

برچسب زده شده با :بلقیس دختر علی عبدالله صالح عکس این دختر عکس این دختر پربیننده ترین عکس گوگل شد + عکس عکس دختر پربیننده ترین عکس دختر
درصورت بروز مشکلات دروبلاگ در اين مکان به کاربران اطلاع داده خواهد شد
.::دنياي عجيب ققنوس::.


برچسب زده شده با :بلقیس دختر علی عبدالله صالح عکس این دختر عکس این دختر پربیننده ترین عکس گوگل شد + عکس عکس دختر پربیننده ترین عکس دختر
ای کاش... ای کاش میدانستی نازنینم دل غمگینم چقدر بهانه ی تورامی کند.. ای کاش یکی بود معنی سکوت ده ساله ام را می دانست... ای کاش یکی بود یه بار فقط یه بار دوستت دارم رو از ته دل می گفت... ای کاش هرگز عاشق نمی شدم... ای کاش یکی بود هم پایه لحظه هام بود... ای کاش یکی بود پابه پام گریه می کرد.... ای کاش شب که می شد با دلی بدون غم وغصه ودلتنگی به رختخواب می رفتم.. ای کاش صبح که پامیشم از خواب چشام خیس نباشه... ای کاش یکی بود منو واسه خودم می خواست نه چیزای دیگه... ای کاش یکی بود معنی خیانت را میدانست وچیزی مثل جدایی در سرش نبود....
یه روز به قبرستان سفر کردم و به روی تخته سنگی نوشته ای یافتم:
(اگر جوانی عاشق شد چه کند؟)
من زیر آن نوشتم:
(صبر)
برای بار دوم که از آنجا عبور کردم زیر نوشته ام نوشته ای یافتم:
(اگر صبر نداشته باشد چه کند؟)
من با بی حوصلگی نوشتم:
(مرگ)
برای بار سوم که از آن جا عبور کردم انتظار داشتم زیر نوشته ای نوشته ای باشد ( اما جوانی را مرده یافتم)
چقدر سخته توچشای کسی که تموم عشقت رو دزدید و یه زخم خمیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه ونفرت شی حس کنی که هنوزم دوسشداری.
چقدرسخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسشداری
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی وهزاربار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی ((گل من باغچه نومبارک))
بنام آنکه سربازی رابنا کرد همه دختران را چشم به راه کرد بیامادر بکن شیرت حلالم به خدمت می روم شاید نیایم سرپرست خوابم آمد محبت های مادر یادم امد سرگروهبانان مرا بیچاره کردند لباس شخصی ام را پاره کردند در دژبانی خدمت رسیدم صدای طبل وشیپوری شنیدم به خود گفتم که این طبل نظام است که شخصی گری بر ما حرام است به خط کردن،تراشیدن سرم را لباس ارتش کردن تنم را به صحرا می برن با کفش پاره امیدوارم که برگردم دوباره غلط کردم به خدمت آمدم من ندانستم به زندان میروم من نگو خدمت بگو زندان هارون که اطرافش پر از دشت وبیابون به سربازی نمی رفتم خدا خواست نمیدانم کدام دختر دعا کرد نوشتم نامه ای با برگ چایی کلاغ پر میروم ، مادر کجایی؟
ای امان از دست بابا ومامان.. یادم آنروز که بودم اولی... ناز و طناز وعزیز وفلفلی.. شاه خانه بودم با داد ودود... هر چه را میخواستم آماده بود.... وای از آن روز که آمد دومی... نق نقو بدابدا ودمدمی... من وزیر گشتم وافتادم به چاه... دومی هم جای من شد پادشاه... تا به خود آیم وخودداری کنم... سومی هم آمد وشدخواهرم... دختری زیبا وخوشرو مثل ماه... من وداداشم کشیدیم سوز وآه... جای سبزی ونشاط وخرمی... سر رسید از روزگاران چهارمی... دیگر آن خانه برایم تنگ بود... سبزی وگل درنگاهم سنگ بود... داشتم می کردم عادت ناگهان... پنجمی هم پانهاد در این جهان... بهر سوختن پنج تن کافی نبود... ششمی هیزم شدومن مثل دود... ناصر وشهناز ومهناز وشهین احمدوعباس وهفتم شد مهین... ای امان و ای امان ای امان... ای امان از دست بابا ومامان... بار دیگر مادرم شد حامله.... این که آیدتیم فوتبال کامله... ناصر و شهناز ومهناز وشهین احمد وعباس وفرهاد ومهین... علی مردان وگل معصومه جان... آخریش هم میشود دروازه بان...
زیادی خوبی نکنید.. انسان است ...فراموشکار است ... از تنهایی اش که در بیاید (تنهایی ات ) را دور میزند... پشت می کند به تو ، به گذشته ... حتی روزی می رسد که به تو می گوید (شما؟)
من ، تو ، او ، ما ، شما... تروخدا این ضمایر را درست کنید چرا باید بعد از من و تو یک او بیاید تا ماشویم
وقت خواب داشت به یار باوفای گذشته اش فکر میکرد، همون موقع براش پیامک اومد: دوستت دارم منو ببخش. چشماش ابری شد ، اومدبنویسه که عیبی نداره گذشته ها گذشته.. اما دوباره براش پیامک اومد : ببخشید اشتباه فرستادم
دریا باش تا هرکس لایق توست با تو آرام گیرد و هرکس لایقت نیست در تو غرق شود.. دست نیافتنی ها تا ابد دوست داشتنی اند...