.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

اس ام اس هاي جديد عاشقانه و جملات زيبا

http://www.img4up.com/up2/74688016568651811981.jpg

عشق يعني پاک بودن در فساد / آب ماندن در دماي انجماد . . .

.

.

.

در شادي من شريک باش اي ساعت / در فکر لباس شيک باش اي ساعت

تعجيل بکن ، دلم برايش تنگ است / کم عاشق تيک و تاک باش اي ساعت . . .

.

.

.

کل اسم هاي تو موبايلم رو به اسم تو تغيير دادم

حالا هرروز بهم زنگ ميزني

يکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغيير صداهم ميدي

من که ميدونم تو هم دلت تنگ منه . . .

.

.

.

هميشه در رياضيات ضعيف بودم

سالهاست دارم حساب ميکنم چگونه من بعلاوه ي تو ، شد فقط من . . .

.

.

.

تو که با ديگرانت بود ميلي / چرا يادت مرا بشکست خيلي ؟

مگر قصدت پريشاني ما بود / که عشق ما نشد مجنون و ليلي . . . ؟

.

.

.

با اينکه ازم دوري اما هر وقت دستمو ميزارم رو قلبم ، ميبينم سر جاتي !

.

.

.

باران که مي بارد همه چيز تازه مي شود

حتي داغ نبودنِ تو . . .

.

.

.

اگر تنهايي ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فداي قلب پاک آن عزيزي / که در هر جا که باشد ياد ما هست . . .

 

.

.

.

قدِ تو به عشق نميرسيد

غرورم را زير پايت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسيد . . .

.

.

.

گـفـت : بـگـو ضـمـايـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـيـه رفـتـه انـــد . . .

.

.

.

دگر درد دلم درمان ندارد / مسير عاشقي پايان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردي / نگاهت دور برگردان ندارد . . .

.

.

.

رشته ي محبت را بايد به ضريح دلي بست که خيال کوچ کردن نداشته باشد . . .

.

.

.

دلم درد مي کند

انگار

خام بودند

خيال هايي که به خوردم داده بودي . . .

.

.

.

يارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق ديدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟

.

.

.

امان از اين بوي پاييزي و آسمان ابري ، که آدم نه خودش ميداند دردش چيست

و نه هيچ کس ديگر ، فقط ميداند که هرچه هوا سردتر ميشود ، دلش آغوش گرم ميخواهد .

.

.

.

نيمه ي گمشده ام نيستي که با نيمه ي ديگر به جستجويت برخيزم

تو تمام گمشده ي مني . . .

.

.

.

شايد با هم بودن سخت تکرار شود

اما به ياد هم بودن را هر لحظه ميتوان تکرار کرد . . . .

.

.

.

بي سر و پايم سر وپايم توباش

مانده ي راهم ره و هادي تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .

.

.

.

در دلم حس غريبي ست که يک مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجيبي ست که در خلوت دل

ياد يک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .

.

.

.

قلبم تهي ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاريکي و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .

.

.

.

پاهايم را که درون آب مي زنم، ماهي ها جمع مي شوند

شايد اين ها هم فهميده اند / عمري “طعمه روزگار”بوده ام . . .

.

.

.

بي تو اما عشق بي معناست ، مي داني؟

دستهايم تا ابد تنهاست ، مي داني؟

آسمانت را مگير از من ، که بعد از تو


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1302
ادامه مطلب ...

دردهای بی درمون ما ایرونیا!!!!

دردهای بی درمون ما ایرونیا!!!!

 1.اکثر ما ایرانیها تخیل را به تفکر ترجیح میدهیم.

2.اکثر ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح میدهیم.

3.با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4.به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

5.بیشتر نواقص را می بینیم امادر رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.

6.در هر کاری اظهار فضل می کنیم اما از گفتن " نمیدانم " شرم داریم.

7.کلمه ی من را بیش از ما بکار میبریم.

8.غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

9.بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که آینده را فراموش می کنیم.

10.از دور اندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

موافقید؟؟؟


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1224
ادامه مطلب ...

عزیزم نظر یادت نره عزیزم نظر یادت نره

جهت  ارتباط با ما ميتوانيد از فرم تماس با ما  استفاده نمائيد یا از طریق وضعیت ما در یاهو استفاده کنید .

سعی کنید به  تمامی مطالب  وبلاگ سری بزنید جالبن از دست ندین

 

از ما گفتن  .!

http://s1.picofile.com/file/6796736416/nazarat.gifhttp://s1.picofile.com/file/6796736416/nazarat.gif
http://s1.picofile.com/file/6796736416/nazarat.gif


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1216
ادامه مطلب ...

تا حالا دقت کردین .....؟

تا حالا دقت کردین .....؟

 
دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟

. . .

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

. . .

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !

. . .

تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟

. . .

تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!

. . .

تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!!

. . .

تا حالا دقت کردی… مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم …

لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…:

. . .

تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !

. . .

تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو … !!!!

. . .

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند…..! 

. . .

تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!

. . .

دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!!

. . .

تاحالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد

. . .

دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود



نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1247
ادامه مطلب ...

post

وقتی که ازدواج میکنی به قدری وابسته میشی که حتی طاقت نمیاری همسرت اندازه یه خرید رفتن تا سوپری سرکوچه  ازت جدا بشه.

 

تا حالا این مهریه های عجیب و غریب و غیر متعارف به گوشتون رسیده؟


- یک مشت پر مگس

-سکه به تعداد سال تولد

-سکه به تعداد سال تولد از نظر میلادی

-سفر به کره ماه

 


باور کنید مهریه سنگین خوشبختی نمیاره،

مطمئن باشید وقتی تو زندگی عشق و عاطفه و چیزی نباشه که بخاطرش بخواهید بمونید،جونتونو بر میدارید

و میگید مهرم حلال،جونم آزاد هرچه قدرم مهریت سنگین باشه،


بابا مهریه یه سنته،یه پشتوانه مالی برای زن که اگر خدای ناکرده،زبانم لال زندگی به بن بست خورد واسم 

جدایی به میون اومد زن بیچاره بتونه با اون پول برای خودش یه کاری بکنه،

 

آخه شمایی که این مهریه سنگینو برای خواستگارت میذاری تورو خدا بشین یه ذره خودت به مهریت فکر کن

ببین عقلانیه؟


آخه ای آقا پسری که رفتی خواستگاری،حالا اونا این شرط و مهریرو برات گذاشتن،تو دیگه چرا قبول میکنی

بابا خدا به انسان عقل داده،الان فکرشو نمیکنی،چشم بسته قبول میکنی،دو روز دیگه میگی چه غلطی 

کردم باید بری زندان.

دیگه چی بگم از این کاسبیهای دخترها که امروز با مهریه سنگین ازدواج میکنند با نقشه فردا میرن مهرشونو

میذارن اجرا....................................................................................................

آقایون حواستونو جمع کنید،از حول حلیم نیفتید تو دیگ حلیم،آگاه باشید

مهریه اگاهانه

شناخت آگاهانه

ازدواج آگاهانه

ولی نه سنگ انداختن و وسواس بیمورد

نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1288
ادامه مطلب ...

داستان عشقی غم انگیز

☆★☆ عشق شیطونک☆★☆

 

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ?
چشماشو میبست ?
سرشو بالا می گرفت ?
لباشو غنچه می کرد ?
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ?
لبامو می ذاشتم روی لبش .
داغ بود .
وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .
می سوختم .
همه تنم می سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ?صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ?
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ?
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید?
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد? اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ?
میومد و روی پام میشست .
سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ?
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ? لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
وقتی لخت جلوم وامیستاد ? صدای قلبمو می شنیدم .
با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ? جیغ می زد ? می پرید ? می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .
لباش همیشه شیرین بود .
مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ?
دستموگرفت ?
آروم برد روی قلبش ?
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ?
هنوزم اشک توی چشام جمع می شه ?
هنوزم دیوونه ام.                         


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1216
ادامه مطلب ...

زندگی بهانه ایست برای شاد بودن

cupid smiley, heart smiley, animated smiley, animation smiley, cupid smileycupid smiley, heart smiley, animated smiley, animation smiley, cupid smileycupid smiley, heart smiley, animated smiley, animation smiley, cupid smiley

 

زندگی بهانه ایست برای شاد بودن

... اگر مي خواهيد شاد باشيد ، اراده کنيد که باشيد ...



I dreamed I had an interview with God

در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

God asked
خدا از من پرسید

?So you would like to interview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

I said, If you have the time
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

God smiled
با لبخندی گفت

My time is eternity
وقت من ابدی است

?What questions do you have in mind for me
چه پرسشی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

I asked
پرسیدم

?What surprises you most about human kind
چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می کند؟

God answered
خدا پاسخ داد

That they get bored with childhood
آدم ها از بودن در دوران کودکی خسته می شوند

They rush to grow up, and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند، و سپس

long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their health to make money
اینکه سلامتی خود را صرف کسب ثروت می کنند

And then
و سپس

Lose their money to restore their health
ثروتشان را دوباره خرج بازگشت سلامتیشان می کنند

That by thinking anxiously about the future
چنان با هیجان و نگرانی به آینده فکر می کنند

They forget the present
که از زمان حال غافل می شوند

Such that they live in neither the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند

And not the future
و نه در آینده

That they live as if they will never die
اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هیچوقت نخواهند مرد

And die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

God's hand took mine
خداوند دستهای مرا در دست گرفت

And we were silent for a while
و ما برای لحظاتی سکوت کردیم

Then I asked
سپس من پرسیدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

?What are some of life's lessons you want them to learn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد

To learn they can not make any one love them
یاد بگیرند که نمیتوانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند

But they can do is let themselves be loved
اما می توانند طوری رفتار کنند که محبوب دیگران شوند

To learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خود را با دیگران مقایسه نکنند

To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn to forgive by practicing forgiveness
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love
یاد بگیرند تنها چند ثانیه طول می کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش دارید ایجاد کنید

But it can take many years to heal them
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید

To learn that there are people who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند

But simply have not yet learned how to express or show their feelings
ولی نمیدانند چگونه احساسشان را ابراز کنند

To learn that two people can look at the same thing
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک موضوع واحد نگاه کنند

But see it differently
ولی برداشت آن ها متفاوت باشد

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست همدیگر را ببخشند

But they must also forgive themselves
بلکه انسان ها باید قادر به بخشش و عفو خود نیز باشند

Thank you for your time, I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم

?Is there anything else you would like your children to know
آیا چیز دیگری هم وجود دارد که دوست داشته باشید تا آنها بدانند؟

God smiled and said
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد

Just know that I am here
فقط اینکه بدانند من اینجا "با آنها" هستم

ALWAYS

همیشه


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1246
ادامه مطلب ...

با خون نوشتم دوستت دارم با گل نوشتی دوستش دارم

با خون نوشتم دوستت دارم با گل نوشتی دوستش دارم

 ____________$$$$$$$$ امیدوارم $$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$_♥_$$$$$$$__$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$♥ ♥$$$$$$$$$__$$$
_________$$$$$$$♥ آسمانت بی غبار ♥ $$__$$$$
_________$$$$$$♥ سهم چشمانت بهار ♥$___$$$
__________$$$$$♥ قلبت از هر غصه دور ♥$__$$$
____________$$$$♥ بزم عشقت پر سرور ♥$$$
_______________♥ بخت و تقدیرت قشنگ ♥$
_________________♥ عمر شیرینت بلند ♥
____________________$$♥♥♥$$$$
______________________$♥♥$
_______________________♥


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1249
ادامه مطلب ...

عطر و ادکلن را روی پوست نزنید

 

 

عطر و ادکلن را روی پوست نزنید

عطر و ادکلن و عمدتا ترکیبات معطر به لحاظ دارا بودن مواد پاک کننده شدید و اسیدی بودن منجر به خشکی پوست می شوند بنابراین توصیه می شود افراد این مواد را به لباس خود بزنند.

یک متخصص پوست توصیه کرد: استفاده از عطر و ادکلن بر روی پوست، خشکی پوست را تشدید می کند.



به گزارش مهر، دکتر محمدتقی نوربالا اظهار داشت: افرادی که دارای پوست خشک هستند از صابون های مرطوب و گلیسیرینه استفاده کنند چرا این مواد چربی پوست را کمتر کاهش می دهد. و یا اینکه از صابون مخصوص کودکان که اسید کمتری دارد می توانند بهره ببرند.



وی با بیان این مطلب شستشوی زیاد پوست نیز می تواند منجر به خشکی پوست شود افزود: به جزء مورد اخیر عوامل محیطی همچون، باد، آب و آفتاب نیز می تواند باعث خشکی پوست شود.



نوربالا با تاکید بر پوشیدن لباس آستین بلندجهت پیشگیری از بروز خشکی پوست توصیه کرد: لباس های نخی بهترین پوشش برای پوست های خشک می باشد چرا که لباس گرم و پشمی باعث تحریک پوست و در نهایت باعث افزایش خشکی و احساس ناراحتی بیشتر در پوست فرد می گردد.



این متخصص پوست تاکیدکرد: مبتلایان به خشکی پوست از خاراندن پوستشان بپرهیزنند چرا که خاراندن پوست موجب نازک تر شدن پوست می شود و ناراحتی فرد را افزایش می دهد.



نوربالا همچنین با اشاره به این مطلب که رطوبت محیط نیز در میزان خشکی پوست تاثیرگذار است توصیه کرد: مناطق با آب و هوای خشک و در مکان هایی سربسته که دارای رطوبت کم هستند توصیه می شود  رطوبت محیط را با دستگاههای بخور افزایش دهند.




نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1235
ادامه مطلب ...

مکالمه بسیار جالب و خنده دار دختر و پسرها با تلفن

تلفن زنگ می خورد :


گفتگوی دو دختر پای تلفن:
سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس


گفتگوی دو پسر پای تلفن:
بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر


بعد از قطع کردن تلفن :

دخترها:
واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد


پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این حمید خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه

 


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 08 اسفند 1390
بازديد:1217
ادامه مطلب ...

?