ، آتش است.

۷ـ جادوی پاییز ، سبزها را زرد و نارنجی می کند.

۸ـ به علت باز شدن غنچه در ملاء عام ، بوته گل محاکمه شد.

۹ـ آزادی ، مشت ها را می بندد و چشم و گوش ها را باز می کند.

۱۰ـ نمی دانم در کدام لیستم ، اما از خودی ها نیستم.

۱۱ـ قبل از اینکه درازم کنند ، کوتاه آمدم.

۱۲ـ آنهایی که زبانشان دراز است ، شخصیتشان کوتاه است !

۱۳ـ فصل انتخابات فصل خانه تکانی ذهن ها بود.

۱۴ـ هیچ گاه نابینایان تصمیمات کورکورانه نمی گیرند.

۱۵ـ پاک کن به جرم محو و نابودی کلمات محاکمه شد.

۱۶ـ در ایست و بازرسی قبل از تفتیش ، عقایدم را پنهان کردم.

۱۷ـ فریاد کشیدنی است ولی کمتر وزن می شود.

۱۸ـ بیشتر گفته هایم را با سکوت سانسور می کنم.

۱۹ـ زندان های خالی شهر پر است از آزادی.

۲۰ـ از نظر عوام ، آزادی یعنی میدان و قفس یعنی خانه امن !


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1257
ادامه مطلب ...

?