.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

تفاوت دختران ایرانی و آمریکایی

آمریکا:

جنس: دختر

مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز � در حال فیلمبرداری از تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا� به مدت 7 ساعت.

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی “فمینیست های مذکر گرا” ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا�.

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش�وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now

نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!

قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا

موضوع قالب اس ام اس: “رسیدی خونه عزیزم؟”

موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد

موسیقی مورد علاقه: کانتری

بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب

محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو

———- ———- ———- ———- ———- ———- ———- ———- ———-

ایران :

جنس: دختر

مکان: شمال غرب تهران، ایران

سن: بین بیست تا بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان

نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس “50 سنت” ، کتانی به سایز 52

نوع آرایش:

لب : بریتنی

مو: کامرون دیاز

تتو ابرو: آنجلینا جولی

سایه: شقایق فراهانی

سینه: رنه زوئلنگر

قد: یک چهار پایه + 20 سانت

تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد. دوباره بر می گردد بالا !

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا

موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز

موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ

موسیقی مورد علاقه: هیوی متال

بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری

محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت.


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1278
ادامه مطلب ...

چگونه حرص پدر و مادر را در بیاوریم؟!

55414368790190493968 چگونه حرص پدر و مادر را در بیاوریم؟!


پدر و مادر مخلوقات بسیار دوست داشتنی، عزیز و نازنینی هستند که باید خیلی خیلی زیاد قدرشان را بدانیم. اما نمی دانم چرا این قدر اذیت کردن آن ها کیف دارد! شاید به این دلیل است که آن ها تنها کسانی هستند که هرقدر شما اذیتشان کنید، باز هم شما را دوست خواهند داشت. بنابراین پیشنهادات پایین را در مورد درآوردن حرص والدینتان به کار ببندید و مطمئن باشید که آن ها همیشه شما را بیش از هر کس دیگر شما را دوست خواهند داشت.

1. سعی کنید همواره در مقابل دود سیگار دوستانتان قرار بگیرید، به طوریکه از فاصله 100 متری هم لباستان بوی سیگار بدهد و بعد با همین وضعیت به خانه بروید و نزدیک پدر و مادرتان بنشینید. برای اطمینان از ناراحت شدن آن ها سعی کنید چند نخ سیگار همواره در جیب لباس های چرک خود بگذارید!

2. همیشه به مادرتان این نکته را یادآوری کنید که هر وقت دخترخاله تان را می بینید یاد شامپانزه های آفریقایی می افتید و به پدرتان هم بگویید هیکل دخترعمویتان شبیه هیکل “مهاتما گاندی” می باشد!

3. سوئیچ ماشین پدرتان را و یا اگر هم توانستید مادرتان بردارید و در اسرع وقت اتومبیل نازنینشان را به نزدیک ترین تیر برقی که دیدید، بکوبانید!

4. به آن ها بگویید که عضو جنبش سبز هستید و هر روز در میادین ونک، فاطمی و ولیعصر با لباس شخصی ها درگیر می شوید و همین روزهاست که بازداشت شوید.

5. با پیرزن فضول همسایه که همیشه در کارهای شما سرک می کشد و به والدینتان راپورت می دهد درگیر شوید و کارهایی کنید که آبروی پدر و مادرتان در جمع همسایگان بریزد. مثلاً با اسپری روی درب خانه پیرزن شکلک بکشید، تمام کفش هایش را سوراخ کنید، آنتن روی پشت بامش را بشکنید، لباس های روی بندش را پاره کنید و اگر دل خیلی پری دارید از دیوار خانه اش بالا بروید و به یخچال یا دیگ آبگوشتش ناخونک بزنید!

6. خریدهای پیرمرد همسایه تان را که لنگان لنگان و به زحمت از سرکوچه می آورد، به بهانه ی کمک کردن بگیرید و همه را در سطل زباله سر کوچه بریزید!

7. هر روز و به هر نحوی شده کتک مفصلی به پسر همکار پدرتان بزنید.

8. اگر مادرتان مثلا معلم بود، بروید سر کیفش و همه برگه های امتحانی دانش آموزان را صحیح کنید.(به همه بیست بدهید!)

9. دور از چشم مادرتان توی قابلمه غذا مقادیر متنابهی نمک و فلفل بریزید و موقع سرو غذا از خانه جیم شوید.

10. یک هفته به خانه دوستتان بروید و موبایل خود را خاموش کنید تا والدینتان نگران شوند. بعد که برگشتید به آن ها بگویید که یادم رفت تماس بگیرم.

11. یک وصیت نامه بنویسید و آن را روی یخچال خانه بچسبانید و به پدر و مادرتان بگویید که در خواب دیده اید به زودی به بیماری سرطان خون مبتلا خواهید شد و خواهید مرد.

12. به آن ها تأکید کنید که هرگز در امتحان کارشناسی ارشد شرکت نخواهید کرد و قصد دارید در آینده شاعر شوید!

13. یک روز که آن ها در خانه نیستند، بخشی از خانه را به آتش بکشید و سپس به طور همزمان به آتش نشانی و پدر و مادرتان زنگ بزنید تا به خانه بیایند!

14. در حضور آن ها خود را به زمین بیاندازید و تظاهر کنید که به بیماری صرع مبتلا هستید.

15. یک سگ بسیار بزرگ بخرید و آن را به داخل خانه و روی میز ناهارخوری بیاورید و به سگ موردنظر بگویید که به بابا و مامان سلام کن عزیزم!

16. به آن ها بگویید که یک سال قبل و بدون اطلاعشان با یک زن بیوه که هفت بچه دارد ازدواج کرده اید و فرزند خودتان هم تازه به دنیا آمده!

17. هر روز صبح از آن ها بپرسید که آیا بچه واقعی آن ها هستید یا نه؟ و اینطور وانمود کنید که باید از این موضوع اطمینان حاصل کنید که در بیمارستان شما را با نوزاد دیگری عوض نکرده اند؟!

18. هر شب بعد از این که از سر کار برگشتید چندین DVD خفن در کامپیوتر بگذارید، درب اتاق را ببندید و تا سپیده صبح با صدای بلند به تماشای آن ها مشغول شوید.

19. موقع تحویل سال نو، جشن تولد افراد خانواده، مهمانی ها و تعطیلاتی که حضور شما را در خانه پیش بینی کرده اند همینطور الکی خانه را ترک کنید و با دوستانتان به جزیره کیش بروید.

20. به دوستتان بسپارید که از تلفن عمومی به خانه زنگ بزند و خبر دهد که شما تصادف کرده و ضربه مغزی شده اید و هم اکنون در کما به سر می برید. بعد به طور ناگهانی وارد خانه شوید.

پی نوشت: موارد بالا همه شوخی بود. 15 چگونه حرص پدر و مادر را در بیاوریم؟! باید خیلی بی رحم و بی عاطفه باشید که اون تخلفات انظباطی ناجور رو روی پدر و مادرتون امتحان کنید. (تذکر جهت افرادی که از سر شیطنت هم که شده بعضی وقتا میزنن تو خط یه همچین کارایی) ولی راستی راستی مبادا به آن ها عمل کنید … بابا همش شوخی بود. 41 چگونه حرص پدر و مادر را در بیاوریم؟! نکنید این کارها را وگرنه طولی نمی کشه که دچار عذاب وجدان میشید و منم از عذاب آه و نفرین اونا بی نصیب نمی مونم از این ایمیل بدآموزنده ! از من گفتن بود حالا خود دانید … 17 چگونه حرص پدر و مادر را در بیاوریم؟!


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1275
ادامه مطلب ...

وقتی دختر ها و پسر ها دور هم خلوت می کنند!

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند چی میگن؟؟!!
- بدبخت حسین دلت بسوزه همون دختری که به تو پا نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب هیکلی داره !
- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .
- …ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا …شعر بگین تا بخندیم !
- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .
- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم ….بهش!
- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره فقط دنبال خونه خالی میگردیم .
- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید … توی کوچمون دختره قد بلنده …
- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم
-دیشب جاتون خالی.مامانم اینا نبودن یه غذای توپ!!! درست کردم.فقط یه کم زیادی رو گاز موند که اونم مهم نیست.نمیدونید ته دیگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!
وقتی دخترا دور هم خلوت میکنن چی میگن ؟؟؟
- مهشید دیشب دوست پسرت بهت زنگ زد ؟/ نه یه هفته هست بی محلی میکنه / تودلش میگه/ خاک تو سرت آخه خودم مخشو زدم
- راستی یه پسره ای هست بدجورمایه داره هر کاری میکنم بی محلی میکنه / سعی کن جلوش تو جمع خود شیرینی کنی شاید خوشش بیاد
- همه دخترای فامیلمون ازدواج کردن فقط من موندم چی کار کنم آخه / خب خاک توی اون سرت تو هم مثل ما خودتو بند یکی از همین پسرای دانشکده کن دیگه
- راستی دیشب تو مهمونی هانیه خاک تو سر لباسهای مد پارسال رو تنش کرد ه بود کلی بهش خندیدیم / بر عکس دوست پسرش اینقدر ماهه حیف اون پسر واسه اون کاش ماله من بود
- راستی الهه قرار بود گلچین کامل کارهای گلزار رو واسم بیاری چی شد؟ / آخ الهی که من قربونش بشم . تا دو روز دیگه میاد دستم
- الان هیچی دیگه نداری / چرا کلیپ ها و عکس های حسین تهی رو رو DVD دارم میخوای؟ / جون الهه راست میگی بده من
- راستی کامران هومن جدید ندادن ؟/ نه فعلاً
- دیشب بابام خواستگارم رو رد کرد    / چرا ؟ / اونا مهریه رو قبول نکردن بابام هم گفت نه اصلاً فکر من نیستند    / آخه با خودشون نگفتن الان دیگه شوهر پیدا نمیشه ؟ چقدر بی فکرن ها / حاصل 3 سال زحمتم به باد رفت
- اینها همه رو ول کنید دعا کنید مخ اون بچه مایه دار بزنم نونم تو روغنه /چرا مگه‌؟ / دیونه حداقل یه کارت شارژ رو که برام میخره/ بعدشم اگه خودمو بتونم واسه همیشه بهش بندازم که فوق العادست

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند چی میگن؟؟!!- بدبخت حسین دلت بسوزه همون دختری که به تو پا نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب هیکلی داره !
- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .
- …ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا …شعر بگین تا بخندیم !
- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .
- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم ….بهش!
- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره فقط دنبال خونه خالی میگردیم .
- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید … توی کوچمون دختره قد بلنده …
- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم
-دیشب جاتون خالی.مامانم اینا نبودن یه غذای توپ!!! درست کردم.فقط یه کم زیادی رو گاز موند که اونم مهم نیست.نمیدونید ته دیگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!

وقتی دخترا دور هم خلوت میکنن چی میگن ؟؟؟
- مهشید دیشب دوست پسرت بهت زنگ زد ؟/ نه یه هفته هست بی محلی میکنه / تودلش میگه/ خاک تو سرت آخه خودم مخشو زدم
- راستی یه پسره ای هست بدجورمایه داره هر کاری میکنم بی محلی میکنه / سعی کن جلوش تو جمع خود شیرینی کنی شاید خوشش بیاد
- همه دخترای فامیلمون ازدواج کردن فقط من موندم چی کار کنم آخه / خب خاک توی اون سرت تو هم مثل ما خودتو بند یکی از همین پسرای دانشکده کن دیگه
- راستی دیشب تو مهمونی هانیه خاک تو سر لباسهای مد پارسال رو تنش کرد ه بود کلی بهش خندیدیم / بر عکس دوست پسرش اینقدر ماهه حیف اون پسر واسه اون کاش ماله من بود
- راستی الهه قرار بود گلچین کامل کارهای گلزار رو واسم بیاری چی شد؟ / آخ الهی که من قربونش بشم . تا دو روز دیگه میاد دستم
- الان هیچی دیگه نداری / چرا کلیپ ها و عکس های حسین تهی رو رو DVD دارم میخوای؟ / جون الهه راست میگی بده من
- راستی کامران هومن جدید ندادن ؟/ نه فعلاً
- دیشب بابام خواستگارم رو رد کرد    / چرا ؟ / اونا مهریه رو قبول نکردن بابام هم گفت نه اصلاً فکر من نیستند    / آخه با خودشون نگفتن الان دیگه شوهر پیدا نمیشه ؟ چقدر بی فکرن ها / حاصل 3 سال زحمتم به باد رفت
- اینها همه رو ول کنید دعا کنید مخ اون بچه مایه دار بزنم نونم تو روغنه /چرا مگه‌؟ / دیونه حداقل یه کارت شارژ رو که برام میخره/ بعدشم اگه خودمو بتونم واسه همیشه بهش بندازم که فوق العادست


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1265
ادامه مطلب ...

تنظیم خانواده (شعری طنز از خلیل جوادی)

12 تنظیم خانواده (شعری طنز از خلیل جوادی)

طنـــــــــــــــــــــــــزیم خانواده

………… ……*** ……… ……… .

هیچ میدونین چــرا طــــــلاق زیــــــاده؟
چـرا شُـله پیچــــای خـــــــــــانـــــواده؟
یــه  ریشتــر م کـــــــه زندگی بلــــرزه
همــون دقیــــقه پیــچ و مُهــره هــــرزه

 

بــاید یه جـــــــور باشه مُهره بـــــا پیـچ
وگـــــــرنــه کُـــلّ زندگیت میشـه هیـچ

 

خواستی اگه بـــــا کــسی وصلت کنی
بـــــاید یــه کم ســـایزشــو دقّـت کـنی

 

نگـــــــــــو درستش میکنـم ســــه روزه
خـــــــــرابتـــرم میشـه دلت میســــوزه

 

زنت اگــــــه مثـل خـــودت نبــــــاشـــه
دو روز دیگه تـو خــــونه ی بــــابــــاشه

 

چـــرا میــخـوای رزوه شــو تغیــیر بـدی
نیـــومـــده بـــــه طفلـکی گیـــــر بـدی

 

چــــرا میخــوای نوششو نیشش کنی؟
مُهره ی نمــــره پنجـــو شیشش کنی؟

 

تو که خودت ســایـزتــــو داری از پـیش
برو پی مُهــــره ی نمـــــره ی شیــش

 

این کــــــــه میگم نمـــــره ی اخلاقـیه
بقیـــــه ی چیزا هنـــــــوز بـــــــــاقـیـه

 

همّه چی مون از روی خـود خــــواهیـه
تصــــــوّ راتمـــون همـش   وا هیـــــــه

 

از ته شـــوش بگیر برو تـــــــا جــــردن
دروغ شــــــده عینهــــو آب خـــــوردن

 

رفیقمون تـــوی پی . اچ . دی  گیـــــره
میخـواد بــره  دی . اچ . پی  ام بگیــره  > d.h.p = دختر حاجی پولدار

 

یارو خودش هر کاری خـواسته  کــرده
دنبـــال دختــــــر نجیب می گـــــــرده

 

میخواد مث هلـــــو رسیـده بـــــــاشه
آفتـــــاب و مهتاب ام ندیـده بـــــــاشه

 

درسته میدون مـــــــانـــــــــورش کمه
امـــــــــــــــا اونم مثــــل خــودت آدمه

 

شــایـد اونم کسی رو دیده بـــــــاشه
یکی دو بــــار دلش تپیــده بــــــاشــه

 

این چیــــــــزا بیــن آدمــــــــا ذاتـیـــه
اون کــــه اینــــارو نداره قــــــــــاطیـه

 

اینجا ” تی “دو نقطه مون “طــا”شـده
قــافیه مـون یه خورده ” اکفــا ” شده

 

یـه مــــو قه هـایی بـــا یــه ذرّه دقت
نقــــطه ی ضعفت میشه عین

 

به خـاطـر یــه “طـــــــا ” نمیگـزم لب
دوبــــــاره  مـیـرم  سـر اصل  مطلـب

 

دختــر  بیچـاره  کــه  شکل مـــاهــه
چیکــار کنـه کـه قلب تـو  سیـــاهـه؟

 

خـدا بـه اون هـر چی  قشنگی  داده
از نظــر تــــو  مــــایــه ی  فســــاده

 

بهش میگی از تـو خـونـه  جُم  نـخور
هــر چی بگـه  میگی  صـداتــو  بـبُر

 

تو خـونه اخم و  فُحش و  دادو بیــداد
تـــوی خیـابونم کـه  گشت  ارشـــاد
———— ——— ——— ——-
بـاید بری  کُلاتــــــو  قــــاضی کنی
یـه خورده  تمـرین ریــــــاضی کنی

 

دلت میخواد  تــــو هـر دقیـقه و رُب
هر چی میگی  اونم فقـط بگه خُب

امّا  مهمّه  خُب چـه جـــوری باشه
از ته دل بــاشه  یــا زوری  بـــاشه

 

خُبای کوتاه و  کشــــــــیده  داریـم
خُبای بی حال و  لهیـــــــده دارـیم

 

فـرق اینــــا  زمین تــا  آسمــــونـه
آدم بـــــاید  ایــن چیـزارو  بدونــــه

 

مثل دوتــــا ردیـف  تــوی  مثـنــوی
یه خُب باید بگی  یه خُب  بشنـوی

 

یه بیت خوب ، با دوتـا خُب قشنگه
یکی خُبش کـم بشه کار می لنگه

———— ——— ——— —-
تــــا پســــرا بهم نگفتن چـــــرا
یه خورده هم برم سر دختـــــرا
———— ——— ———
بعد چهــــار ســـــال پشت کنـکـور
قبول شدی یه جــــای دور بــــا زور

 

آخر سر گــــرفتی بـــــا هـنّ و هن
لیســـــــانــس درّه تپّـــه از رودهـن

 

نشستی خــونـه گل لگد می کنی
خـواستـگارای خــوبــو رد می کنی

 

به خـــــــاطر اینکـه لیسـانس داری
بی خـودو بی جهت کلاس میذاری

 

چرا باید تو کـه لیسانسه مــــونی؟
از رو کتــاب متنـو غلـــــط بخـونی؟

 

یه نکته هم بگم که یـــــــادت نـره
لیسانس خوبه ، ولی سـواد بهتره

 

میگی فلانی کــه بـابــاش وزیــــره
روزی هزار دفـعه بـرات می میـــره

 

برای ســـرکــار که بـابــات عـوامـه
فکـرای اینـجوری خیــال خـــــامــه

 

آخه بابــا اونکه بـــابـــاش وزیــــره
مگه خُـله بیـــــاد تـــــــورو بگیــره

 

هرجـــا میری کلّی طلا بــاهـــاتـه
تمـــوم دغدغت النگـــــوهـــاتــــه

 

تــــــوی طــلا فــــروشیـا پلاسی
بــه این میگن آخــــر بی کلاسی

 

میخوای مث عروس قصّه ها شی
کلّ نداشته هــاتـو داشته بـاشی

 

هزار امیــــد و آرزو بــاهــــاتــــــه
اینــا امید نیست، عُقده هـــــاتــه

 

شوهر بیچاره کـه کـــــــارمنــــده
چـه میدونه قیمت بنــــــز چـنــده

 

فـرشای شوهرت کــه زیر پـــاتـه
بعض گلیم پـــــاره ی بـــابـــــاتـه

 

صبر اونم یـه دفعـه ای سر میــاد
صدای آژیـــــــــر خطـر در میـــاد

 

وقتی ببــینه زندگیش سیـــاهــه
چاره ی کـــــار توی دادگــــاهــه



نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1248
ادامه مطلب ...

چگونه ازدواج کنیم

در راستای اینکه ازدواج یکی از مواردی است که امروزه خواب و خیال جوانان پاک و متین شده است، موارد زیر جهت اولین گام برای ازدواج توصیه می شود
خواستگاری و روشهای آن

1- مثل زمان ناصر الدین شاه ننه جون و بی‌بی صغرای معروف و آبجی‌جون و خاله اقدس و عمه کلثوم رو مثل گروه بازرسین سازمان ملل راهی خونه‌های مردم کنیم تا دختر بیچاره اونارو با ذره بین کنکاش کنن و هزار و یک عیب روش بذارن و چای و میوه‌ای خورده عزم را برای یافتن دختر شاه پریان جزم نمایند. و همینطور هی برن و هی بیان تا یکی رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببینیدش و تموم.

2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بیفتین توی خیابونای خلوت و تا از یکی خوشتون اومد بریدجلو و خیلی مودبانه باهش آشنا بشید و بعد دستش رو بگیرید ببرید توی یک کاباره و بعد از شنیدن ترانه‌ای از مرضیه ازش درخواست ازدواج کنید و اونم یه لبخند شرم گینانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگین.

3- مثل همین زمان رفتار کنین و برین دانشجو بشین و توی دانشگاه با یکی سر حرف رو باز کنید و بعد کم‌کم ازش خوشتون بیاد و بعد براش نامه بنویسید و یواشکی بهش بدید و دلتون تاپ تاپ کنه و بعد هم بی‌سروصدا عقد بشین و سر کلاس همش به هم نگاه کنید.

4- مثل زمان آینده رفتار کنید و به دوست دخترتون بگین یک نفر براتون پیدا کنه و بعد همراه همون دوست دخترتون یه شاخه گل بخرید و برید خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اینکه دلش نشکنه حداقل باهاش دوست بشید.

5- روش خشن‌تری هم هست که باید یک شیشه اسید بخرید و برید سر راه طرف و تهدیدش کنید که یا زنتون بشه یا شیشه اسیدو روی خودتون می‌ریزید. ویا اصلا میشه هیچکدوم ازین دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسیر عادی زندگی رو طی کرد.

پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان محترم

1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار.

3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و ازسایه می رنجم.

4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.

6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می‌شه.

7- پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8- رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل…!

9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می‌سازن واستون.

10- یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11- در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12- مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.

13- سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه…

14- تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید،

در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.

15- بلاخره اگه خدای نکرده می‌خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملکت دوماد شن، که نمی شن) هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه.

16- و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یهپارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کار ندارم.

17- …و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1255
ادامه مطلب ...

حکایت جذاب آغا محمد خان و شکایت شاکی


در زمان آغا محمد خان قاجار، شخصى از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبت داشت، نزد صدر اعظم شکایت برد.
صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت: اشکالى ندارد، مى توانى به اصفهان بروى.
مرد گفت: اصفهان در اختیار پسر برادر شماست.
گفت : پس به شیراز برو.
او گفت : شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست.
گفت : پس به تبریز برو.
گفت : آنجا هم در دست نوه شماست.
صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت فریاد زد: چه مى دانم برو به جهنم.
مرد با خونسردى گفت: متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد.


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1265
ادامه مطلب ...

طنز خواندنی از یک خانم میانسال

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟
…
…
…
…
فرشته پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1256
ادامه مطلب ...

24 ساعت از زندگی پسرها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

 

24 ساعت از زندگی پسرها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

8 صبح: تو رخت خواب…..

9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا – رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…)

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟

(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟

نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

 

۲۴ ساعت از زندگی دخترها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

 

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خواستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1252
ادامه مطلب ...

post

 

24 ساعت از زندگی پسرها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

8 صبح: تو رخت خواب…..

9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)

11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا – رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!

میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار

3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟

4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…)

7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟

(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …

8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟

نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

 

۲۴ ساعت از زندگی دخترها چگونه می گذرد؟؟؟!!!

 

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه – صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خواستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1286
ادامه مطلب ...

چاله وبیمارستان

چاله ای دریکی ازخیابانهای شهروجودداشت و مردم از وجود این چاله گله داشتند زیرابدلیل تاریکی خیابان بعضی وقتاآدمهای اون محل توی اون چاله می افتادند وبه شدت زخمی می شدند

بنابراین همگی تصمیم گرفتند روبروی فرمانداری شهرجمع شوندواعتراض خودشان روبگن
باکلی شعار وهیاهو بالاخره فرمانداروشهردارونماینده شهردرمجلس بیرون اومدن وپشت تریبون قرارگرفتن.

ابتدافرماندارشروع به سخنرانی کرد وهمه ساکت شدن.فرماندارگفت من راه حل بسیارخوب دارم واون اینه که ما یه مرکز فوریتهای پزشکی درنزدیکی اون چاله ایجادکنیم تاهرموقع کسی دراون چاله افتادسرعا اونو باآمبولانس به بیمارستان برسونه.مردم همگی خوشحال کف میزدندوایول میگفتن

تااینکه شهردار پاشدوروبه فرماندار کردوگفت این یه راه حل مسخره است چون شاید تاآمبولانس اون زخمی روبرسونه بیمارستان طرف بمیره ، بنابراین من پیشنهادمیکنم که یک بیمارستان رودرنزدیکی اون چاله ایجادبشه که اگه کسی تواون چاله بیفته سریع برسه بیمارستان وموردمداواقرار بگیره واینجوری شانس زنده ماندش بیشتره.

دیگه مردم سرازپانمی شناختن کلی خوشحال شدن که صاحب یه بیمارستان جدید میشوند

ناگهان نماینده شهر گفت که نه فرماندار عقل داردنه شهردار.
چون ساخت یه بیمارستان حداقل2سال زمان میبرد ومابرای الان چاره می خواهیم
مردم همگی ساکت شدن که آقای نماینده چه راه حلی داره
که نماینده گفت مااین چاله راپرمیکنیم ودرکناربیمارستان شهر یه چاله میکنیم اینجوری هم سریعتره وهم ارزانتر.


نويسنده:حميدرضا
جمعه 12 اسفند 1390
بازديد:1251
ادامه مطلب ...

?