


بقیه پ نه پس ها در ادامه مطلبه عزیزم
درصورت بروز مشکلات دروبلاگ در اين مکان به کاربران اطلاع داده خواهد شد
.::دنياي عجيب ققنوس::.



بقیه پ نه پس ها در ادامه مطلبه عزیزم
تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!
.
.
.
تو یک آدم ، مهربون، با کلاس، با پرستیژ، مرتب، فهمیده، با شعور، جذاب، خوش تیپ، خوشگل، خوش زبون، خوش قیافه، با مرامو با فرهنگی مثل من دیده بودی؟!
.
.
.
چمن زیر پاتیم حالا یه وقت خر نشی بخوریمون!
.
.
.

یه روز یه جنگل بود درخت نداشت. یه شکارچی بود تفنگ نداشت. یه تفنگ بود که فشنگ نداشت. بعد اون شکارچی که تفنگ نداشت با اون تفنگ که فشنگ نداشت یه گوزن شکار کرد که شاخ نداشت گوزن را انداخت نوی کیسه که ته نداشت این داستان که نویسنده نداشت نویسنده هم اسم نداشت هر چند این داستان سرو ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن رو که داشت……..
.
.
.
عزیزم ! هر کسی غیر من بهت « میگه دوست دارم » باور نکن! آخه رویا تو تنها کسی هستی که می پرستم . مریم من واقعا واست میمرم . میدونی چیه مهسا؟ اصلا زندگیم بدون تو فایده نداره! خدا شاهده سیمین, شب ها از عشقت خواب ندارم. مامانم میگه فکر ناهید دیوونه ات کرده! هر چی بهش میگم من غیر از سپیده کسی رو نمیخوام باورش نمیشه! تو بگو عاطفه جونم! باید چیکار کنم!
.
.
.
دیشب خواب دیدم تویه باغ سرسبز داشتی برای خودت قدم می زدی ، منم اونجا بودم کنار دریاچه ، دیدم یه گل قرمز بین لباته ، داشتی به من نزدیک می شدی می خواستم بهت یه چیزی بگم اما یه دفعه چوپونت اومد و بردت طویله!
.
.
.
سال قبل برشما مبارک باد
سازمان حمایت ازعقب افتاده ها
.
.
.
شنیده بودم زیبارویان بى وفاویند…
آخه زشت! تو دیگه چرا؟!
.
.
.
روز دختر رو بهت تبریک می گم، امیدوارم سال دیگه مشمول این اس ام اس نباشی و از ترشیدگی در بیایی!
.
.
.
تو نمونه ای، واقعا نمونه ای… باور کن نمونه ای
…
…
لطفا فردا قبل از ساعت ۸ خودت رو تحویل آزمایشگاه بده!
.
.
.
به غضنفر میگن: توی عمرت، سختترین کاری که کردی چی بوده؟
میگه: پر کردن نمکدون!
میگن: چرا؟
جواب میده: آخه سوراخهاش خیلی ریزه
.
.
.
به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟
بچه میگه: بابام !!!
.
.
.
حیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
.
.
.
یارو با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۳ سال حل کردم . دوستش میگه: ۳ سال زیاد نیست؟ میگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته ۳ تا ۵ سال!
.
.
.
به یارو میگن: زودباش قطار میره!
میگه : کجا میخواد بره بلیط دست منه!
.
.
.
بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن
بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن
بزرگترین جهاد؟ شوهر کشتن
بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر
.
.
.
برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت:
این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم!
.
.
.
*روزی مردی از یک دختر پرسید *
«آیا با من ازدواج میکنی؟». دختر جواب داد «نه»
و از آن پس مرد شاد زیست، به ماهیگیری و شکار رفت، کلی گلف بازی کرد، هر چه می خواست نوشید و هر جا که خواست رفت…

معمولا در آفیس این مشکل وجود دارد که پس از کپی کردن یک متن، با درهمریختگی فرمتها و متون مواجه میشویم و تصحیح آن زمانبر خواهد بود. در آفیس 2007 اگر این مقاله کوچک را ندانید، باز هم همانند آفیسهای قدیم به این مشکل برمیخورید و وقتتان را هدر میدهید، در صورتی که با این مقاله کوچک و نهچندان پنهان، میتوان خیلی سریع کار را راه انداخت.
همان طور که می دانید، وقتی یک متن را در جایی انتخاب و کپی میکنید، در مقصد همواره حالتهای مختلفی وجود دارد که آن متن را قرار داد؛ متن خام، متن با فرمتدهی مبدا، متن با فرمتدهی مقصد، فقط فرمتدهی و…
حالا میتوان بدون این که متن را قرارداد، ابتدا یک پیشنمایش از آن دید و بهترین گزینه را انتخاب کرد!
برای این کار:
ابتدا، متن مورد نظر را انتخاب نموده و با کمک کلیدهای ترکیبی Ctrl+C آن را کپی کنید.
حالا به برنامه آفیسی که میخواهید این متن را در آن کپی کنید بروید و بهجای استفاده از Ctrl+V از تب Home روی فلش روبهپایین Paste کلیک کنید تا یک منو با گزینههای متعدد بهشما نشان داده شود.
با بردن ماوس روی هر گزینه، میتوانید یک نمونه پیشنمایشی از متنی که قرار است در محل کپی شود ببینید. برای انتخاب یک بار کلیک کافی است.
در آفیس 2007، این منو به کلیک راست اضافه شده و نیازی به انتخاب از طریق منو ندارید و با کلیک راست میتوانید این گزینهها را انتخاب کنید.

مجموعه نرمافزاری «مایکروسافت آفیس 2010» (Microsoft Office 2010)، نسبت به نسخههای قبلی خود پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشته است. یکی از این پیشرفتها قابلیتهای مختلفی است که برای حل مشکلات عمومی در نظر گرفته شده است به طوری که خودتان میتوانید به سادگی مشکلاتی که در برنامههای آفیس رخ میدهد را حل کنید. در این ترفند قصد داریم به معرفی 5 راهحل عمومی برای حل مشکلات آفیس 2010 بپردازیم.
1. Safe Mode (حالت امن)
قابلیت جدیدی که در آفیس 2010 به چشم میخورد، قابلیت Safe Mode است. در صورتی که در این حالت وارد یکی از محصولات آفیس شوید، افزونههای اضافی نصب شده بر روی نرمافزار، همراه برنامه اجرا نخواهد شد. بسیاری از مشکلات آفیس نظیر اجرا نشدن برنامه به دلیل مشکلات افزونه هاست.
بدین منظور کافی است کلید Ctrl را از روی کیبورد نگه داشته و سپس نرمافزار را اجرا کنید. پیغامی ظاهر میشود که بایستی بر روی Yes کلیک کنید. سپس برنامه در حالت Safe Mode اجرا میشود.
2. غیرفعال کردن ماکروها
فایلهای آفیس امکان ذخیره ماکرو (Macro) را در داخل خود دارند. ماکرو مجموعهای از فرمانها، کلیدها و یا کلیکهای ماوس است که موجب سهولت در انجام کارهای تکراری میگردد.
برای اجرای یک فایل بدون پردازش ماکروی درون آن کافی است کلید Shift را گرفته و فایل مورد نظر را اجرا کنید.
3. تعمیر رجیستری ویندوز
آفیس برای ذخیره بسیاری از قسمتهای خود از رجیستری ویندوز استفاده میکند. گاهی ممکن است آسیب دیدن اطلاعات مربوط به آفیس در رجیستری موجب اختلال در عملکرد نرمافزارهای آفیس شود.
برای تعمیر رجیستری ویندوز شامل اطلاعات مربوط به آفیس، بر روی منوی Start کلیک کرده و عبارت winword /r را وارد نموده و Enter بزنید (در ویندوز XP بایستی این کار را در محیط Run انجام دهید).
پس از چند لحظه پنجرهای نمایان خواهد شد که میزان عملیات انجام شده برای تعمیر برنامه را مشخص خواهد کرد. این کار ممکن است چند دقیقه طول بکشد.

اگر تابه حال از حافظه های فلش تنها برای ذخیره سازی اطلاعات و به عنوان یک انبار دیجیتال استفاده می کردید، سخت در اشتباهید.
این ابزار بندانگشتی کارکردهای مفید دیگری هم دارند که نباید از آنها غفلت کنید. باین ابزار، امکانات و توانمندی های جالبی دارند که به برخی از آنها اشاره می کنیم.
۱) اجرای نسخه های پرتابل برنامه های مختلف
حافظه های فلش در کنار ذخیره سازی انواع اطلاعات برای اجرای نسخه های پرتابل یا قابل حمل برنامه های مختلف هم قابل استفاده هستند. برنامه هایی که نیاز به نصب ندارند و تنها با یک کلیک از روی حافظه های فلش اجرا می شوند. یکی از انواع این برنامه ها که بسیار کاربردی است اوپن آفیس نام دارد. این برنامه تمامی امکانات برنامه آفیس مایکروسافت را در خود دارد.همچنین نباید از نسخه های پرتابل مرورگرهایی مانند فایرفاکس و تاندربرد غفلت کرد که به ترتیب برای مرور وب و تبادل ایمیل به کار می روند. وقتی امکانات مجموعه آفیس با این دو برنامه ترکیب شود، بخش اعظم نیازهای اداری و تجاری هم رفع می گردد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برنامه های پرتابل قابل نصب روی حافظه های فلش می توانید به آدرس PortableApps.com مراجعه کنید.
۲) راه اندازی سیستم عامل
از حافظه های فلش برای راه اندازی یک سیستم عامل کامل با تمامی امکاناتش هم می توان استفاده کرد. این کار در مورد سیستم عامل های ویندوز و لینوکس بدون مشکل خاصی ممکن است. هر چند امکانات نسخه های پرتابل این سیستم عامل ها تفاوت هایی با نسخه های عادیشان دارد. اطلاعات بیشتر در این زمینه در سایت های تخصصی فن آوری و با انجام یک جست وجوی ساده در دسترس است.
۳) اتصال به شبکه های بی سیم
اگر یک شبکه بی سیم دارید می توانید با استفاده از تنظیمات مربوط به شبکه بی سیم در ویندوز پیکربندی مناسب را برای اتصال حافظه فلش خود به این شبکه انجام دهید. با این کار می توان حافظه فلش را برای اتصال رایانه ها، چاپگرها و دیگر وسایل جانبی به یک شبکه بی سیم مورد استفاده قرار داد.
۴) تنظیم مجدد کلمه عبور
اگر کلمه عبور خود در ویندوز را فراموش کنید حتما به مشکل برمی خورید. راه حل این مسئله آن است که اطلاعات ضروری در این زمینه را ذخیره کنید تا در صورت فراموشی یا هر مشکل دیگری به سرعت به اطلاعات مورد نظر دسترسی داشته باشید. در گذشته این اطلاعات روی فلاپی دیسک ها ذخیره می شد، اما امروزه با استفاده از حافظه های فلش هم می توان این اطلاعات را ذخیره کرده و در صورت لزوم آنها را اجرا کرد.
۵) ارتقای عملکرد سیستم
با استفاده از حافظه فلش می توان عملکرد ویندوزهای ویستا و ۷ را ارتقا داد. فن آوری ReadyBoost به منظور افزایش سرعت ویندوز از طریق حافظه های فلش ابداع شده است. این فن آوری از فضای خالی موجود در حافظه فلش به عنوان حافظه اضافی کمکی برای افزایش ظرفیت حافظه Cache هارد دیسک رایانه استفاده می کند. از آنجایی که سرعت حافظه های فلش از حافظه های سنتی مغناطیسی بیشتر است، استفاده از آنها در این زمینه سرعت سیستم و عملکرد آن را ارتقا می دهد. دستور العمل های مربوط به این کارکرد حافظه های فلش از طریق بخش کمک یا Help ویندوز در دسترس است.
۶) مدیریت انتقال اطلاعات
اگر از ویندوز XP استفاده می کنید می توانید برای بهبود و مدیریت بهینه انتقال اطلاعات از USB Flash Drive Manager مایکروسافت استفاده کنید. بعد از نصب این برنامه کپی کردن فایل، تهیه نسخه پشتیبان از اطلاعات کل حافظه فلش یا هارد دیسک، تغییر برچسب درایو و حتی ایجاد فایل Autorun راحت تر می شود.
۷) تبدیل به mp۳ player
حافظه های فلش را با اعمال اندکی تغییرات می توان به عنوان ابزاری برای گوش کردن به فایل های mp۳ به کار برد. با این کار در وقت و هزینه کاربر نیز صرفه جویی می شود. برای این کار کافیست فایل های موسیقی خود را روی حافظه فلش کپی کنید و آن را به رایانه متصل کنید. سپس نرم افزار Windows Media Player را اجرا کرده و فهرستی از قطعات موسیقی مورد علاقه تان را با استفاده از امکانات این نرم افزار ایجاد کنید.
۸) حفاظت از اطلاعات حساس با رمزگذاری
اگر از حافظه فلش خود برای انتقال و نگهداری اطلاعات حساس و محرمانه استفاده می کنید، قادر خواهید بود برای آن کلمه عبور تعیین کنید تا هر کسی نتواند به محتوای آن دسترسی پیدا کند. Rohos Mini Drive از جمله ابزارهای امنیتی است که با استفاده از آن می توانید یک بخش یا پارتیشن حفاظت شده روی حافظه فلش ایجاد کرده و سپس برای آن کلمه عبور در نظر بگیرید. با این کار امنیت خود را تضمین کرده اید.
۹) مدیریت وب سایت با استفاده از حافظه های فلش
حتی می توان وب سایت های مورد نظر را مدیریت کرد. اگر شما ادمین یک سایت هستید می توانید با استفاده از برنامه Server۲Go، انواع وب سرورهایی که از Apache، PHP، MySQL، Perl پشتیبانی می کنند را مدیریت کنید. نسخه پرتابل این برنامه به راحتی و با یک کلیک روی حافظه های فلش قابل استفاده است. این برنامه که با همه نسخه های ویندوز سازگار است، از اکثر مرورگرهای اینترنتی هم پشتیبانی می کند.
۱۰) قفل کردن رایانه برنامه پرتابل Predator
برای قفل کردن رایانه ها با استفاده از حافظه های فلش قابل استفاده است. این برنامه کم حجم و کاربردی حافظه فلش را به یک کلید مطمئن مبدل می کند. با نصب این برنامه اگر حافظه فلش به رایانه متصل باشد، همه چیز به طور عادی کار خواهد کرد، در غیر این صورت و به محض برداشتن حافظه فلش رایانه قفل خواهد شد و حتی صفحه کلید و موشواره هم از کار می افتند و نمایشگر هم سیاه می شود

فرز- تکه کلام خوب است یا بد؟ باب کردن یک تکه کلام چطور؟ اصلا آیا آقای مدیری حق دارد از رسانه ای که برای ۷۰ میلیون نفر برنامه پخش می کند، برای بیان تکه کلام های موردعلاقه اش استفاده کند؟ ما چطور؟ آیا درست است که از فردای آن روز، تکه کلام های او را اینجا و آنجا به کار ببریم؟ آیا درست است که بگذاریم کلام ما را دیگری بسازد؟
هرکسی برای این سوال ها جوابی دارد، من، شما و خیلی های دیگر با استدلال خودمان از زیر بار این تکه کلام ها بیرون آمده ایم یا پذیرفته ایم. اما واقعیت این است که این تکه کلام ها در همه تولیدات مدیری یک ویژگی مشترک و مهم دارند و آن پیشینه داربودنشان است؛ آنها از تاریخ عاریت گرفته شده اند تا نشانمان دهند که چه در چنته داریم و چه نداریم.
ببخشید؟
فرض کنید حالا در موقعیت «مععع» قرار گرفته ا ید. اما برای حرف طرف تان جواب دارید. از کوره در رفته اید و اگر پایش بیافتد شما هم می توانید ادامه دهنده یک کل کل سرسام آور باشید.
نشانه کلامی اش همین است: «ببخشید؟» با استرس (فشار) گذاشتن روی خ و کشیدن حرف ی، کاربرد این تکه کلام برای کاراکتر رایج مدیری در زندگی زناشویی ست. وقتی مریم / مهتاب / … خواسته پرتی دارد، یا به کنایه توهین می کند به همسر و خانواده همسرش، مدیری اینجا دیگر آن معصوم زمینی نیست که موقع گفتن «مععع» بود. نگاهش عاقل اندر سفیه است، خودش خورده شیشه دارد و می خواهد استارت یک نبرد خونین کلامی را بزند.
ما هم وقتی طرف حرف پرتی می زند و داریم از بالا نگاهش می کنیم. ابروهایمان را لنگه به لنگه می کنیم و می گوییم: ببخشید؟
مععع…
از جنگ ۷۷ شروع شد و کمابیش تا همین اواخر در مقام معرف شخصیت مدیری ادامه داشت. موقع گفتن این جور «مععع»ها باید دهان کش بیاید و حتما به دوربین نگاه کرد. باید شاهد طلبید.
اولین بار رامین (مهران مدیری) موقع شنیدن توقعات عجیب و غریب مریم (لاله صبوری) در جنگ ۷۷ این تکه کلام را اختراع کرده و بعدا صوت مناسبی شد هنگام قرارگرفتن در موقعیت شگفت انگیز، غیرقابل باور یا ناعادلانه. وقت هایی که دیگر کلام کافی نیست، بحث کردن جواب نمی دهد، طرف مان آن قدر حرف پرتی زده که فقط باید ملتمسانه دنبال نفر سوم گشت تا بر این موقعیت جفاکارانه صحه بگذارد.
در موقعیت های خفیف تر، تنها نگاه کردن با دهان بسته به دوربین هم کفایت می کند. نمونه تاریخی – سینمایی این جور نگاه را بارها در لورل و هاردی دیده ایم، وقتی لورل دوباره دست گل به آب داده و هاردی (درحالی که مثلا سرش از زیر تلی از آجر بیرون آمده و آجر آخری هم هنوز سقوط نکرده!) با آمیزه ای از خشم و بیچارگی به دوربین نگاه می کند و با انگشت ضرب می گیرد. ما بعد از این تکه کلام بارها در موقعیت هایی دنبال دوربین نامرئی گشتیم تا صاف درش زل بزنیم و دهانمان را باز کنیم و به سبک می بگوییم: مععع…
ای که وگویی ینی چه؟
گرچه کاراکتر رایج مدیری، خودالگویی از مرد طبقه متوسط ایرانی ست، اما رگه هایی از یک نوع نگاه «ضد کلاس» در همه کارهایش دیده می شود. از نگاه اهل برره، کیانوش آدمی مدرن، شهری، افاده ای، ضعیف و نازک نارنجی است و خودش را پشت کلمات قلنبه پنهان می کند.
مدیری حق را به برره ای ها نمی دهد اما یادآوری می کند که وجود دارند؛ هم در سرزمین مان و هم درونمان. گذشته از این مسئله. همه ما این دست آدم ها را اطراف مان دیده ایم. آنها چیزهایی می گویند که معنی اش را نمی فهمیم. (خودشان هم گاهی نمی فهمند) اما پیش از شب های برره خجالت می کشیدیم، اعتراف کنیم معنی چیزی را نمی دانیم. می ترسیدیم لباس تازه پادشاه را نبینیم و این را بگذارند پای بی اطلاعی مان. هیچ راه کلامی هم برای این که بدون احمق جلوه دادن، از طرف بخواهیم معنای جملاتش را توضیح دهد وجود نداشت.
اما «ای که وگویی ینی چه؟» مثل معجزه از آسمان رسید. دیگر لازم نیست تظاهر کنیم به فهمیدن چیزی که نفهمیدیم یا از خودمان نادان بیچاره ای بسازیم موقع پرسیدن. با گفتن این تکه کلام با رندی و شیطنت به مقصود می رسیم.
من…من…من توضیح می دم
داوود برره / بامشاد/… برای مبرا کردن خودش، رازی را افشا کرده که مدیری را توی هچل خواهد انداخت. این راز معمولا به خرده جنایت های زناشویی ربط دارد. مردان شیطنت کرده اند و رفته اند «زووو». یادتان هست، مردها می رفتند ماهیگیری؟ اینجاست که مدیری با لکنت می گوید: من…من… من… توضیح می دم.
فکر نمی کنم بشود به مردی پیشنهاد کرد موقع دردسر – مثلا کشف عطر غریبه روی یقه کتش – شیرین زبانی کند و این یکی را بگوید. به هر حال اگر یادتان باشد، نمای بعد این من من من ها یک ساک ورزشی بود که روی کله اش فرود می آمد و شب بود که تشک انداخته اند توی حیاط!
اینه
کاراکتر مرد متوسط شهری مدیری در جنگ ۷۷، پاورچین و نقطه چین، از برتری های رایج مردانه و نگاه مردسالارانه به دور است. شجاع نیست، قوی هیکل نیست، در مقابل زنش مقتدر نیست، کارمند میانه حالی ست با زندگی قسطی و زنی که احتمالا از خودش سرتر است.
بااین حال چه کسی می تواند این تمنای بازگشت به اقتدار مردان قدیمی را انکار کند؟ در همان لحظات خیلی خیلی کوتاهی که بخت یارش بوده و توانسته تحسین و تایید اطرافیان و به خصوص همسرش را بخرد، دستش را شبیه پیاله می کند و بالا و پایین می برد و با خنده غرورآمیزی می گوید: «اینه…» این «اینه» را ما هم خیلی وقت ها دوست داریم استفاده کنیم. فرصت ها چندان زیاد نیست و کیست که نخواهد پز این لحظات را بدهد؟
مربا بده بابا
مدتهاست که جامعه شناسان ایرانی درباره خودکامگی درون مان آگاهی داده اند. هرکدام مان می توانیم به خودخواه های بی مثالی تبدیل شویم، احساس شازدگی، طلبکاری از دنیا و انتظار از سایرین برای سرویس دادن به ما، درون همه مان جا خوش کرده. با این حال صحبت کردن درباره این روحیه نامطبوع – که عادت به انکارش داریم – اصلا کار راحتی نیست.
خصوصا اگر در مقام کسی باشیم که از این روحیات دیگری رنجیده. به ندرت می شود بدون بحثی آزاردهنده از زیر خرده فرمایش ها فرار کرد و طرف را به این حال و هوای سلطان منشانه اش آگاه کرد. ولی باغ مظفر کار ما را راحت تر کرد. همه بی آنکه دردمان بیاید پذیرفتیم که خیلی وقت ها در واقع با همان نخوت و خودبزرگ بینی داریم می گوییم: «مربا بده بابا»، هم در مواجهه با چنین خرده فرمایشاتی با یادآوری شوخ طبعانه این دیالوگ می توانیم از این موقعیت غیرمنصفانه بگریزیم.
خیلی هم خوب خیلی هم عالی
مسعود شصت چی، کارمند ساده ثبت احوال شیراز یک مشکل اساسی دارد: بلد نیست «نه» بگوید. کل داستان سریال بر پایه همین ویژگی می گذرد. او خجالت می کشد اعتراف کند که اشتباه گرفته شده. اعتماد به نفس ندارد. مرعوب دیگران است. ناچار است سر تکان بدهد و تایید کند. ناچار است بی خاصیت و خنثی باشد. بابت همین ضعف ها، متظاهر است، دروغگوست و همان سمتی می رود که باد می وزد. مسعود شصت چی هم روی دیگری از خود ماست.
مونولوگ معروف «من اشتباهی بودم» در پایان سریال برای همین به دل همه نشست. حرف دل خیلی های ماست که قرار نبود آدم های بدی باشیم اما متظاهر و ریاکار شدیم، توسری خور شدیم. آب زیرکاه شدیم. قربان صدمه هم می رویم و بعد از جداشدن، دمار از روزگار هم درمی آوریم. این تکه کلام «خیلی هم خوب، خیلی هم عالی» کنایه تلخ معرکه ای است برای موقعیتی که اصلا خوب و عالی نیست اما جرات اعتراف به بد بودنش را نداریم.
در یکی از این فایل های بلوتوثی که به اسم پشت صحنه گزارش های تلویزیون دست به دست می شود، پیرمردی را نشان می دهد که ایستاده جلوی مخروبه ای و تلی از زباله. گویا محله شان است. گزارشگر می پرسد پدرجان اوضاعتون چطوره؛ پیرمرد که به نظر نمی رسد قصد تقلید از مدیری را داشته باشد. دستش را به شکرانه بالا می برد و با لهجه شیرین آذری می گوید: «خیلی هم خوب، خیلی هم عالی!» بله. بعد مسعود شصت چی دستمان باز است که اگر کسی حال و روزمان را پرسید این جمله را در پاسخ بگوییم و انتظار داشته باشیم شنونده عاقل خود، حال ما را پیدا ببیند از زانوی ما.


















این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری می رود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور می شود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …
جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر مهربانم.همان طور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرت
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو” که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.
.
.
.
.
نامه را خواندید؟
اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :
پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند! “یک خط در میان”
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید
تا به اصل ماجرا پی ببرید!!!!

1 چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
10 چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟
11 چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
62 چرا انقدر ساده ای که الان رفتی دوباره بالا شماره 32 تا 35 رو دیدی؟ چرا به چشماتم شک داری ها ؟! چرا ؟!