.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

حمله زنان چینی به دستشویی های مردانه ! + تصاویر

حمله زنان چینی به دستشویی های مردانه ! + تصاویر

حمله زنان چینی به دستشویی های مردانه


اخبار رسیده از پکن پایتخت چین حاکی از آن است که گروهی از زنان چینی با هدف دستیابی به راحتی در زمان استفاده از سرویس های بهداشتی، جنبشی به نام "جنبش تسخیر دستشویی مردانه" را به راه انداخته اند.

به گزارش روزگار نو ، هواداران این جنبش با صدور بیانیه ای رسمی اعلام کرده اند: خواستار تفکیک سرویس های بهداشتی مردان از زنان در چین هستند زیرا در حال نمی توانند به راحتی از سرویس های بهداشتی موجود که مختلط هستند استفاده کنند.

در ادامه این بیانیه آمده: این جنبش فعالیت رسمی خود را از 19 فوریه رسما با هفت تن از زنان چینی که همه آنان حدود 20 ساله هستند، آغاز کرده است. این جنبش ابتدا از منطقه "یویهشیو پارک" که از اماکن دیدنی شهر "گوانجچو" در جنوب چین است، آغاز کردند.

گفتنی است زنان "جنبش تسخیر دستشویی مردانه" با در دست داشتن پلاکاردهایی، خواستار تفکیک سرویس های بهداشتی مردان از زنان شدند. آنان در حالی که این پلاکاردها را در دست داشتند، وارد یک سرویس بهداشتی مردانه شده و به مدت سه دقیقه آن را اشغال کرده و هیچ مردی را در آنجا راه ندادند. آنها پس از خارج شدن از آن سرویس بهداشتی، حدود دو ساعت در مقابل آن تجمع کردند.


Persianv.com At site

ادامه تصاویر درادامه مطلب


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1510
ادامه مطلب ...

@شعر طنز@


سلام سلام سلام بر اهالی تبیان
روز و روزگار بر همگی شما خوش
 
گاهی دنبال بهانه ایی میگردی که دیگران را به لبخندی میهمان کنی، اما هیچ بهانه ایی در اختیار نداری. هرچه میگردی چیزی پیدا نمیکنی. اما اتفاقی شیرین رخ میدهد و رونمایی از صفحه جدید سایت بهانه ایی میشود برای من تا در حد توان بکوشم و مروج لبخندی باشم . امیدوارم این شعر طنز ، دلیل یک لبخندتان گردد.
 
رونمایی از جلوه جدید سایت تبیان را خدمت کاربران و بچه های بالا !! تبریک عرض میکنم.
این هم چشم روشنی بنده تقدیم به شما:


 
 
چون زمزمه ها را بشنیدیم و عیان شد
آن صفحه ی پر خاطره سایت نهان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
آن صفحه که بسیار بدیدیم بســــی ما
گویی که بُوَد پیر و کنون نیک جوان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
دیدیم به یک شب همه چی گشت دگرگون
چون « پنجم دی ماه » به تقویم و زمان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
قبلا" بشنیدیــــم از این سو و از آن سو
گفتند که زیبا بشود سایت و همان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
گـردید تنوع به تن سایت ، به تبیان
زیبا و مزین ، چنین پا به جهان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
چــــون لحظه اول به تو افتــــــاد نگاهش
این جاده دوستی، انگشت به دهان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
گفتـــــــم نکند جای دگــــــر آمــــده ام من
آنقدر که سریع مغز پر از حدس و گمان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
عاشق بشـــــود آنکه تو را نیک شناسد
تبیان به عیان پاتوق این نسل جوان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
گفتم بنویسم دو سه خط شعر که شوی شاد
این شعر چـــو نُقلست و به کام تـــو روان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
تبریک بگویــــــم و کنم بنده بسنده
چون قافیه ام تنگ بر روی زبان شد
-----------------------<><><><>-----------------------
 
شعر : کاربر همچنان زنده و معاصر « جاده دوستی »
 
اگر در بخش ثبت مطالب تازه وارد هستید ، جاده دوستی شما را به مطالعه تعدادی از مطالب طنز ، که کمی تا قسمتی مرتبط با تبیان است دعوت میکند:
 
یک کلوم ختم کلوم بنده فداتم، تبیانم !
« و شد آغاز تبیان »
تقدیر از مدیر ارشد انجمن ها
« تبلاگ »
«جام حذفی »
در دلت ما خنده مهمان می کنیم
این بچه هم !!
« شبکه اجتماعی تبیان » لینک این شعر کلا" در دسترسم نیست !!   
اردو
سوتی های اردو
شعر طنز : « دیش »
انجمن شد برقرار
« توی تبیان شد همایش برگزار »
« سربازی »
شعر طنز : سرقت !!
-----------------------<><><><>-----------------------
جاده دوستی پایانی ندارد، اگر بیایی و همسفرم باشی


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1298
ادامه مطلب ...

ده اسم برتر دختران و پسران

ده اسم برتر دختران و پسران

مدیر ثبت احوال استان تهران از ثبت 487 ولادت در هر شبانه روز طی 11 ماه گذشته خبر داد و گفت: طی این مدت 10 هزار و 522 مورد تغییر نام خانوادگی و همچنین هزار و 628 تغییر نام در ثبت احوال تهران انجام شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، سید احمد قشمی در نشست خبری عصر دوشنبه افزود: شناسنامه مکانیزه در حال حاضر برای افراد بالای 15 سال و همچنین افراد 30 ساله ای که برای تعویض شناسنامه خود اقدام می کنند صادر خواهد شد به طوریکه تاکنون 297 هزار شناسنامه مکانیزه در استان تهران صادر شده است.

وی با تاکید بر اینکه برای افراد بالای 15 سال فراخوان صادر نشده است گفت: افرادی که شناسنامه آنها مفقود می شود و یا آنهایی که به منظور تغییر نام و نام خانوادگی مراجعه می کنند نیز شامل صدور شناسنامه مکانیزه می شوند.

قشمی در مورد کارت ملی هوشمند گفت: بر اساس برنامه ریزیهای انجام شده از 6 ماهه دوم سال 91 کارت هوشمند برای تمامی افراد صادر خواهد شد.

مدیر ثبت احوال استان تهران در مورد اطلاعات جمعیتی در 11 ماه گذشته گفت: 163 هزار و 614 نفر طی این مدت به جمعیت استان تهران اضافه شده است به طوریکه 82 هزار و 794 نفر پسر و 79 هزار و 820 نفر نیز دختر بوده است و بر اساس آمارها یک درصد به جمعیت موالید کشور نسبت به سال گذشته اضافه شده است.

وی تاکید کرد: در مقابل تولد هر 100 دختر 105 پسر متولد شده است.

قشمی با اشاره به اینکه بر اساس آمارهای موجود 487 نفر در شبانه روز متولد شده اند گفت: طی 11 ماه گذشته در استان تهران در هر ساعت 20 نفر به دنیا آمده اند.

وی به آمار فوتی ها اشاره کرد و افزود: 16 هزار و 21 نفر طی 11 ماه گذشته در استان تهران فوت کرده اند به طوریکه آمار فوتی ها در هر شبانه روز 181 نفر و در هر ساعت نیز 7 نفر بوده است.

قشمی در مورد آمار ازدواج گفت: طی این مدت 91 هزار و 359 نفر در استان تهران ازدواج کرده اند که نسبت به سال گذشته یک درصد افزایش داشته است.

مدیر ثبت احوال استان تهران با اشاره به اینکه 28 هزار و 386 واقعه طلاق نیز به ثبت رسیده است گفت: آمار طلاق نسبت به سال گذشته 2 درصد افزایش داشته است.

وی در مورد تغییر نام خانوادگی نیز اظهار داشت: همچنین طی این مدت 10 هزار و 522 مورد تغییر نام خانوادگی و هزار و 628 مورد نیز تغییر نام به ثبت رسیده است.

قشمی به فراوانی نامها نیز اشاره کرد و گفت: 212 هزار و 179 تنوع نام برای پسران و 250 هزار و 843 تنوع نام برای دختران ثبت شده است و در مجموع از ابتدای تاسیس سازمان ثبت احوال تاکنون 463 هزار نام به ثبت رسیده است.

به گفته وی از ابتدای تاسیس سازمان ثبت احوال یعنی از سال 1297 تاکنون 52 میلیون و 184 هزار و 2 سند ولادت برای پسران و 50 میلیون و 313 هزار و 314 سند ولادت برای دختران تنظیم شده است.

قشمی افزود: 10 اسم برتر دختران طی 11 ماه گذشته به ترتیب فاطمه، ستایش، زهرا، نازنین زهرا، هستی، ریحانه، سارینا، رها، باران و هلیا بوده است.

به گفته مدیر ثبت احوال استان تهران اسامی امیرعلی، امیرحسین، محمد طاها، ابوالفضل، علی، محمد مهدی، امیرمحمد، حسین، امیرمهدی و محمدرضا 10 اسم برتر پسران در 11 ماه گذشته بودند.

وی تاکید کرد: میانگین سنی ازدواج دختران 22 سال و پسران نیز 26 سال به ثبت رسیده است.

نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1452
ادامه مطلب ...

عاشق دختر دیگری شدم، به همین دلیل زیبا را کشتم

عاشق دختر دیگری شدم، به همین دلیل زیبا را کشتم

روزنامه شرق نوشت:

مردی که در پی رابطه با یک زن او را به قتل رسانده و دست به خودکشی ناموفق زده بود در جلسه محاکمه‌اش اعتراف کرد مرتکب قتل شد چون عاشق دختر دیگری شده‌ بود.
در این جلسه محاکمه که صبح دیروز در شعبه 74 دادگاه کیفری‌استان تهران برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت و گفت: 18 مرداد سال‌جاری به ماموران پلیس خبر دادند زنی جوان در حالی‌که غرق در خون است به قتل رسیده ‌است. زمانی که ماموران به محل رسیدند متوجه شدند این زن که زیبا نام ‌دارد با ضربات چاقوی جوانی به نام سجاد از پای درآمده و مرد جوان بعد از به قتل رساندن زیبا خودش را هم با چاقو زخمی ‌کرده ‌است. پلیس متوجه شد سجاد در بیمارستان در وضعیت وخیمی به سر می‌برد. در حالی‌که ماموران تحقیقات خود را برای بررسی این ماجرا آغاز کرده ‌بودند متوجه شدند زیبا و سجاد از مدت‌ها قبل با هم رابطه‌ داشتند و روز حادثه بعد از اینکه باهم درگیر شدند، سجاد زن جوان را به قتل رساند و خودش را هم با ضربات چاقو زد و بیهوش شد. چند روز بعد از بیمارستان خبر رسید سجاد از مرگ نجات پیدا کرده است و می‌تواند صحبت کند.

وقتی سجاد روی تخت بیمارستان مورد بازجویی قرار گرفت، گفت: قبول دارم زیبا را به قتل رساندم و از کرده‌ام پشیمان هستم. زیبا مانع زندگی من بود و آزارم می‌داد به همین دلیل او را کشتم. او راهی برای من نگذاشته‌ بود.

در نهایت با توجه به مدارک به‌دست‌آمده و بازسازی صحنه جرم کیفرخواست علیه متهم صادر شد.
در دادگاه نماینده دادستان تهران برای متهم درخواست صدور حکم قانونی کرد سپس پدر و مادر زیبا در جایگاه حاضر و صدور حکم قصاص را خواستار شدند. پدر زیبا گفت: دو سال قبل از این حادثه دخترم خانه شوهرش را ترک کرد و به منزل من آمد. دامادم اعتیاد داشت و در سال‌هایی که دخترم همسر او بود خیلی اذیتش کرده ‌بود. بعد هم که بدون هیچ خبری خانه را ترک کرده و دیگر برنگشته بود. زیبا در این دو سال در خانه من زندگی می‌کرد. من اصلا نمی‌دانم زیبا با متهم چه رابطه‌ای داشت اما هرچه ‌بود این مرد حق نداشت دخترم را بکشد و من به عنوان پدرش درخواست قصاص دارم و از حقم گذشت نمی‌کنم.
سپس سجاد در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: دو سال بود با زیبا رابطه داشتم. او را دوست داشتم اما عاشقش نبودم. از طرفی چون شرایط زندگی او را می‌دانستم، نمی‌توانستم با او زندگی کنم و بالاخره باید یک روز این رابطه تمام می‌شد. آن روز فرا رسید اما زیبا قبول نمی‌کرد.

متهم ادامه ‌داد: در این مدت من عاشق دختری شدم که می‌خواستم زندگی‌ام را با او بسازم. آنقدر این علاقه در من زیاد شد که دیگر نتوانستم او را ترک کنم. رابطه‌ام با زیبا روز‌به‌روز کمتر می‌شد. این اواخر دیگر علاقه‌ای به او نداشتم. از زیبا خواستم از زندگی‌ام بیرون برود. به او گفتم دیگر نمی‌خواهم با او رابطه‌ داشته ‌باشم. زیبا در حالی‌که به شدت ناراحت بود به من گفت اجازه نمی‌دهد ترکش کنم. اما واقعیت این بود که من دیگر این رابطه را نمی‌خواستم.

سجاد در ادامه گفت: زیبا دست‌بردار نبود و به من می‌گفت هر طور شده می‌خواهد مرا ببیند. به حرف‌هایش اهمیت نمی‌دادم. تا اینکه زیبا متوجه رابطه عاشقانه من با دختر جوان شد. او گفت اگر این دختر را ترک نکنی همه چیز را به او می‌گویم. من نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد به همین دلیل سعی کردم زیبا را آرام کنم و از او خواهش کردم شرایطم را درک کند. زیبا حاضر نبود با من همراهی کند. وقتی که دید تصمیم من برای ازدواج با دختری که عاشقش هستم قطعی است تهدیدم کرد و گفت همه چیز را به آن دختر می‌گوید. خواهش کردم این کار را نکند اما زیبا اهمیتی به درخواستم نداد. دیگر به تلفن‌هایش جواب ندادم. تا اینکه دختر مورد علاقه‌ام با من تماس گرفت و گفت مرا دوست ندارد و از من خواست دیگر با او تماس نگیرم. فهمیدم زیبا تهدیدش را عملی کرده ‌است. تحمل زندگی بدون آن دختر را نداشتم به همین دلیل با زیبا تماس گرفتم و تهدید کردم به خانه‌اش می‌روم و هم او را می‌کشم و هم خودم را. او جواب داد تو جرات این کار را نداری. تو مرد نیستی. خیلی از این حرف ناراحت شدم. بازگرداندن دختری که عاشقش بودم با حرف‌هایی که زیبا به او زده ‌بود تقریبا غیرممکن بود. زندگی برایم تمام شده ‌بود. به سراغ زیبا رفتم و او را با ضربات چاقو کشتم چون عشقم را از من گرفته‌ بود. در آن لحظه واقعا فکر می‌کردم باید او را بکشم. وقتی ضربات را به زیبا زدم رگ دست خودم را هم بریدم تا بمیرم.
متهم ادامه داد: من آدم تنهایی بودم و کسی را نداشتم که در مورد مشکلاتم با او صحبت کنم و خشمم تمام شود.

بعد از گفته‌های متهم وکیل مدافع او در جایگاه حاضر شد و از موکلش دفاع کرد. سپس دوباره متهم در جایگاه حاضر شد و درخواست کرد اولیای‌دم او را ببخشند. او از ارتکاب قتل ابراز پشیمانی کرد.
بنا بر این گزارش با پایان یافتن جلسه محاکمه هیات قضات شعبه 74 دادگاه کیفری‌استان تهران برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1364
ادامه مطلب ...

برای مردانی که همسر خود را می کشند !!

برای مردانی که همسر خود را می کشند !!

جام جم آنلاین: قضات كیفری استان تهران پس از محاكمه 2 متهم محكوم به جنایت، حكم قصاص آنها را صادر كردند.یكی از این متهمان در پی اختلاف با زنی كه با وی ارتباط پنهانی داشت، او را كشته بود و متهم دیگر نیز پس از مشاجره با همسر سومش، او را به قتل رسانده بود.

به گزارش «جام‌جم»، اولین پرونده‌ای كه صبح دیروز در شعبه 74 دادگاه كیفری استان تهران رسیدگی شد، مربوط به پسر جوانی بود كه 18 تیر امسال در شهرك نسیم‌شهر در جاده ساوه با ضربات چاقو زن جوانی را به قتل رساند و سپس به قصد خودكشی، خودزنی كرد.

ماموران با اطلاع از این حادثه، در محل حاضر شدند و با گزارش موضوع به مقام قضایی، جسد زن جوان به پزشكی قانونی و پیكر نیمه‌جان جوان مهاجم به بیمارستان منتقل شد.

با نجات پسر جوان كه در یك قدمی مرگ قرار داشت، وی در اعترافاتش گفت: شش ماه پیش به صورت اتفاقی با زن جوان (مقتول) ـ كه دو سال بود همسرش او را ترك كرده بودـ آشنا شدم و با یكدیگر ارتباط پنهانی داشتیم.

متهم افزود: قصد داشتم با دختر مورد علاقه‌ام ازدواج كنم كه مقتول وقتی متوجه شد او را ترك خواهم كرد، موضوع ارتباط مرا برای او بازگو كرد و به همین دلیل دختر مورد علاقه‌ام به من پاسخ منفی داد.

متهم اضافه كرد: من كه از این بابت بشدت عصبانی شده بودم، به سراغ مقتول رفته و پس از مشاجره او را به قتل رساندم و سپس دست به خودكشی زدم. در آخرین لحظه نیز در تماس با دختر مورد علاقه‌ام به او گفتم كه خودزنی كرده‌ام.

در پی این اعترافات، پرونده با صدور قرار مجرمیت و كیفرخواست به دادگاه كیفری ارسال و روز گذشته توسط قاضی عبداللهی و چهار قاضی مستشار گشوده شد.

در جلسه دادگاه والدین زن جوان برای متهم درخواست قصاص كردند و با قرائت كیفرخواست، متهم به قصاص محكوم شد. حكم صادره پس از ابلاغ به متهم و وكیل‌مدافع وی برای تایید نهایی به دیوان‌عالی كشور ارسال شده است‌.

مجازات مرگ برای قتل همسر سوم

پرونده دومین جنایت نیز روز گذشته در شعبه 113 دادگاه كیفری استان تهران بازگشایی شد. در این پرونده، مرد متهم به قتل به نام تقی 17 مرداد سال 88 در محل سكونتش همسر سوم خود را پس از مشاجره لفظی به قتل رسانده بود.

با دستگیری متهم، وی در تحقیقات اولیه گفت: مقتول همسر سوم من بود. چند ساعت پیش از جنایت به دیدن همسر سابقم رفته بودم. وقتی كمی دیر به خانه رسیدم، همسرم بر سر این موضوع با من مشاجره كرد. در یك لحظه كنترل خود را از دست داده و با چاقوی آشپزخانه ضرباتی به وی وارد كردم.

متهم افزود: وقتی كمی آرام گرفتم، متوجه شدم همسرم كشته شده است كه از برادرم خواستم موضوع را به پلیس خبر دهد.

در پی این اعترافات دستور بازسازی صحنه جنایت صادر و پرونده با صدور قرار مجرمیت و كیفرخواست به شعبه 113 دادگاه كیفری استان تهران ارسال شد.

با برگزاری جلسه محاكمه، اولیای‌دم برای عامل قتل فرزندشان درخواست قصاص كردند.

پس از پایان محاكمه، قاضی محمدسلطان همتیار و چهار قاضی مستشار با بررسی پرونده و اعترافات متهم، وی را به قصاص محكوم كردند كه حكم صادره پس از ابلاغ به متهم برای بررسی به دیوانعالی كشور ارسال شد.

 


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1412
ادامه مطلب ...

تجاوز پسر ۲۰ ساله کرمانی به ۱۶ زن + عکس

این مرد که مجید- م نام داشت پس از دستگیری انگیزه خود از جنایاتش را
نه انحراف جنسی بلکه نفرت و کینه از زنان ذکر کرد. این جوان ۲۰ ساله که
سرانجام پس از پیگیری‌های ادامه دار پلیس کرمان هنگامی که قصد قربانی کردن
زن تنهای دیگری را داشت دستگیر شد، به بازپرس پرونده گفت: باعث این
جنایاتم کاری بود که مادرم در کودکی با من کرد. تازه به دنیا آمده بودم که
پدرم دچار حادثه‌ای شده و فوت کرد.





مادرم که پس از مرگ پدر، قصد شوهر کردن را داشت چون من را مانعی بر
سر راه ازدواج مجددش دید مرا بی‌رحمانه از خود رانده و به شیرخوارگاه
سپرد. من تا ۷ سالگی در مرکز نگهداری اطفال ماندم و در این مدت تجربه‌های
خیلی تلخی را از سر گذراندم.مربی‌های مرکز که همگی زن بودند به عناوین
مختلف مرا آزار داده و تحقیر می‌کردند. در آن سالها تنها چیزی که نمی‌دیدم
دلسوزی و حمایت بود. سرانجام به مدرسه رفتم اما به دلیل مشکلاتی که در
کودکی داشتم و بدبینی خاصی که به محیط اطراف پیدا کرده بودم قادر به
برقراری ارتباط درست با هم مدرسه‌ای هایم نبودم. سریع پرخاش می‌کردم و
بارها به خاطر همین رفتارم از طرف هم مدرسه‌ای هایم فحش و سرکوفت شنیده و
کتک خوردم. آنها بی‌پدر و مادری مرا به رخم می‌کشیدند و حرف‌هایی به من
می‌زدند که باعث می‌شد در خلوت خود ساعت‌ها گریه کنم و از خدا بخواهم
زودتر مرا بکشد. همان موقع بود که بذر نفرت از جنس زن در دلم رشد کرد. من
عامل تمام بدبختی‌های خود را اقدام مادرم و برخوردهای زننده زنانی
می‌دانستم که مربی نگهداری من بودند.

خبری که خواندم

متهم
افزود: مدام به انتقام گیری از زنان فکر می‌کردم و به دنبال راهی بودم تا
آنها را قربانی نفرت خود کنم. می‌خواستم به هر وسیله‌ای شده زنان را تحقیر
کنم تا اینکه یک‌روز که روزنامه‌ای دستم رسیده بود در آن خبری خواندم مبنی
بر اینکه مردی با عنوان قلابی مامور شرکت گاز وارد خانه زنی تنها شده و به
او تعرض کرده بود. با خواندن این خبر جرقه این کار در ذهن من هم
خورد.تصمیم گرفتم همین بلا را سر عده‌ای زن بیاورم.

خانه‌ای را زیر
نظر گرفتم که می‌دانستم در آن زوجی تازه ازدواج کرده با هم زندگی می‌کنند.
ساعتی از صبح گذشته بود که شوهر برای رفتن سر کار از منزل خارج شد. کوچه
خلوت بود و کسی هم آن دور و اطراف نبود. کیف و سر رسیدی که همراهم بود را
زیر بغلم گرفته و به سمت خانه زن رفتم. زنگ خانه‌اش را به صدا درآورده و
خود را مامور شرکت گاز معرفی کردم که برای خواندن کنتور آمده است. زن هم
به من اعتماد کرده و در را باز کرد. به محض مواجه شدن با وی، در دهانش را
گرفته و به وی تعرض کردم. التماس‌های وی هم فایده‌ای نداشت. بعد هم به
سرعت از آنجا فرار کردم.مدتی بعد زن دیگری را هدف قرار دادم و وی را هم با
عنوان مامور گاز مورد تعرض قرار دادم.

به ۱۴ زن دیگر هم طبق همین
نقشه تعرض کردم و تعداد قربانیان خود را به ۱۶ نفر رساندم. اما هر کاری
می‌کردم ریشه این نفرت از دلم پاک نمی‌شد و همچنان فکر انتقام از زنان
دیگری هم بودم.

سوژه روانشناسان شدم

مجید ادامه داد: بهمن
ماه سال گذشته بود که طبق نقشه قصد اذیت و آزار زن خانه دار دیگری را
داشتم. در کوچه‌ای که خانه آن زن در آنجا قرار داشت مشغول راه رفتن و
یافتن فرصتی مناسب بودم که یکمرتبه ماشین پلیس را کنار خود دیدم. سعی کردم
خود را عادی نشان دهم اما ماموران به من مشکوک شده بودند. می‌دانستم که
زن‌هایی که این بلا را سر آنها آورده‌ام از من شکایت کرده‌اند و پلیس هم
بدجوری دنبال من است اما حاضر نبودم به هیچ قیمتی دست از این کار بردارم.
ماموران پلیس بعد از دیدن من به سویم حمله کرده و قصد دستگیری من را
داشتند. من هم چاقویم را درآورده و با آنها درگیر شدم.بعد هم به سرعت به
سمت خیابان دویدم تا با استفاده از شلوغی آنجا فرار کنم. اما همانجا با
کمکی که مردم به ماموران کردند دستگیر شدم.داخل ماشین پلیس که نشستم
فهمیدم عکس چهره من در اختیار کلیه مراکز پلیس قرار داده شده است و
مامورین از روی تصویر بازسازی شده چهره‌ام ازروی اطلاعاتی که قربانیان
تعرض‌های من به‌ آنها داده بودند شناسایی شده ام. پس از دستگیری و انتقال
به آگاهی بود که متوجه شدم پلیس تنها از چند مورد از تعرض‌های من مطلع است
و بقیه شاکیان از ترس آبرویشان اصلا برای شکایت به پلیس مراجعه نکرده‌اند.
به مرور اعترافات خود را شروع کرده و به ۱۶ فقره تجاوز اقرار کردم. بازپرس
پرونده پس از شنیدن حرف‌های من دستور انتقالم را به پزشکی قانونی داد تا
سلامت روانی من مورد بررسی قرار گیرد ولی پزشکان این مرکز مرا از نظر
روانی سالم و صاحب اراده در وقوع جرم تشخیص دادند. بعد هم به دست تیمی از
روانشناسان سپرده شدم تا تحقیقات بیشری درباره شخصیت من توسط آنها انجام
شود.

اعدام مجرم روانی

مجید چندی بعد از این اعترافات در
دادگاه کیفری استان کرمان محاکمه و قضات وی را به جرم ۱۶ بار تجاوز به عنف
به مرگ محکوم کردند. قضات دیوان‌عالی کشور هم بدون وارد کردن هیچ ایرادی
به این حکم حکم اعدام وی را تایید کرده و این متهم سحرگاه دیروز در زندان
مرکزی کرمان به دار مجازات آویخته شد.

 


نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1310
ادامه مطلب ...

مایکروسافت لباس ایرانی می‌پوشد

مایکروسافت لباس ایرانی می‌پوشد

تحریم‌ها علیه ایران باعث ایجاد رفتارهای دوگانه‌ای با کاربران ایرانی شده است. فارسی‌سازی برنامه‌ها و نرم‌افزارهای معتبر بین‌المللی با دلایل مختلفی از سوی برخی از سایت‌ها و شرکت‌های بزرگ انجام می‌شود اما در عین حال شاهد تناقضی در نحوه فعالیت شرکت‌های بزرگی همچون گوگل و مایکروسافت در قبال ایران هستیم.
 
ادامه در ادامه مطلب...
از یک سو دسترسی کاربر ایرانی را به برخی سرویس‌ها محدود می‌کنند یا مجوز نمایندگی خود را به هیچ شرکت ایرانی نمی‌دهند و اما برای کاربران ایرانی سایت و وبلاگ‌های فارسی تدارک می‌بینند.
از سوی دیگر نیز با نگاهی به بیش از ۱۱۰ میلیون کاربر فارسی‌زبانی که در دنیا وجود دارد، نادیده انگاشتن این بازار بکر و شیفته تکنولوژی کار عقلانی به نظر نمی‌رسد.

فارسی‌سازی برنامه‌های خانگی و سازمانی
شرکت EDSOFT از جمله شرکت‌هایی است که در زمینه بومی‌سازی محصولات شرکت مایکروسافت در ایران فعالیت می‌کند و تاکنون مجموعه‌ای از محصولات فارسی‌سازی شده شرکت مایکروسافت را به بازار عرضه کرده است.
شرکت EDSOFT مدعی است نمایندگی خود را از شرکت مایکروسافت به واسطه یکی از نمایندگان رسمی این شرکت در کشور اوکراین به دست آورده است.

بومی کردن نرم‌افزارهای فنی همچون Share point،ا Dynamics و Project server که طبق عرف جهانی به زبان انگلیسی عرضه شده و مورد استفاده قرار می‌گیرند، با این توجیه که اغلب محصولات سازمانی تولید شده در ایران کیفیت مطلوبی ندارند یا حداقل در سطح نرم‌افزارهای سازمانی مایکروسافت نیستند، صورت می‌گیرد.
همین‌طور بومی کردن این برنامه‌ها تمایل کاربر ایرانی را به استفاده از تولیدات با کیفیت مایکروسافت را افزایش می‌دهد. مسلماً همین مساله نیز می‌تواند به ایجاد بازار رقابتی برای بالابردن کیفیت فنی تولیدات نرم‌افزاری داخلی هم تأثیر گذار باشد.

البته شرکت‌هایی که در زمینه فارسی‌سازی برنامه‌ها فعالیت می‌کنند تنها روی نرم‌افزارهای سازمانی برای همکاری با شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ تمرکز نمی‌کنند و فارسی‌سازی نرم‌افزارهایی همچون CRM که در شرکت‌های کوچک‌تر کاربرد دارند نیز در دستور کاریشان وجود دارد.

تاریخ هجری شمسی مهم‌ترین مؤلفه‌ای است که در بومی‌سازی نرم‌افزارهای معتبر دنیا بر آن تمرکز می‌شود.
تاریخ هجری شمسی امکان برنامه‌ریزی بر اساس تاریخ رسمی و متداول را برای مدیران فراهم می‌کند. همین‌طور با استفاده از ویندوز فارسی‌سازی شده امکان مرتب کردن فایل‌ها بر اساس تاریخ شمسی مهیا می‌شود.
استاندارد سازی حروف صفحه کلید نیز قابلیت دیگری است که با بومی‌سازی برنامه‌ها در دسترس کاربر قرار می‌دهد.

زبان و تاریخ فارسی می‌شوند
شرکت گستره‌نگار نیز عمده فعالیت‌های خود را روی فارسی‌سازی نرم‌افزارهای مایکروسافت متمرکز کرده است و محصولاتی مانند آفیس، Primavera، Microsoft Share point،CRM،Project،Server Project و server Exchange را در لیست محصولات بومی‌شده خود دارد.
برخی از نرم‌افزارهایی که همچون آفیس تک کاربره هستند تنها دو مؤلفه عمده زبان و تاریخشان فارسی‌سازی می‌شوند.

اما بومی‌سازی نرم‌افزارهای سازمانی از پیچیدگی‌های بیشتری برخوردار است.
برنامه‌های سازمانی با توجه به نیاز سازمان و موسسه‌ای که آن نرم‌افزار را مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند و به نسبت تعداد کاربران و کارایی که از آنها انتظار می‌رود، باید تغییراتی در آنها اعمال شود و فقط به ترجمه نمایه‌ها و تبدیل تقویم میلادی به هجری شمسی اکتفا نمی‌شود.

مایکروسافت‌های فارسی شده
علاوه بر اینکه شرکت مایکروسافت نیز با راه‌اندازی سایتی به زبان فارسی به ارائه راهکارهای بومی در خصوص برخی از نرم‌افزارهای پرطرفدار و عام خود مانند ویندوز و آفیس پرداخته است.
مهم‌ترین مسئله‌ای که در این میان به چشم می‌خورد برنامه‌های بومی‌سازی ارائه شده در این سایت است که حتی امکان فارسی‌سازی آن دسته از برنامه‌های قفل شکسته مایکروسافت را هم برقرار می‌کند و طبیعتاً این رویکردی متضاد با سیاست‌های مایکروسافت در مقابل نرم‌افزارهای کپی شده‌اش است.

کاربران در سایت فارسی microsoft.com امکان دسترسی به برنامه‌های رایج مانند Office Language ۲۰۱۰، ویندوز و آفیس را خواهند داشت.
همین‌طور در این سایت امکان دریافت طیف وسیعی از نرم‌افزارهای رایگان شامل به روزرسانی برنامه، نرم‌افزار آزمایشی، مدیاپلیر، پیام رسان‌ها، گرداننده‌ها و غیره ایجاد شده است.

نويسنده:حميدرضا
پنج‌شنبه 11 اسفند 1390
بازديد:1315
ادامه مطلب ...

اس ام اس ها و پیامک های بسیار زیبای عاشقانه و قشنگ جدید

اس ام اس ها و پیامک های بسیار زیبای عاشقانه و قشنگ جدید



 

ریاست محترم دل : اینجانب عشق

فارغ التحصیل رشته محبت از دانشگاه عاشقان افتخار دارم در یکی از

شعبه های قلب شما انجام وظیفه کنم ! اجازه میدید !؟

.

.

.

دوسطط دارم با  ط  دسته دار !

که دستش بخوره تو سر هرچی حسوده !

.

.

.

نوشتم حرف دل را تا بخوانی / که چون دوری ز من دردم بدانی

در این دنیا ندارم غیر تو کَس / بمیرم گر مرا از خود برانی . . .

.

.

.

سر و پایت طلا باشه گل من / وجودت بی بلا باشه گل من

به غیر از من اگر یاری بگیری / الهی بی وفا باشه گل من !

.

.

.

قلب ها شیشه های احساسند ، تقدیم به وجودی که احساس قلبش منم . . .

.

.

.

به یمن امدنت هزاران ستاره در آسمان آبی دلم درخشید

تو اولین و آخرین حکایت بی انتهای عشقی . . .

.

.

 


.

نبودن هیچکس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است . . .

.

.

.

عمری است که ویران شده ام / ساکت و سرد و پریشان شده ام

تا تو آیی و مرا دریابی / من اسیر شب طوفان شده ام . . .

.

.

 


.

دلم با عشق تو عاشق ترین شد / تمام لحظه هایم بهترین شد

ولی بی مهریت کار دلم ساخت / دل تنهای من تنها ترین شد . . .

.

.

.

ترسم که شبی در غم جانکاه بمیرم / در حسرت دل باشم و با آه بمیرم

آن لحظه آخر که اجل گفت بمیرم / ای کاش تو را بینم و آنگاه بمیرم . . .

.

.

.

دوستی تکرار دوستت دارم نیست ، فهمیدن ناگفتنی های کسی است که دوستش میداری . . .

.

.

.

با ارزش ترین چیز در زندگی دل آدم هاست

اگه کسی بهت سپردش امانت دار خوبی باش . . .

.

.

.

اض ثمیم غلبم دوسطت دارم !

غلت غلوت دوستت دارم !

.

.

.

متن نگاهت ای دوست از راه عشق لبریز

صدها ستاره حیران از ماجرای چشمت . . .

.

.

.

شبی دنبال معنایی برای تو میگشتم / تو بالاتر ز هر معنی و من بیهوده می گشتم . . .

.

.

.

بر سر سفره احساس اگر جایی بود / سخن ساده و دعای مرا جای دهید . . .

.

.

.

مثل پرستوی سراسیمه عشق / پشت دیوار دلم از همه محبوب تری . . .

.

.

.

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم ؟

تا به کی در غم تو ناله شب گیر کنم  . . . ؟

.

.

.

ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدم هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست !

.

.

 

همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه ؟

اما الان با تو به زیباترین جواب رسیده ام  . . .

.

.

.

سه نوع گل داریم : یکی تو خونه ، یکی تو گلخونه ، یکی داره اس ام اس میخونه  !

.

.

 

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی ؟

عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری . . .

.

.

.

به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم

دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه  . . .

.

.

 

خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم

شده در زندگی لیلای عشقم ، و من مجنون عشقش در دیارم

.

.

.

افسار دلم دست خدا بود چنین شد  / ای وای اگر دست خودم بود چه می شد ؟

مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟

.

.


.

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است  باش فردا که دلت با دگران است  . . .

.

.


.

اشکاتو پاک کن همسفر ، گاهی باید بازی رو باخت

اما اینو یادت باشه ، که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت . . .


کسانی که اس ام اس جدید داغ دارند برای ما ارسال کنند تا در اولین فرصت در سایت قرار

 


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1275
ادامه مطلب ...

از "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ" بیشتر بدانیم

اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد چنانکه در دعا مى‏خوانیم: یا من سبقت رحمته غضبه «اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است».
وبلاگ حکمتی از قرآن در مطلبی به به بیان ویژگی های بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ب هعنوان یکی از آیه های قرآن کریم پرداخت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ(1)
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
In the Name of Allah, the Beneficent, the Merciful
aمیان همه مردم جهان رسم است که هر کار مهم و پر ارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى‏کنند، یعنى آن کار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى‏دهند. ولى آیا بهتر نیست که براى پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتباط دهیم که فنا در ذات او راه ندارد، از میان تمام موجودات آنکه ازلى و ابدى است تنها ذات پاک خداست و به همین دلیل باید همه چیز و هر کار را با نام او آغاز کرد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن مى‏گوئیم: «بنام خداوند بخشنده بخشایشگر» (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ).
و در حدیث معروفى از پیامبر صلّى اللّه علیه و اله مى‏خوانیم: کلّ امر ذى بال لم یذکر فیه اسم اللّه فهو ابتر: «هر کار مهمى که بدون نام خدا شروع شود بى فرجام است»
و نیز امام باقر علیه السّلام مى‏فرماید: «سزاوار است هنگامى که کارى را شروع مى‏کنیم، چه بزرگ باشد چه کوچک، بسم اللّه بگوئیم تا پر برکت و میمون باشد»
کوتاه سخن اینکه: پایدارى و بقاء عمل بسته به ارتباطى است که با خدا دارد به همین مناسبت خداوند به پیامبر دستور مى‏دهد که در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خدا شروع کند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ (سوره علق آیه 1)، و مى‏بینیم حضرت نوح در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر کشتى براى پیروزى بر مشکلات به یاران خود دستور مى‏دهد که در هنگام حرکت و در موقع توقف کشتى «بسم اللّه» بگویند (سوره هود آیه 41 و 48)و آنها نیز این سفر را سر انجام با موفقیت و پیروزى پشت سر گذاشتند.و نیز سلیمان در نامه‏اى که به ملکه سبا مى‏نویسد سر آغاز آن را «بِسْمِ اللَّهِ» قرار مى‏دهد (سوره نحل آیه 30)
روى همین اصل، تمام سوره‏هاى قرآن- با بسم اللّه آغاز مى‏شود تا هدف اصلى از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزى و بدون شکست انجام شود و تنها سوره توبه است که بسم اللّه در آغاز آن نمى‏بینیم چرا که سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتکاران مکّه و پیمان شکنان آغاز شده، و اعلام جنگ با توصیف خداوند به «رحمان و رحیم» سازگار نیست.
نکته‏ها:
آیا بسم اللّه جزء سوره است؟
در میان دانشمندان و علماء شیعه اختلافى نیست که بسم اللّه جزء سوره حمد و همه سوره‏هاى قرآن است، اصولا ثبت «بسم اللّه» در آغاز همه سوره‏ها، خود گواه زنده این امر است، زیرا مى‏دانیم در متن قرآن چیزى اضافه نوشته نشده است، و ذکر «بسم اللّه» در آغاز سوره‏ها از زمان پیامبر صلّى اللّه علیه و اله تاکنون معمول بوده است. به علاوه سیره مسلمین همواره بر این بوده که هنگام تلاوت قرآن بسم اللّه را در آغاز هر سوره‏اى مى‏خواندند، و متواترا نیز ثابت شده که پیامبر صلّى اللّه علیه و اله آن را تلاوت مى‏فرمود، چگونه ممکن است چیزى جزء قرآن نباشد و پیامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و بر آن مداومت کنند.به هر حال مسأله آنقدر روشن است که مى‏گویند: یک روز معاویه در دوران حکومتش در نماز جماعت بسم اللّه را نگفت، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فریاد زدند أسرقت أم نسیت؟ آیا بسم اللّه را دزدیدى یا فراموش کردى!
اللّه جامعترین نام خداست:
زیرا بررسى نامهاى خدا که در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامى آمده نشان مى‏دهد که هر کدام از آن یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس مى‏سازد، تنها نامى که جامع صفات جلال و جمال است همان «اللّه» مى‏باشد. به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت براى کلمه «اللّه» گفته مى‏شود به عنوان نمونه: «غفور» و «رحیم» که به جنبه آمرزش خداوند اشاره مى‏کند (فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)- سوره بقره آیه 266.
«سمیع» اشاره به آگاهى او از مسموعات، و «علیم» اشاره به آگاهى او از همه چیز است (فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ)- بقره: 227.
و در یک آیه بسیارى از این اسماء، وصف «اللّه» قرار مى‏گیرند. هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ:
«اوست اللّه که معبودى جز وى نیست، اوست حاکم مطلق، منزه از ناپاکیها، از هر گونه ظلم و بیدادگرى، ایمنى بخش، نگاهبان همه چیز، توانا و شکست ناپذیر، قاهر بر همه موجودات، و با عظمت»
یکى از شواهد جامعیت این نام آن است که ابراز ایمان و توصیه تنها با جمله لا اله الّا اللّه مى‏توان کرد.
رحمت عام و خاص خدا:
مشهور در میان گروهى از مفسران این است که صفت «رحمان» اشاره به رحمت عام خداست که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار مى‏باشد، زیرا «باران رحمت بى‏حسابش همه را رسیده، و خوان نعمت بى‏دریغش همه جا کشیده»
ولى «رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است. و تنها چیزى که ممکن است اشاره به این مطلب باشد آن است که «الرَّحْمنِ» در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آن است، در حالى که «الرَّحِیمِ» گاهى به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند (وَ کانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیماً) «خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است» (احزاب: 43)
در روایتى نیز از امام صادق علیه السّلام مى‏خوانیم: «خداوند معبود همه چیز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است»
چرا صفات دیگر خدا در «بسم اللّه» نیامده است؟
و تنها روى صفت «رحمانیت و رحیمیّت» او تکیه مى‏شود. امّا با توجه به یک نکته، پاسخ این سؤال روشن مى‏شود و آن اینکه در آغاز هر کار لازم است از صفتى استمداد کنیم که آثارش بر سراسر جهان پرتوافکن است، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشیده است.
بهتر است این حقیقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا که مى‏گوید: وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ «رحمت من همه چیز را فرا گرفته است» (اعراف- 156)
از سوى دیگر مى‏بینیم پیامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت و دشمنان خطرناک دست به دامن رحمت خدا مى‏زدند، در مورد «هود» و پیروانش مى‏خوانیم: فَأَنْجَیْناهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا: «هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان) رهائى بخشیدیم» (اعراف- 72)
پس اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد چنانکه در دعا مى‏خوانیم: یا من سبقت رحمته غضبه «اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است». انسانها نیز باید در برنامه زندگى اساس و پایه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند.


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1287
ادامه مطلب ...

آخر و عاقبت دروغگويي ..

آخر و عاقبت دروغگويي ..


مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از قلبش خارج می‌شود که تا به عرش می‌رسد، و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کم‌ترین آن زنای با مادر است در پرونده‌ی اعمالش می‌نویسد .

دروغ

دروغ کلید تمام بدی‌ها

هر انسان مؤمنی این را به خوبی می‌داند که قدم نهادن در مسیر بندگی و اطاعت از فرامین پروردگار هستی، از لوازم ضروری ایمان بوده، به گونه‌ای که بدون آن هرگز به حقیقت ایمان دست نخواهد یافت، و در زندگی هرگز طعم شیرین ایمان واقعی را از اعماق جان خویش نخواهد چشید، زیرا این امر بدیهی است که، کسی که پایه به عرصه‌ی ایمان گذاشته، امّا به دستورات و لوازم آن پایبند نیست، ایمان لقلقه‌ی زبانش بوده و در زندگی صرفاً اسم ایمان را با خود به یدک می‌کشد، اما از آن بهره‌ای نبرده است.

چنین کسی در واقع، انسان خسارت دیده‌ای است که سرمایه‌ی عظیم عمر خویش را به باطل گذرانده و در زندگی به همین ایمان ظاهری دل خوش کرده است، غافل از آنکه، روزی فرا خواهد رسید که پرده از حقیقت پنهانش کنار زده می‌شود و چشمان خفته‌ی او بیدار گشته و با ندامتی برخاسته از جان، سرنوشت شوم خود را نظاره گر خواهد بود.

بنابراین اگر کسی به سرنوشت ابدی خویش علاقمند بوده و دوست دارد به سرمایه‌ی عظیم ایمان دست یابد، تا در دنیا و آخرت از برکات مادی و معنوی آن بهره‌مند شود، همواره باید در زندگی به فرامین و دستورات الهی گوش فرا داده، و مو به مو آن‌ها را انجام دهد، چرا که زیر پا نهادن دستورات پروردگار هستی، و ارتکاب کارهای ناشایست، چون آتشی خانمان سوز، خرمن ایمان آدمی را به آتش می‌کشد.

یکی از آن کارهای زشت و ناپسند، که به یقین خشم الهی را به همراه خواهد داشت دروغ گفتن است.

در مکتب حیات بخش اسلام، دروغ به اندازه‌ای مذموم و ناپسند است که از گناهان کبیره بلکه از بزرگ‌ترین آنها به حساب آمده است، و در مورد آن وعده‌ی عذاب سخت داده شده است.

در روایتی یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت، امام حسن عسکری (علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین، و در عین حال تکان دهنده و آموزنده، پیرامون زشتی دروغ می‌فرماید: (جعلت الخبائث کل‌ها فی بیت و جعل مفتاح‌ها الکذب) 1. تمام بدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن خانه دروغ است.
بعضی‌ها به خاطر اندیشه‌ی نادرست، و در اثر یک محاسبه کاملاً غلط، به این نتیجه رسیده‌اند که دروغ زمانی حرام است که جدّی گفته شود، ولی اگر برای تفریح و شوخی و خنده و امثال این موارد باشد، اشکالی ندارد.در حالی که این اندیشه و تفکر، پنداری است غلط، که به اشتباه بر صفحه‌ی ذهنشان نقش بسته و از واقعیت کاملاً به دور است
فرشتگان الهی دروغگو را لعنت می‌کنند!

زشتی دروغ به اندازه‌ای است که ملائکه الهی به شدّت از آن متنفر بوده و دروغگو را مورد لعن و نفرین خود قرار داده‌اند، در روایتی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره به زیبایی می‌فرمایند: «إنّ المؤمن اذا کذب به غیر عذر لعنه سبعون الف ملک و خرج من قلبه نتن حتی یبلغ العرش و کتب الله علیه تلک الکذبة سبعین زنیة أهونها کمن زنی بِاُمّه» 2.

مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت می‌کنند و بوی گندی از قلبش خارج می‌شود که تا به عرش می‌رسد، و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کم‌ترین آن زنای با مادر است در پرونده‌ی اعمالش می‌نویسد.


عذابی که مخصوص دروغگویان است!

در روایتی رسول گرامی اسلام می‌فرماید: در شب معراج دیدم، مردی که بر پشت خوابیده شده و دیگری بالای سرش ایستاده و در دستش چیزی شبیه عصای آهنی که سرش کج باشد، وجود داشت، و سپس می‌آمد در یک طرف او می‌ایستاد و با آن وسیله‌ای که دستش بود بر روی او می‌زد [در اثر این ضربه] دهانش از ابتدا تا انتهای آن قطعه قطعه می‌شد، و همچنین با آن وسیله بر بینی و چشم او می‌زد و تا قفا پاره می‌شد، سپس به طرف دیگر می‌آمد و همین کار را تکرار می‌کرد، هنوز از این طرف فارغ نشده بود، که طرف دیگر سالم و به حال اوّل برمی گشت و با او همان کار اوّل را می‌کرد.

پرسیدم: علّت عذاب این شخص چیست؟ به من گفتند: این مردی است که صبح از خانه‌اش بیرون می‌رود دروغی می‌گوید که زیانش به آفاق می‌رسد و تا روز قیامت با او چنین عذابی می‌کنند. 3
دروغ و گناه

دروغ، شوخی و جدی ندارد!

بعضی‌ها به خاطر اندیشه‌ی نادرست، و در اثر یک محاسبه کاملاً غلط، به این نتیجه رسیده‌اند که دروغ زمانی حرام است که جدّی گفته شود، ولی اگر برای تفریح و شوخی و خنده و امثال این موارد باشد، اشکالی ندارد. در حالی که این اندیشه و تفکر، پنداری است غلط، که به اشتباه بر صفحه‌ی ذهنشان نقش بسته و از واقعیت کاملاً به دور است.

امیر متّقیان علی(علیه السلام) در کلامی زیبا و دلنشین پیرامون این موضوع می‌فرماید: «لا یصلح الکذب جد و لا هزل و لایان یعد احدکم صبیه ثم لا یفی له ان الکذب یهدی إلی الفجور و الفجور یهدی إلی النار»4؛ صلاح نیست که انسان دروغ بگوید، چه دروغ جدّی و چه شوخی، و نباید یکی از شما به فرزندش وعده‌ی چیزی بدهد و به آن وفا نکند، همانا دروغ انسان را به فسق و فجور می‌کشاند و فجور هم او را به سوی آتش می‌برد.


دروغ می‌گویی تا دیگران بخندند!

یکی از کارهای خوب و پسنده ای که بین مردم رواج دارد، مزاح و شوخی و خنداندن مردم است. این عمل اگر در حدّ اعتدال باشد و آلوده به گناهی نشود، نه تنها کار بدی نیست، بلکه امری پسندیده و شایسته نیز خواهد بود، به گونه‌ای که وجود این خصلت در آدمی، یکی از شاخصه‌های خوش اخلاقی محسوب می‌شود.

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که: حضرت به یکی از یاران خود فرمود: شما چگونه با یکدیگر شوخی می‌کنید. آن شخص جواب داد: بسیار کم. حضرت فرمود: «فلا تفعلوا فان المداعبة من حسن الخلق، و انک لتدخل بها السرور علی اخیک و لقد کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) یداعب الرجل یرید ان یسر»5؛ مزاح و شوخی را ترک نکنید، زیرا مزاح شاخه‌ای از حسن خلق است و شما به وسیله آن شادی را در دل برادر مؤمن خود وارد می‌سازی و پیامبر (صلی الله علیه و آله) همواره با افراد شوخی می‌کرد، تا آن‌ها را خوشحال کند.
بعضی از ما انسان‌ها، وقتی در جمعی قرار می‌گیریم، به هر قیمتی که شده می‌خواهیم اطرافیان خود را بخندانیم، و لذا به منظور رسیدن به این هدف، گاهی حاضر می‌شویم دست به کارهای ناشایستی بزنیم که هرگز در خور یک مؤمن واقعی نیست، یکی از آن کارهای ناشایست، دروغ گفتن است، که بعضی‌ها در جمعِ دوستان، آشنایان، فامیل و ... سریعا ًدروغی را از پیش خود دست و پا کرده، و برای خنداندن دیگران آن را بازگو می‌کنند

بنابراین کلمات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) بیانگر این مطلب است که شوخی امری است پسندیده، که با آن دل‌های پژمرده طراوت یافته، و غبار غم و غصه از آن‌ها کنار زده می‌شود، که اگر ما بخواهیم زندگی‌ای سرشار از نشاط و شادی داشته باشیم و با نیروی مضاعف به کارهای روزمره‌ی خود بپردازیم، حتماً باید شوخی و خنده، جزء برنامه‌های اصلی زندگی ما باشد.

نکته‌ی حائز اهمیّت پیرامون موضوع شوخی و خنده، آن است که بعضی از ما انسان‌ها، وقتی در جمعی قرار می‌گیریم، به هر قیمتی که شده می‌خواهیم اطرافیان خود را بخندانیم، و لذا به منظور رسیدن به این هدف، گاهی حاضر می‌شویم دست به کارهای ناشایستی بزنیم که هرگز در خور یک مؤمن واقعی نیست، یکی از آن کارهای ناشایست، دروغ گفتن است، که بعضی‌ها در جمعِ دوستان، آشنایان، فامیل و ... سریعا ًدروغی را از پیش خود دست و پا کرده، و برای خنداندن دیگران آن را بازگو می‌کنند.

ما به این دسته از انسان‌ها از سر دلسوزی و مهربانی می‌گوییم: هرچه سریع‌تر این عمل زشت و ناپسند خود را ترک کنند، چرا که طولی نمی‌کشد، این خنده‌ها جای خود را به گریه داده و شما دوست عزیز! به خاطر دل خوشی دیگران باید در چاهی که خود ساخته‌ای گرفتار شوی، و به قول معروف زمستان می‌رود و سیاهی آن به زغال می‌نشیند.


وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را جدی بگیرید!

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن یکی از وصیت‌هایی که به جناب اباذر داشته فرموده‌اند: کسی که عورتش و زبانش را حفظ کند، وارد بهشت خواهد شد.

ابوذر گفت: آیا ما به سبب کلماتی که به زبان می‌آوریم نیز مورد بازخواست قرار می‌گیریم؟!

حضرت فرمود: آیا چیزی جزء، کلماتی که مردم به زبان جاری می‌سازند، آن‌ها را جهنّمی می‌کند؟! [یعنی عمدتاً مردم به خاطر زبانشان جهنّمی می‌شوند.] ... ای اباذر! همانا شخصی در مجلسی کلمه‌ای می‌گوید که اهل آن مجلس را بخنداند، پس به سبب آن در طبقات جهنّم فرو می‌رود، وای بر کسی که سخن دروغ بگوید تا جمعی بخندد، وای بر او، وای بر او، ای اباذر هر کس خاموش شد، نجات یافت، بر تو باد به راستگویی و هیچ وقت از دهان خود دروغی را بیرون میفکن.



نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 10 اسفند 1390
بازديد:1295
ادامه مطلب ...

?