.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

پنج شعر معروف از اخوان ثالث

پنج شعر معروف از اخوان ثالث
 
پنج شعر معروف از اخوان ثالث
من اینجا بس دلم تنگ است
زمستان بود
 «زمستان» را اخوان دو سال بعد از کودتای 28 مرداد سرود: «هوا بس ناجوانمردانه سرد است آی». او در این شعر با توصیف دقیق و البته شاعرانه یک روز برفی در یکی از زمستان‌های زادگاهش – مشهد – فضای کلی آن روزگار را به تصویر کشید: «هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان،/ نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین ...» این شعر باعث زندان رفتن شاعرش شد. شاملو در این زندان همبند اخوان بوده، در خاطراتش می‌گوید زندانبان‌ها چون با پدر [نظامی‌] او آشنا بودند، او را نمی‌زدند؛ «ولی اخوان را آش و لاش می‌کردند». (اخوان داستان این زندان را در شعر «نادر اسکندر» آورده). اخوان بعدها عنوان زمستان را سماجت بر یک کتابش گذاشت. شعر زمستان را هم استاد شجریان و هم شهرام ناظری به آواز خوانده اند.

شاهنامه آخرش ناخوشه
 شعر «آخر شاهنامه» اخوان که نام دفتری از اشعار او هم شده، داستان چنگ نوازی است که برای ما می‌گوید چنگش همواره از خاطرات خوش قدیم می‌گوید و سراغ پایتخت قرن را می‌گیرد تا به آن حمله ببرد. اما چنگی پیر به سازش خطاب می‌کند: «ای پریشانگوی مسکین! پرده دیگر کن/ پور دستان [=رستم] جان ز چاه نخواهند برد.» می‌گویند که او و مردمش دیگر فر و شکوهشان را از دست داده اند و حالشان شبیه اصحاب کهف است که طاقت ندارند آن قدر بخوابند تا دقیانوس زمانشان _ یعنی شاه پهلوی – بمیرد. «گاهگه بیدار می‌خواهیم شد زین خواب جادویی/ خواب همگنان غار/ چشم می‌مالیم و می‌گوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار صبح شیرینکار/ لیک بی مرگ است دقیانوس/ وای، وای، افسوس».

شبی که لعنت از مهتاب می‌بارید
 شعر «کتیبه» یکی از معروف‌ترین نمونه‌های اشعار داستانی اخوان است. ماجرای شعر، داستان گروهی زندانی است که صخره ای رو به رویشان افتاده. روی این صخره نوشته: «کسی راز مرا داند/ از این رو به آن رویم بگرداند». یک بار بالأخره زنجیری‌ها دل به وسوسه دانستن راز تخته سنگ می‌دهند و با زحمت فراوان آن را جا به جا می‌کنند. فکر می‌کنید چی می‌خوانند؟  نوشته بود/ همان/ کسی راز مرا داند/ که از این رو به آن رویم بگرداند». از روی این شعر که نمادی از بیهودگی تلاش‌ها در جامعه ای بسته است، فیلمی‌ هم ساخته شده (فریبرز صالح، 1353) که اهمیتش در تاریخ سینمای ایران در این نکته است که اولین بازی خسرو شکیبایی در آن بوده.

بله، همین رنگ است
 آن قدر که عبارت‌های شعر «چاووشی» معروف است، خود این شعر معروف نیست؛ عبارت‌هایی مثل «بیراه توشه برداریم/قدم در راه بذاریم» یا «من اینجا بس دلم تنگ است/ و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ است» یا اصلا ً عبارت «به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است»؛ همه مال این شعر هستند. ماجرای شعر از این قرار است که شاعر به خاطر دلتنگی ره توشه بر می‌دارد و در راه به یک سه راهی می‌رسد که یکی‌شان تابلو زده: «راه نوش و راحت و شادی» اما به ننگ آلوده، دومی‌ «راه نیمش ننگ، نیمش نام/ اگر سر بر کنی غوغا، و گر دم در کشی آرام» و بالأخره «سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام» که شاعر سومی ‌را انتخاب می‌کند.

باز می‌لرزد دلم، دستم
 اخوان فقط نومیدانه شعر نگفته و مثل هر شاعر بزرگ دیگری، عاشقانه هم دارد. معروف‌ترین عاشقانه او که احتمالا ً زیاد از رادیو شنیده اید، شعر بسیار کوتاهی است که زمزمه عاشق با خودش است در وقت آماده شدن برای دیدار محبوب: «لحظه دیدار نزدیک است/ باز من دیوانه‌ام، مستم/ باز می‌لرزد، دلم، دستم/ بازگویی در جهان دیگری هستم/‌های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ!/‌های! نپریشی فای زلفکم را، دست!/ و آبرویم را نریزی، دل/ ای نخورده مست/ لحظه دیدار نزدیک است». به عقیده من (که احسان رضایی باشم) این شعر یکی از 10 عاشقانه برتر کل تاریخ شعر فارسی است.

نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1411
ادامه مطلب ...

داستان راز خوشبختی

داستان راز خوشبختی
 
داستان راز خوشبختی
روزگاری مردی فاضل زندگی می‌کرد. او هشت‌سال تمام مشتاق بود راه خداوند را بیابد؛ او هر روز از دیگران جدا می‌شد و دعا می‌کرد تا روزی با یکی از اولیای خدا و یا مرشدی آشنا شود.

یک روز هم‌چنان که دعا می‌کرد، ندایی به او گفت به‌جایی برود. در آن‌جا مردی را خواهد دید که راه حقیقت و خداوند را نشانش ‌خواهد داد. مرد وقتی این ندا را شنید، بی‌اندازه مسرور شد و به‌جایی که به او گفته شده بود، رفت. در آن‌جا با دیدن مردی ساده، متواضع و فقیر با لباس‌‌های مندرس و پاهایی خاک‌آلود، متعجب شد.

مرد آن اطراف را کاملاً نگاه کرد اما کس دیگری را ندید. بنابراین به مرد فقیر رو کرد و گفت: «روز شما به‌خیر» مرد فقیر به‌آرامی پاسخ داد: «هیچ‌وقت روز شری نداشته‌ام.»

پس مرد فاضل گفت: «خداوند تو را خوشبخت کند.»

مرد فقیر پاسخ داد: «هیچ‌گاه بدبخت نبوده‌ام.»

تعجب مرد فاضل بیش‌‌تر شد: «همیشه خوشحال باشید.»

مرد فقیر پاسخ داد: «هیچ‌گاه غمگین نبوده‌ام.»

مرد فاضل گفت: «هیچ سر درنمی‌آورم. خواهش می‌کنم بیش‌تر به من توضیح دهید.»

مرد فقیر گفت: «با خوشحالی این‌کار را می‌کنم. تو روزی خیر را برایم آرزو کردی درحالی‌که من هرگز روز شری نداشته‌ام زیرا در همه‌حال، خدا را ستایش می‌کنم. اگر باران ببارد یا برف، اگر هوا خوب باشد یا بد، من هم‌چنان خدا را می‌پرستم. اگر تحقیر شوم و هیچ انسانی دوستم نباشد، باز خدا را ستایش می‌کنم و از او یاری می‌خواهم بنابراین هیچ‌گاه روز شری نداشته‌ام.

تو برایم خوشبختی آرزو کردی در حالی‌که من هیچ‌وقت بدبخت نبوده‌ام زیرا همیشه به درگاه خداوند متوسل بوده‌ام و می‌دانم هرگاه که خدا چیزی بر من نازل کند، آن بهترین است و با خوشحالی هر آن‌چه را برایم پیش‌بیاید، می‌پذیرم. سلامت یا بیماری، سعادت یا دشمنی، خوشی یا غم، همه‌ هدیه‌هایی از سوی خداوند هستند.

تو برایم خوشحالی آرزو کردی، در حالی‌که من هیچ‌گاه غمگین نبوده‌ام زیرا عمیق‌ترین آرزوی قلبی من، زندگی‌کردن بنا بر خواست و اراده‌ی خداوند است.»

نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1366
ادامه مطلب ...

جملات عاشقانه از فریدون مشیری

جملات عاشقانه از فریدون مشیری
 
جملات عاشقانه از فریدون مشیری
تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم آه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو
یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جدا شده بود
که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ و باد است جهان
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما

 


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1327
ادامه مطلب ...

مسیر خوشبختی كجاست؟؟؟

مسیر خوشبختی كجاست؟؟؟
 
مقصود از راه راست یا همان «صراط مستقیم» كه بار‌ها در قرآن كریم به آن اشاره شده است، چیست؟ كدام راه و مسیر است كه می‌تواند انسان را به خوشبختی و سعادت و قرب الهی و كمال وجودی‌اش رهنمون سازد و این صراط چیست كه یك مسلمان حداقل در هر روز 17 بار از پروردگارش تمنا می‌كند كه او را به آن سو و جهت هدایت كند؟

قرآن كریم در مواضع متعددی، بحث صراط مستقیم را پیش كشیده است و برای آن كه با حقیقت این موضوع آشنا شویم، چاره‌ای جز تمسك به قرآن و تفاسیر این كتاب الهی نداریم.
علاوه بر آیه ششم سوره حمد كه در آن می‌خوانیم «ما را به راه راست هدایت فرما»، در چندین جای دیگر نیز قرآن كریم به عبارت صراط مستقیم اشاره دارد كه آن آیات عبارتند از:
آیه 52 سوره شوری (براستی كه تو بخوبی به راه راست هدایت می‌كنی)‌، آیه 126 سوره انعام (و راه راست پروردگارت همین است...)، آیه 51 سوره آل‌عمران (در حقیقت خداوند پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را بپرستید [كه] راه راست این است)‌، آیه 61 سوره یس و آیه 153 سوره 5 انعام. قطعا با تدبر در ظاهر آیات قرآن نیز می‌توان به وجوهی از حقایق صراط مستقیم پی برد، چه آن كه به نظر می‌رسد یكی از مهم‌ترین مسائلی كه در این باره وجود دارد، این است كه صراط مستقیم الهی با هدایت خاص الهی محقق می‌شود و خداوند، كسانی كه زمینه مناسب را در خود داشته باشند، به این مسیر هدایت می‌كند. (نگاه كنید به معانی آیاتی كه ذكر شد و آیات قبل و بعد آنها) البته در آیات قرآن جزئیات بیشتری نیز می‌توان در این باره یافت. همچنان كه می‌بینیم در سوره انعام، خداوند متعال پس از طرح ویژگی‌های یك مسلمان حقیقی، حركت در مسیر این شاخص‌ها را همان صراط مستقیم عنوان می‌كند:
«ای پیامبر بگو بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برایتان بخوانم، این‌كه چیزی را شریك خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیكی كنید و فرزندانتان را از ترس فقر نكشید، ما شما و آنها را روزی می‌دهیم و نزدیك كارهای زشت نروید، چه آشكار باشد، چه پنهان و انسانی را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و از روی استحقاق... و به مال یتیم جز به بهترین صورت (و برای اصلاح) نزدیك نشوید... و حق پیمانه و وزن را به عدالت ادا كنید... و هنگامی كه سخن می‌گویید عدالت را رعایت كنید، حتی اگر درباره نزدیكان شما باشد و به پیمان خدا وفا كنید... این راه مستقیم من است؛ از آن پیروی كنید.» (آیات 151 تا 153 انعام) می‌بینیم كه قرآن كریم در این آیات، چگونه شاخص‌های صراط مستقیم را بیان كرده است. البته از مجموع آیاتی كه درباره این مساله وارد شده می‌توان دریافت كه مهم‌ترین ویژگی كلی این مسیر عبودیت و بندگی است.
حال از جنبه‌های دیگر به معانی این عبارت می‌پردازیم. صراط در لغت به معنای راه واضح و آشكار یا راه صاف و هموار آمده است. (مفردات راغب، ص 251) مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر سوره حمد درباره عبارت صراط مستقیم، توضیح و تفسیر این عبارت را محتاج مقدماتی می‌داند و پس از ذكر هر مقدمه با توجه به توضیحات ارائه شده، به معنای صراط مستقیم می‌پردازد كه از مجموع آنها چنین برمی‌آید:
از مجموع آیاتی كه در این خصوص وارد شده، چنین برداشت می‌شود كه در مقابل صراط مستقیم، راه دیگری هست كه یكی دور و دیگری نزدیك است. راه نزدیك یا همان صراط مستقیم، راه مومنان و راه دور، راه غیر ایشان است. (مراجعه كنید به آیه 6 انشقاق) همچنین در تقسیم دیگر یك راه به سوی بلندی و راه دیگر به سوی پستی منتهی می‌شود و مبنای این نیز آیات قرآن است، ضمن این‌كه صراط مستقیم قطعا غیر از طریق مغضوب علیهم و طریق ضالین است به این معنی كه می‌توان با شناخت طرق انحرافی و ویژگی‌های آن، صراط مستقیم را براحتی شناخت؛ چرا كه این دو در نقطه مقابل یكدیگر قرار دارند بنابراین صراط مستقیم كه صراط غیر گمراهان است؛ صراطی است كه به هیچ وجه شرك و ظلم در آن راه ندارد و ضلالتی در آن راه نمی‌یابد، نه ضلالت در باطن و قلب از قبیل كفر و خاطرات ناشایست كه خدا از آن راضی نیست و نه ضلالت در ظاهر اعضا و اركان بدن، چون معصیت و قصور در اطاعت كه هیچ‌یك از اینها در آن صراط یافت نمی‌شود و این همان توحید علمی و عملی است. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 1 ص 53 تا 55)‌
به گفته علامه طباطبایی، اصحاب صراط مستقیم در صورت عبودیت خدا دارای ثبات قدم به تمام معنا هستند، هم در فعل و هم در قول و هم در ظاهر و هم در باطن و ممكن نیست آنان بر غیر این صفت دیده شوند و در همه احوال از خدا و رسول خدا اطاعت می‌كنند و نكته مهم این‌كه اصحاب صراط مستقیم، قدر و منزلت و درجه بالاتری از درجه مومنین خالص دارند.
به نظر علامه، صراط مستقیم راهی است به سوی خدا كه هر راه دیگری كه خلایق به سوی خدا دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی كه آدمی را سوی خدا راهنمایی می‌كند، بهره‌ای از صراط مستقیم دارد. قرآن صراط انبیا و صدیقین و شهدا و صالحان را صراط مستقیم دانسته و با در نظر گرفتن روایات متواتره، آن را صراط امیرالمومنین علی‌بن ابیطالب (ع) شمرده و آن جناب را اولین فاتح این صراط دانسته است.
علامه طباطبایی در بخش دیگری از آرای خویش با اشاره به این‌كه عبارت «سبیل» به معنی راه در قرآن غیر از صراط مستقیم است، می‌فرماید: سبیل متعدد است و به اختلاف احوال رهروان راه عبادت مختلف می‌شود، برخلاف صراط مستقیم كه یكی است و در مثل شاهراهی است كه همه راه‌های فرعی به آن منتهی می‌شود، ضمن این‌كه هریك از سبیل‌ها با مقداری نقص یا حداقل با امتیازی جمع می‌شود، برخلاف صراط مستقیم كه نه نقص در آن راه دارد و نه این‌كه صراط مستقیم شخصی نسبت به شخص دیگری امتیاز دارد. همچنین باید گفت براساس آیات قرآن، مزیت اصحاب صراط مستقیم بر سایرین و همچنین مزیت صراط آنان بر سبیل سایرین تنها به علم است نه عمل. آنان (اهل صراط مستقیم) به مقام پروردگارشان علمی دارند كه دیگران ندارند و گرنه در سبیل‌های پایین‌تر از صراط مستقیم، اعمال صالح كامل و بدون نقص نیز هست. بر این اساس، یكی از ویژگی‌های صراط مستقیم، علم و معرفت (اهل آن) در حد اعلاست. این مسیر، مسیری است كه توام با علم و دانایی و معرفت حقیقی است و بدون علم نمی‌توان در این مسیر قرار گرفت. (ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، مباحث آیات 6 و 7 سوره حمد)‌
در توضیح این مطالب علامه باید گفت: نه این‌كه اهل صراط مستقیم، اهل اعمال صالح نباشند؛ بلكه آنان علاوه بر اعمال صالح و عبادات متقنی كه دارند، نسبت به سایرین با علم و معرفت و شناخت در حد اعلا ممتاز می‌شوند، اگرچه ممكن است در غیر از این گروه، انسان‌هایی باشند كه اعمال صالح انجام بدهند؛ اما آنان دارای علم و معرفتی كه اهل صراط مستقیم واجد آن هستند، نخواهند بود.
مرحوم آیت‌الله خویی نیز درخصوص معنای صراط مستقیم می‌گوید: صراط مستقیم، همان راهی است كه سیركننده در آن، راه به نعمت ابدی و رضوان الهی می‌برد و این راه عبارت است از اطاعت مخلوق از خالق و ترك عصیان و نافرمانی او به این كه هیچ‌یك از اوامر و نواهی او را مخالفت نكنند و غیر او را نپرستند و همین راه راست و مستقیمی است كه هیچ اعوجاج و انحرافی در آن نیست. (ترجمه البیان، آیت‌الله خویی، ص 674)‌
علاوه بر مباحث تفسیری كه تا اینجا مطرح شد، روایات و احادیث وارده از ائمه معصومین (ع) نیز حقایق بیشتری را درباره صراط مستقیم الهی مطرح می‌كند. از جمله این‌كه مرحوم ملامحسن فیض كاشانی در كتاب ارزشمند تفسیر صافی در ذیل آیه «اهدنا الصراط المستقیم» به روایاتی اشاره می‌نماید كه چند نمونه از آنها را ذكر می‌كنیم:
امام صادق(ع) در رابطه با آیه 6 سوره حمد فرمودند: منظور از این آیه یعنی ما را ارشاد و هدایت نما تا راهی را بپیماییم كه منجر به محبت و
دوستی تو گردد و آن راه، ما را موصل و رساننده به بهشت و جنت تو شود و مانع آن گردد كه از هواهای خود پیروی نماییم، پس به زحمت و تعب افتیم یا این‌كه آرا و هوس‌های خود را پیش گیریم، پس به هلاكت و ضلالت افتیم. (ترجمه تفسیر صافی، ج 1، ص 101)‌
از امیرالمومنین(ع) نیز در این خصوص نقل شده است: خدایا توفیقت را برای ما ادامه بده؛ آن توفیقی كه به وسیله آن در گذشته اطاعت تو را پیش گرفتیم تا این‌كه در آینده نیز همچنان در اطاعت تو پایدار باشیم. (همان) همچنین از آن حضرت روایت شده است: صراط مستقیم در دنیا آن است كه از غلو و افراط كوتاه‌تر و از تقصیر و كوتاهی بالاتر باشد (یعنی اعتدال و میانه‌روی) و استقامت و استدامت نیز داشته باشد و در آخرت، راه مومنان به سوی جنت است. (همان، ص102)‌
با تدبر در ظاهر آیات می‌توان به وجوهی از حقایق صراط مستقیم پی برد، چه آن كه یكی از مهم‌ترین مسائل این است كه صراط مستقیم با هدایت خاص الهی محقق می‌شودعلاوه بر این در معانی‌الاخبار از امام صادق (ع) روایت شده است: «صراط عبارت از امیرالمومنین علی(ع) است» یا این‌كه «عبارت از شناخت و معرفت علی(ع) است» و در روایت دیگری «صراط مستقیم عبارت از شناخت مطلق امام معصوم است» و همچنین در حدیث دیگری آمده كه «ماییم صراط مستقیم (منظور اهل بیت است».) (همان، ص 102)‌
فیض كاشانی در كنار روایت‌هایی كه نقل می‌كند، درباره حقیقت صراط مستقیم اظهار می‌كند كه امام معصوم، همان صراط مستقیم است و او همواره بدون انحراف به سوی صراط مستقیم گام برمی‌دارد و معرفت و شناخت او، معرفت صراط مستقیم است و معرفت مشی و رهسپاری امام، همان مشی بر صراط مستقیم است و هر آن كه امام را بشناسد و براساس راه او، سریع یا كند، به مقدار نور خویش ره سپرد، به فیض دخول در بهشت می‌رسد و از آتش نجات می‌یابد و هر آن كه امام خود را نشناسد و نداند كه چه می‌كند، پس قدم او لغزش پیدا كرده و در آتش فرومی‌افتد. (همان،ص 104)‌
علامه طباطبایی نیز ضمن یك بحث روایی به احادیثی مهم اشاره می‌كند كه بیان آنها می‌تواند بسیار راهگشا باشد.
امام صادق (ع) فرمودند: صراط مستقیم، طریق به سوی معرفت خداست و این دو صراط است؛ یكی در دنیا و یكی در آخرت، اما صراط در دنیا عبارت است از امامی كه اطاعتش بر خلق واجب شده و اما صراط در آخرت، پلی است كه روی جهنم زده شده. هركس در دنیا از صراط دنیا بدرستی رد شود، یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت كند در آخرت نیز از پل آخرت به آسانی می‌گذرد و كسی كه در دنیا، امام خود را نشناسد، در آخرت نیز قدمش بر پل آخرت می‌لرزد و به درون جهنم سقوط می‌كند. (ترجمه المیزان، ج یك، ص 78) و دیگر این‌كه در معنای «اهدنا الصراط المستقیم» از ابن‌عباس روایت شده كه «یعنی ای بندگان خدا بگویید، خدایا مارا به سوی محبت محمد (ص) و اهل بیتش (ع) ارشاد فرما. (همان)‌
حال كه آرای مختلف علما و مفسران قرآن را در قالب مباحث فلسفی، كلامی و روایی درخصوص صراط مستقیم ذكر كردیم، مهم این است كه بدانیم آیا این نظرات با یكدیگر تناقض و تعارض دارند یا این‌كه می‌توان تمامی آنها را دركنار یكدیگر جمع كرد و به نتیجه‌ای واحد رسید.
آنچه مسلم است و از بررسی تمامی آرا برمی‌آید و خود قرآن كریم نیز به صورت روشن و واضح به آن اشاره كرده است، این است كه صراط مستقیم الهی، همان صراط و راه عبودیت و بندگی محض پروردگار عالم با تمام ویژگی‌های مورد نظر قرآن كریم است. در واقع با تمسك به خود آیات قرآن كه عبادت پروردگار را صراط مستقیم دانسته، می‌توان بین همه آرای ذكر شده كه مبنای صحیح علمی دارند، نوعی همگرایی ایجاد كرد.
در مجموع این آرا و نظریات مختلف اما همسو می‌توان گفت كه مهم‌ترین ویژگی صراط مستقیم الهی علم و معرفت است. آنچنان كه این مسیر را بدون علم و معرفت نمی‌توان طی كرد و این معرفت چیزی نیست جز معرفت و شناخت حقیقی امام معصوم كه خلیفه خدا روی زمین است. به عبارت دیگر تمام رهپویان راه حقیقت كه به دنبال حق هستند و در مسیر بندگی حركت می‌كنند، زمانی در صراط مستقیم قرار می‌گیرند كه ولایت ائمه معصومین (ع) را پذیرفته و نسبت به آن معرفت پیدا كنند. یعنی شعب مختلف راه‌هایی كه به سوی پروردگار وجود دارند، همگی باید در نهایت به شاهراه صراط مستقیم كه همان راه ولایت و امامت است، بپیوندند و هرگونه عبادت و بندگی و عمل صالح اگر در این مسیر و مجرا نباشد، عاقبت مشخصی نخواهد داشت. یعنی تمامی اعمال صالح و نیات خیر و... باید به زیور ولایت و محبت اهل بیت (ع) آراسته شده باشد. البته این‌كه از امیرالمومنین (ع) به عنوان صراط مستقیم تعبیر شده، از آن روست كه آن حضرت، سر سلسله ولایت و وصایت بعد از پیامبر مكرم اسلام است و بعد از پیامبر، تنها راه سعادت راه علی (ع) و فرزندان اوست. به عبارت دیگر اگرچه در این عالم، انسان‌های موحد و یكتاپرست زیادی وجود دارند؛ اما هیچ‌یك از آنها غیر از شیعیان در مسیر صراط مستقیم نیستند؛ زیرا اگرچه به عبادت و بندگی می‌پردازند، اما این عبادت از مسیری كه خداوند متعال اراده كرده است، صورت نمی‌پذیرد و از مجرای مورد نظر عبور نمی‌كند و به همین دلیل نقص‌های فراوانی دارد.
به هر حال مهم‌ترین نتیجه‌ای كه از مباحث ارائه شده، حاصل می‌شود، آن است كه مسیر سعادت حقیقی یا همان صراط مستقیم الهی، مسیر عبادت و بندگی خداوند متعال از مجرای ولایت و امامت ائمه طاهرین(ع) است و تنها كسانی به سعادت حقیقی و كمال مورد نظر دست می‌یابند كه در این جهت حركت كنند و هر طریق و راهی غیر از آن باطل است.


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1265
ادامه مطلب ...

چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات

چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات
 
در زمینه چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات به اینجا رسیدیم که در ایجاد و شکل گیری رابطه ای نا درست مجموعه عواملی موثر است که می توان از میان آنها به نگاه نا مناسب و خود آرایی اشاره کرد . در این مقاله سعی داریم دیگر زمینه های ایجاد ارتباطی نا متعادل را بررسی کنیم و راهکارهایی را برای پیشگیری از آن برای شما بازگو کنیم.

1- طنازی در سخن: یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطیف كنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی كه در دل بیمار است به طمع بیفتد . منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است، آن نیرویی كه آدمی را از میل به سوی شهوات باز می دارد. (1) قرآن كریم برای جلوگیری از روابط ناسالم میان زنان و مردان می فرماید: "نازك و نرم با مردان سخن مگوئید مبادا آنكه دلش بیمار است به طمع افتد بلكه درست و نیكو سخن بگویید."(احزاب. 32) تاثیر كلام به قدری است كه مولای متقیان از سلام كردن به زنان جوان خودداری می كند و می فرماید: "می ترسم از این كه صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم كاسته شود."(2)

سخن معمولی و مستقیم بگویید، سخنی كه شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را بپسندد و آن سخنی است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اینكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنید

2- تأخیر در ازدواج: زن و مرد، مكمل نیازهای روحی و روانی یكدیگرند و هر یك بدون دیگری احساس فقر و نیاز می نماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است كه تنها ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (3) و به قول ویل دورانت: زن فقط وقتی زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مایه حیات اوست. (4) و مرد نیازمند كسی است كه قلبش برای او بتپد و با گرمی نگاه و كلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملایمات زندگی امید بخشد و خلاصه اینكه "هر یك از ما، در جدایی فقط نیمه ای از انسان است و همیشه نگران آن نیم دیگر است"(5) تا زمانی كه دختر و پسر جوان این نیاز فطری را از راه ازدواج تأمین نكرده و به آرامش روانی نرسیده باشند در معرض خطر هستند. لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نیمی از دینش را حفظ كرده است." (6)

 

3- بستر اجتماعی: یك عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنین افكاری رایج شود كه داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه كه داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیداكردن دوست برای یكدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد. برای رهایی از این زمینه فساد راهكارهایی وجود دارد كه عبارتند از:

الف - اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنین افكاری در جامعه رسوخ كرده باشد بر مسئولین فرهنگی جامعه واجب است كه تمام امكانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به كار بگیرند زیرا تا فرهنگسازی درست صورت نگیرد خرده كارها نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.

ب - دقت در انتخاب همنشین: باید راههای صحیح دوست یابی را آموزش داد تا جوانان با دید باز و اندیشمندانه همنشین و دوست خود را انتخاب نمایند.

رسول خدا(ص) می فرمایند: "دین و منش هر شخصی، متناسب با دوست و همراه است." (7)

4- مرحله رشد: اریكسون سن 12 - 20 سالگی را مرحله احساس هویت در مقابل سردرگمی هویت می داند و می گوید مشكل این دوره خطر آشفتگی نقش به ویژه هویت جنسی و شغلی نوجوان است. در بعضی موارد جوانانی كه قادر به رو در رویی با سردرگمی نقش جنسی و شغلی خود نیستند، هویتی منفی را انتخاب می كنند و به هویت ها و نقش هایی متكی می شوند كه به صورت نامطلوب ترین و خطرناك ترین اعمال به آنها عرضه شده است(8) یكی از این رفتارهای جایگزین، برقراری ارتباطهای ناسالم است.برای پیشگیری از بروز این مشكل، باید به نوجوان و جوان در هویت یابی كمك كرد تا بتواند برای خویشتن، تصویری رضایت بخش و امیدآفرین به دست آورد. عمل انسان مترتب بر شاكله او است به این معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمی است پس شاكله یا هویت نسبت به عمل، نظیر روح جاری در بدن است. (9) بنابراین بر والدین و مسئولین تعلیم و تربیت واجب است كه در راه "هویت یابی جنسی" به جوانان كمك كنند تا تصویر روشنی از جنسیت خود و نقش های مربوط به آن، برخوردهای اجتماعی و دوستی دختران و پسران و عشق و امثال آن پیدا كنند.

5- عدم تقید خانواده به مسائل دینی: جوانان اولین برخوردها و معاشرت های ناسالم و مختلط را در خانه تجربه می كنند.فرهنگ خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان می آموزد. لذا قرآن كریم می فرماید: "ای مومنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاه دارید."(تحریم. 6) یعنی خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید و ادب نمایید. (10) و در نگهداری خانواده همین بس كه به آنها امر كنید بدان چه كه خدا امر كرده و نهی كنید از آنچه خدا نهی كرده است. (11)

اگر خانواده ها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نكنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی می توان داشت

6- بی توجهی به نیازهای جوانان در خانه: جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی كه شور و نشاط آنان را حفظ كند، نیازمند هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نكنند، خود آنان دست به كار می شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل می كنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام می كنند. نكته دیگری كه باید به آن توجه داشت، پرهیز از بیكاری است. خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) توصیه می فرماید: "هنگامی كه از كار مهمی فارغ شدی خود را به كار دیگری مشغول كن"(انشراح. 7) والدین باید برای اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی علاوه بر اینكه آنها را از بسیاری از فسادها حفظ می كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدین در برخورد با جوانان باید طریق اعتدال را پیش بگیرند و از هرگونه افراط، تفریط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذیر خودداری كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهای آنان، شخصیت و حریم خصوصی آنان راحفظ نمایند زیرا اگر شخصیت او از بین برود و عزت و كرامتی نداشته باشد، هیچ امید خیری در او نیست. (12) و از سرزنش و ملامت نیز پرهیز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر می كند. (13)

پی نوشت:

1) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 16، ص. 461

2) شیخ حر عاملی، آداب معاشرت، ص. 67

3) مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص. 148

4) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141

5) ابوالقاسم مقیمی حاجی، جوانان و روابط، ص 7، به نقل از لذات فلسفه. 122

6) میزان الحكمه، ج 4، ص 272، حدیث. 7807

7) میزان الحكمه ، ج 5، ص 297، حدیث. 10221

8) روانشناسی رشد (2) ، دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، ص. 782

9) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 13، ص. 262

10) الدر المنثور، ج 6، ص. 244

11) كافی، ج 5، ص. 62

12) شرح غرر و درر، آمدی، ج 1، ص. 394

13) میزان الحكمه ، ج 8، ص 485، حدیث. 17831

 


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1291
ادامه مطلب ...

یازده نکته روانشناسی درقرآن

یازده نکته روانشناسی درقرآن
 
یازده نکته روانشناسی درقرآن

1.   از دیدگاه قرآن، سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد; مؤمن،    کافر و منافق ; (آیات 2 تا 20 سوره بقره) .

2 . شخصیت‏های مؤمن، خود دارای سه درجه شخصیتی می‏باشند ; آنان که به خود ظلم می‏کنند، آنان که میانه رو هستند و آنان که پیشتازانند; (فاطر/32) .

3 . مشخصه بارز شخصیت کافر آن است که دل و اندیشه‏اش را قفل کرده است و راهی برای نفوذ هیچ حرف تازه و اندیشه متفاوتی نگذاشته است و به همین دلیل، از درک حقایق عاجز است .

4 . خصوصیت‏بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن، دوگانگی ریشه‏ای در ظاهر و باطن است; به همین دلیل، مبتلا به شک و تردید و عدم قدرت تصمیم‏گیری و ناتوانی در قضاوت می‏شود; (بقره/8 تا 20 و منافقون) .

5 . در قرآن کریم، در آیات فراوانی از اندوه، علل ایجاد کننده آن و راه‏های برطرف ساختن آن سخن رفته است . گاهی اندوه فراق را با دیدار و گاهی اندوه فقر را با بشارت و گاهی اندوه رسول خدا (ص) را به دلداری حضرت حق، درمان نموده است .

6 . در دیدگاه قرآن، ترس دو نوع است ; ترس پسندیده و ترس ناپسند ; ترس پسندیده، همان ترس از خداوند و عدالت اوست که منجر به اصلاح رفتار می‏شود; (انفال/2) و ترس ناپسند، اضطرابی شدید با علت مشخصی است که تسلط بر نفس را از بین می‏برد و باید با آن مبارزه شود; (احزاب/10 و 11) .

7 . از نظر قرآن دو نوع خشم وجود دارد; خشم مفید و متعادل و خشم مخرب و نابهنجار ; خشم متعادل، راهی برای رسیدن به هدف در مواقع لزوم است و خشم مخرب را باید درمان کرد . قرآن کریم با توصیه به صبر و پاسخ گویی با عمل نیک و با وعده بهشت و پاداش اخروی، به وسیله سفارش به بخشش و عفو، یادآوری قدرت و خشم خداوند و ... به درمان بیماری سلامتی سوز خشم و عصبانیت پرداخته است .که به ترتیب در سوره شوری، آیه 43، فصلت، آیه‏34، آل عمران ، آیات 133 و 143، شوری، آیات 36 و 37 و نور، آیه 22 بیان شده است .

8 . در قرآن به سه نوع از مکانیسم‏های دفاعی - روانی اشاره شده است که عبارتند از: فرافکنی (منافقون/4)، دلیل تراشی (بقره/11 و 12) و واکنش سازی (بقره/204 و 205 و منافقون/4) .

9 . در فرهنگ قرآن یکی از راه‏های مؤثر و اساسی روان درمانی، استفاده از مواعظ و اندرزهای قرآنی است; (یونس/57) .

10 . در روش روان درمانی قرآنی، ایمان، تولید امنیت درونی و آرامش می‏نماید; (انعام/82 و رعد/28) .

11 . یاد خدا، آرام بخش دلهاست ; (رعد/28)


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1272
ادامه مطلب ...

روابط جنسی از نگاه قرآن کریم

روابط جنسی از نگاه قرآن کریم
 
روابط جنسی از نگاه قرآن کریم
 
غریزه جنسی از غرایزی است که خدای متعال درانسان قرار داده است ؛این غریزه ،عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است
 
آثار روابط جنسی از منظر قرآن
او خدایى است كه (همه) شما را از یك فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بیاساید. سپس هنگامى كه با او آمیزش كرد، حملى سبك برداشت(اعراف ،۱۸۹)
 
غریزه جنسی از غرایزی است که خدای متعال درانسان قرار داده است ؛این غریزه ،عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است .قرآن کریم ، گرایش زن ومرد را به یکدیگر ،اقتضای ساختار آدمی ونخستین کالای زیبا وآراسته دنیوی به حساب آورده است: برای مردمان ،علاقه به خواستنی های گوناگون از جمله علاقه به زنان و..........آراسته شده است. » (آل عمران ،۱۴)در این آیه واژه شهوت به کار رفته وچون این واژه به معنای خواسته شدید است می توان گفت علاقه به زن وفرزند شدید است (بهشتی ،۱۳۸۸،ص ۱۸۴).در مجموعه آثار (ج،۱۹) شهید مطهری در مورد غریزه جنسی این گونه می گوید:
به هر حال از نظر اسلام علاقه جنسى نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلكه جزء خوى و خلق انبیاست. رسول اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام، طبق آثار و روایات فراوان كه رسیده است، محبت و علاقه خود را به زن در كمال صراحت اظهار مى‏كرده‏اند و برعكس، روش كسانى را كه میل به رهبانیت پیدا مى‏كردند سخت تقبیح مى‏نمودند (ص۶۲۷).
 
غریزه ی جنسی عطیه الهی وامری طبیعی وفطری است .قرآن کریم ، گرایش زن ومرد را به یکدیگر ،اقتضای ساختار آدمی ونخستین کالای زیبا وآراسته دنیوی به حساب آورده است.قابل ذکر است که خدای متعال غرایز انسانی را برای اهدافی در راستای رشد فردی واجتماعی او در وجودش نهاده است از این رو نیز برای ارضای هر کدام ،رهنمود هایی نموده است که طغیان و یا افراط و تفریط در ارضای آنها ،علاوه بر عدم دستیابی به اهداف خلقت ،موجب عذاب الهی در دنیا و آخرت خواهد شد .در مورد تجاوز در ارضای غریزه جنسی در سوره فرقان وعده عذاب خلد در جهنم را داده است :
و زنا نمى‏كنند و هر كس چنین كند، مجازات سختى خواهد دید! ،عذاب او در قیامت مضاعف مى‏گردد، و همیشه با خوارى در آن خواهد ماند! (فرقان،۶۸ـ۶۷)
 
در سوره مؤمنون نیز کسانی را که از غیر راه شرعی ارضای غریزه جنسی خود نماید اورا متجاوز می نامد:
وَ آنها كه دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏كنند ،تنها آمیزش جنسى با همسران و كنیزانشان دارند، كه در بهره‏گیرى از آنان ملامت نمى‏شوند ،و كسانى كه غیر از این طریق را طلب كنند، تجاوزگرند! (مؤمنون،۷ـ۵)
در قرآن ،کتاب فطرت وزندگی ، آیاتی در مورد آثاراستفاده درست وصحیح از غریزه جنسی بیان فرموده است؛ وبا دقت وتدبر ازاین به این آیات و قیاس با مکاتب دیگر مادی ،به اکمل واتمم بودن دستورات اسلام را نسبت به آنها روشن می شود.
 
با تدبر در آیات الهی می توان نکات ذیل را پیرامون روابط جنسی یافت :
۱) تمتع ولذت
۲) زمان اختصاصی
۳) موجب آرامش
۴) لباس همسران
۵) ثواب اخروی
 
الف ـ تمتع ولذت
و زنانى را كه متعه مى‏كنید، واجب است مهر آنها را بپردازید (نساء ،۲۴)
در این آیه خدای متعال کلمه « تمتع » را بیان نموده است ؛این کلمه در کتب لغت به معنای « بهره گیری وانتفاع » است ، واین بهره گیری لذت جنسی است که امام صادق (ع) آن را با لذت ترین نعمت های دنیا وآخرت می دانند :
امام صادق فرمودند:برای مردم در دنیا وآخرت ، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست ؛ ، سپس فرمودند :اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام وشراب ،لذت نمی برند (کافی ج ۵،ص ۳۲۰)
خدای متعال خلقت زوج (همسر) را از نشانه های خود ، وآن را برای سود ونفع یکدیگر بیان داشته است:
و از نشانه‏هاى او این كه همسرانى (زوج ) از جنس خودتان ،به نفع وسود شما آفرید(روم ،۲۰)
پیامبر اسلام (ص)لذت خود را از دنیا را بهره گیری از زنان می داند:
پیامبر (ص) فرمودند : روشنی چشم من در نماز و لذت من در دنیا ،زنان و گل های من حسن و حسین (ع)می باشد (وسایل الشیعه ج۲۰ ص ۲۳)
مارابل مورگان در کتاب «زن کامل» لذت جنسی را به این گونه بیان می کند :
از نظر فیزیکی ،نقطه اوج رابطه جنسی بزرگ ترین لذت و عظیم ترین آرامش در روی زمین است . بسیاری از پزشکان تحقیق کرده اندکه اوج این موقعیت بدن انسان را دوباره زنده و احیاء می کند و سلامتی فیزیکی را بدنبال دارد .چه زمانی عالی تر از این !هر دو ی آنها احساس می کنند که خواسته شان ارضاء و برآورده شده است (ص،۱۱۰)
 
 
ب ـ زمان اختصاصی
قرآن برای بهره گیری همسران از یکدیگر زمان اختصاصی قایل است ،و در این وقت خصوصی زن و مرد ،می بایستی دیگر افراد خانواده بدون اجازه وارد نشوند ،حتی اطفال ـ برای حفظ بهداشت جنسی کودک ـ نباید بدون اجازه ،در این اوقات خصوصی والدین وارد شود :
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! بردگان شما، و همچنین كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسیده‏اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بیرون مى‏آورید، و بعد از نماز عشا این سه وقت خصوصى براى شماست امّا بعد از این سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نیست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یكدیگر بگردید. این گونه خداوند آیات را براى شما بیان مى‏كند، و خداوند دانا و حكیم است! (نور ،۵۸)
 
در آیه بعدی استیذان و اجازه گرفتن فرزندان بالغ رادر این اوقات خصوصی والدین نیز متذکر می شود:
و هنگامى كه اطفال شما به سنّ بلوغ رسند باید اجازه بگیرند، همان گونه كه اشخاصى كه پیش از آنان بودند اجازه مى‏گرفتند این چنین خداوند آیاتش را براى شما بیان مى‏كند، و خدا دانا و حكیم است! (نور،۵۹)
والدین نیاز مند به اوقات خصوصی می باشند، زیرا وجود این اوقات خصوصی در تحکم زندگی مهم واساسی است ،وعدم آن در تذلل و ازهم پاشدگی زندگی زناشویی مؤثر می باشد .این اوقات موجب افزایش محبت نسبت به یکدیگر وکسب آرامش خواهد شد.

شاید این سؤال در ذهن نقش ببند که چرا خدای متعال وحکیم در آیه دوم ،بر اجازه گرفتن فرزند بالغ ،در اوقات خصوصی والدین تذکر داده است ؟ آیا والدین به نکته ساده آگاهی ندارند که نیاز مند به تذکر بوده شاید پاسخ این باشدکه تذکرش برای اهمیت وارزش گذاری به وقت خصوصی داشتن والدین می باشند ، به گونه ای که حتی در سالیانی بعد از ازدواج که فرزند آنها بالغ شده است ، باز هم والدین نیاز مند به اوقات خصوصی می باشند، زیرا وجود این اوقات خصوصی در تحکم زندگی مهم واساسی است ،وعدم آن در تزلزل واز پاشدگی زندگی زناشویی مؤثر می باشد .این اوقات موجب افزایش محبت نسبت به یکدیگر وکسب آرامش خواهد شد.
از آیات فوق ، چند نکته می توان استفاده نمود : اولاً تشویق و ترغیب زن وشوهر به داشتن ساعاتی خصوصی در روز تا به آرامش برسند و برای بندگی خدا نیرو کسب کنند ؛ ثانیاً حضور دیگران از بزرگ و کوچک در زمان خصوصی جلوگیری شود، و بدون اجازه وارد نشوند ؛ثالثاً اعضای خانواده به غیر از این اوقات خصوصی ، روابط گرم و صمیمی و خودمانی داشته باشند ، در کنار یکدیگر باشند .
 
امام صادق (ع) این سه وقت را به عنوان «غرّة ،خلوة»(سهو،خلوت )بیان می دارند که دیگران برای ورود در این ساعات باید اجازه بگیرند :
امام صادق (ع) فرمودند: کنیزان وکسانی که بالغ نشده اند در سه زمان ،همان گونه که خدای عزوجل شما را امر کرده است ، برای ورود باید اجازه بگیرند ؛وهمچنین خادمت که بالغ شده درسه وقت از عورات، داخل شد،اگر چه خانه اش در خانه شما باشد باید اجازه بگیرد ،این سه وقت عبارت است از : بعد از عشا که عتمة(ثلث شب) نامیده می شود وقتی که صبح می کنید وزمانی که در بعداز ظهر، لباس هایتان خارج می کنید ؛به تحقیق که خدا امر کرده است که این سه اوقات را در خلوت وسهو باشید .( وسائل‏الشیعة ج : ۲۰ ص : ۲۱۸)
 
امر خدا به خلوت کردن این سه وقت، بیانگر توجه به این نیاز فطری است ، به عبارت دیگر ارضای این نیاز از اعماق درون انسان برخواسته است . شاید برای بعضی از کسانی که عمیقاً از تعالیم انسان ساز اسلام اطلاع کامل ندارند،داشتن این سه وقت خصوصی را با معنویت انسان مغایر بدانند ،و با نگاه سبک و تحقیر آمیز به آن بنگرند ، در حالی که همان گونه مشاهده نمودید در نگاه قرآن ومعصومین (ع) برای حفظ از فساد آماده شدن جهت بندگی خدا وانجام وظایف فردی واجتماعی ،از معنویت وجایگاه خاصی برخوردار است وثواب بزرگی برای ارضای این غریزه از طبق شرعی ودرست قایل می باشد وموجب رشد وارتقای معنوی مؤمن است .در ضمن در قرآن ، یکی از نعمت های بهشت را داشتن همسران زیبا می داند .به این نکته بنیادی باید توجه داشت ،اسلام با ارضای غرایز ازطریق غیر مشروع را منع نموده است ،ولی از راه مشروع را تشویق نموده است وبا کسانی که رهبانیت می کنند واز نعمت های الهی به طور عاقلانه وشرعی بهره نمی برند ،مذمت می نماید .
 
اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! طیّبات را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد. (مائده ،۸۷)
طیّبات را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاكیها را تحریم مى كند(اعراف،۵۷)
 
راجع به تمتع و لذت و زمان اختصاصی صحبت کردیم و در این مقاله به ادامه ی بحث می پردازیم:
انسان در حین کار و زندگی روز مره خستگی روحی و جسمی پیدا می کند و نیاز مند به تمدید قوا می باشد ، همان گونه که غذا و آب و خواب موجب تمدید نیرو می شود ؛غریزه جنسی نیز از غرایزی است که خالق برای کسب آرامش در وجود زن و مرد قرار داده است .

ج ـ موجب آرامش
در قرآن علت خلقت زوج (همسر ) را به عنوان آرامش بخش یکدیگربودن بیان فرموده است :
از نشانه های او ،این است که همسرانی (جفت هایی ) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید ،و بین شما ( زن و شوهر ) مودّت و رحمت قرارداده است ؛ در این ، نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند(روم ۲۱) .
 
در آیه سوره روم خدای متعال علت خلقت زوج(همسر ) را کسب آرامش وجلب مودت ورحمت بیان نموده است ؛ولی در آیه ۱۸۷سوره اعراف ضمن بیان علت خلقت همسر را «کسب آرامش » ،این آرامش را از همبستری با زوج خود (فَلَمَّا تَغَشَّئهَا) بیان کرده است :
هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنهَْا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیهَْا فَلَمَّا تَغَشَّئهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ
او خدایى است كه (همه) شما را از یك فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بیاساید. سپس هنگامى كه با او آمیزش كرد، حملى سبك برداشت(اعراف ،۱۸۷)
 
انسان در حین کار و زندگی روز مره خستگی روحی و جسمی پیدا می کند و نیاز مند به تمدید قوا می باشد ، همان گونه که غذا و آب و خواب موجب تمدید نیرو می شود ؛غریزه جنسی نیز از غرایزی است که خالق برای کسب آرامش در وجود زن و مرد قرار داده است . امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود زن را این گونه معرفی می نماید:
امّا حقّ همسرت این است كه بدانى، به راستى خداوند او را مایه آرامش و آسایش و همدم و پرستار تو قرار داده و بایسته است كه هر یك از شما [زن و شوهر] به سبب همسرش خداى را سپاس دارد و بداند كه این ارزانى خدا بر اوست(تحف العقول،ص ۲۶۲)
 
 
باربارا پیز در کتاب « آنچه زنان و مردان نمی دانند » آثار سازنده روحی و جسمی ارضای کامل جنسی را این گونه می گوید:
دلایلی مستدل وجود دارد که ارتباط جنسی برای سلامتی مفید است . این رابطه میزان تستوسترون را بالا می برد وبه واسطه آن استخوان و ماهیچه ها قوی می شود و تأمین کلسترول مفید تضمین می گردد .محقق مسایل جنسی ،خانم دکتر بوِرلی وابیل می گوید «در حین رابطه ی جنسی اندورفین که ماده طبیعی ضد درد در بدن است، ترشح می شود وتأثیر خوبی بر سر درد ،سرگیجه وآرتروزدارد».کمی پیش از اوج لذت جنسی ، هورمون DHEA(دی هیدروپنیدرسترون )ترشح می شود که ادراک را تقویت می کند ،سیستم ایمنی بدن را قوی می سازد و از ایجاد تومور جلوگیری وبه استخوان سازی کمک می کند . در این هنگام مقدار زیادی اُکسی توسین در بدن زن آزاد می شود ، یعنی هورمونی که نیاز به آرامش ونزدیکی را باعث می شود .دکتر هارولد بلومفیلد در کتابش «قدرت پنجم » توضیح می دهد که استروژن تا چه حد به استحکام استخوان و فعالیت بهتر گردش خون کمک می کند . هورمون ها از قلب محافظت می کنند و بر طول عمر می افزایند ،به همین خاطر ارتباط جنسی بیشتر به معنی طول عمر بیشتر واضطراب کم تر است.
 
عدم ارضای نیازهای جنسی ،عامل دیگری برای اختلاف زن و شوهر است .عدم توجه به نیاز های جنسی یکدیگر که به ناتوانی ، بی میلی یا سرد مزاجی فرد مربوط می شود ،با لطمه به روابط زن وشوهر ،افراد را دچار عصبانیت ودلسردی نسبت به همسر و زندگی میکند و به تدریج موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه ودر نهایت افسردگی می شود .
 
 
دـ لباس همسران
آمیزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهایى كه روزه مى‏گیرید ، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زینت هم و سبب حفظ یكدیگرید)(بقره،۱۸۷)
در آیه فوق خدا ضمن نَسخ حُکم حُرمت همبستری در ماه رمضان ،جواز آن را در شب های ماه رمضان صادر نمودند ؛ وسپس تعبیری زیبا نسبت به چگونگی ارتباط زن وشوهر بیان می نماید ،که زیباترین ولطیف ترین تشبیه برای ارتباط زن وشوهر می باشد ، زن ومرد را لباس یکدیگر بیان می فرماید (هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ) ومفسر بزرگ آیت الله جوادی آملی برای این تعبیر زیبای قرآن خواصی به شرح زیر در تفسیر خود بیان داشته اند:
 
۱) لباس مانع از آسیب است .ازدواج هر چند اطفای غریزه را به همراه دارد ؛لیکن صبغه ملکوتی آن صیانت از گناه وحراست از نگاه آلوده است .
۲) لباس عیوب انسان را می پوشاند آبرو را حفظ می کند . زن ومرد و شوهر نیز باید عیوب هم را بپوشانند وآبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ کنند .
۳) لباس ، انسان را از گرما وسرما و...حفظ می کند .زوجین نیز باید در حوادث تلخ وشیرین وگرم وسرد زندگی ،موجبات دلگرمی هم را فراهم کنند .
۴) میان لباس وکسی که آن را پوشیده رابطه ای تنگاتنگ وصمیمی است که بیگانه میان آن دو راه ندارد رابطه زوجین نیز باید چنین باشد تا بیگانه ای به درون زندگی آنان راه نیابد که به اسرارشان پی برده ،احیاناً فتنه گری کند.
۵) اعضای بدن با لباس در تماس است ولباس از تماس مستقیم آنها با بیرون ممانعت می کند .
۶) لباس مایه آرامش انسان است . زن و شوهر نیز موجب آرامش یکدیگر ند .قرآن از شب ،هم «لباس » تعبیر کرده است : وَ جَعَلْنَا الَّیْلَ لِبَاسًا(نبأ،۱۰) وهم به سکونت وآرامش (هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّیْلَ لِتَسْكُنُواْ فِیه)(یونس ،۶۷)این دوتعبیردر باره زوجین نیز آمده است .
۷) لباس آرایه انسان است و به وی زینت می بخشد . زن و شوهر نیز باید زینت یکدیگر باشند . زن وشوهر کنار هم موقعیتی در خانواده و اجتماع پیدا می کنند که در گذشته آن را نداشته اند ، از این رو به آنها با احترام بیشتری برخورد می شود. (صص ، ۴۶۱ـ۴۶۰).
 
در آیه فوق پس از ارتباط جنسی زن و شوهر ،خدای متعال لباس بودن این دو را مطرح می کند .به عبارت دیگر می توان از سیاق آیه نتیجه گرفت که از نتایج مؤثر و مثبت برقراری روابط جنسی ،لباس یکدیگر بودن می باشد ؛وتمامی خواص مطرح شده لباس،براثر ارتباط جنسی درست وصحیح زن وشوهر می باشد .
و در ضمن عدم ارضای جنسی موجب آسیب های فراوان فردی واجتماعی می شود،از جمله مطالبی که سالاری فر در کتاب « خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی » از کتاب « آسیب های اجتماعی ستیزه های خانواده طلاق »در مورد آثار سوءعدم ارضای جنسی در زندگی زناشویی واختلافات آنها این گونه نقل می کند :
عدم ارضای نیازهای جنسی ،عامل دیگری برای اختلاف زن و شوهر است .عدم توجه به نیاز های جنسی یکدیگر که به ناتوانی ، بی میلی یا سرد مزاجی فرد مربوط می شود ،با لطمه به روابط زن وشوهر ،افراد را دچار عصبانیت ودلسردی نسبت به همسر وزندگی میکند وبه تدریج موجب بروز رفتارهای پرخاشگرانه ودر نهایت افسردگی می شود . مشکل ترین وضعیت برای افرادی است که همسرشان دچار سرد مزاجی ،بی میلی جنسی یا نوعی اختلال جنسی است .این افراد به ممنوعت ها وشرایط اجتماعی ، اقتصادی و خانواده ،وابستگی به فرزندان و نگرانی نسبت به آینده ، به ناچار شرایط را با فشار تحمل می کنند . گاه ایرادگیری از هم ،نارضایتی از زندگی ،قهر های طولانی مدت ،کوبیدن یکدیگر ، تهدید به جدایی ،ابراز خستگی وتمارض ،از عوارض بر آورده نشدن نیاز های جنسی زن وشوهر است (ص،۱۳۶).
 
ه ـ ثواب اخروی
زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان كه بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش كنید. و اثر نیكى براى خود، از پیش بفرستید! و از خدا بپرهیزید و بدانید او را ملاقات خواهید كرد و به مؤمنان، بشارت ده! (بقره ،۲۲۳)
علامه در تفسیر المیزان در ذیل این آیه « وَ قَدِّمُواْ لِأَنفُسِكمُ» علاوه برفرزند صالح ،برپیش فرستادن عمل صالح نیز بیان می کند :
بیانى كه از نظر خواننده گذشت این احتمال را تایید مى‏كند كه مراد از تقدیم براى خود از پیش فرستادن اعمال صالح است، براى روز قیامت، هم چنان كه در جایى دیگر فرموده: یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ"( روزى كه هر كسى به تماشاى آنچه از پیش فرستاده مى‏ایستد.) «سوره نبا آیه ۴۱» و نیز فرموده:" وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَیْرٍ، تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً" (و آنچه را از پیش براى خود فرستادید، نزد خدایش مى‏یابید، كه اگر خیر بود خیرتر شده، و اجرى عظیم دارد.)« سوره مزمل آیه ۲۰»
پس جمله:" وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ (از پیش براى خود بفرستید، و از خدا بترسید، و بدانید كه روزى آنچه را كرده‏اید خواهید دید) « از نظر سیاق نظیر آیه:" یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ، وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ( اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از خدا بترسید و هر فردى نگران عملى باشد كه براى فردا از پیش مى‏فرستد، و از خدا بترسید، كه خدا به آنچه مى‏كنید با خبر است) « سوره حشر آیه ۱۸» مى‏باشد. ( ترجمه المیزان، ج‏۲، ص: ۳۲۱)
آیه در وهله اول منظور از عمل خیر فرستادن، « فرزند صالح » می باشد که با انجام کارهای خیر موجب رشد روحی والدین در زمان حیات و ممات آنها خواهد شد ،ولی علاوه براین با توجه به مطالب علامه طباطبایی ،به خوبی می توان نتیجه ثواب و اجراخروی نیز گرفت. دین اسلام به این روابط با دید مثبت نگاه می کند و حتی به آن رنگ معنوی وعبادی می دهد . اولیای دین در موارد متعدد از پاداش اخروی در روابط جنسی سخن می گفتند که تعجب افراد را بر می انگیخت .اولیای دین (ع) با معادل سازی پاداش روابط جنسی با برخی تکالیف دینی دشوار مانند جهاد ،ریزش گناهان وپاک شدن افراد ،به دنبال نگرش مثبت دینی به این رفتار در زن ومرد هستند که این امر باعث می شود آنان احساس مثبتی ازاین روابط داشته باشند و نشاط و لذت بیشتری برای آنها حاصل شود . تقویت این نگرش ، مانع بروز احساس گناه در اثر روابط جنسی در زن و مرد است (سالاری فر، ص۴۸).
 
برای نمونه بعضی از این احادیث را درذیل آورده ایم :
امام صادق می فرمودند که پیامبر وارد بر خانه ام سلمه شد و استشمام بوی خوشی نمود و فرمود آیا خانم حولاء آمده است ،گفتند اواینجاست،اواز شوهرش شکایت دارد ، پس حولاء بیرون آمد و گفت پدر ومادرم فدای شما شود ،شوهرم از من اعراض می کند و به من توجه ندارد ،پس فرمود : برایش بیشتر به خودت برس ؛گفت من بهترین عطر ها را استفاده می کنم و باز به من توجه ندارد ،فرمود :شاید نمی دانند با روکردن به تو چقدر ثواب برایش هست پرسید : با روی نمودن به من چه ثوابی برای اوست ؟ پیامبر (ص) فرمودند : وقتی به تو نزدیک می شود دو ملک او را احاطه می کنند و مانند کسی است که در راه خدا شمشیر می زند ،پس وقتی نزدیکی می کند گناهانش می ریزد مانند ریزش برگ درختان پس وقتی غسل می کند ،از تمام گناهان پاک می شود ( وسائل‏الشیعة ج : ۲۰ ص : ۱۰۹)
 
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ إِلَّا الرِّهَانُ وَ مُلَاعَبَةُ الرَّجُلِ أَهْلَهُ
امام صادق (ع) می فرماید : ملائکه حاضرنمی شوند مگر در مسابقه اسب دوانی و وقتی مرد با همسرش ملاعبه وبازی می کند .
 
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ارْمُوا وَ ارْكَبُوا وَ أَنْ تَرْمُوا أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ تَرْكَبُوا ثُمَّ قَالَ كُلُّ لَهْوِ الْمُؤْمِنِ بَاطِلٌ إِلَّا فِی ثَلَاثٍ فِی تَأْدِیبِهِ الْفَرَسَ وَ رَمْیِهِ عَنِ الْقَوْسِ وَ مُلَاعَبَتِهِ امْرَأَتَهُ فَإ ِنَّهُنَّ حَقّ
پیامبر اسلام (ص) فرمودند : تیر اندازی کنید واسب سواری نمایید ،تیر اندازی در پیش من از اسب سواری محبوب تر است سپس فرمودند: هر کار لهو مؤمن باطل است مگر در سه کار تأدیب اسب ،و تیر رها کردن از کمان و ملاعبه و بازی با همسرش پس این ها حق می باشند ( وسائل‏الشیعه ج : ۲۰ ص : ۱۱۹)
 
منابع :
قرآن
وسایل الشیعه ج ۲۰
تحف العقول
کافی ج ۵
مجموعه آثار شهید مطهری
تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی ج ۹
تفسیر المیزان علامه طباطبایی ج ۲
زن کامل تألف مارابل مورگان
آنچه زنان ومردان نمی دانند تألیف آلن وبارباراپیز
منبع: تبیان - عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه طباطبائی)

نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1311
ادامه مطلب ...

پیشگیری از سردردهای میگرنی با مصرف این خوراکی

پیشگیری از سردردهای میگرنی با مصرف این خوراکی
 
پیشگیری از سردردهای میگرنی با مصرف این خوراکی
 
مصرف این خوراکی از سر دردهای میگرنی پیشگیری می‌کند و موجب کاهش شدت درد آن می‌شود.
 
یک متخصص تغذیه گفت: مصرف مویز از سردردهای میگرنی پیشگیری می‌کند و موجب کاهش شدت درد آن می‌شود.

میترا زراتی افزود: مویز در گروه میوه‌ها طبقه‌بندی می‌شود و دو قاشق غذاخوری مویز معادل 30 گرم حدود 60 کیلوکالری انرژی دارد.

وی گفت: مویز منبع انرژی است و افرادی که مبتلا به یبوست هستند می‌توانند در رژیم غذایی خود از مویز استفاده کنند.
این متخصص تغذیه اضافه کرد: مویز حاوی آنتوسیانیدها است که ارزش غذایی آن را افزایش می‌دهد. و رنگ تیره مویز به دلیل وجود همین آنتوسیانیدها است که ضد سرطان است و موجب کاهش کلسترول خون افراد می‌شود.
 
زراتی به فارس گفت: مویز سرشار از ویتامین‌های گروه B است ولی ویتامین C خود را از دست داده است کسانی که مبتلا به سردردهای میگرنی هستند در طول روز می‌توانند از میوه‌های خشک مانند مویز استفاده کنند که موجب کاهش دردهای میگرنی می‌شود و دیابتی‌ها در مصرف میوه‌های خشک مانند مویز دقت کنند به دلیل این که قند این گونه میوه‌ها زیاد است.

نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1247
ادامه مطلب ...

چند مسئله بسیار مهم در مورد نماز قضا

چند مسئله بسیار مهم در مورد نماز قضا
چند مسئله بسیار مهم در مورد نماز قضا
قضاى احتیاطى نمازها
س: اگر بخواهم احتیاطاً نمازهاى گذشته‌ام را دوباره بخوانم باید به چه نیتى بخوانم؟

ج) به نیّت قضاى احتیاطىنشسته خواندن نماز قضا

س: آیا نماز قضا را مى‌توان نشسته خواند؟

ج) با تمكن از ایستادن، صحیح نیست.

قضاى نماز و روزه میت مرد توسط زن
س: آیا نماز و روزه قضاى میت مرد حتماً باید توسط مرد بجا آورده شود یا اینكه زن هم مى‌تواند آن را به جا آورد؟

ج: زن مى‌تواند نماز و روزه میت را ـ خواه مرد باشد یا زن ـ انجام دهد.

ترتیب در نمازهاى استیجارى
س: در نماز استیجارى اگر مثلاً شش ماه فقط نماز صبح و شش ماه نماز ظهر و عصر و شش ماه نماز مغرب و عشا خوانده شود صحیح است یا باید به ترتیب روزانه باشد؟

ج) مانع ندارد مگر آن که در اجاره ترتیب خاصى شرط شده باشد.

ناتوانى از قضاى نماز و روزه
س: در صورتى که فرد توانایى بجا آوردن قضاى روزه و نمازهاى فوت شده خود را نداشته باشد (نه از لحاظ مالى و نه جسمى) تکیف او چیست؟

ج) در مورد قضاى نماز اگر امید به خوب شدن ندارد، واجب است به هر کیفیتى که مى‌تواند آن را انجام دهد و در هر صورت اگر انجام نداد باید وصیّت کند تا پس از مرگ او بر طبق وظیفه عمل شود. ولى در صورت امید به خوب شدن، احتیاط آن است که تأخیر بیندازد و در زمان خوب شدن آن را انجام دهد، ولى در مورد قضاى روزه اگر به هیچ وجه تا آخر عمر نتواند، باید وصیّت کند که از مال خودش براى قضاى آنها اجیر بگیرند، بلکه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال بدهد کسى بدون آن که چیزى بگیرد آنها را انجام مى‌دهد، باز هم واجب است وصیّت نماید.

نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1287
ادامه مطلب ...

شوخی با نامحرم ازطریق اس ام اس

شوخی با نامحرم ازطریق اس ام اس
 
شوخی با نامحرم ازطریق اس ام اس
 
آیا شوخی با نامحرمی که قصد ازدواج با آن خانم را ندارم، اگر رکیک نباشد و از روی هوی و هوس هم نباشد، ازطریق پیام کوتاه موبایل، گناه است؟

شوخی کردن به این نحو با هم کلاسی های خانم هم اشکال دارد؟

توجه به چند نکته می تواند شما را در دست یابی به جواب یاری رساند:

1. یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.

2. بروز و ظهور و غلبه غریزه ی شهوانی در انسان به صورت پلکانی و تدریجی است، و به تعبیر قرآن کریم شیطان از طریق سیاست گام به گام به هدف خود می رسد.[1]



چنان که بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نشان دهنده ی همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند.



به همین جهت جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ابتدای امر و قدم اوّل آسان است چون هنوز موقعیت شیطان و غرایز شهوانی ضعیف است، ولی اگر فردی در قدم اول از شیطان و هوی و هوس تبعیت کند، موقعیت خود را در مقابله با آنها تضعیف نموده و باعث تقویت نیروهای شیطانی و غرایز شهوانی خواهد شد. و در آن صورت مقاومت مشکل تر خواهد شد. به عبارتی همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است.



3. شکی نیست که شوخی با جنس مخالف اگر چه رکیک هم نباشد زمینه را برای انحراف و تسلط شیطان فراهم می کند.



به همین جهات اسلام در مبارزه با انحراف از زمینه های آن نیز جلوگیری به عمل آورد، مثلاً مردها را از نشستن در جای زن قبل از سرد شدن، نهی نمود.[2] و یا به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند.[3]



نتیجه این که بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد.



استفتایی که از دفتر مراجع عظام در این زمینه شده ، به شرح ذیل است:

1. چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد جایز نیست.



2. شوخی کردن با نا محرم چه حکمی دارد؟

همه ی مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست.[4]



تذکر نکته ای در پایان ضروری است:

آن چه بیان شد یک حکم کلی است و از این جهت فرقی بین انواع شوخی( شوخی از طریق چت و پیام کوتاه و...) و بین انواع نامحرم ها (هم کلاسی ها و غیر آن)، وجود ندارد یعنی؛ اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی باشد و این شوخی هم از طریق پیام کوتاه، انجام شده باشد


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 27 دی 1390
بازديد:1250
ادامه مطلب ...

?