.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

بجای این همه غرغر کردن، اینهارو امتحان کنید !!

بجای این همه غرغر کردن، اینهارو امتحان کنید !!

بجای این همه غرغر کردن، اینهارو امتحان کنید !!
همه ما حالت‌های منفی داریم نکته این است که چطور آنها را تغییر دهیم. یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم این است که با استفاده از روش‌هایی که انرژی منفی را به راه‌حل‌های مثبت تبدیل می‌کنند، مثبت بمانیم.
  تاکنون با یک غرغرو کار کرده‌اید؟

آیا شخص غرغرویی را که همیشه با جریانی بی‌پایان از گفت‌وگوهای انتقادی همراه است، می‌شناسید؟ 

آیا متوجه شده‌اید این افراد زندگی را از وجود شما می‌مکند و لذت کار کردن و خوشی همراهی را از شما می‌گیرند؟
همه ما حالت‌های منفی داریم، نکته این است که چطور آنها را تغییر دهیم. همه ما در جاده موفقیت با حالت‌های منفی، انگل‌های انرژی و موانع متعدد روبه‌رو می‌شویم؛ به همین دلیل یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانیم در زندگیمان انجام دهیم این است که با استفاده از روش‌هایی که انرژی منفی را به راه‌حل‌های مثبت تبدیل می‌کنند، مثبت بمانیم.
هدف، حذف همه غر زدن‌ها نیست بلکه حذف شکایت‌های بی‌مورد است و هدف بزرگ‌تر این است که شکایت‌های قانع‌کننده را به راه‌حل‌های مثبت تبدیل کنیم؛با این همه هر شکایت، فرصتی است برای تغییر نکته‌ای منفی به مثبت.
آدم‌های نادان را می‌توان با نوعی سرطان پوست موضعی مقایسه کرد؛ آنها پنهان نیستند، درست جلوی تو می‌ایستند و می‌گویند: «من اینجا هستم» در نتیجه شما می‌توانید به آسانی و به سرعت آنها را محو کنید. نوع خطرناک‌تری از سرطان وجود دارد که پیچیده و درونی است و پنهانی رشد می‌کند، گاهی آرام، گاهی سریع؛ ولی در هر صورت قابل درمان نیست؛ سرانجام تا جایی که بتواند پخش می‌شود و بدن را نابود می‌کند. برای یک شرکت غر زدن و منفی‌بافی کردن همانند این نوع سرطان عمل می‌کند. 
سه ابزار برای اینکه غر نزنید :
1- "ولی"، فن مثبت
این راهکار ساده کمک می‌کند "شکایت‌ها "را به "افکار"، "راه‌حل‌ها "و "عملکردهای مثبت" تغییر دهی و این طور عمل می‌کند: هنگامی که تشخیص می‌دهی در حال غر زدن هستی به سادگی کلمه "ولی "را بگو و سپس فکر یا عملکردی مثبت به آن اضافه کن. مثال: 
"میل ندارم برای رسیدن به محل کارم یک ساعت رانندگی کنم ولی سپاسگزارم که می‌توانم رانندگی کنم و شغلی دارم. "
"از این‌که چاق شده‌ام بیزارم ولی احساس خوبی دارم چون قصد دارم ورزش کنم و درست غذا بخورم." 
2- باید به جای مجبور بودن بر توانایی داشتن تمرکز کنید
اغلب اوقات شکایت می‌کنیم و بر آن‌چه مجبور به انجامش هستیم؛ تمرکز می‌کنیم. ما چیزهایی شبیه این می‌گوییم: «مجبورم رانندگی کنم»، «من مجبورم این یا آن کار را انجام دهم». به جای این کار، دیدتان را تغییر داده، تشخیص دهید که مجبور به انجام کار نیستید. شما توانایی انجام کار‌ها را دارید، شما توانایی زیستن را دارید.
 
در حالی که بسیاری از مردم بیکارند شما توانایی رفتن به سر کار را دارید. شما توانایی رانندگی در ترافیک را دارید در حالی که بسیاری حتی ماشین ندارند یا آن‌قدر بیمارند که نمی‌توانند رانندگی کنند. بر آن‌چه که توانایی انجامش را دارید تمرکز کنید. به جای استرس بر نعمت‌هایی که دارید تمرکز کنید. بر شکرگزاری تمرکز کنید. 
3- شکایت‌ها را به راه‌حل‌ها تغییر دهید
هدف حذف شکایت‌ها نیست بلکه حذف شکایت‌های بدون ‌فکری است که در خدمت هدف بزرگ‌تری نباشند و اجازه دادن به خودنمایی شکایت‌هایی که منطقی و ارزشمندند. اولی منفی و دومی مثبت است، تفاوت در نیت است. با شکایت‌های بی‌مورد شما ندانسته، بر مشکلات تمرکز می‌کنید. با شکایت‌های منطقی، مشکل را شناسایی و آن شکایت، شما را به یک راه‌حل می‌رساند و آن وقت است که هر شکایتی به فرصتی برای تغییر مثبت تبدیل خواهد شد.
ما به دو دلیل مهم غر می‌زنیم:
1- ما غر می‌زنیم چون احساس بی‌قدرتی می‌کنیم.
2- ما غر می‌زنیم چون عادتمان شده است.
شرایط اقتصادی، بنیاد بسیاری از خانواده‌ها را لرزانده و ما احساس بی‌قدرتی می‌کنیم و این امر ما را به عادت غر زدن هدایت می‌کند. بنابراین می‌خواهم شما را تشویق کنم روزه غر زدن بگیرید. نه به خاطر این‌که اطرافیانتان شاد‌تر می‌شوند، که قطعا همین طور خواهد شد، بلکه چون به شما کمک می‌کند شادی، آرامش، موفقیت و روابط مثبت را تجربه کنید. 
5 کاری که به جای شکایت و غر زدن می توانید انجام دهید :
این هم پنج موردی که شما به جای غر زدن می‌توانید انجام دهید. این نکات کمک خواهد کرد كه بدانید ناتوان نیستید. شما قدرت انتخاب باور‌ها و عملکرد‌هایتان را دارید و در تمرکزتان بر مثبت به جای منفی، ایمان، قدرت و اعتماد را برای غلبه بر چالش‌های زندگی و شناسایی راه‌حل‌هایی برای شکایت‌هایتان پیدا خواهید کرد.
• تمرین سپاسگزاری
تحقیقات نشان می‌دهد هنگامی که در روز، سه موهبتی را که خدا به ما عطا کرده برشمریم میزان شادیمان بیشتر ‌شده و سبب بالا رفتن شور و اشتیاق و روحیه‌مان می‌شود. همچنین از نظر فیزیولوژی، همزمانی سپاسگزار بودن و استرس داشتن، غیرممکن است. ذهنمان نمی‌تواند همزمان دو فکر متضاد داشته باشد. اگر بر سپاسگزاری تمرکز کنید نمی‌توانید منفی باشید؛ همچنین می‌توانید با قدردانی از همکارانتان به آنها نیرو دهید و متعهدترشان کنید. 
• دیگران را تحسین کنید
به جای غر زدن درباره اشتباه‌های دیگران، بر آنچه درست انجام داده‌اند تمرکز کنید. آنها را تحسین کنید تا بیشتر موفقیتشان را مشاهده کنید. البته به خطا‌هایشان اشاره کنید تا بتوانند یاد بگیرند و رشد کنند ولی مطمئن شوید به ازای هر یک بار انتقاد، سه بار تحسینشان کرده‌اید. 
• بر موفقیت تمرکز کنید
با خواندن یک مطلب مثبت شروع کنید. هر شب قبل از رفتن به رختخواب یک نکته عالی درباره روزتان بنویسید. یک مکالمه عالی، پیشرفت یا موفقیتی که به آن می‌بالید. بر موفقیت تمرکز کنید و با اشتیاق، منتظر فردا و خلق موفقیت‌های بیشتری باشید. 
• ر‌ها کنید
بر اموری که قدرت تغییرشان را دارید تمرکز کنید و چیزهایی را که ماورای کنترلتان است،‌‌ رها کنید. از این‌که با‌‌ رها کردن کنترل، همه چیز به طریقی حل می‌شود، شگفت‌زده خواهید شد. 
• دعا و مدیتیشن کنید
تحقیقات علمی نشان می‌دهد که این تمرین روزانه، میزان استرس را کاهش می‌دهد، انرژی مثبت را تقویت می‌کند و سلامتی، سرزندگی و طول عمر را بالا می‌برد. هنگامی که با میل به غر زدن روبه‌رو شدید یا احساس می‌کنید استرستان زیاد شده، مکث کنید، در قدرت بی‌پایان غوطه‌ور شوید و نیرویی دوباره بگیرید. 
مثبت یا منفی انتخاب با شماست: شکایت‌ها را به راه‌حل، نوآوری و موفقیت تبدیل کنید.

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1206
ادامه مطلب ...

بر سر دوراهی موندم...!

بر سر دوراهی موندم...!

بر سر دوراهی موندم...!
دوراهی‌ها مانند مسأله می‌مانند و از آن‌جایی که مسائل‌ را بر روی کاغذ حل‌می‌کنند، مسائل ذهنی ‌را هم باید بر روی کاغذ نوشت. پس ...
  شاید این، یکی از دردناک‌ترین و سخت‌ترین کلماتی باشد که هر انسانی در زندگی به زبان می‌آورد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، در زندگی با چنین پدیده‌ای روبه‌رو می‌شویم. 
اول از همه باید درنظر داشته باشیم که سر دوراهی ماندن، نشانه‌ی ضعف و ناتوانی ما در کنترل مسیر زندگی نیست؛ این یک مسأله‌ی عادی‌ست که تمام انسان‌ها با آن مواجه‌شده‌اند اما مسأله‌ی مهم، این است که با این قضیه چطور برخورد کنیم؟

3راه وجود دارد :

1) عقب‌نشینی و پشیمانی از ورود به این راه (معمولاً انسان‌های درون‌گرا)

2) شیرجه در یک ‌راه بدون تفکر و تدبیر (معمولاً انسان‌های برون‌گرا)

3) مسیر تعادل و آرامش، یعنی انسان خودش را توانمند و فهیم در انتخاب مسیرِ درست بداند و با حفظ آرامش، به حل‌کردن مسأله بپردازد.

دوراهی‌ها مانند مسأله می‌مانند و از آن‌جایی که مسائل‌ را بر روی کاغذ حل‌می‌کنند، مسائل ذهنی ‌را هم باید بر روی کاغذ نوشت. پس هروقت گرفتار دوراهی و تضاد شدید، به خودتان فرصت تفکر بدهید. یک جای خلوت و آرام بنشینید. چند نفس عمیق بکشید و از خالق ذهن، راه درست ‌را طلب کنید. چند کاغذ سفید بردارید و شروع کنید به تبدیل‌کردن افکار انتزاعی به افکاری که صورت عینی دارند و بر روی کاغذ دیده می‌شوند.

باید تمام افکارتان‌ را بنویسید؛ وگرنه به عمق افکار اصلی‌تان نمی‌رسید. این‌کار را حتماً در یک فضای مطمئن انجام دهید تا ترسِ متوجه‌شدن دیگران از افکارتان، مانع ورود آن‌ها به ذهن‌تان نشود.
آن‌قدر بنویسید تا به یک ‌نتیجه‌ی ثابت برسید. البته ممکن‌است این‌کار مدت‌ها طول بکشد اما نگران نباشید چون این‌کار، آن‌قدر لذت‌بخش و جذاب است که در این‌راه به یک انسان پرتلاش و علاقه‌مند تبدیل می‌شوید.
 
پس بنویسید تا لذت ببرید.

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1220
ادامه مطلب ...

با قدرت فکرتان 40 سال جوان تر شوید !!

با قدرت فکرتان 40 سال جوان تر شوید !!

با قدرت فکرتان 40 سال جوان تر شوید !!
قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .
دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:

80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب كردند .یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرك پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند .

تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت ...
علت چه بود ؟
خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40سال جوانتر شده اند .

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .

اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .

انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .
 

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1218
ادامه مطلب ...

شخصیت شناسی با میوه مورد علاقه در شب یلدا !

شخصیت شناسی با میوه مورد علاقه در شب یلدا !

شخصیت شناسی با میوه مورد علاقه در شب یلدا !
چنانچه انواع میوه‌ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می‌کنید؟ پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو یا گلابی؟
 
آیا می‌دانید که می‌توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم‌ها را بشناسید و بر اساس میوه‌های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟
پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید!

چنانچه انواع میوه‌ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می‌کنید؟

پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو یا گلابی؟
پرتقال

اگر پرتقال میوه محبوب شما است. شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارها را به آرامی و با متانت اما در عین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید. سخت کوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می‌توان به شما اعتماد کرد. شما دوستان خود را به دقت انتخاب می‌کنید و با تمام وجود به آنها عشق می‌ورزید.
سیب
چنانچه سیب میوه محبوب شماست شما فردی اسراف کار و بسیار رک گو و صریح اللهجه هستید. اگر چه ممکن است بهترین سازمان‌دهنده و مدیر نباشید اما می‌توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیت می‌رسانید. در بیشتر موقعیت‌ها می‌توانید به سرعت و به درستی تصمیم بگیرید. شما از سفر‌های کوتاه و غیر منتظره لذت می‌برید. زمانی که با شریک زندگی خود به سر می‌برید جذاب و خونگرم به نظر می‌آیید و به شدت عاشق "زندگی" به مفهوم واقعی آن هستید.
آناناس
اگر آناناس میوه محبوب شما است، بسیار سریع تصمیم می گیرید و سریع تر از آن عمل می‌کنید. در تغییر شغل و خطر کردن در زمینه‌های اجتماعی شجاع و بی‌باک هستید. شما دارای یک توانایی استثنایی در مدیریت بوده و نمی‌گذارید کار روی دستتان بماند.

دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید. معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه بر قرار نمی‌کنید ولی به محض انجام آن، دوست‌تان را برای همیشه برای خودتان نگاه می‌دارید. به ندرت به دنبال زندگی رمانتیک می‌روید و شریک شما غالبا به واسط صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار می‌گیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.
موز
عاشقان موز افرادی دوست داشتنی، آرام، گرم و طبیعتا با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران غالبا از طبع آرام و شیرین‌تان سؤ استفاده کرده و سعی می‌کنند به این وسیله برای خود موقعیت‌های جالب را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود در تمام زمینه‌ها هستید و این عشق به خاطر زیبایی جسمی و روحی اوست. به خاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره در یک هماهنگی کامل است.
نارگیل
شما دوست‌داران این میوه سنگین و کمیاب، افرادی جدی با فکر و شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می‌برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خود‌خواه به نظر بیایید اما لزوما چنین صفتی در شما بر‌جسته نمی‌شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستید و دیگران مطمئن هستند که در زمینه شغلی همیشه در بالاترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می‌دهید. شما نیاز به شریک عاقلی داشته و عقل و احساس را با هم در این مسئله دخالت می‌دهید.
انبه
اگر انبه را دوست دارید به راحتی می‌شود به شما اتکا کرد. شخصی هستید با ایده‌های روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اینکه درگیر مسائلی بشوید که نیاز به تلاش ذهنی شدید دارد لذت می‌برید و با شریک خود به ملایمت و آرامی رفتار می‌کنید. سعی می‌کنید با زندگی خود بسازید و چنانچه نیاز به قوی بودن را احساسا می‌کنید آن را در جایی دیگر می‌جویید.
گیلاس
چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را به شما نشان نمی‌دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است. بویژه در موقعیت‌های حرفه‌ای و کاری. شما همیشه و در هر پروژه‌ای کمی پول به دست می‌آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چیزهای نو هسید. شما شریکی صمیمی و وفادرا هستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه‌تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید که در منزل باشید و دوستان افراد خانواده و آشنایان شما را دوره کنند.
انگور سیاه
در صورتی‌که به انگور سیاه علاقمندید به طور کلی آدمی مودب و خوش رو هستید اما گاهی اوقات سریع و به شدت عصبانی می‌شوید هر چند به همان سرعت عصبانیت شما فرو‌کش می‌کند. از زیبایی‌ها به هر شکل که باشند لذت می‌برید. بسیار محبوب و مورد علاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور و شوق فراوانی به زندگی دارید و از هر کای که می‌کنید لذت می‌برید اعم از لباس پوشیدن خوردن و خوابیدن. شریک شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از همه آنچه که به او می‌دهید لذت ببرد.
هلو
درست مانند هلو شما از عصاره زندگی لذت می‌برید. فردی رک گو و صریح اللهجه بوده و روشی دوستانه دارید و این نکات به جذابیت روحتان می‌افزاید. در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستی‌ها ارزش زیادی قائل هستید. حس استقلال‌طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است. عاشقی ایده‌آل، صبور، صمیمی و یک‌رنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.
 
گلابی
شما که دوستدار گلابی هستید، چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری می کنید می توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاش هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید کمی خجالتی به نظر می رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که به دنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش بیش از دیگر موارد اهمیت می دهید.
 

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1323
ادامه مطلب ...

برای زندگی شادتر اینطوری بخوابید !

برای زندگی شادتر اینطوری بخوابید !

برای زندگی شادتر اینطوری بخوابید !
بر اساس این مطالعه افرادی كه اینگونه می‌خوابند نسبت به افرادی كه در سمت راست می‌خوابند نگاه روشن‌تری به زندگی دارند.


همه افراد به دنبال این هستند تا نكته كلیدی برای داشتن زندگی شادتر را پیدا كنند. یكی از كار‌هایی را كه برای داشتن زندگی شاد‌تر و آرام‌تر می‌توان انجام داد این است كه بر روی سمت چپ بدن خوابید.

محققان به تازگی دریافته‌اند افرادی كه روی سمت چپ بدنشان می‌خوابند شادتر هستند و نسبت به زندگی نگاه مثبت‌تری دارند كه باعث می‌شود زندگی شادتر و كم ‌استرسی را تجربه كنند.

بر اساس این مطالعه افرادی كه روی سمت چپ بدن خود می‌خوابند نسبت به افرادی كه در سمت راست می‌خوابند نگاه روشن‌تری به زندگی دارند.

به گزارش ایندین اكسپرس، محققان همچنین دریافته‌اند افرادی به سمت چپ بدن خود می‌خوابند راحت‌تر می‌توانند از فشارهای روانی سنگین مثل استرس بكاهند و در مواقع بحرانی آرام‌تر هستند و اعتماد به نفس بیشتری دارند.
 

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1239
ادامه مطلب ...

با 68 ثانیه تمرکز به آرزوی خود برسید

با 68 ثانیه تمرکز به آرزوی خود برسید

با 68 ثانیه تمرکز به آرزوی خود برسید
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟
 

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.
اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.
اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.
۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟
بسیار عالی است! امتحان کنید.
خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.
ایده‌ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …
ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.
ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!
به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!
فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.
پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.
فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.
باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.
۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.
۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.
۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.
کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.
اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.
۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.
آن وقت می بینی که می توانی …
 



نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1226
ادامه مطلب ...

دروغ بگویید، اما نه این 8 تا را !

دروغ بگویید، اما نه این 8 تا را !

دروغ بگویید، اما نه این 8 تا را !
مطلب ما درباره آدمهای غمگینی است که فکر می‌کنند کائنات یک ماموریت دارد و آن هم گرفتن حال آنهاست! اگر شما چنین فردی هستید در ادامه با ما همراه باشید.



یک نگاه به دور و برتان بکنید. حتما آدمهایی را می‌بینید که همیشه در حال آه و ناله هستند. ما انتظار نداریم بعد از خدای نکرده فوت یکی از عزیزان‌تان یا شکست در یک پروژه تجاری خوشحال باشید اما فرق هست بین یک چنین ناراحت بودنی با اینکه همیشه غمگین زندگی کنید.

مطلب امروز ما درباره چنین آدمهای غمگینی است که فکر می‌کنند کائنات یک ماموریت دارد و آن هم گرفتن حال آنهاست! اگر شما چنین فردی هستید در ادامه با ما همراه باشید.

اگر هم از این آدمهای بسیار شادی هستید که گل هر مجلس و خانواده‌ای می‌شوید بد نیست یک نگاهی به این دروغهای بزرگ بیاندازید. این جوری می‌توانید مطمئن باشید که هیچ کدام از لحظات شیرین زندگی‌تان را از دست نمی‌دهید.
 


دروغ شماره یک
شادی صبر می‌کند تا همه چیز رو به راه شود و بعد می‌پرد بیرون !

زندگی بالا و پایین دارد. خیلی از مردم این مسئله را می‌دانند اما فقط آدمهایی مثل من که واقعا دلم پر از شادی است باورش کردیم. می‌دانید چرا می‌گویم دلم پر از شادی است؟ چون شرایطم را همانطوری که هست پذیرفتم و سعی می‌کنم به دنبال دلایلی برای شاد بودن بگردم.

پذیرفتن شرایط یعنی اینکه رویاپردازی را بگذاریم کنار. باور کنیم که حالا اینجا هستیم و تنها کار به درد بخوری که می‌توانیم انجام بدهیم این است که تلاش کنیم وضع را بهتر کنیم.

دنبال شادی گشتن و یاد گرفتن شاد زندگی کردن سخت‌ترین قسمت است. اما یادتان باشد اگر بخواهید غمگین فکر کنید آن وقتی که به پایین زندگی می‌رسید مشکلات چند برابر می‌شود و شما را غرق در خودش می‌کند.
 
 

دروغ شماره دو
هر مسئله یک راه حل دارد

شاید فهمیدن این که چرا دروغ است سخت باشد. بگذارید حقیقت را بگویم. برای حل هر مسئله معمولا بیش از یک راه حل وجود دارد!

افرادی که از زندگی ناراضی هستند معمولا انعطاف‌پذیر نیستند. نمی‌خواهند باور کنند که می‌توانند شرایط را بهتر کنند. و قسم خوردند که هیچ وقت کمی مثبت‌تر نگاه نکنند!

 فکر کنید و فکر کنید و فکر کنید." فکر کردن به راه بهتر "چند راه جلوی شما می‌گذارد که می‌توانید از بین آنها بهترین راه را پیدا کنید و به یک شرایط بهتر برسید. این راه‌ها منتظرند که شما پیدایشان کنید.
 


دروغ شماره سه
من هیچ کنترلی روی زندگی و شرایطی که روزگار پیش می‌آورد ندارم

اکثر آدمهای غمگین واقعا باور کردند که کاملا ضعیف و بدون قدرت هستند و مثل یک مورچه افتادند زیر پای فیل زندگی! اصلا و ابدا هم نمی‌توانند شرایط را بهتر کنند. مشخص است اگر کسی خودش را در موقعیت یک ضعیف مطلق ببیند غم می‌ریزد توی دلش.

ایمان به خدا در باور ما خداپرستان یک جورهایی کمک می‌کند که از این احساس دوری کنیم.
 


دروغ شماره چهار
بقیه باید بدانند من چه حسی دارم

افراد غمگین فکر می‌کنند که باید یک دستورالعمل داشته باشند. بقیه آن دستورالعمل را بخوانند و به سرعت متوجه شوند چی بگویند و چی کار بکنند که به تریج قبای آنها برنخورد !

خب این عملی نیست. هر کسی بخواهد بقیه مطابق میل او رفتار کنند و خودشان کیف دنیا را ببرند که نمی‌شود. افراد شاد یاد می‌گیرند چطور با بقیه تعامل داشته باشند تا این که عین بدبخت‌ها منتظر بشوند که بقیه تمام خواسته‌هایش را مو به مو اجرا کنند. عین بدبخت‌ها چون این قضیه هیچ وقت اتفاق نمی‌افتد.
 


دروغ شماره پنج
هیچ وقت ناامید نمیشوم اگر فقط انتظار بدترین چیزها را داشته باشم

بگذارید رازی را بگویم که یکی از کلیدهای اساسی خوشبخت بودن است. برای تجربه شادی دائمی باید باور داشته باشید که این طبیعی است که گاهی ناامید باشید. درک کنید که اشکالی ندارد این قضیه و ناامید شدن مقطعی ( اگر اجازه ندهید دائمی بشود! ) نمی‌تواند شما و شادی‌هایتان را نابود کند.

آدمهای شاد شاد شاد هم قرار نیست همیشه امید داشته باشند که در این صورت مثلا به آنها می‌گویند «الکی خوش» که لقب واقعا جذابی نیست. تصورات شما از آینده می‌تواند احساس هیجان و لذت و امیدواری فوق‌العاده‌ای به شما هدیه کند. با منفی نگری از دستش ندهید.
 


دروغ شماره شش
دیگران احمق و گیج و دست و پا چلفتی هستند

این که فکر کنید دیگران از شما پایین‌تر هستند یک اشتباه خیلی خیلی خطرناک است. به حرفهای مادر و پدرتان که به بقیه پدر و مادرها می‌گفتند بچه ما باهوش است توجه نکنید. همه پدر و مادرها از این حرف‌ها می‌زنند. این کار فقط و فقط باعث می‌شود که احساس تنهایی کنید و به مرور در یک محیط ایزوله از این تنها بودن‌تان احساس غم داشته باشید.

یادتان باشد اکثر مردم در یک سطح از بهره هوشی هستند و شما هم احتمالا در همان سطح ( کمی بالاتر ویا کمی پایین‌تر ) هستید. این غرورهای کاذب اکثرا بسیار گران برای شما تمام می‌شود.
 


دروغ شماره هفت
واقعیت این است که همیشه باید به خراب شدن چیزها فکر کنیم

باید باور کنیم همه چیز حداکثر همان قدری خوب می‌شود که شما خوب تصورش کنید. یعنی چیزی بیشتر از چیزی که شما باور دارید خوب نمی‌شود. پس اگر می‌خواهید کاری درست انجام شود نباید فکر کنید که آن کار خراب می‌شود.

آدمهای غمگین همیشه دوست دارند برای خودشان مانع‌تراشی کنند و مرتبا با خودشان تکرار می‌کنند که نمی‌شود و خراب می‌شود و نمی‌توانم و به جایی نمیرسم. بدیهی است بعد از این همه منفی بافی غمگین می‌شوند دیگر.

این دروغ یک تضمین به شما می‌دهد. این که هرگز به هدفتان نمی‌رسید و کارها را خراب می‌کنید. در آخر راهی برای شما باقی نمی‌ماند جز بغل کردن زانوی غم.
 


دروغ شماره هشت
دنیا محل خطرناکی است که همه بدبختی‌ها جمع شدند آنجا

در این دنیا سختی‌ها و دردهای زیادی هست. هیچکس نمی‌خواهد این را رد کند. آن دنیا را هم که خبر نداریم.

آدم‌های شاد این دردها را می‌بینند. برای انسانهایی که در درد و رنج هستند غمگین می‌شوند. اما غمگینانه زندگی نمی‌کنند. می‌دانید چرا؟

چون آنها درک کردند که این غم‌ها اجتناب ناپذیر است و نباید به آنها توجه کرد. باید به دنبال پیشرفت بود و یاد گرفت که چطور از لحظه لحظه زندگی لذت بیشتری برد و با اعتماد و شور و شوق و عشق به زندگی شاد لبخند زد.



نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1242
ادامه مطلب ...

5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!
در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا !



زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره!
 
 

در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!
غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.


وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما. 5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …
 
 

یک / یه نگاه به اطراف بندازین

حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که….

چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.
حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.
من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.

تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.

از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود…

دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.
 
 

دو / سفر زمان به “یه روزی”

ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم”. همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند :)

ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید.

نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”.

تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید :)

نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.
 
 

سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!

این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد!


از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.

نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.
 

چهار / از گالاگر الگو بگیرید

گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.

من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.

یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.

وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :)

عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید :)
 
 

پنج / بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر

عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!
آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.
وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.


با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.
 


اگر موارد بالا موثر نبود چه؟

در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها :)


ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :)



توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!



سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.


این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.


خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم :)



دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید…


دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.




در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا



نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1222
ادامه مطلب ...

چرا خنده بر هر درد بی درمان دواست ؟!

چرا خنده بر هر درد بی درمان دواست ؟!

چرا خنده بر هر درد بی درمان دواست ؟!
خنده می‌تواند فعالیت سلول‌های قاتل كه وظیفه‌ی محافظت از ما در برابر سرطان را به‌عهده دارند، بهبود بخشد و ...




  در این شماره می‌خواهیم چند ویژگی مثبت و سودمند خنده را با شما در میان بگذاریم تا با خواندن آن‌ها، انگیزه‌‌تان برای هرچه بیش‌تر خندیدن و پیوستن به باشگاه‌های خنده، دوچندان شود. 
 


- دشمن شماره‌یک استرس :

خنده با كاستن از غلظت هورمون‌های استرس‌زای شناور در خون، آثار استرس را برطرف می‌كند. پژوهشی كه به‌تازگی درمورد 50 نفر از متخصصان فن‌آوری اطلاعات در «بنگلور هند» انجام شد، نشان‌داد كه پس از خنده، میزان هورمون استرس (كورتیزول) در آنان بسیار پایین آمد.
 


- هورمون‌های شادی‌آفرین :

خنده به رهاسازی «آندورفین» منجر می‌شود. «آندورفین»، مسکنی‌ست كه خود بدن می‌سازد و افزون بر تسكین‌‌دادن دردها، حامل پیام‌های مهر و دلبستگی و احساس دلسوزی و گذشت نیز هست.
 


- تقویت دستگاه ایمنی :

خنده با افزودن بر میزان سلول‌های ایمنی ضد ویروس، ضد عفونت و ضد سرطان، به تقویت دستگاه ایمنی بدن می‌پردازد. هم‌چنین میزان «ایمونوگلوبین A» را افزایش می‌دهد كه نخستین خط دفاعی بدن در برابر ویروس‌های عفونی چون «سرماخوردگی» به‌شمار می‌رود.

بر پایه‌ی یافته‌های دكتر «لی اس برك»، خنده می‌تواند فعالیت سلول‌های قاتل كه وظیفه‌ی محافظت از ما در برابر سرطان را به‌عهده دارند، بهبود بخشد. (پژوهش‌های بالینی 1989) «لابوت» ضمن تأیید یافته‌های دكتر «برك»، نتیجه‌می‌گیرد كه خنده به بهبود تقویت دستگاه ایمنی بدن می‌انجامد. (خبرنامه‌ی پزشكی- رفتاری، 1990) در پژوهشی كه در دانشگاه «واترلوی كانادا» انجام گرفت، نشان داده شد كه خنده، «ایمونوگلوبین‌هایA و G» را افزایش می‌دهد.
 


 - اكسیژن‌رسانی و ورزش‌ : 

خنده، قلب و عروق را کاملاً ورزش می‌دهد. یك‌دقیقه خنده‌ی از ته دل، ضربان قلب را افزایش می‌دهد و اگر خنده، 10دقیقه ادامه یابد، ضربان قلب به‌اندازه‌ی استفاده از دستگاه‌های ورزشی، بالا می‌رود.

به گزارش دكتر «فرای»، خنده ورزشی عالی‌ست. او یك دقیقه خنده‌ی از ته دل را با 10دقیقه پاروزدن یا دویدن، برابر می‌داند. «لوید» نشان‌داده خنده، آمیزه‌ای‌ست از دم عمیق و بازدم كامل كه منجر به تهویه‌ای مطبوع و آرامش و رهایی عمیق می‌شود. (خبرنامه‌ی روان‌شناسی عمومی، سال 1938)
 


- افزایش گردش خون :

خنده، اندام‌های داخلی را ورزش و ماساژ می‌دهد و گردش خون به اندام‌های گوارشی و لنف‌ها را افزون می‌كند. خنده با افزایش گردش خون، مواد زاید را از سلول‌ها تخلیه می‌كند و بدن را در اوج آمادگی‌ قرار می‌دهد.
افزایش گردش خون در عضلات صورت، چهره را گلگون و درخشان می‌كند.
 


- هوش هیجانی :

بازی‌های دسته‌جمعی برای رشد مهارت‌های اجتماعی و هوش هیجانی كودكان، بسیار حیاتی‌ست و محرومیت از بازی می‌تواند به ناراحتی‌های روانی، عاطفی، جسمانی و مشكلات جسمانی بینجامد.

خنده به بازیگوشی‌های كودكانه می‌انجامد. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد بزرگسالان بازیگوش و شاد، هم‌چنان به یادگیری مهارت‌های اجتماعی ادامه می‌دهند و هوش هیجانی‌شان را تقویت می‌كنند.
 


- پویایی گروهی : 

سلول‌های آینه‌ای مغز موجب می‌شوند كه ما احساسات و هیجانات افراد پیرامون‌مان را بازتابانیم. بودن در كنار انسان‌های شاد و خندان، ما را از خنده‌های ایشان بهره‌مند و خندیدن را برای ما كاری راحت می‌كند.

هرگاه چشم ما به چشمان كسانی كه می‌خندند می‌افتد، سلول‌های آینه‌ای مغز، خنده‌های آنان را در ما باز‌می‌تاباند؛ این امر موجب می‌شود میزان هورمون‌های شادی‌آفرین، بیش‌ازپیش بالا برود و آثار استرس، كاهش یابد.
 


- تقویت روابط اجتماعی :

میزان روابط اجتماعی روزانه‌ی هر فرد با دیگران، معیاری مهم در سلامتی و طول عمر به‌شمار می‌رود. تمرین «یوگای خنده» -به‌ویژه در باشگاه‌های خنده- به تقویت روابط اجتماعی همدلانه می‌انجامد كه ثابت شده پس از خوراك و مسكن، مهم‌ترین عامل شادمانی افراد است.
 


- برون‌ریزی :

خنده با از پیش رو برداشتن موانع، راه را برای رهاشدن احساسات و هیجانات سركوب‌شده، بازمی‌كند. احساسات و هیجانات سركوب‌شده ممكن است به ناراحتی‌های جسمانی، روانی و عاطفی بینجامد و رهاسازی آن‌ها، می‌تواند دگرگون‌ساز باشد. خنده، شیوه‌ای عالی و بدون خشونت برای رهاسازی عاطفی و برون‌ریزی به‌شمار می‌رود.
 


- اكسیر جوانی :

به ادعای بسیاری از اعضای پابه‌سن‌گذاشته‌ی «باشگاه خنده»، خنده با ورزش‌دادن و سفت و سخت‌كردن عضلات صورت، چین و چروك را از بین می‌برد و چهره را جوان و شاداب می‌كند.ورزش به‌عنوان یكی از راه‌های به تأخیرانداختن پیری، شناخته شده است. «یوگای خنده» ورزشی ساده و لذت‌بخش برای همه‌ی گروه‌های سنی‌ست كه میزان پیگیری و پایبندی به آن، بالاست.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1232
ادامه مطلب ...

post

با این افراد عادی برخورد کنید !

با این افراد عادی برخورد کنید !
این افراد به طور ناخودآگاه « آزرده خاطر» هستند و برخی از آنها نسبت به اطرافیان خود نیز بدبین می‌شوند.




 برای برخورد با افراد معلول و دارای نقص عضو، مسایلی را باید در نظر گرفت. «عباس رجبی» دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره می‌گوید: معمولا افراد معلول به دلیل اینکه مورد توجه افراد سالم قرار می‌گیرند، خود را از رابطه‌های اجتماعی باز می‌دارند و سعی می کنند با اطرافیان رابطه کمتری برقرار کنند. 

البته می‌توان گفت؛ به طور طبیعی افراد معلول انگشت نمای مردم هستند، اما افراد متشخص و تحصیل کرده به این افراد واکنشی نشان نمی‌دهند و با آنها خیلی عادی رفتار می‌کنند.

در بیشتر موارد این افراد از طرف کودکان، مورد توجه قرار می‌گیرند. معمولا کودکان وقتی تفاوت را در افراد معلول حس می‌کنند، بیشتر توجه کرده و از روی کنجکاوی سوال‌هایی از والدین خود راجع به این افراد معلول می‌پرسند که باعث جلب توجه افراد معلول می‌شود.

بارها اتفاق می‌افتد که شاید برخی از اطرافیان هم متوجه این موضوع نشوند و یا از دور آنها را به افرادی دیگر نشان دهند، اما به دلیل اینکه فرد معلول هوشیاری خاصی نسبت به این مسئله دارد، حتی اگر در یک سالن بزرگ هم وارد شود، متوجه افرادی‌که به آنها توجه می‌کنند، می‌شود. 

اینگونه رفتارها باعث آزار، اذیت و حتی عصبی شدن فرد معلول می‌شود. برخی از این افراد ممکن است بی‌خیال بوده و به این موضوع عادت کرده باشند، اما برخی‌ از آنها نمی‌توانند با این مسئله کنار بیایند.
 
 


5 راهکار برای برخورد با افراد معلول:


1- با آنها خیلی عادی رفتار کنید

بهترین روش برخورد با افراد معلول این است که با آنها خیلی عادی برخوردکنید و همانطور که با افراد سالم ارتباط برقرار می‌کنید با افراد معلول هم ارتباط برقرار کنید.


2- اطمینان فرد معلول را به دست آورید

باید توجه داشت این افراد به دلیل نقص‌عضو، به طور ناخودآگاه « آزرده خاطر» هستند و برخی از آنها نسبت به اطرافیان خود نیز بدبین می‌شوند و زمانی‌که اطرافیان آنها را راهنمایی می‌کنند، آن را از جنبه تمسخر و تحقیر می‌پندارند.

در این مواقع باید اطرافیان این بدبینی را طبیعی بدانند و سعی کنید که آنها را نسبت به خودتان خوش‌بین کرده و کاری کنید که اطمینان این افراد را جلب کنید؛ مثلا اطرافیان باید سعی کنند زمانی‌که فرد معلولی را به مجلس و یا جمعی دعوت می‌کنند؛ او با خود چنین تفکری نداشته باشد که فقط به او تعارف شده است.


3- به قصد ترحم با آنها برخورد نکنید

اگر فرد معلول و دارای نقص عضو، متوجه ترحم اطرافیان شود و مجموعه‌ای از این جملات« به خاطر اینکه تو ضعیف هستی، نمی‌توانی، من کمکت می‌کنم» شوند، در روحیه او تاثیر منفی گذاشته و بارها شاهد آن بودیم که این افراد دچار افسردگی می‌شوند.

در این مواقع با رفتار معقولانه می‌توان به این افراد کمک کرد. مثلا اگر فرد معلولی می خواهداز خیابان عبور کند و از لحاظ راه رفتن مشکل دارد، شما می‌توانید به او کمک کنید. در مواردی که این افراد احتیاج به کمک دارند، خیلی معقولانه می‌توانید به آنها بگویید« اگر به کمک احتیاج دارید، در خدمتت هستم» و قصد ترحم نداشته باشید. مثلا بگویید:« آخی، نمی‌توانی راه بروی، بیا کمکت کنم» 


4- افراد معلول را دست کم نگیرید

این افراد معلولیت جسمی دارند، نه معلولیت روحی و روحشان روح انسانی کامل بوده و هیچ مشکلی ندارند. معمولاً باید با روح و شخصیت افراد ارتباط برقرار کنند؛ در نتیجه هیچ لزومی ندارد که با آنها به قصد ترحم، برخورد کرد. 

البته برخی از افراد معلول خود را درمانده‌تر نشان می‌دهند تا مورد ترحم اطرافیان قرار گیرند. در برخی روایات این رفتار نهی شده که اگر خود افراد معلول و دارای نقص عضو چنین خواسته و یا تقاضایی دارند که اطرافیان به آنها ترحم کنند، اطرافیان را باید به عزت نفس و کرامت ترغیب کنند.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است؛ شخصی به دیدن امام صادق(ع) می‌آید و می‌گوید: ببنید من دست ندارم و نمی‌توانم کاری انجام دهم و اگر می‌شود به من کمک کرده و مرا حمایت کنید. امام صادق(ع) فرموند: سرت که سالم است. از سرت کمک بگیر و خود را از مردم بی نیاز کن.

خداوند در انسان‌ها این توانایی را قرار داده که اگر فردی از عضوی، نقص داشته باشد، عضو دیگر قوی‌تر از اعضای بدن افراد سالم عمل می‌کند. مثلاً فردی که دست راست او دچار نقض شده است، خداوند چنین توانایی را به او می‌دهد که دست چپش طوری کار ‌کند که افراد معمولی با دو دست خود چنین توانایی را ندارند.


5- افراد معلول باید قدر توانایی‌های خود را بدانند

خود افراد معلول اگر نتوانند خود را از لحاظ روانی ارضاءکنند، از دیگران نباید توقع داشته باشند که به آنها کمک کنند. معلولیت جسمی را معلولیت ندانند و مهم این است که انسان باید روح و تفکرش سالم باشد.



برخی افراد شاید به ظاهر معلول نیستند، اما از لحاظ روحی معلولیت دارند. بارها شاهد این اتفاق بودید که فردی به ظاهر سالم بوده، اما به دلیل مشکلات روحی، دچار سکته قلبی و یا مغزی شده است.



افراد باید قدر نعمت‌هایی که خداوند به آنها داده است را بدانند و باید خود حرکت کرده و دیگران را مانع پیشرفت خود ندانند.



برخی از افراد معلول به دلیل اینکه به حرف دیگران اهمیت نداده و زندگی خود را به طور سربلند و استوار ادامه می‌دهند. بنابراین وقتی اطرافیان این آمادگی و سربلندی را در آنها می‌بینند، روحیه می‌گیرند. برای مثال؛ فردی دو پای خود را در جنگ از دست داده بود و با ویلچر حرکت می‌کرد و در زمانی‌که در دوره‌های ارشدی در دانشگاه تحصیل می کرد، او نماینده کلاس بود و تمام کارهای بقیه محصلان بر عهده او بود. او با این کارهایش همه را به فکر وا می‌داشت و همه به شوخی به او می‌گفتند:« ما که دو پا هستیم به شما که اصلا پا ندارید، محتاجیم».



بنابراین این فرد نه تنها معلولیت برایش مانعی ندارد؛ بلکه به عنوان فرصتی مناسب برای خود قرار داده تا تلاش بیشتری کرده و به توانایی‌ها و پیشرفت بیشتر برسد. دقیقاً مانند داستان لاک‌پشت و خرگوش که لاک‌پشت به دلیل اینکه از خرگوش عقب نیفتد؛ تلاش بیشتری می‌کند و آخر داستان از خرگوش جلو می‌زند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 19 بهمن 1390
بازديد:1252
ادامه مطلب ...

?