.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

چگونه مدیر مشکل پسند خود را مدیریت کنیم؟

چگونه مدیر مشکل پسند خود را مدیریت کنیم؟

برای حل مشکلات کاری از مهارت‌های مقابله‌ای، ارتباطی و کمی هوشیاری استفاده کنید.


رابطه، حجم وسیعی از زندگی ما را تحت پوشش خود قرار می‌دهد. محیط کار نیز بخش مهمی از زندگی افراد است که با توانایی‌های ارتباطی و مقابله‌ای گره خورده است. برای حل مشکلات محل کار احتیاج به مهارت‌های ارتباطی، مسوولیت و هشیاری داریم.


 چگونه مدیر مشکل پسند خود را مدیریت کنیم؟


تحت کنترل قرار دادن یک رییس مشکل پسند اگرچه یک چالش است اما امکان پذیر است.


در ابتدا لازم است دلیل رفتارهای سخت مدیر خود را بیابید.


رفتارهای منصفانه رییس خود را در موضوعات مختلف پی‌گیری کنید.


در بسیاری از موارد رفتارهای غیر منصفانه بازتاب استرس‌هایی است که فراتر از توانایی مدیرتان است. اگر این چنین است شانسی برای تغییر رفتار وجود دارد. اما اگر به نظر می‌آید رفتارهای مدیرتان نتیجه یک خصومت مزمن است، شانس کمی برای تغییر مثبت رفتار وجود دارد.


در واقع شما در مرحله اول احتیاج به راهنمایی صادق یا یک منبع انسانی برای ارزیابی این موضوع دارید.


درمرحله دوم نیاز دارید احساسات منفی معطوف به مدیرتان را مدیریت کنید تا درگیر رفتارهای خود-تخریبی مانند حالت تدافعی یا لجبازی با مدیر نشوید.


سومین مرحله، فهمیدن و مدیریت واکنش‌های منفی است. ممکن است شما در ارتباط برقرار کردن دچار مشکل باشید اما برای حل کردن مشکل احتیاج به محیطی مثبت دارید.


 با انتقادهای غیرمنصفانه مدیرمان چه کنیم؟


بایستی با مدیرتان در مورد نگرانی‌هایتان صحبت کنید. یادتان باشد با مدیرتان مقابله نکنید. بین این دو رفتار تفاوت وجود دارد. بایستی غیر خصمانه صحبت کنید مانند ازدواج که بایستی شکایات خود را طوری حل کنید که به رابطه لطمه نزند.


یادتان باشد موفقیت شما وابسته به مهارت‌های شما در ارتباط غیر احساسی و دفاعی است.سعی کنید انتقاد را به عنوان اطلاعاتی با ارزش در مورد انجام بهتر کارها در نظر بگیرید نه آنکه با آن مانند یک حمله شخصی روبرو شوید. شخصیت فردی خود را از شخصیت کاری جدا در نظر بگیرید و سعی کنید رفتارهای دفاعی و رفتارهای هیجانی را کنترل کنید.


به انتقادها به چشم موقعیتی برای نزدیک شدن به رییس و گسترش کار بنگرید. به جای آنکه خود را قربانی جنگ قدرت بدانید، خود را به عنوان یک دوست و همکار رییس در نظر بگیرید.


 با استرس‌های کاری چه کنیم؟


استرس به دیدگاه شما وابسته است. یک موضوع برای فردی استرس آور است و برای دیگری تنها موجی از توجه به همراه می‌آورد. استرس آورهای ویژه محل کار خود و نشانه‌های جسمانی و ذهنی آن را بشناسید. اگر پیش زمینه‌ها را بشناسید می‌توانید با تکنیک‌هایی استرس خود را کاهش دهید.


اگر احساس می کنید به صورت شخصی نمی‌توانید با استرس خود مقابله کنید به متخصص روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.


چگونه احساس قدرت کنیم؟


به هر میزانی که قدرت انتخاب دارید احساس قدرت می‌کنید. آن‍هایی که برای کار خود برنامه ریزی می‌کنند و به صورت مستقیم در مورد شرایط کار، مسوولیت ها و روابط کاری تصمیم گیری می‌کنند و یا توانایی مدیریت دارند، احساس قدرت و انگیزه بیشتری دارند.


با ترس از دست دادن شغل چه کنیم؟


نگرانی در مورد بیکاری در جامعه امروز بی‌تردید امری طبیعی است چرا که تاثیراتی عمیق بر فرد و خانواده برجای می‌گذارد.


بسیاری از افراد بوسیله غیبت، کارشکنی و سنگ اندازی و روش های دیگر سعی در تحکیم موقعیت کاری خود دارند. به جای تمرکز بر دیگران بر خود تمرکز کنید. دانش و مسوولیت خود و توانایی مقابله با مشکلات را افزایش دهید این چنین می‌توانید جایگاه خود را تثبیت کنید.


به روز باشید؛ به روز بودن یعنی افزایش توانایی‌ها برای تغییرات احتمالی.


تنها کسانی می‌مانند که با تغییرات تغییر کنند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1217
ادامه مطلب ...

تعریف آزادی فردی پس از ازدواج

تعریف آزادی فردی پس از ازدواج

یکی از مشکلاتی که بعد از ازدواج در زندگی زناشویی مطرح است، «محدودکردن آزادی‎های فردی» طرفین است. در این موارد افراد، اولین واکنشی که نسبت به این محدودیت از خود نشان می‌دهند «مقاومت» است.


برای مثال فردی قبل از ازدواج، هر روز جمعه‌ها عادت داشته با دوستان خود به کوه و یا تفریح برود و زمانی که ازدواج می‌کند، همسرش با این موضوع مخالف است و در برابر او مقاومت می‌کند. مثلا زمانیکه فرد لباس‌هایش را می‌پوشد و آماده برای رفتن به بیرون از خانه می‌شود، همسرش سریع واکنش نشان می‌دهد و می‌گوید: «کجا، تو دیگر همسرداری و اگر جایی بخواهی بروی، باید با هم برویم».


در ابتدا زوجین این نوع رفتار را می‌پذیرند و برای هم دیگر گذشت می‌کنند؛ اما با مرور زمان مقاومت خود را آغاز کرده و می‌گویند:"«ماهم می خواهیم زندگی شخصی خود و آزادی فردی داشته باشیم».


زمانیکه زوجین در زندگی مشترک خود مقاومت می‌کنند، باعث می‌شود به تدریج در دید زن و شوهر یک مسابقه‌ای ایجاد شود که در کجا همدیگر را آزاد و در کجا با هم به تفریح بپردازند. در نتیجه این رفتار باعث کلنجار و یا کل کل بین زوجین می‌شود.


مسئله اصلی این است که طرفین باید به همدیگر «اعتماد» داشته و همدیگر را در اینکه «رشد شخصی» داشته باشند، یاری کنند.


ازدواج پیوند بین دو نفر است؛ اما دو نفر مستقل. قرار نیست همه چیزها به همدیگر وابسته و محدود باشد.


در اینگونه مسائل، خیلی خوب است که همسران در زمینه تفریح، با هم «علایق مشترک» داشته باشند. مثلاً زن و شوهر دوست دارند با همدیگر برای تفریح به کوه بروند. این «علاقه مشترک» سبب می‌شود که با همدیگر به کوه بروند.


و اما اگر علایقشان با هم نخواند و مشترک نباشد؛ مثلاً اگر یکی از زوجین، دوست نداشت به کوه برود، خواه ناخواه زندگی خوبی نخواهند داشت. در این مواقع یک نفر باید ایثار کرده و قربانی علایق شخص مقابل شده و از خواسته و امیال خود بگذرد تا طرف مقابل خود را راضی نگه دارد.


این گونه رفتار کردن در دراز مدت مشکل ساز شده و فرد احساس می‌کنند که در زندگی مشترک به رشد شخصی خود نرسیده و به خود نپرداخته است. در بسیاری از زوج‌های جوان دیده می‌شود که این افراد بعد از سال‌ها که زندگی مشترک داشته‌اند، خسته می‌شوند و می‌گویند «ما دوست داشتیم سرکار رفته و یا کارهای هنری و نقاشی و یا کلاس های موسیقی برویم. حتی می‌خواستیم ادامه تحصیل داشته باشیم؛ اما فقط به صرف ازدواج نتوانستیم به هدفمان برسیم و کارهایمان بی‌نتیجه مانده است».


در نتیجه در زندگی مشترک این مشکلات باعث می شوند که زندگی خوبی نخواهند داشت و می توان گفت: «اگر در زندگی شخصی راضی نباشد مسلما از زندگی زناشویی هم لذتی نمی‌برد».


برای اینکه این اتفاق نیوفتد، زن و شوهر باید با همدیگر «مذاکره» کرده و به «توافق» رسیده و همدیگر را بپذیرند. مثلا بگویند:«درست است که در زیر یک سقف زندگی می‌کنیم و زندگی مشترک خوبی هم داریم؛ ولی زندگی خوب این است که سعی کنیم، همدیگر را تشویق کرده و کمک کنیم که به علایق شخصی و آزادی‌های فردی خود بپردازیم».


از طریق مذاکره و مهارت‌های ارتباطی می‌توانند با همدیگر گفت‌وگو کنند و به تفاهم برسند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1259
ادامه مطلب ...

مشکلی به نام اجبار به ازدواج

منصور بهرامی آسیب‌شناس درباره مسأله ازدواج در جامعه اظهار داشت: یکی از مسایلی که امروزه در جامعه حاکم شده، آن است که وقتی سن دختر یا پسری به حدی می‌رسد، جامعه او را تحت فشار قرار می‌دهد که چرا تا به حال ازدواج نکرده و اگر به هر دلیلی ازدواج نکند، برچسب‌هایی به فرد زده می‌شود که جوان را مجبور به ازدواجی سریع می‌کند.
وی با بیان اینکه یکی از دلایل اصلی بالا رفتن سن ازدواج در جامعه، مشکلات اقتصادی است، گفت: جامعه باید دید خود را نسبت به ازدواج تغییر دهد و از دید تجاری به ازدواج نپردازد، چراکه ازدواج یک پیوند آسمانی بین ۲ نفر است.
بهرامی با اشاره به برخی مشکلات در امر ازدواج تصریح کرد: با توجه به آماری که در دست است، اگر دختر و پسری که هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده‌اند، تشکیل خانواده دهند آن ازدواج با شکست رو به رو شده و به سمت طلاق هدایت می‌شود و در نتیجه آمار طلاق در جامعه بالا می‌رود.
این آسیب‌شناس با اشاره به امر ازدواج مدرن و سنتی، خاطرنشان کرد: در زندگی‌های امروزی وصلت‌ها فقط بر پایه عشق نیست و‌گاه به دلیل اهداف دیگر مانند اهداف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و.. است، به عنوان مثال اگر دختری بخواهد همسری را برای خود انتخاب کند، سعی می‌کند آن همسر از نظر اجتماعی، شرایط مالی و اقتصادی و مزایای دیگر دارای امتیازاتی باشد، در حالی که عشق در ازدواج‌های امروزی کمرنگ‌تر شده است.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1264
ادامه مطلب ...

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید
ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

 
 

آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
 
به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
 


۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.

۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
 
 

نظر مشاور درباره مشاجره

این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
 


شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
 


 در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟

اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.
 


یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.
 


زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.
 
 

 خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.
 
 
 

 

بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند

.



برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد

 این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست

. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1303
ادامه مطلب ...

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید
ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

 
 

آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
 
به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
 


۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.

۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
 
 

نظر مشاور درباره مشاجره

این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
 


شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.

گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
 


 در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.

شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟

اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.
 


یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.

این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.
 


زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.

متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.
 
 

 خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.

بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.
 
 
 

 

بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند

.



برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد

 این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست

. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1272
ادامه مطلب ...

آخر و عاقبت ازدواج پسر با زن مطلقه

سیار دیده شده است که پسران مجرد با زنی که سابقه ازدواج دارد قصد ازدواج می‌کنند که معمولا اولین مساله‌ای که به ذهن یک پسر مجرد برای ازدواج می‌افتد، شرایط و رسومات ازدواج است. «عباس رحمتی»، دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره می‌گوید:
معمولا پسر مجردی که خواهان ازدواج با زن مطلقه است، مهمترین دلیل او این است که ازدواج با این شخص، بسیار ساده و راحت است و با خود چنین تعبیری می‌کند که امتیازهای زن مطلقه نسبت به دختر مجرد، به مراتب پایین‌تر است؛ در نتیجه شرایط ازدواج با او آسانتر و سهل‌تر از دختر مجرد است.
انگیزه این افراد برای ازدواج با زن مطلقه صرفا شرایط اقتصادی، زیبایی و فرهنگی زن مطلقه نیست؛ بلکه برخی مواقع فقط انگیزه راحت ازدواج کردن و حتی راحت جدا شدن را دارند. پسر مجرد بیشتر به این فکر می‌کند اگر این زن یکبار از همسر قبلی خود جدا شده؛ در نتیجه از من هم به راحتی جدا می‌شود و با او مشکلی نخواهم داشت.
بعضی از اختلافات بین زوجینی که بار اول با هم ازدواج می‌کنن شاید قابل حل باشد و زن و مرد به دلیل اینکه از ثبات و پایداری برخوردار هستند، سعی می‌کنند آن را رفع کنند. اما زمانیکه مردی با زن مطلقه ازدواج می‌کند؛ با خود چنین ذهنیت نادرستی دارد که اطرافیان و یا حتی خانواده زن مطلقه هیچ تسلط و یا حمایتی ندارند، پس به این اختلافات دامن می‌زند و زن هم در بیشتر مواقع چاره‌ای جز سکوت ندارد و زیر سلطه مرد باقی بماند، اما بعد از مدتی زن مطلقه احساس ناامنی و نارضایتی کرده و باعث جدایی آنها می‌شود.
یکی از آفت‌هایی که در این موارد وجود دارد، این است که زن مطلقه مورد سرزنش و سرکوب از طرف مرد قرار می‌گیرد. مرد با کوچک‌ترین نقطه ضعف از زن مطلقه او را سرزنش کرده و می‌گوید: «شاید با همسر قبلی خود هم این طور رفتار کردی که تو را طلاق داده است» وبا این روش از این نقطه ضعف زن مطلقه به نفع خود، استفاده کرده و مدام سرکوفت بزند.
همچنین آمار نشان می‌دهد مهمترین عاملی که در بیشتر اختلافات بین زن و شوهر دیده می شود،«دخالت‌های اطرافیان و خانواده» است.
باورهای غلط اطرافیان باعث شده، زنی که یک بار در گذشته ازدواج ناموفق داشته است، ارزش او را کم جلوه می‌دهند. بنابراین ارزش کادوگرفتن، بهاء دادن، مایه گذاشتن را نداشته و لزومی برای سنگ تمام گذاشتن در مراحل زندگی او نمی‌بینند.
همچنین در برخی از موارد، مردها از ازدواج با این زنان مطلقه سوء استفاده می‌کنند؛ مثلا اگر زن شاغل است، از پول و موقعیت اجتماعی او استفاده و باج گیری می‌کنند.
در زندگی مشترک این افراد بارها اتفاق می‌افتد که رفتارها و خاطرات در زندگی مجدد، زن را به یاد همسر گذشته خود می‌اندازد. در این مواقع زن با خود فکر می‌کند که مانند همسر گذشته‌اش، رفتار مرد، قابل تغییر نبوده و مقاومت نشان می‌دهد؛ زیرا ذهن او آلوده شده و باعث می‌شود که همسر او مانند همسرگذشته اش رفتار کرده و عکس العمل نشان دهد. در نتیجه زندگی آنها موجب اختلال شده و منجر به جدایی می‌شود.
مواردی دیده شده که مرد مجرد به دلیل ترحم و دلسوزی با زن مطلقه ازدواج می‌کند و زمانیکه زن متوجه می‌شود مرد به علت ترحم و دلسوزی با او ازدواج کرده، روحیه‌اش خدشه‌دار و احساس خواری می‌کند.
بهترین راهکار این است که قبل از ازدواج، زن مطلقه با مرد مجرد مذاکره کرده و درباره او تحقیق کند و اگر انگیزه‌ای پنهان در مرد مجرد برای ازدواج با او وجود دارد تشخیص بدهد و با استفاده از مشاوره‌های روانشناسی تصمیم نهایی خود را بگیرد.
بطور کلی با تدبیر و اندیشه و مشاوره می‌توان این نوع ازدواج‌ها را به موفقیت و سربلندی سوق داد.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1256
ادامه مطلب ...

براي بارداری مقدمات زيادي لازم است

 
براي بارداري مقدمات زيادي لازم است، قطعا براي آ‌ن‌كه باردار شويد و خانواده‌تان را 3نفره كنيد بايد تصميم بگيريد با همسرتان همراه شويد، پس‌انداز كنيد، تحت‌نظر پزشك باشيد، آزمايش‌هاي مربوطه را انجام دهيد و خريدهاي لازم را هم بكنيد اما اين پايان ماجرا نيست، زيرا شما هم مي‌دانيد كه باردار شدن شرايط خاص خودش را دارد و شايد شما هم درگير حواشي آن باشيد.
  اين روزها را بشناسيد
   بهترين موقع براي بارور شدن چه  زماني است؟
هر زن جوان، طي هر ماه،‌ فقط 6 روز فرصت و امكان باردار شدن دارد. اين دوره كه آن را «دوره باروري ماهانه» مي‌نامند، از 5 روز قبل از تخمك‌گذاري زن تا يك روز بعد از تخمك‌گذاري است. اين به‌خاطر اين است كه سلول‌هاي جنسي كه مي‌توانند تا 100 ساعت در بدن زن زنده بمانند بايد به قسمت بالايي لوله‌هاي فالوپين- جايي كه تخمك از تخمدان‌ها آزاد مي‌شود- برسند.
بنابراين، احتمال بارداري زماني كه مقاربت قبل از تخمك‌گذاري باشد بيشتر است تا زماني كه مقاربت بعد از تخمك‌گذاري باشد. توصيه متخصصان زنان و زايمان اين است كه زوجي كه مي‌خواهند بچه‌دار شوند، بهتر است در تمام روزهاي موسوم به «دوره‌هاي باروري ماهانه» مقاربت داشته باشند.
شايد اين سوال پيش بيايد كه زنان بايد از كجا بفهمند كه زمان تخمك‌گذاري ماهانه‌شان چه موقع است بهتر است اين را بدانيد كه حتي اگر دوره‌هاي ماهانه شما هرماه منظم و 27 روزه باشد، قطعا نمي‌توان گفت كه وسط اين 27 روز زمان تخمك‌گذاري شماست. در داروخانه‌ها كيت‌هايي وجود دارد كه مي‌توانند مشخص كنند كه زمان تخمك‌گذاري يك زن چه موقع است اما با اين كيت‌ها شما چندروز قبل از تخمك‌گذاري را كه همان‌‌طور كه گفتيم در باروري بسيار مهم هستند را از دست مي‌دهيد. دكتر جرج يارسن از موسسه زنان و زايمان سنت جيمز در لندن مي‌گويد:‌ «اگر روز شروع دوره ماهانه را روز اول دوره هر زن بدانيم براي بارور شدن بهتر است كه از روز هشتم تا نوزدهم هر دوره، مقاربت داشته باشيد تا احتمال باروري‌تان بالا برود.»
 مردان همه عمر قدرت باروري دارند؟
  چه عواملي روي قدرت باروري مردانه تاثير مي‌گذارند؟
به گزارش برترین ها دكتر هري فيش، متخصص ارولوژي در مورد پرسش در خصوص تفاوت باروري مردانه و زنانه مي‌گويد: «قدرت باروري زنان در آغاز دهه چهارم زندگي‌شان شروع به كاهش مي‌كند و در اواخر دهه چهارم زندگي‌شان وقتي به 40سالگي نزديك مي‌شوند به شدت كاهش مي‌يابد اما قدرت باروري مردان اين‌گونه نيست، درواقع قدرت باروري آن‌ها هم كاهش مي‌يابد ولي با سرعتي خيلي كمتر. ميزان هورمون تستوسترون در مردان بالاي 30سال سالانه حدود يك درصد كاهش مي‌يابد.» اما در مورد قدرت باروري مردانه چه مسائلي نقش بازي مي‌كنند؟ دكتر فيش كه مدير مركز پزشكي نيويورك پرزباترين است،  مي‌گويد: «يكي از مسائلي كه در باروري مردان تاثير مي‌گذارد اضافه وزن آن‌هاست. هورمون تستوسترون در سلول‌هاي چربي، به‌خصوص آن‌هايي كه در بخش چربي شكمي جمع شده‌اند، شكسته مي‌شوند؛ براي همين هرچه يك مرد چاق‌تر باشد ميزان هورمون تستوسترون او كمتر است، ‌درضمن مسائلي مثل واريكوسل هم باعث كاهش قدرت باروري مردان مي‌شود كه بايد آن‌ها را به محض تشخيص دادن درمان كرد تا روي قدرت باروري مردانه تاثيري نگذارد، البته پيشرفت‌هاي جديد پزشكي باعث شده كه 99 درصد از مسائل و مشكلات اين‌گونه‌اي كه روي باروري مردان تاثير مي‌گذاشت درمان شود تا  مانند قبل روي باروري مردان تاثير نگذارد.»
  اگر دارو مي‌خوريد
  داروها روي قدرت باروري تاثير دارند يا خير؟
برخي از داروها روي ميزان باروري زنان تاثير مي‌گذارند. دراين مورد بيشتر از هر چيز در خصوص قرص‌هاي ضدافسردگي صحبت شده است اما تمام مطالعات انجام گرفته نشانگر اين است كه اين داروها روي چرخه دوره‌هاي ماهانه زنان و قدرت باروري آن‌ها تاثير نمي‌گذارند. ولي آيا زنان مبتلا به بيماري افسردگي بايد در دوران بارداري هم داروهاي خود را مصرف كنند؟
دكتر امانوئل پرابوك، از مركز تحقيقات دارويي دانشگاه نبراسكا در اين مورد مي‌گويد: «مسئله مهم اين است كه يك زن سالم خوشحال مي‌تواند مادر بهتري باشد تا يك زن افسرده غيرسالم،به هرحال سود اين داروها در اكثر موارد بيشتر از ضرر آن‌هاست اما معدودي از مطالعات نشان داده كه داروهاي ضدافسردگي مشهوري مثل پروزاك، ژولوفت و سكلسا ممكن است باعث ناهنجاري‌هايي در جنين شوند.»ولي برخي داروهاي ديگر ممكن است روي باروري زنانه تاثير بگذارند،  براي مثال برخي از متخصصان مي‌گويند كه داروهاي آنتي‌بيوتيك روي ترشح واژن در زنان تاثير مي‌گذارند و باعث كاهش احتمال تخمك‌گذاري مي‌شوند و داروهاي سرماخوردگي داراي آنتي‌هيستامين هم باعث مي‌شوند امكان لقاح سلول جنسي  مرد با تخمك كاهش يابد.
  سن بالاتر مي‌رود و احتمال كمتر مي‌شود
  چه سني مساوي است با ناباروري؟
مي‌توان گفت مهم‌ترين فاكتور در باروري زنان «سن»‌ آن‌هاست، البته موارد زيادي بوده كه زنان حتي در 50 سالگي و پس از انجام درمان‌هاي ناباروري باردار شده‌اند. اما خب آمار اين گونه است: «حتي با انجام درمان‌هايي مثل IVF شانس باروري در 45سالگي حدود يك تا 2درصد است.» دليل اين موضوع هم ساده است: «با بالا رفتن سن زنان ميزان تخمك‌هاي سالم كاهش مي‌يابد، از بعد 35 سالگي هم سيستم داخل بدن كه باعث آزاد شدن تخمك‌ها در هر ماه مي‌شود، شروع به تخريب مي‌كند و درنتيجه مكانيسم باروري زنان دچار مشكل مي‌شود. اما به هرحال شيوه‌هاي جديد باروري باعث شده كه اميد به باروري در زنان با سن‌هاي بالاتر افزايش يابد. براساس آمار مركز ملي سلامت آمريكا در فاصله سال‌هاي 1990 تا 2005 ميزان تولد فرزندان مادران 35 تا 39 ساله نسبت به دهه قبل 50درصد افزايش يافت و ميزان تولد فرزندان مادران 40 تا 44 نسبت به دهه قبل از ‌آن 100درصد افزايش يافته است.
 اين بار به حرف قديمي‌ها گوش كنيد
   اضطراب باعث كاهش باروري مي‌شود؟
تقريبا تمامي مردم و بسياري از پزشكان، اعتقاد دارند كه اضطراب دائمي و داشتن حالت هيجاني روي قدرت باروري زنان تاثير مي‌گذارد اما مطالعاتي كه در اين زمينه انجام شده  اين مسئله را تاييد نمي‌كند. دكتر شاري لاسكين، مدير مركز روان‌شناسي زايمان در دانشگاه لانگون نيويورك در اين مورد مي‌گويد: «همه ما در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف، ديده و شنيده‌ايم كه در شرايط سخت، زير شديدترين استرس‌ها، باروري از بين نمي‌رود و بارداري‌هايي شكل مي‌گيرد. درواقع هيچ‌يك از مطالعات ما نشانگر اين نيست كه استرس و اضطراب بتواند از ميزان قدرت باروري زنان بكاهد.»
با اين وجود بهتر است حرف قديمي‌ها را جدي بگيريم، اگر مي‌خواهيد در باروري‌تان دچار مشكل نشويد و يك بارداري مناسب داشته باشيد، سعي كنيد تا مي‌توانيد از اضطراب‌ها و فشارهاي روحي دور بمانيد و تا جايي كه مي‌توانيد براي خودتان آرامش كسب كنيد.»
 علامت هشدار‌دهنده نداريم
   نشانه‌هايي براي حدس زدن ناباروري فرد وجود دارد؟
به گزارش برترین ها دكتر لوئيزونيكشتاين مي‌گويد: «واقعا نمي‌شود نكته يا نشانه‌اي را گفت كه مي‌توانند بارداري را سخت كنند، درواقع در اكثر موارد تخمدان‌هاي پلي‌كيستيك، فيبروم رحم، عفونت كلاميريا، تا زماني كه يك زن قصد بارداري دارد تشخيص داده نمي‌شوند.»‌ اين پزشك و پژوهشگر در ناحيه سانفرانسيسكو باي‌آرنا مي‌گويد: «يك استثنا البته در ميان بيماري آندومتريوز است؛ اين بيماري باعث درد شديد هنگام مقاربت يا شروع خونريزي ماهانه مي‌شود. به هرحال توصيه ما اين است، هر زني كه قصد دارد باردار شود به پزشك متخصص مراجعه كند تا مشخص شود كه به هيچ مشكلي كه بارداري را سخت كند يا روي سرنوشت جنين تاثير بگذارد، دچار نيست.

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1261
ادامه مطلب ...

چرا زوج های جوان تمایل به دروغ گفتن به یکدیگر را دارند؟

آیا می دانید به چه دلیل زوج های جوان تمایل بهدروغ گفتن به یکدیگر را دارند؟
در جدیدترین تحقیق روان شناسان مشخص شده است که آقایان در روابط بعد از ازدواجشان بیش از خانم ها دروغ می گویند .
اگر یک خانم در طی روز دو مرتبه دروغ می گوید این نسبت در آقایان چهار بار در روز است . بیش از هشتاد و دو درصد خانم ها بعد از دروغ هایی که گفته اند احساس ندامت و پشیمانی دارند اما این درصد در آقایان زیر هفتاد درصد است .
اکنون به این دروغ ها می پردازیم :
1. خانم ها نیز همانند آقایان مایل به مخفی کردن احساسات درونی شان هستند و زمانی که ناراحت هستند و از آنها دلیل را جویا شوید می گویند موضوع خاصی نسیت تنها حوصله ندارند یا اینکه سرشان درد می کند . چرا همه دردها و احساسات را در خود می ریزد ، با همسرتان مطرح کنید تا بتوانید ساده تر با این موضوع کنار بیاید .
2. آقایان اگر نخواهند موضوعی را بگویند معمولا اینقدر دروغ می گویند و همه چیز را به هم می بافند که همسرشان سوالی را که پرسیده بود فراموش می کند . بهتر نیست به جای مخفی کاری ، موضوعی را که باعث آزار شما شده است را با همسرتان در میان بگذارید .
3. خانم ها گاهی شیطنت می کنند و مقداری پول از کیف جیبی همسرشان بر می دارند . زمانی که همسرشان می گوید پول از کیف پول من برداشتی ؟ با قطعیت کامل و مصرانه این موضوع را نهی می کنند و می گویند حتما گم کرده ای یا چیزی خریده ای که فراموش کرده ای و از این نوع پاسخ ها . اما بهتر است به این موضوع اعتراف کنید و به همسرتان بگوئید مقدار پولی که به شما می دهد کم است و نیاز به پول بیشتری دارید به جای اینکه همسرتان را به خودتان مشکوک کنید .
4. آقایان هنگامی که در مکانی هستند و نمی خواهند که هسرشان متوجه شود کجا هستند ، همیشه موبایل خود را از دسترس خارج می کنند یا اینکه هنگامی که همسرشان تماس می گیرد می گویند که " گوشیم آنتن نمی ده ... چی ... الو .. " و بلافاصله تلفن را قطع می کنند . آیا می دانید این رفتار شما ، برای رابطه زناشویی تان یک سم است ؟ و فقط باعث می شود که همسرتان به شما مشکوک شود و زندگی تان تا مرز طلاق پیش رود .
5. خانم ها خواسته های فراتر از توان و قدرت اقتصادی همسرشان دارند و باعث می شوند که همسرانشان به آنها دروغ بگویند . به کرات دیده و شنیده ایم که طلا یا جواهراتی که داماد به عروس هدیه داده است ، تقلبی بوده اند یا به قیمتی که داماد مدعی بوده است ، خریداری نشده اند .
چرا داماد باید همچین دروغی را مطرح کند ؟
زیرا خواسته های عروس بسیار بالاست . پس اگر می خواهید از همسرتان دروغی نشنوید توصیه می کنیم خواسته های خود را تا حد و سطح اقتصادی او کاهش دهید .
6. درمورد آقایان :خانه تان پر از مهمان است اما مهمان هایی که شما دوست ندارید و تمایل دارید که دیرتر به منزل برسید ، بهانه های مختلفی را بیان می کنید ، جلسه کاری پیش آمد ، در ترافیک ماندم و ....
به جای بهانه های مختلف، خیلی صریح به همسرتان بگویید به دلیل اینکه به دیدن این افراد تمایلی ندارید پس دیرتر به منزل برمیگردید .
7. خانم ها تا کوچکترین مخالفتی از جانب همسرشان می بینند خودشان را به مریض بودند می زنند ، " وای میگرنم اوت کرد ، وای سرم داره گیج میره ، فشارم افتاد و .... "
تا چه زمانی می خواهید به این نقش بازی کردن ها ادامه بدهید ، گفتگوی مصالمت آمیز بیش از هر حرکتی پاسخ می دهد .
8. هنگامی که خانم ها خرید های گران قیمتی را انجام می دهند و برای اینکه همسرشان با آنها مخالفتی نکند می گویند : " این بلوز را تازه در حراج این مغازه خریدم ، قبلا گرون تر بود ، .....
به همسرتان بگویید با وجود اینکه قیمت بالایی داشت ولی به دلیل اینکه دوست داشتم این بلوز را داشته باشم ، خریدم .
در انتها به تمام زوج های جوان توصیه می کنیم از دروغ گفتن به یکدیگر بپرهیزند زیرا هیچ صحبت و کلامی مانند دروغ شما را به دیگری بدبین نمی کند ، گاهی شک و سوء ظن ها شما را تا مرز طلاق سوق می دهد .


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1231
ادامه مطلب ...

ازدواج ديرهنگام چه آثار نامطلوبي را در جامعه مي‌گذارد؟

 
حجت‌الاسلام والمسلمين محمدحسين حق‌جو، از پژوهشگران و اساتيد مشاوره حوزه علميه در گفتگو با «حوزه نیوز» بررسی به آسيب‌هاي ازدواج زودهنگام و ديرهنگام و نيز مسايل مربوط به آن پرداخت.
* ازدواج ديرهنگام چه آثار نامطلوبي را در جامعه مي‌گذارد؟
ازدواج، «دير هنگام» و «زود هنگام» مشکل‌آفرين خواهد بود. در حقيقت ازدواج بايد «به‌هنگام» باشد.
افرادي‌که ديرهنگام اقدام به ازدواج مي‌کنند، دچار مشکلات عديده‌اي مي‌شوند.
خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ مِن آياتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَيها وَ جَعَلَ بَينکم مَوَدَّةً وَ رَحمَة» در اين آيه سه فايده؛ « لِتَسکُنوا إلَيها(آرامش)»، «مَوَدَّةً (دوستي)» و «رَحمَة (مهرباني)» براي ازدواج بيان مي‌کند.
اين سه عنصر به بُعد متافيزيکي (روان شناختي) انسان اشاره دارد. دين به ما مي‌گويد 80 درصد از انگيزه، فلسفه ازدواج، به تأمين نياز‌هاي رواني اختصاص دارد. 20درصد در تأمين نياز‌هاي جنسي خلاصه مي‌شود. اما متأسفانه در برخي مجامع شنيده مي‌شود که عامل اختلاف خانوادگي، مسائل جنسي مي‌باشد! اين نظر «فرويد» است. فرويد مي‌گويد؛ عامل سعادت فرد، خانواده و جمع، غريزه جنسي است! دين اسلام چنين نظري را قبول ندارد و آن‌را اشتباه مي‌داند. اسلام مي‌گويد؛‌بخش مهمي از ازدواج، تأمين نيازهاي روحي و رواني است. وقتي ازدواج به تأخير بيفتد، نخست؛ گسترش خلأ‌هاي عاطفي رخ مي‌دهد. وقتي خلأ‌ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتي چون؛ افسردگي، نااميدي، ‌اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگري، را در پي خواهد داشت.
دومين اثر سوء در تأخير ازدواج، «توسعه بي‌عفتي‌ها» است. پسر يا دختري‌که ازدواج آن‌ها به تأخير افتاده‌است قدرت کنترل غرايز جنسي را نخواهد داشت و به ورطه بي‌عفتي خواهند افتاد که در نتيجه، بي‌عفتي چنين افرادي، دامن‌گير خانواده‌هاي آنان نيز خواهد شد. خانواده‌اي که زمينه ديرهنگامي ازدواج فرزند خود‌را به بهانه‌هاي مختلف همچون؛ «هنوز بچه‌است، فوق ليسانس خود‌را نگرفته و...» فراهم کند، درواقع به بي عفتي او کمک کرده‌است. يک وقت خواهند ديد فرزند، فوق ليسانس خود‌را گرفت، اما فاسد‌الاخلاق شد. يا در اين رابطه کارش به مراجع قضايي کشيده‌شد.
*تاخير در رسيدن به کمالات انساني
سومين مورد از آثار سوء تأخير ازدواج،‌تأخير کمالات انساني است. يکي از آثار ازدواج صحيح و به‌هنگام،‌کمال‌يابي و کمال‌دهي انسان است. در روايت هم وارد شده‌است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دينش کامل مي‌شود.
وقتي دختر و پسر، ازدواج نمي‌کنند يا دير ازدواج مي‌کنند، خلأ ديني و رشدي پيدا خواهند کرد.
*بي‌توجهي به سنت‌هاي الهي
مورد ديگر در تأخير ازدواج، بي‌توجهي به سنن الهي و سيره اهل‌بيت(ع) است. اگر تحليل‌هايي که بعضي از والدين عنوان مي‌کنند را ملاک قرار دهيم،‌بايد «نعوذ بالله» به پيامبر اکرم(ص) اعتراض کنيم؛ چرا دختر نُه ساله خود را تزويج نمودي؟! چرا اميرالمؤمنين که هيچ مال و اموال نداشت را همسر دخترت قرار دادي؟! اميرالمؤمنين(ع) با فروش زره خود توانستند مقداري وسائل منزل تهيه کرده و زندگي خود را آغاز کند. وسائلي که با فروش زره تهيه شد يک ميليونم از وسايلي‌است که امروزه والدين براي دختران خود هزينه مي‌کنند و بعد هم عنوان مي‌کنند که نتوانستيم وسائل زيادي فراهم کنيم!
*ترويج ناامني‌ها
«توقف ارتقاء» از ديگر آثار در تأخير ازدواج مي‌باشد. يعني جواني‌که متدين و مؤمن است با ازدواج مي‌تواند حرکت‌هاي جهشي در مسائل مختلف داشته‌باشد، اما با تأخير در ازدواج، اين ارتقاء يافتن، متوقف مي‌شود.
اثر ديگر تأخير ازدواج، ترويج نا امني‌هاي اجتماعي است. خيلي از مسائلي که در جامعه رخ مي‌دهد، ريشه آن‌ها از تأخير در ازدواج نشأت مي‌گيرد.
همانگونه که دختر‌ها امنيت اجتماعي ندارند، پسرها نيز اين امنيت را از دست داده‌اند. امروزه شاهد هستيم که بسياري از پسر‌ها مغفول دختر‌ها قرار مي‌گيرند. يعني دخترها، پسرها را گمراه مي‌‌کنند.
«آسيب‌پذيري جامعه» نيز از آثار تأخير در ازدواج مي‌باشد.
گاهي مباحثي که در جامعه رخ مي‌دهد، حتي در مسايل سياسي؛ ريشه‌اش در تأخير ازدواج مي‌توان جست‌وجو کرد. جواني‌که بعضا حرکات سياسي و ضدانقلابي ايجاد مي‌کند، اگر کارشناسان بررسي کنند، متوجه خواهند شد که يکي از ريشه‌هاي آن خلأ‌ها و عقده‌هاي رواني است. مثلا بعضي گروه‌ها، پسر و دختري که در اثر تأخير ازدواج دچار انحراف فکري، اخلاقي و سياسي شده‌اند، را براي اهداف خاص خود جذب مي‌کنند و اين مسأله، مشکلات سياسي را نيز به‌وجود آورده‌است.
* چه عواملي را در تأخير ازدواج مؤثر مي‌دانيد؟
اولين عامل پيوند دادن برخي مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخير ازدواج است، مثلا والدين موضوعاتي مثل؛ تحصيل، شغل، سربازي و درآمد را به ازدواج پيوند مي‌دهند.
در زندگي‌هاي گذشته، اين مسائل در جايگاه خود داراي اهميت بوده‌است و اگر جواني مؤمن، متدين و فعال درخواست ازدواج مي‌کرد، درخواست او مورد قبول قرار مي‌گرفت و به تدريج شغل و درآمد او با همراهي و کمک والدين مهيّا مي‌شد.
چه اشکالي دارد که والدين پسر و دختر، با کمک همديگر زمينه شغل، مسکن و درآمد را براي فرزندان خود فراهم کنند.
دومين مورد، کاهش توکل والدين و فرزندان است. متأسفانه برخي والدين، جواني‌را که داراي تمکن و تمول هستند را قبول داشته و نسبت به جواني‌که مال و اموالي ندارد، بي‌اعتنايي مي‌کنند، درصورتي‌که همان افراد، وقتي خود ازدواج مي‌کردند، هيچيک از مواردي که از پسر يا دختر درخواست مي‌کنند، نداشتند و در مسير زندگي به خيلي از امکانات دست يافتند. اما نسبت به پسر و دختر خود همان تفکر را پياده نمي‌کنند!
*بي‌اعتنايي والدين
«بي‌اعتنايي والدين نسبت به ازدواج» از ديگر عوامل تأخير ازدواج است. يادم هست که در گذشته افراد فاميل (دايي، عمو، خاله، عمه) دست به دست همديگر مي‌دادند و زمينه ازدواج پسر يا دختري را فراهم مي‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنين مواردي پيدا مي‌شود.
اگر در ازدواجي که صورت مي‌گيرد هداياي ازدواج، به‌خوبي مديريت شود، بخشي از هزينه‌هاي زندگي با اين هدايا تأمين مي‌شود. متأسفانه در برخي از موارد، مشاهده مي‌شود هدايايي داده‌ مي‌شود که علاوه بر حمل طاقت‌فرسا، هيچ استفاده‌اي از آن‌ها نمي‌شود و يا حتي اين قبيل وسائل را قبلاً زوجين تهيه کرده‌بودند.
*يک انتقاد از رسانه‌ها
از ديگر عوامل تأخير ازدواج «مدل‌هاي موجود در مطبوعات و رسانه‌ها» مي‌باشد. مثلا مشاهده مي‌شود فيلمي از زوج تازه ازدواج‌کرده در تلويزيون نشان مي‌دهند که خانه آن‌چناني،‌آشپزخانه مجهز، مبلمان و ماشين مدل بالا را به تصوير مي‌کشد. حال بايد پرسيد آيا اکثر جوانان امروزي اين امکانات را دارند يا عدّه قليلي اين‌چنين زندگي مي‌کنند! اين مدل، غلط، اشتباه و غربي است که از رسانه‌هاي دولتي، به عموم جامعه نشان داده مي‌شود. بنده در يک جلسه‌اي خطاب به مسئولان صدا و سيما عنوان کردم شما با اين کار خود، جوانان را تحقير مي‌کنيد. جوان با ديدن چنين صحنه‌هايي مي‌گويد؛ من عُرضه داشتن چنين خانه‌اي را ندارم، تا آخر عمر نيز اگر تلاش کنم نمي‌توانم چنين خانه‌اي را براي خود فراهم کنم. بنابراين رسانه‌ها با اين کار خود، مدل اشتباهي را تبليغ مي‌کنند. يا نشريات مدل‌هاي غربي را ترويج مي‌کنند. اين در حالي است که اکثر جوان‌ها در ابتداي زندگي خود، از داشتن پنجاه متر منزل مسکوني محروم هستند.
*الگوهاي نامناسب
«ارائه مدل از برخي افراد متمول» نيز از ديگر موارد مؤثر در تأخير ازدواج است. مثلا پدر دختر و پسر، هردو ميلياردر، براي فرزندان خود جشن عروسي چندصد ميليوني مي‌گيرند و انواع و اقسام پذيرايي را براي ميهمانان ارائه مي‌دهند؛ وقتي پنجاه خانوار از افراد متوسط جامعه، چنين جشني را به چشم مي‌بينند با خود مي‌گويند؛ ما کي توان برپايي چنين جشني را داريم؟ و در اثر اين عدم توان، تصميم مي‌گيرند زمينه ازدواج فرزندان خود را فراهم نکنند. پس بايد اين مدل‌ها به عنوان مدل اشتباه اجتماعي و خانوادگي مطرح شود نه اين‌که به عنوان امتياز در جامعه مطرح شود، ما بر حلال بودن يا حرام بودن پول‌هاي مصرف شده کار نداريم، اما مدل، مدل اشتباهي است که ترويج مي‌شود.
از ديگر موارد تأخير ازدواج «توقع زياد خانواده دختر يا پسر» از طرف مقابل مي‌باشد که در تأخير ازدواج سهم بسزايي دارد.
«اختصاص يافتن کار به امور اداري يا دولتي» در تأخير ازدواج نيز تأثير دارد. بعضي از والدين دختر عنوان مي‌کنند اگر پسر، کارمند دولت باشد، مانعي براي ازدواج ندارد. مگر درآمد يک کارمند از درآمد شغل آزاد بيشتر است؟ الآن مشاغل فني درآمد بيشتري نسبت به کارمند کسب مي‌کنند. اما متأسفانه، کسي که پائين‌ترين شغل را از حيث رتبه در ادارات دولتي داشته‌باشد، مقبوليت دارد.
* آيا فقر مادي بيشترين تاثير را در تأخير ازدواج دارد يا فرهنگ اشتباهي که درمورد فقر مادي وجود دارد، تأثير گذار است؟
همان‌طورکه بيان شد، معتقدم هيچ مرد و زني نسبت به خود، در ابتداي ازدواج، امکانات کامل نداشتند يا از صفر و يا نزديک به صفر شروع کرده‌اند. ماهم بايد همين نگاه و درخواست را از يک جوان داشته‌باشم. در خيلي از جلسات که بحث مالي مطرح مي‌شود از والدين سؤال مي‌کنم: شما وقتي که ازدواج کرديد آيا اين درآمدي که الآن بدست مي‌آوري؛ در ابتداي ازدواج کسب مي‌کردي؟ يا درآمد تو بسيار کمتر از اين بود؟
حال چگونه توقع داري، جواني‌که در آغاز راه است، همه امکانات رفاهي را در اختيار داشته‌باشد. کسي نمي‌گويد مسائل مالي مهم و لازم نيست. اما اين تفکر و فرهنگ که فقط با وجود شغل و اموال آن‌چناني مي‌توان ازدواج کرد، صحيح نيست.
مسأله ديگري که حائز اهميت مي‌باشد، مديريت کردن زن و مرد در محيط زندگي است. خيلي از جوانان و خانواده‌ها درآمد کافي دارند، اما فاقد «عقل معاش» هستند. يعني مديريت اقتصادي ندارند، بلد نيستند چگونه خرج کنند.
اکثر جوانان چه پسر و چه دختر، عقل معاش ندارند. گرچه تلويزيون گاهي درباره مصرف بهينه برق، آب و گاز، اطلاع‌رساني انجام مي‌دهد، اما مصرف بهينه بايد در همه امور جريان داشته‌باشد. مثلا غذايي که در منزل پخته مي‌شود، 50درصد نسبت به غذاي بيرون تفاوت قيمت دارد. به‌جاي اين که ماهانه صدهزار تومان از بيرون غذا تهيه شود، زن و شوهر مي‌توانند با کمک يکديگر با نصف قيمت، همان غذا را آماده کنند. علاوه‌بر اين‌که هزينه‌ها کاهش مي‌يابد، غذاي سالم‌تري هم مصرف خواهند کرد. گرچه اين موضوع، مباحث زيادي را هم در بر دارد. ولي اگر مديريت معاش به‌خوبي انجام شود، يک لذت خاصي هم براي زن و شوهر به‌همراه دارد و ضمن کار کردن در کنار يکديگر، انس و الفت بيشتري باهم خواهند داشت. اما اگر غذا از بيرون تهيه شود و هزينه زيادي هم بابت آن پرداخت شده‌ باشد، ممکن است همين موضوع بهانه اي براي درگيري باشد. مثلا مرد بگويد؛ بخاطر تنبلي شما (زن)، اين‌همه هزينه شده است و در مقابل، زن نيز در مقابل شوهر، موضع‌گيري انجام دهد.
* آيا دستگاه‌هاي دولتي به وظيفه خود در اين راستا عمل نموده‌اند؟
نسبت به گذشته کارهاي خوبي انجام شده‌است، ولي ايده‌آل نيست. دولت هم بخشي از مجموعه ملت مي‌باشد و اگر بخواهد همه مشکلات فرا روي اين مسأله را رفع نمايد، خانواده‌ها جايگاه خود را از دست خواهند داد.
* شيوه کمک‌هاي دولتي و خانواده‌ها را در اين مسأله مناسب مي‌دانيد؟ راهکارهاي شما در اين رابطه چيست؟
به نظر مي‌رسد تسهيلاتي مثل مسکن، وام ازدواج و...، از کف هم پائين‌تر است. يعني دولت کف را در نظر گرفته است. مثلا يارانه‌اي که پرداخته مي‌شود، در مقابل حقوق متعادل يک خانوار بسيار ناچيز است. اما رويکرد دولت اين است که به خانواده‌هاي نيازمند کمک شود.
اگر فقط دولت نقش تأمين کننده مسائل مالي را ايفا کند، نقش خانواده‌ها بسيار کمرنگ شده، چه بسا عوارض جانبي نيز به ‌همراه خواهد داشت.
من به يک پدر گفتم: شما چقدر به فرزندت کمک مي‌کني؟ گفت فلان مقدار. گفتم، شما فرض کن فرزندت هنوز ازدواج نکرده و در خانه توست؛ همين خرجي که در دوران مجردي به او مي‌دادي،‌ بعداز ازدواج نيز به او اهدا کن. با اين تفکر، والدين مي‌توانند تا حدودي مشکل مالي جوانان‌را رفع نمايند.
مورد ديگر اين‌است که متأسفانه جوانان امروز خيلي تنبلي مي‌کنند. فقط دوست دارند که در ادارات پشت ميز نشسته و کار کنند و نسبت به کارهاي سخت، رغبتي نشان نمي‌دهند. من معتقدم الآن، بزرگتر‌ها بيشتر از کوچکتر‌ها زحمت مي‌کشند. کوچکتر‌ها عادت به خوردن و خوابيدن پيدا کرده‌اند.
مع‌الاسف بايد گفت؛ خيلي از دخترهايي که ازدواج مي‌کنند چنين هستند. پسرهايي مراجعه مي‌کنند و مي‌گويند که خانم من يک غذاي ساده نمي‌تواند درست کند. دختري که در سن بيست تا بيست و پنج سالگي است چرا نبايد يک غذاي معمولي درست کند!
در نتيجه چنين خانواده‌اي غذاي مصرفي خود را بايد از بيرون تهيه کند و مخارج زندگي آن‌ها چند برابر خواهد شد.
بنابر اين زوجين، بخش مهمي از ساماندهي خانواده‌را به دوش دارند که بايد با تلاش بي‌وقفه خود، مهارت‌هاي تغذيه، مهارت‌هاي اقتصادي،‌اخلاقي و معنوي را در خانواده افزايش دهند.
متأسفانه مهارت‌هاي معنوي در بسياري از خانواده‌ها کمرنگ شده است.
آيات، روايات و اعمال سفارش شده‌اي وجود دارد که با انجام آن مي‌توان فوائد زيادي را کسب کرد. مثلا اعمالي در منابع اسلامي وجود دارد که با انجام آن، روزي انسان زياد خواهد شد. مثلا گناه، عامل کاهش رزق و روزي انجام‌دهنده آن است.
زوجي که موسيقي گوش مي‌دهند، به نماز بي‌توجهي مي‌کنند، قرآن نمي‌خوانند، بي‌احترامي به بزرگ‌تر‌ها مي‌کنند، بي‌ادبي به والدين انجام مي‌دهند؛ نبايد انتظار داشته باشند که رزق و روزي آن‌ها زياد شود. توصيه مي‌شود که زوج‌هاي جوان،‌ نسبت به انجام امور معنوي و عمل دستورات اسلامي حساسيت داشته تا آثار آن ‌را مشاهده کنند.
بارها شده افرادي که مراجعه مي‌کنند و مشکلاتي را مطرح مي‌‌کنند، مي‌گويم هر صبح که از خواب بلند مي‌شوي نزد والدين خود برو و ضمن بوسيدن دست آن‌ها، درخواست کن برايت دعا کنند. در روايت نيز وارد شده که دعاي والدين روزي‌را زياد مي‌کند. خواندن قرآن، توجه به نماز و... رزق روزي را زياد مي‌کند.
مرحوم شيخ عباس قمي در مفاتيح‌الجنان راه‌هاي افزايش روزي‌را بيان کرده‌است.
 در نتيجه خلأهاي ارتباط معنوي باعث شده که انسان در تنگنا قرار گيرد. مشکلاتي که با انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات مي‌توان آن‌ها را دفع و رفع نمود.

نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1274
ادامه مطلب ...

دلیل علاقه پسرها به ازدواج با دختر بزرگ‌تر

 

یک آسیب شناس گفت: طبق آمار، زندگی پسر با دختر بزرگتر از خود ادامه‌دار و پایدار نبوده و این ازدواج ها با مشکلات زیادی همراه است.


مصطفی اقلیما رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران گفت: در حال حاضر آمار ازدواج پسر با دختر بزرگتر از خود در جامعه رو به افزایش است. یکی از مهم ترین دلایل این امر را می توان شرایط و موقعیت مساعد مالی دختر خانم دانست.


این آسیب شناس و استاد دانشگاه افزود: طبق آمار، زندگی پسر با دختر بزرگتر از خود ادامه‌دار و پایدار نبوده و این ازدواج ها با مشکلات زیادی همراه است.


اقلیما در ادامه تصریح کرد: برای خانم‌ها هم دلایل متعددی وجود دارد. یکی از این دلایل بالا رفتن سن ازدواج در آنها و نبود موقعیت‌های دیگر برای ازدواج است. هدف دیگر در بین خانم‌ها برای قبول چنین ازدواجی، داشتن فرزند است.


رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد: هدف اصلی از این ازدواج ها دوست داشتن و علاقه بین زن و مرد، تشکیل زندگی مشترک و یا داشتن هم صحبت نیست. در واقع هدف این دسته از زوجین، ازدواج به مفهوم واقعی بدانیم.


به نقل از افکار نیوز،وی ادامه داد: در این ازدواج‌ها هر شخصی به منافع خود فکر می‌کند؛ بنابراین احتمال جدایی و طلاق بسیار زیاد دارد. بنابراین یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در کشور ما به صورت سالانه، تمایل افراد به این نوع ازدواج‌ها است. این افراد به دلیل قصد و نیت خاصی که دارند، به سمت این نوع ازدواج رفته و پس از رسیدن به اهداف خود تصمیم به جدایی می‌گیرند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1294
ادامه مطلب ...

?