.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردن هستند

صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردن هستند


* برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردن هستند؛
* مطالعه کن وقتی که دیگران در خواب هستند؛
* تصمیم بگیر وقتی که دیگران مردد هستند؛
* خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازی هستند؛
* شروع کن وقتی که دیگران در حال تعلل هستند؛
* صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردن هستند؛
* گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردن هستند؛
* لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگین هستند؛
* پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردن هستند.

405411 290733834319334 109833795742673 841324 208895837 n1 صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردن هستند


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1346
ادامه مطلب ...

گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

این مطلب صرفا جهت خنــــــــده شما می باشد و ارزش قانونی دیگری ندارد!

 

شرمنده اخلاق ورزشکاری خانم های ایرانی هم هستیم!!

 

لطفا تا انتها با ما همراه باشید

0116 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 

0211 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 

0313 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 

0417 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 

0511 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 

067 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 

074 گونه شناسی زنان ایرانی (طنز)

 


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1371
ادامه مطلب ...

طنز: جنیفر لوپز مردان را دروغ گو کرد!

طنز: جنیفر لوپز مردان را دروغ گو کرد!


1243221 طنز: جنیفر لوپز مردان را دروغ گو کرد!

روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. ” آیا این تبر توست؟” هیزم شکن جواب داد: ” نه.
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد: نه
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.یه روز وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.
هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟
اوه فرشته، زنم افتاده توی آب
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟
هیزم شکن فریاد زد” آره ”
فرشته عصبانی شد. ” تو تقلب کردی، این نامردیه”
هیزم شکن جواب داد: اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز ” نه” میگفتم تو میرفتی و با آنجلینا جولی می اومدی و باز هم اگه به آنجلینا جولی “نه” میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره…!!!


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1249
ادامه مطلب ...

گزارشی از یک روز سربازی دختران

گزارشی از یک روز سربازی دختران


Sargarmi98.ir sarbazi girl2 گزارشی از یک روز سربازی دختران

…

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازها کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…

 

سلام سارا جان(زندگی محمد)…..
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی…
صبحانه:
وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه …
آره، تازه پاره هم میشه …
وای وای خاک میره تو دهنمون …
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …
ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو …
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد
بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود…
هوووو…. بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری…
بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
کثافت حمال…
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)
بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.
شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!
فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای فری جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره نسیم جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!
حالا به نظر شما خانمها باید برن سربازی؟؟؟؟؟؟


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1263
ادامه مطلب ...

داستان توقف ماشین یک اصفهانی در اتوبان/طنز

داستان توقف ماشین یک اصفهانی در اتوبان/طنز


Sargarmi98.ir Dastaaaan2 داستان توقف ماشین یک اصفهانی در اتوبان/طنز

…

آقایی اصفهانی داشت توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد کنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین ! …

 

اصفهانی با لهجه ی غلیظی میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم مالی من نیست کارتا ایناشم پیشی من نیست…

*من صاحب ماشینا کشتم ا جنازاشم انداختم تو صندوق عقب.چاقوشم صندلی عقب گذاشتم.حالاوم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم که شوما منو گیریفتین

*مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه

*فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده اصفهانی می گوید

*اقا گواهینامه؟

*اصفهانی گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.

*فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟

*اصفهانی کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرمانده

*فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور می دهد تا راننده در صندوق عقب را باز کند.

*اصفهانی در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیست

*فرمانده که حسابی گیج شده بود به اصفهانی میگه “پس این مامور ما چی میگه؟

*اصفهانی می گوید:چی میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خواد بگه من ۱۸۰ تا سرعت می رفتم*


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1226
ادامه مطلب ...

30 کاری که می توانید در هنگام قطع شدن اینترنت انجام دهید

30 کاری که می توانید در هنگام قطع شدن اینترنت انجام دهید


net11 30 کاری که می توانید در هنگام قطع شدن اینترنت انجام دهید

…

۱- بشینید و مگس بپرونید !

۲- از ۱ تا ۱ میلیون بشمارید!

۳- مجموعه تصاویری رو که در سیستمتون دارید اسم هاش رو عوض کنید و مرتب کنید!

۴- خوب اون رو دوباره به هم بچسبونید !

۵- چند تا فیلم تماشا کنید! …

 

۶- کارهای شخصیتون رو انجام بدین!

۷- نوشیدنی آرام بخش بخورید!

۸-تمام ساعت هایی که در اطرافتون هست رو با هم تنظیم کنید!

۹- توی مرورگرتون یک صفحه خالی باز کنید و مدام F5 بزنید!

۱۰- یه زنگی به دوستای قدیمی بزنید!

۱۱- اتاقتون رو تمیز کنید !

۱۲- حالا دیگه وقتشه که یه دوش بگیرید!

۱۳- یه جای دنج پیدا کنید و کتاب بخونید!

۱۴- با دوستاتون برید بیرون!

۱۵- دیکشنری باز کنید و ۱۰۰ تا لغت جدید یاد بگیرید!

۱۶- سعی کنید اسم یک فولدر رو روی کامپیوتر به con تغییر بدید!

۱۷- به سعی تون ادامه بدید!

۱۸- رجیستری ویندوز رو باز کنید و سعی کنید تمام کلیدهایی که با حرف a شروع میشند رو حذف کنید!

۱۹- دفتر تلفن تون رو مرتب کنید!

۲۰- یک کمی هم چیزی بخورید!

۲۱- با گیم های روی موبایل خودتون رو سرگرم کنید اگر قارچ خور باشه چه بهتر !

۲۲- یک چیزی رو تیکه تیکه کنید!

۲۳- هارد کامپیوتر رو دیفرگ کنید!

۲۴-یه فنجون چای، قهوه، نسکافه بخورید!

۲۵- تو آینه نگاه کنید و سعی کنید باحال به نظر بیاید!

۲۶- میتونید یه سر برید باشگاه!
۲۷- یک نوت پد باز کنید و سعی کنید ۳۰ کار جدیدی که میشه وقتی اینترنت قطع میشه انجام داد رو توش بنویسید!!!!


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1332
ادامه مطلب ...

داستان خنده دار تحقیق درباره ی عمه ی عطار

داستان خنده دار تحقیق درباره ی عمه ی عطار


Attar Sargarmi98.ir 3 داستان خنده دار تحقیق درباره ی عمه ی عطار

…

از طرف مدرسه به پسر داییم گفتن برو درباره “عمه ی عطار” تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده که درباره “

عمه ی عطار

” مطلب جمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدیم! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمی‌شد …


زن داییم رفته مدرسه داد و بیدار که این چه تحقیقی به بچه مردم میدین! عمه ی عطار به چه درد بچه می‌خوره آخه!؟ مدیر مدرسه هم گفته خانم موضوع تحقیق اصلا “عمه ی عطار” نبوده “ائمه ی اطهار” بوده!!


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1287
ادامه مطلب ...

وقتی یک شهروند سوئیسی ماشینش را گرم می کند+عکس

heater 01 وقتی یک شهروند سوئیسی ماشینش را گرم می کند+عکس

یک شهروند سوئیسی برای گرم کردن داخل خودرویش ، دست به ابتکار جالبی زده است.

او با راه اندازی دودکش به سمت بیرون خودرو، توانست، شومینه داخل خودرو راه اندازی کند.

این روش در نوع خود کم نظیر است.

 

heater11 وقتی یک شهروند سوئیسی ماشینش را گرم می کند+عکس

روش بسیار عالی شما هم امتحان کنید


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1301
ادامه مطلب ...

دخترها و پسرها چگونه درس می خوانند/مطلب طنز


دخترها و پسرها چگونه درس می خوانند/مطلب طنز

Sargarmi98.ir Dars1 دخترها و پسرها چگونه درس می خوانند/مطلب طنز

…

دخترها: 

بعضی از اونا واقعاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند!!! …

 

 

بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست …

یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه  تعریف می کنند!!!

  و اما پسر ها:

یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه …

یه کم که درس  خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند!!!!!!!!!

و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون  تموم میشه!!!

حال ندارند برند  بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.

همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی!!!!


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1285
ادامه مطلب ...

در کشورهای مختلف چه بر سر دو مردی که عاشق یک زن هستند می آید

در کشورهای مختلف چه بر سر دو مردی که عاشق یک زن هستند می آید


2 Mard Asheghe 1 Zan1 در کشورهای مختلف چه بر سر دو مردی که عاشق یک زن هستند می آید

 

توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست !

 

 

 

 

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن !

 

 

 

 

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه اسب سواری موکول می کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه !

 

 

 

 

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه !

 

 

 

 

توی استرالیا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه !

 

 

 

 

توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما تکرار میشه !

 

 

 

 

توی نروژ: معشوقه دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه !

 

 

 

 

توی آفریقا: قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاوه بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن !

 

 

 

 

توی مکزیک: کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه !

 

 

 

 

توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه !


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 04 اسفند 1390
بازديد:1304
ادامه مطلب ...

?