.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

قبل از ازدواج به این سوالات پاسخ دهید‌

قبل از ازدواج به این سوالات پاسخ دهید‌

 

 
هر جوانی- چه پسر و چه دختر- به هر حال آرزو دارد یک روز ازدواج کند ولی قبل از اینکه در وادی ازدواج بیفتد مراحل مختلفی باید طی شود. یکی از این مراحل، صحبت با طرف مقابل و پرسیدن سئوالاتی از اوست.
سئوالات زیادی در این زمینه مطرح است اما چند سوِال مهم وجود دارد که باید حتما از همسر آینده خود بپرسید. در جلسات مشاوره متوجه شده‌ام متداول‌ترین و شایع‌ترین دعواها بعد از ازدواج بر سر دو موضوع پول و مسائل جنسی است. شمائی که قرار است ازدواج کنید، آیا میزان تطابق خود با موضوعات مختلف زندگی را می‌دانید؟ در مورد خرید منزل و کارهای روزمره چطور؟ آیا بچه‌هایی را که در آینده دور و بر شما را پر می‌کنند درنظر گرفته‌اید؟ در مورد بزرگ‌کردن فرزندان چه ‌می‌دانید؟‌
به یاد داشته باشید تفاو‌ت‌هایی که آنها را پیش‌بینی نکرده‌ایم، می توانند آنچنان زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار دهند که فکرش را هم نمی‌توانید بکنید. همین تفاوت‌ها و اختلاف‌های از قبل پیش‌بینی شده هستند که زندگی مشترک را تخریب می‌کند.
● قبل از ازدواج این ۲۵ سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
۱. آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
۲. اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید که فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ کنیم
۳. اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدکودک بفرستیم؟ در غیر این صورت چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟
۴. آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری کند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترک به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره کند؟
۵. تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
۶. در مواقعی که جر و بحث پیش می‌آید ،چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟‌
۷. نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خود‌تان یا من چه واکنشی نشان می‌دهید؟
۸. در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
۹. عقاید مذهبی شما چگونه است؟
۱۰. در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟
۱۱. در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج می‌شود؟
۱۲. هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا کفایت زندگی مشترک را می‌کند؟ آیا امکان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟
۱۳.‌۲ سال، ۵ سال، ۱۰ سال و ۲۰ سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟
۱۴. ساعات خواب و بیداری و کارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟
۱۵. چه‌کسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز کردن است؟ آیا در این زمینه کمک می‌کنید؟
۱۶. عادت خرج‌کردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌کنید؟
۱۷. آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
۱۸. در مورد مسائل زیر،اهداف طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالکیت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است؟
۱۹. کجا زندگی خواهیم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرایطی خواهد بود؟‌
۲۰. شهر محل سکونت ما کجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌کند؟
۲۱. آیا شغل شما به صورتی است که مجبورید شب‌ها کار کنید؟
۲۲. آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟
۲۳. وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش کمک به شما چیست؟
۲۴. اگر در ازدواج مشکلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر کرده و مشکل را حل کنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک بروز کند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
۲۵. پنج روش کوچکی که شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید که دوستش دارید (البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چیست؟ پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید.
نگذارید نداشتن پاسخ برای یک سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یک سوِال به تفکر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محکم و قوی استوار شده‌اند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1296
ادامه مطلب ...

زنان حساس تر از مردان هستند

زنان حساس تر از مردان هستند و همسری موفق تر است که به این حساسیت ها توجه کامل داشته باشد

مردانی که می دانند، خوشبخت ترند
در بسیاری از موارد زنان و مردان دارای نقاط مشترکی هستند اما به جرات می توان گفت که زنان حساس تر از مردان هستند و همسری موفق تر است که به این حساسیت ها توجه کامل داشته باشد.
۱- وحشتناک ترین سوالی را که می توان از یک زن پرسید، سن اوست. بنابر این توصیه می شود هیچ گاه از خانم ها در مورد سنشان سوال نکنید و در ضمن حواستان باشد هیچ جا سن همسر خود را فاش نسازید!
۲- خانم ها بر روی جهیزیه شان حساسیت فوق العاده ای دارند و آن را جزیی از وجودشان می دانند. تحقیر یا تمسخر جهیزیه همسرتان در حقیقت تحقیر یا تمسخر خود اوست.
۳- در حضور همسرتان از هیچ زنی تعریف نکنید. حتی اگر آن زن هشتاد ساله باشد.
۴- برای یک مرد موفق دستپخت همسرش، بهترین است، حتی اگر این چنین نباشد. اگر یک روز غذا طعم خوبی نداشت، در حین صرف غذا مثل همیشه آن را با میل بخورید و در یک فرصت مناسب عیب آن یک وعده را با بیانی خوش بازگو کنید. هر چه باشد یک روز که هزار روز نمی شود، می شود؟
۵- همسر شما برای شما مدل یا رنگ موهایش را عوض می کند. چنان چه رنگ یا مدل موی او مورد پسندتان نبود، یک باره این مساله را عنوان نکنید، بلکه در همان لحظه از مدل یا رنگ جدید تعریف و تمجید کنید و در یک فرصت مناسب با چنین جملاتی، نظر واقعی تان را بگویید:” راستی عزیزم فکر نمی کنی مدل موی قبلی ات خیلی بیشتر به تو می آمد و جوان تر نشانت می داد” یا ” عزیزم باید اعتراف کنم رنگ موی قبلی ات زیبایی ات را چند برابر می کرد.”
۶- با همسر خود مشورت کنید. این کار در بسیاری از موارد راهگشاست و حتی اگر سودی هم نداشته باشد با این کار به همسرتان احساس موجودیت می بخشید.
۷- روز تولد همسرتان و همچنین سالگرد ازدواجتان را فراموش نکنید. هدیه و نوع آن چندان اهمیتی ندارد؛ برای همسرتان مهم این است که شما این دو روز را به خاطر داشته باشید. اگر شده فقط به او تبریک بگویید.
۸- برای همسران مهم است که احترام خانواده های یکدیگر را نگاه دارند، اما قبول کنید که خانم ها روی این قضیه به خصوص بر روی مادرشان حساسیت فوق العاده ای دارند. مرد زرنگ و موفق سعی می کند بیش از همسرش به او نزدیک شود.
۹- هیچ گاه به عقاید و اعتقادات همسرتان توهین نکیند، اگر چه آن عقاید مسخره و خرافی باشند، نه این که بر این عقاید غلط صحه بگذارید اما از راه صحیحش وارد شوید.
۱۰- هیچ گاه در مقابل همسرتان ابراز عجز و ناتوانی نکنید. اگر ازدواج را خانه ای فرض کنید، مرد ستون این خانه را تشکیل می دهد که اگر خللی در آن بوجود آید، خانه یک باره فرو می ریزد. همیشه سعی کنید در مشکلات قوی باشید و این قدرت را به همسرتان نیز انتقال دهید و دلگرمش سازید.
۱۱- هیچ گاه با همسرتان لجبازی نکنید، جون از پیش بازنده اید!
۱۲- چنانچه همسر شما نقطه ضعفی دارد به رخش نکشید. شما و همسرتان رفیق هم هستید نه رقیب.
۱۳- سعی نکنید همسرتان را با کسی مقایسه کنید مگر این که هدفتان این باشد که بین آن دو کینه و دشمنی به وجود آورید. هر کسی خصوصیاتی دارد، و هیچ کس با آن دیگری قابل قیاس نیست.
۱۴- هیچ گاه سعی نکنید جلوی گریه و اشک ریختن همسرتان را بگیرید. خانم ها به مراتب بیشتر از مردان گریه می کنند و با اینکار به آرامش می رسند.
۱۵- بیش از آن که شوهر همسرتان باشید، دوست او باشید.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1279
ادامه مطلب ...

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه

 

تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه


در دنیای دوستی همه روابط، عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند.

بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک و شرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد.

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است. دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت. دنیای دوستی سراسر شیرینی، امید و شرایط مطلوب است. اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست. برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد. زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند.

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی. همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند. اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است. در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است. در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی. اینجا رفع نیازهایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنابراین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می‌کنی. اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند. و مردان بر اساس ساختار مغزی و نوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند. اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.

اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است. بنابراین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند. اینجا یک رابطه ساده و عاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد. بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پررنگ و ثابت بود.

در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را در مهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند. او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم. من کانون عشق و عاطفه هستم. من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم. محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات وظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند. بلکه این کار نیازمند پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است. چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند. چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد. در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند.

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند. در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1297
ادامه مطلب ...

ازدواج به سبک سنتی یا مدرن کدام صحیح است؟

 

ازدواج به سبک سنتی یا مدرن کدام صحیح است؟

تا چند سال قبل اگر از برگزار نکردن جشن عروسی حرفی به میان می آمد، ممکن بود ماجرای ازدواج یک زوج به کلی منتفی شود چون خانواده دختر تعبیر بدی از این تصمیم داشتند. یا اگر کسی می شنید که دختر و پسری پیش از آنکه همدیگر را در روز خواستگاری ببینند، قبلا یکی دو جلسه صحبت مقدماتی داشته اند، ممکن بود روی چنین ازدواجی برچسب های ناخوشایندی بزند. اما این روزها همزمان با تغییر و تحولاتی که در سبک زندگی ما به وجود آمده، ازدواج هم رسم و رسوم جدیدی پیدا کرده است. رسم و رسومی که خیلی ها هنوز آن را نپذیرفته اند و در مقابل خیلی ها عقیده دارند تنها راه مطمئن برای موفقیت زندگی امروزی است.
اگر شما هم جزو کسانی هستید که درباره ازدواج سنتی یا مدرن تردید دارند، می توانید پای صحبت دکتر بهروز بیرشک روانشناس و عضو هیأت علمى دانشگاه علوم پزشکى تهران بنشینید که خوب و بد ازدواج های امروزی را برای ما شرح می دهد:
اشکال ازدواج هاى مدرن در این است که در بسیارى از مواقع پسر و دختر از دید احساسى به مسأله نگاه مى کنند و بدون داشتن آگاهى تن به این ازدواج ها مى دهند و مشکلات آنها پس از شروع زندگى مشترک در زیر یک سقف، مشخص شده و بروز مى کند
«معیارها باتوجه به تحولاتى که صورت گرفته فرق کرده است. به طورى که جوانان امروزه نمى خواهند به صورت چشم و گوش بسته تن به ازدواج بدهند و اعتقادشان بر این است که باید خودشان در این امر نقش داشته باشند. حالا با توجه به فضاى موجود این سؤال پیش مى آید که آیا نظام تربیتى خانواده هاى ما که در آن پدر و مادر انتخاب همسر را براى فرزندشان حق خود مى دانند، با این نگرش درمیان جوانان ایجاد تضادنمى کند؟ و آیا اصلاً جامعه ما با توجه به مسائل مذهبى و فرهنگى مان پذیراى ازدواج مدرن هست یا خیر؟ و اصولاً آمار و ارقام ازدواجهاى سنتى را موفق تر مى دانند و یا ازدواج هاى مدرن را؟
هرچند به اعتقادمن ازدواج یک ریسک است و باید ازطرف مقابل شناخت اولیه داشته باشیم و عواملى مثل سن، فرهنگ دو خانواده، وضعیت اقتصادى، وضعیت تحصیلى و خصوصیت شخصیتى را نیز در نظرگرفت. براى رسیدن به این شناخت باید مشاوره هاى قبل از ازدواج داشت.
به نظر من باتوجه به شرایط موجود دیگر نمى شود کاملاً به ازدواجهاى سنتى بازگشت ولى ازسوى دیگر هم نمى شود

کاملاً آن را ندیده گرفت. باید به جوانان فرصت داد با همسر آینده خود و یا کسى که او را براى همسرى درنظرگرفته اند، صحبت کنند و در عین حال نیز از راهنمایى ها و ویژگى هایى که براى تشکیل یک خانواده لازم است آنان را آگاه کرد. در حقیقت اگر خواهان ازدواج غیرسنتى هستیم، باید مقدارى نقش خانواده را در این موضوع لحاظ کنیم و والدین باید کمک لازم را دراین زمینه به فرزند خودداشته باشند.»
دکتر شهلا کاظمى پور، عضو هیأت علمى دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه تهران و متخصص جمعیت و توسعه هم دراین باره معتقد است: «باید منظور از ازدواج هاى سنتى و مدرن را کاملاً روشن کرد. در ازدواج هاى سنتى که از طریق خانواده صورت مى گیرد، انتخاب همسر براى فرزند، تأمین منابع مالى آن، برگزارى مراسم ازدواج و حتى روابط زوجین پس از ازدواج تحت نظارت خانواده هاست درحالى که در ازدواج هاى مدرن این امور به خود زوجین محول مى شود و روابط هسته اى درون خانواده بیشتر به دختر وپسر محول مى شود.
در جامعه گذشته کشورمان که جامعه اى سنتى بوده اکثر ازدواجها با نظارت خانواده ها انجام مى شده است. در ازدواج هاى سنتى سن دختر پایین تر از پسر بوده و دایره همسرگزینى نیز محدود بوده است. ولى در مقابل درصد ازدواج هاى خویشاوندى بالا بوده است و به دلیل حمایت هاى مالى که خانواده مى کرد شروع زندگى مشترک براى زوجین بدون دغدغه بوده است.

هر چه جامعه کوچکتر و بسته تر بود، شیوه انتخاب همسر ساده تر و دوام و بقاى زناشویى بیشتر بود. به همراه گسترش جوامع و توسعه شهرنشینى و افزایش تحصیلات به تدریج از سهم ازدواج هاى سنتى کاسته شده و به طرف ازدواج هاى مدرن حرکت شد ولى این تحول به یکباره بیانگر یک ازدواج مدرن نیست.
به عنوان مثال انتخاب همسر توسط دختر و پسر انجام شد و سایر موارد را خانواده ها انجام مى دادند. یا اینکه انتخاب همسر توسط والدین بود و سایر موارد به زوجین واگذار مى شد به همین دلیل از دید جامعه شناسى این مرحله را «مرحله گذار» مى نامند و می توان گفت که بسیارى از مسائل و مشکلاتى که براى زوجین جوان پیش مى آید ناشى از دوگانگى ازدواج ها است که بخشى از آن سنتى و بخشى مدرن است.
البته بسیارى از جوانان متقاضى ازدواج مدرن هستند زیرا خود همسرشان را انتخاب مى کنند ولى تنوع فرهنگى، ضعف شناخت از یکدیگر و صرفا شناخت هاى ظاهرى و تکیه کردن به یک سرى از معیارهاى کمى باعث شده است ازدواج هاى مدرن در جامعه ما آسیب پذیر باشند.»


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1242
ادامه مطلب ...

۱۰ واقعیت اساسی در رابطه با ازدواج

۱۰ واقعیت اساسی در رابطه با ازدواج

 
۱) شما نمیتوانید فردی را مجبور کنید تا شما را دوست داشته باشد و هیچ کس توانایی خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد.
۲) هر چه میخواهید تلاش کنید، شما هیچگاه قادر نخواهید بود شریک خود را تغییر دهید، هر چند اگر شما خود را تغییر دهید، ممکن است شریک شما نیز تغییر کند.
۳) اشخاص با اشخاص ازدواج نمیکنند، بلکه آنها با توهمات و خیالپردازیهای خودشان ازدواج میکنند.
۴) یک ازدواج حقیقی درست از نقطه ای آغاز میگردد که توهمات پایان می یابند. چالش یک ازدواج آن است که کشف کنیم با چه کسی ازدواج کرده ایم.
۵) عشق تنها یکی از عللی است که ما شریک خود را بر میگزینیم. (برخی اوقات مهمترین فاکتور نمیباشد)
۶) به احتمال زیاد، خصلتها و صفات موجود در شریکتان که دیوانه وار خشم شما را برمی انگیزند، همان صفاتی هستند که در ابتدا شما را مجذوب شریکتان کرده بوده اند.

۷) این غیر ممکن است که شما بدون تجربه کردن دوران درد و تنهایی یک رابطه را پشت سر بگذارید.
۸) بزرگترین هدیه ای که میتوانید به فرزندانتان اعطا کنید یک ازدواج محبت آمیز میباشد.
۹) موفقیت زمانی در یک ازدواج حاصل میگردد که هر کدام از ما به این واقعیت پی ببریم که نیازهای شریکمان حداقل به اهمیت نیازهای خودمان میباشد.
۱۰) ازدواج بهترین فرصت برای رشد و بالندگی، غلبه بر حس خودخواهی و آموزش عشق ورزی میباشد.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1298
ادامه مطلب ...

ازدواج در چه سنی بهتر است؟

ازدواج در چه سنی بهتر است؟
 

موضوع ازدواج جوانان از جمله مسایلی است که در سال‌های اخیر ذهن بسیاری از خانواده‌ها را به خود مشغول کرده است و از دغدغه‌های اصلی آنان به شمار می‌آید.
 
مشکلات موجود بر سر راه تشکیل خانواده اعم از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، عدم ثبات زندگی مشترک، تنگناهای پس از ازدواج و بسیاری مسایل دیگر موجب کناره‌گیری جوانان از ازدواج و بالا رفتن تدریجی سن ازدواج شده است. افزایش سن ازدواج در خانواده‌های ایرانی با توجه به اعتقادات خانواده‌ها به مسایل شرعی نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است که می‌تواند در آینده خطرساز باشد. همین مساله باعث شده است که مسوولان و دست‌اندرکاران به فکر بیفتند و راهکارهایی برای کاهش عوارض بالا رفتن سن ازدواج مطرح کنند.
 
از طرح‌هایی که توسط برخی از مسوولان ارایه شده است، بحث کاهش سن ازدواج است که این روزها به دلیل برخی اظهارنظرها بحث آن همچنان داغ است. برای بررسی این موضوع این هفته دیدگاه چند تن از صاحب‌نظران و متخصصان امر را جویا شدیم که در ادامه می‌‌خوانید.

«سن بلوغ فیزیولوژیک در دختران حدود ۱۲ سالگی است که البته ۴ تا ۵ سال زمان لازم است تا این بلوغ کامل شود.» دکتر طاهره افتخار، متخصص زنان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران صحبت‌های خود را با این جمله آغاز می‌کند و در ادامه می‌گوید: «به این ترتیب سن بلوغ فیزیولوژیک در دختران بین ۱۶ تا ۱۷ سال است. این حرف به آن معنا نیست که فرد از لحاظ فکری و اجتماعی نیز به بلوغ رسیده است.
دکتر افتخار: ازدواج را به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمی‌کنیم

دکتر افتخار معتقد است که برای باردار شدن بلوغ فیزیولوژیک مهم است و آنچه باید درباره بحث ازدواج مورد توجه قرار گیرد، بلوغ فکری است ولی در کل، ما سن زیر ۱۸ سال را برای ازدواج توصیه نمی‌کنیم زیرا زایمان در سنین پایین‌تر از ۱۸ سال برای مادر و نوزاد مضر و خطرناک است.» این متخصص بیماری‌های زنان همچنین مسایل جنسی را غریزی و اجتناب‌ناپذیر می‌داند و اعتقاد دارد این نیاز باید ارضا شود و بهترین راه برای این کار ازدواج است. وی دراین مورد می‌گوید: «ازدواج برای دختر و پسری که از لحاظ فرهنگی به بلوغ رسیده و می‌توانند بارداری را به تعویق بیندازند، بسیار مفید خواهد بود. در واقع عقب افتادن ازدواج به خصوص در سنین بالای ۳۰ سال موجب فسادهای گوناگونی می‌شود که ازدواج به موقع می‌تواند مانند واکسنی در برابر عوامل خطرساز عمل کند.

 

دکتر مرندی: زود ازدواج کنید اما زود بچه‌دار نشوید

 

دکتر سیدعلیرضا مرندی رئیس فرهنگستان علوم پزشکی و وزیر اسبق بهداشت و عضو کمیسیون بهداشت مجلس نیز نظری مشابه در این زمینه دارد. دکتر مرندی می‌گوید: «افراد زمانی برای ازدواج آماده خواهند بود که از لحاظ بلوغ جسمی، فکری و اجتماعی به بلوغ رسیده باشند. افراد باید در اولین سن ممکن که توانایی پیدا می‌کنند ازدواج کنند.» وی همچنین به افزایش سن ازدواج در جوانان اشاره می‌کند و می‌‌افزاید: «این مساله باعث شده است که جوانان زمانی تن به ازدواج دهند که یک دهه از عمر خود را از دست داده‌اند. با افزایش سن شخصیت افراد شکل گرفته‌تر می‌شود و علاوه بر فروکش کردن شور و اشتیاق در آنها، قدرت سازگاری آنان نیز کاهش می‌یابد.» البته دکتر مرندی نیز این مساله را یادآوری می‌کند که ازدواج در سنین پایین به معنای باردار شدن در این سنین نیست و زوجین می‌توانند این کار را به تعویق بیندازند.
 
دکتر قاعدی: ازدواج موقت مشکلی را حل نمی‌کند

از سوی دیگر دکتر غلامحسین قائدی، روان‌پزشک، عضو هیات علمی گروه روان‌پزشکی دانشگاه شاهد و همچنین عضو گروه پژوهشی خانواده و سلامت جنسی آنچنان بر کاهش سن ازدواج جوانان تاکید نمی‌کند. وی معتقد است: «متوسط سن ازدواج در کشور در دختران ۱۸ تا ۲۵ سال و این سن در پسران ۲۵ تا ۳۵ سال است و مهم‌ترین علت تفاوت در سن ازدواج در نقاط مختلف تفاوت‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و اقتصادی است.» دکتر قائدی می‌گوید: «برای ازدواج دو جنبه بسیار اهمیت دارد؛ جنبه فیزیولوژیک و جنبه روانی. در این قضیه نمی‌توان کاهش سن ازدواج را یک مساله تک‌عاملی دانست و عوامل مهمی در آن تاثیرگذار هستند.» وی در این مورد می‌افزاید: «طرح‌هایی مانند ازدواج موقت مشکل عمده‌ای را حل نمی‌کند. کاهش سن ازدواج نیز به تنهایی مثمرثمر نخواهد بود. در اختیار قرار دادن تسهیلات برای ازدواج نیز چاره‌ساز نیست زیرا این مسایل پس از ازدواج کنار گذاشته می‌شوند و زوج‌ جوان با مشکلات بزرگ‌تری دست به گریبان‌ می‌مانند.» دکتر قائدی خاطرنشان می‌کند: «به ازدواج نباید تنها به‌عنوان ارضای نیازهای جنسی نگاه شود و برخی اطلاعات، مهارت‌ها و‌‌ آموزش‌ها باید در سنین پیش از ازدواج وجود داشته باشد که جوانان با آگاهی با مساله ازدواج روبه‌رو شوند.»
 
دکتر افتخار نیز مساله آموزش را در ازدواج بسیار مهم می‌داند و می‌‌افزاید: «آنچه موجب بالا رفتن سن ازدواج و فرار جوانان از این کار شده این است که آنها آموزش لازم برای مدیریت و تعامل در این مساله را نمی‌بینند و در عادی‌ترین مسایل یک زندگی مشترک دچار مشکل هستند. مطالبی هم که به نام آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها به جوانان داده می‌شود کامل و کافی نیست. بسیاری از زوج‌های جوان درمورد برخورد با هم، حرف زدن، مطرح کردن مشکلات و مسایلی از این قبیل آموزش نمی‌بینند و حتی برای بیان شفاف‌ معضلات خود دچار ضعف هستند. این مشکلات کوچک مثل یک گلوله برف است که رفته‌رفته تبدیل به یک بهمن می‌شود.» دکتر مرندی در مورد بحث آموزش در مدارس اعتقاد دارد، به جای بسیاری از محفوظات بی‌مورد که در قالب دروس دوره تحصیل ارایه می‌شود، می‌توان آموزش‌هایی در راستای رشد آگاهی اجتماعی و فرهنگی به جوانان ارایه کرد. وی می‌گوید: «در برخی کشورها دروس بر مبنای نیازهای اجتماعی و به خصوص سلامت جسم و روح و سلامت اجتماعی تبیین شده است. در کشور ما نیز باید آگاهی و آموزش‌های لازم به افراد ارایه شود تا مشکلات آتی در این مورد به وجود نیاید.»

چه باید کرد
دکتر مرندی که خود سال‌های فراوانی را در متن مدیریت سلامت بوده اعتقاد دارد ما برای اینکه بتوانیم سن ازدواج را در بین جوانان کاهش دهیم و از انحرافات و مشکلات بعدی آن جلوگیری کنیم باید اول به این کار اعتقاد داشته باشیم و آن را باور کنیم. وی می‌گوید: «زیرساخت‌ها در کشور ما در این مورد به صورت فراگیر فراهم نیست که قسمتی از این مساله مربوط به خانواده‌ها و بخشی بر عهده دولت است. باید به این مسایل به صورت کلان نگاه شود. اگر حتی ازدواج در سنین پایین هم صورت نگیرد و افزایش سن ازدواج به صورت یک معضل مطرح نشود، باید آموزش‌هایی در این زمینه در دوران تحصیل دانش‌آموزی و دانشجویی وجود داشته باشد.» دکتر مرندی می‌افزاید: «امروز ازدواج یک مساله فراموش شده است و ما کاری به طور جدی برای آن انجام نداده‌ایم. ما به صورت مقطعی و سلیقه‌ای عمل می‌کنیم و این در همه موارد به ما لطمه وارد می‌کند.»

دکتر افتخار در این مورد می‌گوید: «بیشتر مشکلات به وجود آمده ما در امر ازدواج جنبه فرهنگی دارد. اگر چه ممکن است که در سنین مدرسه موارد معدودی از ازدواج‌های موفق وجود داشته باشد ولی در حال حاضر در سنین مدارس شخصیت فرد نمی‌تواند کامل شده باشد و مشخص نیست که انتخاب‌های افراد در این سنین به صورت منطقی انجام شده باشد.» وی می‌افزاید: «وقتی فرد تصویر درستی از ازدواج ندارد نمی‌تواند به طور منطقی پا به این عرصه بگذارد.» دکتر قائدی نیز در بخش پایانی صحبت‌های خود به عدم مهارت‌های لازم در سنین پایین در افراد اشاره می‌کند و می‌گوید:‌ «وقتی که ما بخواهیم با وسیله نقلیه در خیابان رانندگی کنیم، از ما گواهینامه رانندگی می‌خواهند. اما آیا در مورد آمادگی برای ازدواج کسی از ما گواهینامه خواسته است؟! باید سعی کنیم مهارت‌ها را برای این کار بالا ببریم که اگر این اتفاق نیفتد در آینده دچار مشکلات فراوانی خواهیم شد.»


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1279
ادامه مطلب ...

آنهایی که قصد ازدواج ندارند بخوانند

آنهایی که قصد ازدواج ندارند بخوانند

 
     
     

افرادی‌که قصد ازدواج ندارند باید بدانند که نیازهای عاطفی و جنسی را از می‌توان از طرق مختلف برطرف کرد اما برای رسیدن به «آرامش» باید ازدواج کرد.
شاید در اطراف خود با افرادی برخورد کرده‌اید که سن و سالی از آن‌ها گذشته است و هیچ دلیلی برای ازدواج کردن ندارند. «غلامرضا قاسمی کبریا» دکترای روان‌شناسی و مشاوره در این‌باره به برنا می‌گوید: متاسفانه بحث محرک‌های ازدواج در فرهنگ‌ها و خانواده و افراد بسیار متفاوت است و در جامعه یک نواخت و یک نوع نیست. برخی از افراد برای ازدواج کردن خود دلایلی را مطرح می‌کنند که جنبه منطقی و توجیه کننده‌ای را ندارند.

این محرک‌های ازدواج معمولا به چند دسته تقسیم می‌شود؛ برخی از افراد به دلیل نیاز جنسی به ازدواج گرایش پیدا می‌کنند. برخی افراد به دلیل داشتن رفیق‌، مونس و همدم و برخی‌ها هم داشتن یک تکه‌گاه در زندگی مشترک برایشان ارجعیت دارد. حتی بعضی از افراد به دلیل شرایط مالی با طرف مقابل ازدواج می‌کنند که این دلایل ناشی از فرهنگ نادرست جامعه امروزی است.

بنابراین آن افرادی‌که هر کدام از این دلایل را در خود نیاز نمی‌بینند، قصد ازدواج را نداشته و ترجیح می‌دهد مجرد باقی بماند.

معمولا افرادی‌که قصد ازدواج ندارند به ۳ دسته تقسیم می‌شوند:

۱- افرادی‌که در خود نیاز جنسی نمی‌بینند؛ این افراد اگر هم می‌خواهند ازدواج کنند، باید شرایط طوری رقم بخورد که همه چیز بر وفق مراد آن‌ها صورت گیرد، در نتیجه در انتخاب افراد بسیار سخت‌گیر می‌شوند.

و اما برخی از افراد در خود نیازهای جنسی می‌بینند؛ اما تن به ازدواج نمی‌دهند با خود می‌گویند «مگر دیوانه هستم به کسی تعهد بدهم و کلی هزینه کرده و ازدواج کنم»؛ در نتیجه این افراد ممکن است به روابط نامشروع روی بیاورند.

۲- آنهایی که نیاز به همدم و یا یک رفیق دارند، وقت خود را با ارتباط با جنس مخالف خود گذرانده و با او به درد و دل و صحبت کردن می‌گذرانند که این رابطه‌ها باعث سرخوردگی افراد می‌شود؛ زیرا یک سری رابطه‌های غیر رسمی و پنهانی باعث می‌شود آن‌ها ضربه بخورند. متاسفانه این افراد دیگر به هر فرد جنس مخالف اعتماد نداشته و ازدواج را کاری غیر منطقی می‌دانند.

۳- برخی از افراد تکیه‌گاه می‌خواهند. معمولا دختر و پسری که قصد ازدواج ندارند، از لحاظ مالی خود را تامین می‌کنند. آن‌ها با منبع درآمدی که خود دارند و یا با سرکار رفتن، هیچ نیازی در خود نمی‌بینند که با کسی ازدواج کنند تا آن‌ها را از لحاظ مالی حمایت کند.

در اصل این افراد باید بدانند که ازدواج مقوله‌ای است که افراد از لحاظ رفیق بودن و تکیه‌گاه و یا نیاز جنسی شاید ارضاء شوند، اما مهم‌ترین مسئله در ازدواج «آرامش» است.

ازدواج با هدف «تبادل آرامش» باید صورت گیرد. اگرفردی در ازدواج خود، آرامش روحی نداشته باشد، تمام زندگی‌اش را از دست داده است.

تن‌ها کاری که می‌شود در این زمینه انجام داد، این است که تعریف همه افراد باید از ازدواج کردن تغییرکرده و اصلاح شود و ازدواج را به معنای ارضای نیاز و یا همدم داشتن و روابط عاطفی ندانند بلکه ازدواج را برای به دست آوردن آرامش بخواهند. این افراد در هر شرایط سنی که باشند به همدیگر نیاز دارند و درصورت نبودن آرامش تمام پیشرفت‌ها معنایی ندارد و رنگ می‌بازند.

وقتی آرامش افراد تامین می‌شود، نیازهای جنسی، نیازهای عاطفی، نیازهای مالی همه تابع این آرامش برطرف می‌شوند.

در نتیجه مسوولان باید با تغییر فرهنگ جامعه و با استفاده از اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها این فرهنگ نادرست را که به یک برهه‌ای از زمان احتیاج دارد، تغییر داده و ازدواج را فقط برای رسیدن به آرامش بدانند.

متاسفانه زمانی‌که در روابط اجتماعی حرف از ازدواج می‌شود و اولین چیزی که مردم به ذهنشان خطور می‌کند، ظاهر دختر و پسر است. وقتی از ازدواج تعریف می‌شود، اولین دیدگاه اطرافیان این است «دختر سر‌تر است یا پسر؟!» این دیدگاه بسیار اشتباه است، اما زمانی‌که اطرافیان بگویند «این دو نفر مکمل آرامش یکدیگر هستند و یا زوج خوبی برای یکدیگرهستند» هیچ‌گاه سربودن معنا دار نمی‌شود؛ در نتیجه باید تعریف از ازدواج افراد افکار و باورهای غلطشان را تغییر داد.

برخی از افراد شاید از لحاظ ظاهری متناسب همدیگر نیستند اما در زندگی زناشویی بسیار خوشبخت و موفق.

رسانه‌ها باید با فرهنگسازی درست افراد جامعه را برای ازدواج آماده کرده و آن‌ها را به یک آرامش مطلق تشویق کنند، نه برای رسیدن به نیازهای جنسی و عاطفی.

افرادی‌که قصد ازدواج ندارند باید بدانند که می‌شود با تلاش و کوشش مال و ثروت، تحصیل و از طرق مختلف نیازهای عاطفی و جنسی را برطرف کرد اما برای رسیدن به آرامش باید ازدواج کرد و از هیچ طریقی نمی‌شود به این آرامش مطلق رسید.
شفافآنهایی که قصد ازدواج ندارند بخوانند

 
     
     

 

آنهایی که قصد ازدواج ندارند بخوانند

افرادی‌که قصد ازدواج ندارند باید بدانند که نیازهای عاطفی و جنسی را از می‌توان از طرق مختلف برطرف کرد اما برای رسیدن به «آرامش» باید ازدواج کرد.
شاید در اطراف خود با افرادی برخورد کرده‌اید که سن و سالی از آن‌ها گذشته است و هیچ دلیلی برای ازدواج کردن ندارند. «غلامرضا قاسمی کبریا» دکترای روان‌شناسی و مشاوره در این‌باره به برنا می‌گوید: متاسفانه بحث محرک‌های ازدواج در فرهنگ‌ها و خانواده و افراد بسیار متفاوت است و در جامعه یک نواخت و یک نوع نیست. برخی از افراد برای ازدواج کردن خود دلایلی را مطرح می‌کنند که جنبه منطقی و توجیه کننده‌ای را ندارند.

این محرک‌های ازدواج معمولا به چند دسته تقسیم می‌شود؛ برخی از افراد به دلیل نیاز جنسی به ازدواج گرایش پیدا می‌کنند. برخی افراد به دلیل داشتن رفیق‌، مونس و همدم و برخی‌ها هم داشتن یک تکه‌گاه در زندگی مشترک برایشان ارجعیت دارد. حتی بعضی از افراد به دلیل شرایط مالی با طرف مقابل ازدواج می‌کنند که این دلایل ناشی از فرهنگ نادرست جامعه امروزی است.

بنابراین آن افرادی‌که هر کدام از این دلایل را در خود نیاز نمی‌بینند، قصد ازدواج را نداشته و ترجیح می‌دهد مجرد باقی بماند.

معمولا افرادی‌که قصد ازدواج ندارند به ۳ دسته تقسیم می‌شوند:

۱- افرادی‌که در خود نیاز جنسی نمی‌بینند؛ این افراد اگر هم می‌خواهند ازدواج کنند، باید شرایط طوری رقم بخورد که همه چیز بر وفق مراد آن‌ها صورت گیرد، در نتیجه در انتخاب افراد بسیار سخت‌گیر می‌شوند.

و اما برخی از افراد در خود نیازهای جنسی می‌بینند؛ اما تن به ازدواج نمی‌دهند با خود می‌گویند «مگر دیوانه هستم به کسی تعهد بدهم و کلی هزینه کرده و ازدواج کنم»؛ در نتیجه این افراد ممکن است به روابط نامشروع روی بیاورند.

۲- آنهایی که نیاز به همدم و یا یک رفیق دارند، وقت خود را با ارتباط با جنس مخالف خود گذرانده و با او به درد و دل و صحبت کردن می‌گذرانند که این رابطه‌ها باعث سرخوردگی افراد می‌شود؛ زیرا یک سری رابطه‌های غیر رسمی و پنهانی باعث می‌شود آن‌ها ضربه بخورند. متاسفانه این افراد دیگر به هر فرد جنس مخالف اعتماد نداشته و ازدواج را کاری غیر منطقی می‌دانند.

۳- برخی از افراد تکیه‌گاه می‌خواهند. معمولا دختر و پسری که قصد ازدواج ندارند، از لحاظ مالی خود را تامین می‌کنند. آن‌ها با منبع درآمدی که خود دارند و یا با سرکار رفتن، هیچ نیازی در خود نمی‌بینند که با کسی ازدواج کنند تا آن‌ها را از لحاظ مالی حمایت کند.

در اصل این افراد باید بدانند که ازدواج مقوله‌ای است که افراد از لحاظ رفیق بودن و تکیه‌گاه و یا نیاز جنسی شاید ارضاء شوند، اما مهم‌ترین مسئله در ازدواج «آرامش» است.

ازدواج با هدف «تبادل آرامش» باید صورت گیرد. اگرفردی در ازدواج خود، آرامش روحی نداشته باشد، تمام زندگی‌اش را از دست داده است.

تن‌ها کاری که می‌شود در این زمینه انجام داد، این است که تعریف همه افراد باید از ازدواج کردن تغییرکرده و اصلاح شود و ازدواج را به معنای ارضای نیاز و یا همدم داشتن و روابط عاطفی ندانند بلکه ازدواج را برای به دست آوردن آرامش بخواهند. این افراد در هر شرایط سنی که باشند به همدیگر نیاز دارند و درصورت نبودن آرامش تمام پیشرفت‌ها معنایی ندارد و رنگ می‌بازند.

وقتی آرامش افراد تامین می‌شود، نیازهای جنسی، نیازهای عاطفی، نیازهای مالی همه تابع این آرامش برطرف می‌شوند.

در نتیجه مسوولان باید با تغییر فرهنگ جامعه و با استفاده از اطلاع‌رسانی از طریق رسانه‌ها این فرهنگ نادرست را که به یک برهه‌ای از زمان احتیاج دارد، تغییر داده و ازدواج را فقط برای رسیدن به آرامش بدانند.

متاسفانه زمانی‌که در روابط اجتماعی حرف از ازدواج می‌شود و اولین چیزی که مردم به ذهنشان خطور می‌کند، ظاهر دختر و پسر است. وقتی از ازدواج تعریف می‌شود، اولین دیدگاه اطرافیان این است «دختر سر‌تر است یا پسر؟!» این دیدگاه بسیار اشتباه است، اما زمانی‌که اطرافیان بگویند «این دو نفر مکمل آرامش یکدیگر هستند و یا زوج خوبی برای یکدیگرهستند» هیچ‌گاه سربودن معنا دار نمی‌شود؛ در نتیجه باید تعریف از ازدواج افراد افکار و باورهای غلطشان را تغییر داد.

برخی از افراد شاید از لحاظ ظاهری متناسب همدیگر نیستند اما در زندگی زناشویی بسیار خوشبخت و موفق.

رسانه‌ها باید با فرهنگسازی درست افراد جامعه را برای ازدواج آماده کرده و آن‌ها را به یک آرامش مطلق تشویق کنند، نه برای رسیدن به نیازهای جنسی و عاطفی.

افرادی‌که قصد ازدواج ندارند باید بدانند که می‌شود با تلاش و کوشش مال و ثروت، تحصیل و از طرق مختلف نیازهای عاطفی و جنسی را برطرف کرد اما برای رسیدن به آرامش باید ازدواج کرد و از هیچ طریقی نمی‌شود به این آرامش مطلق رسید.
شفاف


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1279
ادامه مطلب ...

آشنایی با یک اختلال جنسی در بعضی زوج‌های جوان

آشنایی با یک اختلال جنسی در بعضی زوج‌های جوان  

آشنایی با یک اختلال جنسی در بعضی زوج‌های جوان

تعدادی از زوج‌ها در کشور به اختلالات جنسی مبتلا هستند و نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد بسیاری طلاق‌ها در ایران به علت بروز مشکلات جنسی اتفاق می‌افتد.

در این بین، ازدواج‌هایی نیز تحت عنوان ازدواج‌های به وصال نرسیده وجود دارند که مشکل عمده بسیاری از زوج‌های جوان و تازه‌ازدواج‌کرده را تشکیل می‌دهد. به عنوان نمونه، مقاربت دردناک یکی از شکایات شایع خانم‌هایی است که در اوایل ازدواج‌شان به متخصصان زنان و زایمان مراجعه می‌کنند و استرس و ترس نیز به این مشکل افزوده می‌شود و در بسیاری از موارد، ازدواج به‌وصال‌نرسیده را سبب می‌شود و گاهی نیز از بین رفتن میل جنسی، ناباروری و افسردگی را در پی دارد.

اولین بار، بالینت در سال 1961 در مقاله‌ای تحت عنوان «بخش دیگر طب» به «ازدواج به وصال نرسیده» (UCM) اشاره کرد و از آن زمان تاکنون موارد زیادی در سراسر جهان گزارش شده است. «ازدواج به وصال نرسیده» به ازدواجی‌ گفته می‌شود که در آن، زوجین تا مدت‌ها بعد از ازدواج نمی‌توانند رابطه جنسی برقرار کنند. در بررسی‌های انجام‌شده در ایران، مهم‌ترین علل روانی «ازدواج به وصال نرسیده» در زنان را ترس از رابطه زناشویی، نگرش ناخوشایند یا بی‌تفاوتی نسبت به مسایل جنسی و نگرش ناخوشایند نسبت به همسر و در مردان، اضطراب عملکرد جنسی و انزال زودرس هستند. مطالعه‌ای روی 200 ازدواج به وصال نرسیده در کرمانشاه، مهم‌ترین عامل را وجود فشار اجتماعی شدید روی زوج‌ جوان (دارای روابط اجتماعی محدود پیش از ازدواج) برای انجام رابطه زناشویی در اسرع وقت دانسته است. این اختلال در صورت عدم درمان مناسب، ناباروری و در موارد بسیاری طلاق را به دنبال دارد.

معرفی یک مورد از مبتلایان به این اختلال

زوج مورد مطالعه ساکن شهر تهران بودند. خانم 23 ساله، دارای تحصیلات دیپلم، خانه‌دار و آقا 29 ساله دارای تحصیلات راهنمایی و راننده تاکسی بود. ازدواج آنها ازدواج فامیلی بودندودر نخستین مراجعه به مرکز درمانی، 7 سال از ازدواج آنها می‌گذشت و طی این مدت زوج هیچ‌گاه رابطه زناشویی نداشتند. مشکل اصلی زوج در بدو مراجعه، نداشتن فرزند و ناباروری عنوان شد و به این منظور خانم به کلینیک زنان و آقا به کلینیک آندرولوژی (آندرولوژی یک تخصص طبی است که به سلامت مردان، به خصوص مشکلات تناسلی و ادراری آنها،( می‌پردازد) معرفی شدند. در معاینات به عمل آمده از خانم توسط متخصص زنان مشکل خاصی گزارش نشد اما در معاینات آندرولوژی «ازدواج به وصال نرسیده»، پس از اخذ شرح‌ حال دقیق مشخص شد زوج تاکنون مقاربتی نداشته‌اند. اگرچه شوهر دچار انزال زودرس شدید بود و نیز در بررسی اسپرموگرام بیمار مشکلاتی در آنالیز اسپرم به چشم می‌خورد اما در نهایت زوج با تشخیص «ازدواج به وصال نرسیده» توسط متخصص آندرولوژی به روان‌پزشک معرفی شدند و موازی و همزمان با آن، درما‌ن‌های مربوط به عوامل مردانه نیز ادامه یافت. البته پیشنهاد برداشتن پرده بکارت نیز از طرف برخی متخصصان زنان به خانم ارائه شده بود که به علت عدم موافقت او انجام نشده بود.


در مطالعه بالینی و ارزیابی روان‌شناختی به عمل آمده آشکار شد که به علت اضطراب و ترس شدیدی که شوهر حین رابطه زناشویی پیدا می‌کند و علاوه بر آن، کمبود اطلاعات جنسی، این زوج تاکنون نتوانسته‌ بودند با هم رابطه‌‌ای برقرار کنند. آنها طی 7 سال مراجعات پراکنده‌ای به پزشکان مختلف داشتند که هیچ‌یک مفید و موثر نبوده است؛ به خصوص که همواره هریک از زوجین به تنهایی مورد معاینه و درمان قرار گرفته‌اند؛ بدون اینکه شرح‌ حال دقیقی اخذ شود یا به روان‌پزشک ارجاع داده شوند. این اولین‌بار بود که در مرکز درمانی،‌ مشکل زوج تشخیص داده می‌شود. در اولین مصاحبه روان‌پزشکی، زوجین خسته و ناامید به نظر می‌‌رسیدند. مرد مضطرب و افسرده و میل جنسی خود را از دست داده بود. زن نیز به علت سال‌ها درمان و معاینات مکرر توسط متخصصان زنان و نیز ثانویه به ترس همسرش دچار بی‌میلی جنسی شده، انگیزه درمانی و امید به موفقیت خود را از دست داده و تنها تمایل به داشتن فرزند منجر به مراجعه او شده بود.


در این مطالعه، یک تیم متشکل از متخصصان آندرولوژی، زنان و روان‌پزشکی در یک دوره 3 ماهه همگام با هم به درمان زوج پرداختند و توانستند درمان ترکیبی تیمی، برگرفته از روش شاور و همکاران در درمان «ازدواج به وصال نرسیده» را که اولین بار در سال 1993 انجام شد را با موفقیت به انجام برسانند؛ درمانی که طی 3 مرحله صورت گرفت.

درمان در 3 مرحله

• مرحله اول: از آنجا که بی‌کفایتی جنسی اغلب ناشی از کمبود اطلاعات یا اطلاعات غلط و ترس عملکردی است در ابتدا آموزش ساده‌ای درباره کالبدشناسی و نحوه کارکرد اندام‌های تناسلی زن و مرد ارائه شد. همچنین به زوجین توصیه شد هریک جداگانه و به تنهایی در برابر آینه ایستاده و به تجسس اندام‌های تناسلی خود بپردازند. همچنین زوج در مراحل ابتدایی از اقدام به عمل نزدیکی منع شدند تا آموزش ببینند به تبادلات لذت جسمی بدون فشار برای انجام عمل جنسی بپردازند. در‌عین حال به آنها آموزش داده شد که چگونه ارتباط کلامی و غیرکلامی رضایت‌‌بخشی برقرار کنند.


• مرحله دوم: در این مرحله، تمرینات مربوط به تمرکز حسی آغاز شد. در اولین جلسه از این مرحله ابتدا به زوجین آموزش داده شد که چگونه به مرحله مقدماتی قبل از شروع رابطه جنسی بپردازند.


• مرحله سوم: در مرحله آخر به زوج اجازه داده شد که به ترتیب وضعیت‌های مختلفی را برای برقراری رابطه مورد نظر امتحان کنند؛ بدون اینکه ضرورتا مقاربت را به اتمام برسانند. در واقع در این جلسه زوج اعتماد به نفس پیدا می‌کنند که قادر و حاضر به نزدیکی باشند. سرانجام پس از 3 ماه این زوج برای اولین بار موفق به نزدیکی کامل شدند. البته این پایان کار نبود چون با ادامه درمان‌های آندرولوژی در نهایت در آذرماه 1385 زن به روش طبیعی باردار شد.

حرف آخر
با توجه به عدم آگاهی کافی جامعه درباره مسایل جنسی و نیز اضطراب عملکردی به عنوان عامل شایع ایجادکننده اختلال، به نظر می‌رسد آموزش روابط جنسی به عنوان بخشی از آموزش‌های پیش از ازدواج ضروری است. البته ارائه این آموزش‌ها باید در سطوح مختلف، با صرف حوصله و زمان کافی و مبتنی برنیاز دختران و پسران صورت گیرد. از سوی دیگر بررسی جامع و همزمان زوج دارای مشکلات جنسی، توسط تیم تخصصی هماهنگ، موجب افزایش موفقیت درمان خواهد شد. ارزیابی اولیه زوج توسط مشاوران مشکلات جنسی، ارجاع به متخصصان آندرولوژی و زنان جهت بررسی علل جسمی موثر و درخواست انجام مشاوره‌های تکمیلی توسط آنها به عنوان نمونه با متخصصان غدد، داخلی، عفونی و... در اولین قدم لازم است. در ادامه بر مبنای اطلاعات به دست آمده، درمان مشکلات جسمی و روانی باید به صورت همزمان صورت پذیرد. در این بین نباید فراموش کرد که راه‌اندازی و گسترش مراکز تخصصی مشاوره و درمان مشکلات جنسی تحت نظارت سازمان‌های ذی‌ربط ضروری به نظر می‌رسد.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1282
ادامه مطلب ...

17 رازجالب آقایان که دختران حتما باید بدانند

17 رازجالب آقایان که دختران حتما باید بدانند  

اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید...

شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روان شناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.

۱) مردان در مورد احساسشان صحبت می کنند اما...

مردان ترجیح می دهند درمورد احساساتشان غیرمستقیم صحبت کنند. پس از همسرتان بخواهید برنامه اش را برای تعطیلات آخر هفته بگوید یا اینکه فکر و تصور خود را در مورد شما و اولین باری که شما را ملاقات کرده است، بیان کند. پاسخ او روشن می کند احساسش چیست و این گونه خود را به شما نزدیک تر می بیند.

۲) مردان با کارهایشان دوست داشتن را بیان می کنند

بیشتر مردان ترجیح می دهند احساسات و حس دوست داشتن را با انجام برخی کارها بیان کنند، مثلا وقتی وسایل خراب خانه را تعمیر یا حیاط را تمیز می کنند یا سطل زباله را بیرون می برند، دوست داشتن خود را نشان می دهند. حتی خرید کردن برای خانه و زیباسازی محیط آن هم بیانگر این است که شما را دوست دارد.

۳) مردان ازدواج را جدی می گیرند

مردان معمولا از ابراز سریع نظر خود واهمه دارند. شواهد نشان می دهد آنها ازدواج را بیشتر جدی می گیرند ولی ممکن است مدت طولانی تری طول بکشد تا احساس خود را بیان کنند زیرا می خواهند مطمئن شوند کاری که انجام می دهند، درست است. نتایج یک بررسی روی مردان متاهل نشان داد وقتی مردی با اطمینان کامل تصمیم به ازدواج می گیرد، همه جوانب را بررسی کرده و بیشتر معیارها را مطابق میل خود می بیند. ۹۰ درصد مردان می گویند اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند، با همین همسرشان ازدواج خواهند کرد.

۴) او یک شنونده واقعی است

بیشتر ما خانم ها وقتی حرف های دیگران را گوش می کنیم معمولا با حرکات اشاره و بدن و گفتن کلماتی مثل بله یا نه یا می دانم به آنها نشان می دهیم به حرف هایشان گوش می دهیم. این اشاره ها، بخشی از نظر و درک ما را به فردی که در حال صحبت است، منتقل می کند اما این در مورد مردان صدق نمی کند. وقتی که با همسر خود صحبت می کنید و چیزی نمی گوید یا حرکتی از او نمی بینید، به معنی آن نیست که گوش نمی دهد بلکه ترجیح می دهد ساکت باشد و درمورد آنچه شما می گویید، فکر کند.

۵) مردان بیشتر عمل می کنند

مردان روابطشان را با عمل تقویت می کنند، نه احساس. بسیاری از مردان، با انجام فعالیت هایی مانند ورزش و پیاده روی همراه همسرشان و رابطه زناشویی سعی می کنند به همسرشان نزدیک تر شوند.

۶) مردان زمانی را برای خود می خواهند

اگرچه مردان سعی می کنند در بسیاری از فعالیت های خانواده مشارکت کنند اما همه آنها نیاز دارند زمانی مخصوص خود داشته باشند. زمانی که تنها در گوشه ای بنشینند و تفکر کنند. اگر چه مردان از انجام بازی شطرنج، باغبانی یا رفتن به باشگاه ورزشی لذت می برند اما مثل همه، گاهی دوست دارند کسی در کنارشان نباشد و به تنهایی به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. وقتی هر یک از زوجین زمان و مکانی را برای تنهایی داشته باشند، بیشتر به هم علاقه مند خواهند شد.

۷) مردان مثل پدرانشان عمل می کنند

اگر می خواهید بدانید مردی که قصد دارید با او ازدواج کنید چگونه مردی است و چه رفتاری دارد، به رفتارهای پدرش نگاه کنید. مردان نقش خود و رابطه با همسرشان را از پدرشان می آموزند. اگر می خواهید بدانید که چگونه با شما رفتار خواهد کرد، ببینید پدرش چه رفتاری با مادرش دارد.

۸) مردان زبان بدن را نمی دانند

مردان کمتر درمورد زبان اشاره و حرکات بدن می دانند و تغییر لحن صدا و حرکات صورت برای آنها کمتر مفهوم دارد. همچنین ممکن است دیرتر ناراحتی زنان را که در چهره شان نمایان است یا پیام های اشاره ای و لحن صدا را تشخیص دهند، بنابراین اگر می خواهید مطمئن شوید پیام را دریافت کرده اند مستقیما آن را بیان کنید.

۹) واکنش مردان سریع تر است

زنان در واکنش نشان دادن به برخی امور و کارها دیرتر از مردان عمل می کنند و مدت طولانی تری برای بیان واکنش و تفکر نیاز دارند. حتی ممکن است در مقابل مردان بیشتر احساس اضطراب و استرس داشته باشند اما مردان در مقابل حوادث واکنش سریع تری نشان می دهند بنابراین وقتی هنوز می خواهید درمورد مباحث شب گذشته صحبت کنید، ممکن است همسرتان آن را از یاد برده باشد.

۱۰) مردان به قدردانی واکنش نشان می دهند

قدردانی از همسر می تواند تفاوت زیادی در رفتارهای آنها و روابطشان ایجاد کند. مطالعه ها نشان می دهد وقتی از زحمات مردان قدردانی و به آنها ارزش گذاشته می شود، بیشتر سعی می کنند در انجام کارهای خانه و مراقبت از کودک خود را درگیر کنند و خود را تکیه گاه خواهند دانست.

۱ ۱) رابطه زناشویی برای مردان بسیار مهم است

برای بسیاری از مردان، رابطه زناشویی بسیار مهم است در حالی که برای زنان این طور نیست. برای مردان صمیمیت در روابط زناشویی بسیار رضایت بخش تر از خود رابطه زناشویی است.

۱۲) مردان دوست دارند زنان اول شروع کنند

بسیاری از مردان دوست دارند همسر آنها شروع کننده رابطه زناشویی و مشتاق این رابطه باشد بنابراین از ابراز عشق به همسر خود خجالت نکشید و اجازه دهید که بداند شما خواهان رابطه زناشویی هستید. شروع رابطه زناشویی از سوی زن می تواند باعث رضایتمندی بیشتر زوجین شود.

۱۳) مردان همیشه مشتاق نیستند

مردان برخلاف تصور زنان همیشه حوصله رابطه زناشویی را ندارند. مردان هم مانند زنان دچار استرس می شوند. استرس شغلی، خانوادگی و پرداختن صورتحساب ها از بزرگ ترین عوامل کاهش دهنده میل جنسی در مردان هستند. وقتی یک مرد یک بار برای رابطه زناشویی تمایل ندارد، به معنی آن نیست که برای همیشه میل و علاقه اش را به شما از دست داده است. او فقط در آن لحظه تمایلی به برقراری روابط زناشویی ندارد.

۱۴) مردان زیاد به روابط زناشویی فکر می کنند

بیشتر مردان زیر ۶۰ سال حداقل یک بار در روز به روابط زناشویی فکر می کنند در حالی که فقط یک چهارم زنان یک بار در روز به این موضوع فکر می کنند. همچنین مردان ۲ برابر زنان درمورد روابط زناشویی رویاپردازی می کنند و جالب است که رویاهای آنها بسیار متفاوت از عملشان است. مردان درمورد روابط زناشویی نسبت به آنچه زنان فکر می کنند، جدی نیستند و تصورات آنها شبیه آنچه انجام می دهند، نیست.

۱۵) مردان، لذت بردن همسر خود را دوست دارند

خوشحالی و شادابی یک زن برای همسرش بسیار بااهمیت است. یک مرد تا زمانی که همسرش درمورد احساسش صحبت نکند از آن باخبر نمی شود، بنابراین بهتر است احساسات و خواسته هایتان را بیان کنید. خواسته خود را صریحا بگویید، زیرا مردان طفره رفتن را دوست ندارند. اگر خواسته خود را واضح بیان کنید، نه تنها گوش می کند، بلکه از خشنود شدن شما احساس خوبی خواهد داشت.

۱۶) مردان درمورد ظاهر خود دچار اضطراب می شوند

بسیاری از مردان در برخی موقعیت ها دچار اضطراب می شوند، مخصوصا وقتی سنشان افزایش پیدا می کند. یک مرد ممکن است در مورد جسم و توانایی های خود نگران شود. اگر می توانید، به او کمک کنید تا روش های آرام سازی را یاد بگیرد و مطمئنش کنید هنوز هم او را مانند قبل دوست دارید، در این صورت کمتر در روابط زناشویی دچار استرس می شود.

۱۷) مردان نیاز دارند دوست داشته شوند

اگر یک مرد احساس کند از سوی همسر مورد بی محبتی قرار گرفته ، ممکن است به فرد دیگری متمایل شود تا رضایت او را جلب کند. برای پرهیز از این موضوع زنان باید نیازهای عاطفی همسر خود را درک کنند و برای رفع نیازهای وی بکوشند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1309
ادامه مطلب ...

خطاهای 10 گانه همسران جوان

خطاهای 10 گانه همسران جوان

خطاهای 10 گانه همسران جوان

 

زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج میتواند کمک کند که مانع بروز مجدد آنها شویم. در پیچ و خم دلدادگی و حـرفهای نگفته جوانی، واقعیتهای یک عمر زندگی درکنار یکدیگر، تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارتهای لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش میشود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک میکند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازیهای عاشقانه را مشاهده کنیم.

۱) فکر نکردن به فردای ازدواج: بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج میشوند که نمیدانند درگیر چه مسائلی شدهاند. شما متاهل شدهاید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و تشکیل خانواده دهید. از برنامههای جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.

۲) تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر: به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کردهاید که عاشقش بودهاید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمیکنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوتهایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحهدار کرده و زندگی مشترک شما را خراب میکند.

۳) رابطه بد با خانواده همسر: اگر تا این لحظه به رابطه شما با خانواده همسرتان لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار میکند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر میشود، همسرتان است که احساس میکند بین شما گیر افتاده است.


۴) مشاجره بهجای گفتگو: پرخاشگری و فریاد زدن وجیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمیکند. گفتگوی آرام و منطقی، شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خود را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره میاندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روشهای درمانی انجام دهید.

۵) کوتاه بودن افق دید: هیچکس دوست ندارد درباره مسائل سنگینی مثل کنترل مسائل مالی، راههای ممکن در صورت بچهدار نشدن و نحوه آمادگی برای اتفاقات پیشبینی نشدهای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شدهاید چارهای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسائل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسائل با همسر خود صحبت کنید و درصورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما آن را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگتر را داشته باشید.

۶) دعواهای بیهوده: هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسائلی بحث میکند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحثهای خود را برای مسائل مهمتری نگه دارید. این دلخوریها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جورابهای کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوششانس بدانید.

۷) حسادت: همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان میشود که تصور میکند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این کار میتواند سمی در رابطه شما با همسرتان باشد.

۸) زندگی کردن مانند مجردها: اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما میدانید درست و غلط چیست، پس کار درست را انجام دهید.

۹) غرور در زندگی مشترک: زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار میکند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمیدهد. او اجازه میدهد غرور و روشهای حل مشکلات و عشق و علاقه او، به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایمتر باشید و راهی پیدا کنید که مسئولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

۱۰) با هم نبودن: باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامهریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

● نکاتی که لازم است مردها بدانند
۱) طوری رفتار کنید که زن بداند وجودش حتماً لازم است، زیرا اگر این کار را نکنید افکارش او را بهجایی میکشاند که فکر میکند وجودش غیر ضروری است و شما وی را با چهارچوب دَر یکی میبینید. زنها دوست ندارند با ریسکی که میکنند زندگیشان از هم بپاشد و تنها مردان هستند که این اطمینان را در آنها به وجود میآورند.
۲) اجازه بدهید که زنها استقلالشان را حفظ کرده تا بتوانند از ایده هایشان استفاده کنند. باور کنید شما باید این اطمینان را به آنها بدهید.
۳) فکر نکنید نظر یک زن نمیتواند چارهساز باشد، این افکار قدیمی را دور بریزند. نظر او را بپذیرید و به آن فکر کنید.
۴) آقایان! لطف کنید بدانید زنها اگر موفقیتی بهدست میآورند سریعاً آن را با شما تقسیم میکنند. پس نگران نباشید.
۵) او را تنها نگذارید. به زن خود اطمینان بدهید حتی اگر میخواهد کره زمین را هم منفجر کند شما با او خواهید بود. بگذارید امتحان کند.
۶) آقایان! بدانید اگر بتوانید ترس عدم موفقیت را در همسرتان از بین ببرید بهترین همسر دنیا میشوید، باور کنید چیزی جز قدرشناسی به دست نمیآورید.
۷) آقایان!در صورت شکست همسرتان به وی آرامش بدهید نه اینکه پتکی بشوید و بر سرش فرود بیائید. همانطور که در موفقیت هایش صورتحساب جلویش میگذارید در شکستهایش هم بفرمایید حساب کنید.
۸) افکارتان را تحمیل نکنید. واقعاً دلیلی ندارد چون شما مرد هستید نظرتان قابل اجرا باشد.
۹) بدانید قدرت و اعتماد به نفس مرد به علاوه سنجش و دورنگری زن، اعتدال در زندگی مشترک را تضمین میکند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 28 دی 1390
بازديد:1307
ادامه مطلب ...

?