مراجع تقليد، امانت الهي:
آقاي حاج محمد علي نمازي خواه در شب فوت مرحوم آيت الله حجّت (ره) در عالم رؤيا به محضر امام زمان (ع) مشرّف مي شود. حضرت به او مي فرمايند: «ما ده هزار طلبه داريم، يک امانت نزد يکي از آنها داريم که امشب به يک نفر ديگر منتقل مي شود. آقاي نمازي خواه صبح که از خواب بر مي خيزد مي شنود که از بلندگوي صحن مطهر قرآن پخش مي شود و اعلام مي کنند آيت الله حجت (ره) به رحمت الهي رفته اند و پس از آن دوران مرجعيت آيت الله بروجردي (ره) آغاز گرديد.»(1)
 
تأکيد امام زمان (ع) بر فتوا دادن شيخ مفيد (ره)
در زمان شيخ مفيد (ره) مردي روستايي به نزد ايشان مي رود و مي پرسد بانويي باردار از دنيا رفته و فرزند او در شکمش زنده است. آيا او را به همان حال دفن کنيم؟ شيخ مي گويد: «آري او را دفن کنيد.» چون باز مي گردد سواري با شتاب پيش مي آيد و مي گويد: «شيخ مي گويد شکم زن را بشکافيد و فرزند را بيرون بياوريد بعد او را دفن کنيد.»
پس از مدتي مطلب براي مرحوم شيخ مفيد (ره) روشن مي شود و مي فهمد اين تصحيح از ناحيه مقدس امام زمان (ع) بوده است. به همين جهت در خانه خود مي نشيند و مي گويد: «حال که ما در بيان احکام شرعي خطا مي کنيم همان بهتر که ديگر فتوا ندهيم.» آنگاه از ناحيه مقدسه حضرت صاحب الامر (عج) توقيعي براي او صادر شد: «بر شما است فتوا دادن و بر ماست که نگذاريم شما در خطا واقع شويد.» با صدور توقيع بار ديگر شيخ مفيد (ره) به مسند فتوا مي نشيند.(2)
 

تشرّف آيت الله مرعشي نجفي
مرحوم آيت الله آقاي نجفي مرعشي (ره) با خود عهد مي کند که چهل شب چهارشنبه به نيت ديدار حضرت صاحب الامر (ع) پياده به مسجد سهله برود. ايشان مي گويد: «شايد شب چهارشنبه سي و پنجم بود که در بين راه سيد عربي را ديدم در حدود دو ساعت در محضر ايشان بودم. در مورد مطالبي صحبت شد. از جمله در مورد استخاره سخن به ميان آمد فرمودند: «اي سيد! با تسبيح چگونه استخاره مي کني؟» گفتم: «سه مرتبه صلوات مي فرستم و سه مرتبه مي گويم أستَخيرُالله بِرَحمَتِهِ فِي عافِيه پس تعدادي از دانه هاي تسبيح را مي گيرم و مي شمارم اگر دو تا ماند بد است و اگر يکي ماند خوب است.» فرمودند: «اين استخاره باقي مانده اي دارد که به شما نرسيده است. هر گاه يکي باقي ماند فوراً حکم به خوبي استخاره نکنيد بلکه براي ترک عمل هم استخاره کنيد. اگر دو تا ماند معلوم مي شود استخاره اول خوب است، اما اگر يکي ماند استخاره اول ميانه است.»
سپس فرمودند: «بعد از نماز صبح سوره يس، پس از نماز ظهر سوره ي نباء، بعد از نماز عصر سوره ي نوح، پس از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک را بخوان.» آنگاه در تعريف و تمجيد از کتاب شرايع الاسلام مرحوم محقق حلّي فرمودند: «تمام آن مطابق با واقع است مگر کمي از مسايل آن.» همچنين ايشان به خواندن قرآن و هديه کردن ثواب آن براي شيعياني که وارث ندارند يا وارثشان يادي از آنها نمي کنند، احترام پدر و مادر، زنده باشند يا مرده و احترام به ذريه سادات تأکيد فرمودند و به من گفتند: «قدر خود را به خاطر انتساب به اهل بيت (ع) بدان و شکر اين نعمت را که موجب سعادت و افتخار فراوان است به جاي آور.»
همچنين بر حفظ و يادگيري خطبه حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا (ع) در مسجد پيامبر (ص) و خطبه شقشقيه اميرالمؤمنين (ع) و خطبه عليا مخدرّه زينب کبري (ع) در مجلس يزيد (عليه العنه) تأکيد کردند و در خصوص تسبيح حضرت زهراء (س) و زيارت سيد الشهداء (ع) از دور و نزديک و زيارت اولاد ائمه (ع) و صالحين و علماء سفارش کردند و فرمودند بعد از نمازهاي پنجگانه اين دعا را بخوانيد:
«اَللّهُمَّ سَرِّحني عَنِ الهُموم وَ الغُمُوم وَ وَحشَهِ الصِّدر وَ وَسوَسَهِ الشيطان بِرَحمتکِ يا أرحَمَ الراحمين»
در پايان به خواندن قرآن و نماز شب تأکيد کردند و فرمودند: «اي سيد! تأسف بر اهل علمي که عقيده شان انتساب به ما است وليکن اين اعمال را انجام نمي دهند.» 
پی نوشتها :
(1)    شیفتگان حضرت ولی عصر (عج) ، ج1 ، ص198.
(2)    برکات حضرت ولی عصر (عج) ، 216.

شمايل و صفات امام زمان (عج) از نگاه معصومین:

اوصاف آن حضرت با دقت تمام از زبان پيامبر (ص) و ائمه (ع) بيان شده است . شايد فلسفه اين امر بدان جهت بوده که با ذکر اين اوصاف جلوي هر کسي را که قصد داشته ادعاي مهدويت بکند ، بگيرند . چرا که مساله ظهور امام مهدي در آخرالزمان يکي از ضرورتهاي ديني هم شده بود . و از آنجا که فراهم آمدن تمام اين صفات و ويژگيها ، که در روايات اسلامي ذکر آنها رفته ، در شخص مدعي مهدويت امکان ناپذير است بنابراين باعث مي شود تا دروغ او پيش مردم فاش شود .
درباره اوصاف آن حضرت چنين آمده است :
1- رسول خدا (ص) اوصاف حضرت مهدي را چنين مي فرمايد : «مهدي از من است ، او بلند پيشاني است و داراي بيني باريکي است که ميانش اندک برآمدگي دارد . مهدي از فرزندان من است . چهره اش چون ماه تابان است . چشمان گردي دارد . رنگش ، رنگ عربي و بدنش ، بدن اسرائيلي است . صورتش مثل دينار (گرد و سرخ) است . دندانهايش چون اره (تيز و بران) و شمشيرش چون سوزش آتش است».
2- امام علي (ع) نيز در توصيف حضرت قائم چنين مي فرمايد :
«مهدي ديدگاني مشکي دارد و موهايي پر پشت . او داراي چهره سرخ و پيشاني نوراني است . صاحب خال و علامت است . عالمي است غيور که اخبار گذشتگان را داراست . ساحت و درگاهش از همه شما گشاده تر و دانش او را تمام شما افزون تر و بيش تر از همه شما به جاي آرنده صله رحم است . به مرغ (که در آسمان پرواز مي کند) اشاره مي کند و در دستش فرو مي افتد ، و شاخي (خشک) در زمين مي کارد ، سبز مي شود و برگ مي آورد».

3- امام حسين (ع) درباره اوصاف آن حضرت نيز چنين مي فرمايد :
«مهدي را از روي سکينت و وقاري که دارد و همچنين دانش او به حلال و حرام و نيازمندي مردم به او و بي نيازي او از مردم مي شناسيد».
4- امام باقر (ع) اوصاف امام مهدي را چنين بيان کرده است :
«سياهي چشمانش تابنده و پنجه هايش قوي و زورمند است و زانوانش بزرگ و شکمش فربه است . پشت او دو خال است ، خالي به رنگ پوستش و خالي همانند خال پيامبر ، ابروانش به هم پيوسته است ، ديدگانش از کثرت شب بيداري و عبادت آشکار است ، سياهي چشمانش تابنده است . در صورتش اثري (خالي) است ، سينه اش فراخ است ، شانه هايش را (به دو طرف بدنش) رها مي کند و سر استخوانهاي کتفش بزرگ و درشت است».
5- امام صادق (ع) نيز درباره اوصاف آن حضرت فرموده است :
«مهدي خوش سيما ، گندمگون است که به سرخي مي زند ، ابرو کمان و نوراني است و سياهي چشمانش بغايت سياه است ، چشمان فراخ دارد ، بالاي بيني اش برآمده است ، بيني عقابي دارد و پيشاني بلند ، او خاشع است و نازک مثل شيشه ، هيبتش مردم را مي ترساند ، به مردم و دلها نزديک است ، شيرين گفتار و خوش سيماست ، ساقهايش باريک است و بدني نيرومند دارد ، چون بر کوه بانگ زند صخره ها از هم بپاشند و فرو ريزند ، دست بر بنده اي نمي نهد جز آنکه دلش همچون پاره هاي آهن (سخت و نيرومند) مي گردد . نه بسيار بلند بالاست و نه بسيار کوتاه بلکه ميانه قامت است ، سر گرد دارد و سينه ای فراخ ، بلند پيشاني است و ابروهايش پيوسته است ، بر گونه راستش خالي است گويا دانه مشک است که بر قطعه عنبر ساييده باشند».
6- امام رضا (ع) نيز اوصاف امام را چنين بيان کرده است :
«او شبيه من و شبيه موسي بن عمران است . هاله هايي از نور او را احاطه کرده که به پرتو قدس درخشيدن گيرد . داراي اعتدال اخلاق است و رنگي شاداب دارد . در هيبت بدني به رسول خدا (ص) شبيه است . نشانه اش آن است که (از نظر سن) سالخورده است اما سيماي جوان دارد تا آنجا که بيننده او را چهل ساله يا کمتر مي انگارد . ديگر از علايم او آن است که تا گاه مرگ و با وجود گذشت روزها و شبها ، اصلا پير نمي شود»

منبع روایات : کتاب «يوم الخلاص» نوشته کامل سليمان صفحات 51 تا 55