.::دنياي عجيب ققنوس::.

سلام،
به دنياي عجيب ققنوس خوش آمديد.
همکاري با ما :
در صورتي که مايل هستيد در وبلاگ "دنياي عجيب ققنوس" فعاليت نماييد از طريق اي دي هاي زير با ما در تماس باشيد
hamidreza_amazing@LX:Yahoo.com
ads ads ads ads

اس ام اس عاشقانه جدید

ارزش احساس به مدتشه:نمیگم قدر دنیا عزیزی میگم تا دنیا هست برام عزیزی


* * * * * *

تک تک روزهایم را می سوزانم تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات


* * * * * *
به جان ثانیه هایی که در فراق چشمانت میگذرند دل کوچکم تنگ نگاه توست


* * * * * *

باش حتی همین قدر دور

حتی همین قدر دست نیافتنی
فقط باش

* * * * * *
به شوق دیدارت چه آب و جارویی راه انداخته اند چشم ها و مژهایم

* * * * * *

بیادتم حتی اگر قرار باشد شبی بیچراغ  در حسرت یافتنت تمام کوچه ها را قدم بزنم



* * * * * *

یقین دارم روزی پروانه میشوی!
بگذار روزگار هر چه میخواهد پیله کند...!!!


* * * * * *

سلامتیه پسری که وقتی  پلیس گفت خانم کی باشه ؟
 سرشو بالا گرفت و گفت عشقمه کجا باید بیام


* * * * * *

می گن  دوره اربابی تموم شده پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم


* * * * * *

عکس تو بر عکس تو ....مدام در آغوش من است


* * * * * *

وقتی واقعا کسی را دوست داشته باشید
سن,فاصله,قد,وزن یک عدد خواهند بود


نويسنده:حميدرضا
چهارشنبه 01 آبان 1392
بازديد:1678
ادامه مطلب ...

خواص و فواید بادام زمینی

بر اساس مطالعات، در بین همه مغزهای آجیلی، بادام زمینی بیشترین میزان پروتئین را داراست. همچنین چربی های موجود در آن از نوع اسیدهای چرب مفید و غیر اشباع بوده و در حفظ سلامت قلب و عروق و سیستم عصبی نقش موثری ایفا می کنند.

 

تحقیقات انجام شده در آمریکا نشان می دهند بادام زمینی با اتساع رگ های خونی و تسهیل جریان خون از ایجاد لخته و سکته مغزی پیشگیری می کند.

در بخش دیگری از این مطالعات مشخص شد که مصرف روزانه حدود ۵۰ تا ۱۰۰ گرم بادام زمینی خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را تا ۳۰ درصد و مصرف حدود ۵ قاشق چای خوری کره بادام زمینی خطر ابتلا به دیابت را تا ۲۰ درصد کاهش می‌دهد.

نکته مهمی که درباره مصرف بادام زمینی باید مد نظر داشت، سابقه حساسیت به این ماده غذایی است. افت ناگهانی فشار خون و سرگیجه از نشانه‌های بارز حساسیت به بادام زمینی هستند. توصیه می شود در صورتی که با این علایم روبه رو شدید از مصرف بادام زمینی صرف نظر کنید.


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 30 مهر 1392
بازديد:1756
ادامه مطلب ...

برنده نوبل ادبیات ۹۴ ساله شد + عکس

«دوریس لسینگ»، نویسنده‌ انگلیسی امروز (سه‌شنبه) ۹۴ سالگی‌اش را جشن می‌گیرد تا همچنان پیرترین برنده در قید حیات نوبل ادبیات باشد.

دوریس لسینگ شاعر،‌ رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس سرشناس انگلیسی متولد ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ است که در سال ۲۰۰۷ موفق به دریافت جایزه‌ نوبل ادبیات شد.

وی یازدهمین زن نویسنده‌ای بود که موفق به دریافت این جایزه‌ی معتبر ادبی می‌شد‌ و اکنون عنوان مسن‌ترین برنده‌ی نوبل ادبیات را در اختیار دارد.

مادر لسینگ یک پرستار و پدرش نیز که در جنگ جهانی اول معلول شده بود،‌ کارمند بانک سلطنتی ایران بود. او در دوران خردسالی به همراه خانواده‌اش به این امید که بتوانند در مستعمره‌ بریتانیا در جنوب «رودسیا» (زیمبابوه‌ فعلی) از طریق زراعت بلال به ثروت برسند،‌ در سال ۱۹۲۵ ایران را ترک کردند‌؛ اما هرگز نتوانستند موفق شوند.

 

وی پس از ترک ایران در ۶ سالگی چندین سال را در کشورهای آفریقایی سپری کرد، اما در سال ۱۹۴۹ به اروپا رفت و هم‌اکنون در لندن زندگی می‌کند.

اولین رمان لسینگ به نام «چمن آواز می‌خواند» در سال ۱۹۴۹ در لندن منتشر شد. وی پس از آن به اروپا رفت و در آن‌جا ماندگار شد. در سال ۲۰۰۱ جایزه‌ «پرنس آستریاس» اسپانیا را به دست آورد.

لسینگ همچنین موفق شد جایزه‌ی یادمان «جیمز تیت بلک» را برای رمان «زیر پوست من» به دست آورد. علاوه‌بر آن،‌ دوریس لسینگ جایزه‌ ادبی «دیوید کوهن» انگلیس را نیز در کارنامه‌ افتخارات خود دارد.

آثار داستانی او را عمدتا به سه دوره تقسیم می‌کنند؛ نخست «جنبه‌ کمونیستی» که از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۶ را شامل می‌شوند‌ که او آزادانه درباره‌ی موضوعات اجتماعی می‌نوشت. دوم «جنبه‌ روانشناسی» است که از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۹ بود و سوم «جنبه‌ صوفیانه» بود‌ که در آثار داستانی علمی او از جمله مجموعه‌ «Canopus in Agros» به چشم می‌خورد.

دوریس لسینگ در سال ۱۹۹۲ پیشنهاد دولت انگلیس برای دریافت لقب «بانو» را رد کرد. وی پذیرفتن این نشان را ریاکارانه توصیف کرد و در نامه‌ای تحقیرآمیز نوشت: از این‌که این نشان را به من پیشنهاد دادید،‌ بسیار متشکر و سپاسگزارم. اما سوال من این است که امپراتوری بریتانیا کجاست؟ و این تنها من نیستم که این را می‌گویم. دریافت لقب بانو چه لذتی دارد؟ بانوی چه؟ بانوی بریتانیا؟ بانوی جزایر بریتانیا؟ اصلا اهمیتی ندارد.

لسینگ که در سال ۱۹۷۷ ‌لقب «نشان امپراتوری بریتانیا» را نیز رد کرده بود،‌ سرانجام در سال ۲۰۰۰ ‌لقب «همراه افتخاری» را برای تقدیر از یک عمر دستاورد ادبی دریافت کرد. او در این‌باره گفت: من این عنوان را دوست دارم‌، چون نه به شما لقبی می‌دهد و نه توقعی برای شما به همراه می‌آورد.

به نظر می‌رسد دوریس لسینگ همان‌طور که سفیر سوئد او را توصیف کرد، زنی پیر و سرکش است. چرا که وی با اظهار نظرات سیاسی خود طی سال‌های گذشته جنجال‌های فراوانی به پا کرده است. برنده‌ی نوبل ادبیات ۲۰۰۷ تونی بلر را یک «شومن کوچک» نامید که برای انگلیس یک مصیبت بوده و جورج بوش را یک «فاجعه‌ جهانی» توصیف کرد.

دوریس لسینگ که به گفته خودش چندین دهه در پی کسب نوبل ادبیات بود، سرانجام در سن ۸۸ سالگی از سوی آکادمی نوبل شایسته دریافت این افتخار شناخته شد. اما این نویسنده مطرح انگلیسی به علت کمردرد موفق نشد به استکهلم سفر کند و جایزه ۷۷۵ هزار پوندی خود را در لندن دریافت کرد.

در ابتدا لسینگ کسب نوبل ادبیات را کمال یک فوران باشکوه توصیف کرد، اما پس از گذشت یک سال آن را یک «مصیبت» خواند. چراکه به گفته خودش از زمان کسب نوبل تا ماه‌ها پس از آن تنها باید مصاحبه انجام می‌داد و عکس می‌گرفت و این موجب آشفته شدن زندگی‌اش شده بود.

لسینگ هنگام معرفی برنده نوبل ادبیات ۲۰۰۷ به قصد خرید از خانه بیرون رفته بود، اما پس از بازگشت با جمعی از خبرنگاران و تصویربرداران مواجه شد. نویسنده «دفترچه طلایی» با بیان این‌که فکر کرده در نزدیکی خانه‌اش فیلمی در حال ساخت است گفت: من تمامی جوایز ادبی اروپا را برده‌ام و از کسب آن‌ها خوشحالم. این موفقیت باشکوهی است. نمی‌توانم بگویم از کسب نوبل ادبیات غرق در شگفتی شدم؛‌ از آن‌جایی که آن‌ها (آکادمی نوبل) نمی‌توانند را به کسی که مرده است بدهند پس با خود فکر کردند بهتر است قبل از آن که من غزل خداحافظی را بخوانم این جایزه را به من بدهند.


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 30 مهر 1392
بازديد:1715
ادامه مطلب ...

ثروتمندان یارانه بگیر چگونه شناسایی می‌شوند؟

 

yaranehدر ابتدای اجرای طرح هدفمندی یارانه ها خوشه بندی ها به یک ماجرای طنز در سطح جامعه تبدیل شده بود. طبقه بندی اقشار در سه خوشه یک، دو و سه یک تجربه ناموفق در مسیر اجرای طرح هدفمندی یارانه بود که به خاطر نبود اطلاعات آماری دقیق از درآمد اقشار جامعه به شکست انجامید. حالا باز مجلس می خواهد یارانه سه دهک ثروتمند جامعه را حذف کند اما این ثروتمندان چگونه شناسایی می شوند؟

به گزارش آلامتو به نقل از مجله مهر: بالاخره مجلس درباره حذف یارانه سه دهک ثروتمند جامعه به توافق رسید. اتفاقی که از اسفندماه سال ۹۰ با خالی شدن دست دولت زمزمه آن شروع شده و با تشکیل دولت جدید رفته رفته اجرا می شود. اما این روزها نگرانی در این است که با نبود اطلاعات آماری دقیق از درآمد اقشار، چگونه این یارانه بگیران ثروتمند شناخته خواهند شد.

 

نماینده های یارانه بگیر

یکی از همین اقشاری که احتمالا یارانه هایشان حذف می شود نماینده های مجلس هستند. در مجلس هشتم بسیاری از نماینده های مجلس از گرفتن یارانه انصراف دادند اما چند روز پیش ابراهیم نکو
چند روز پیش ابراهیم نکو دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس  گفته بود که دو سوم نمایندگان مجلس نهم یارانه می گیرند. او گفته بود که علاوه بر شماری از نمایندگان مجلس برخی مشاوران وزرا یا پست دیگری که حقوق کافی دارند هم یارانه می گیرند. او البته گفته که این نمایندگان قبل از نمایندگی مثل قاطبه مردم عمل می کردند و هنوز فرصت نکرده اند به سایت هدفمندی یارانه ها مراجعه کنند و از دریافت یارانه انصراف بدهند
غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی  هم در گفت وگو با مهر با انتقاد از روند پرداخت یارانه به دارندگان درآمد های بالا از جمله ۱۵۰ نماینده مجلس از همکارانش خواسته است به صورت داوطلبانه یارانه خود را قطع کنند.نماینده مردم رشت در مجلس گفته است یارانه بیت المال نیست که به همه تعلق پیدا کند بلکه انفال است و حکومت باید در مورد آن تصمیم گیری کند.

 

نمایندگان چقد حقوق می گیرند

در مجلس هفتم انتشار فیش حقوقی یکی از نمایندگان مجلس به جلوگیری از ورود خبرنگاری که این فیش حقوقی را منتشر کرده بود منجر شد اما در همین مجلس نهم نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه فیش حقوقی خود را منتشر کرد. روی این فیش برای آقای نماینده ۲ میلیون و ۷۲۰ هزار تومان مزایا در نظر گرفته شده بود. سیدمحمد بیاتیان نماینده بیجار و حسن‌آباد هم به عنوان رئیس مجمع نمایندگان استان کردستان و عضو هیئت رئیسه کمیسیون صنایع و معدن مجلس شورای اسلامی، براساس آخرین فیش حقوقی خود در مهر ماه امسال، ۳۲ میلیون و ۹۳۰ هزار ریال؛ ۳ میلیون و ۲۹۳ هزار ریال، درآمد دارد.

 

انصراف اجباری

«آقای … نظر به تمکن مالی، لطفا جهت انصراف از دریافت یارانه به سامانه www.refahi.ir مراجعه کنید، سازمان هدفمند‌سازی یارانه‌ه».
این متنی است که اسفندماه سال ۹۰ از سازمان هدفمندی یارانه برای سرپرستان خانوارها پیامک می شد و از آن ها خواسته می شد جهت انصراف از دریافت یارانه به سامانه www.refahi.ir  مراجعه کنند. در آن مقطع ارسال این پیامک به اقشار کم درآمد از جمله قشر مستاجران و کارگران، اعتراض های زیادی را به همراه داشت که باعث عقب نشینی سازمان هدفمندی یارانه ها از موضع اولیه شد
این در حالی بود که در حالی که پیش از ارسال این پیامک ها، محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم در یک برنامه تلویزیونی گفته بود با متمکنین مکاتبه خواهد شد تا به صورت داوطلبانه از دریافت یارانه انصراف دهند، اما متن پیامک اینگونه القا می کرد که انصراف اجباری است.
۱۷ فروردین سال ۹۱ مرحله دوم ارسال این پیامک ها آغاز شد اما باز قطع یارانه ها در یک سال پایانی عمر دولت دهم به سرانجامی نرسید و دولت ترجیح داد به هر نحو ممکن و با هر تبعاتی پول یارانه مردم را از هر جایی تامین کند تا  پرونده واریز یارانه به حساب مردم را ناقص نگذاشته باشد.

 

 

چگونه شناسایی می شوند

چندی قبل احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نحوه شناسایی ثروتمندان یارانه بگیر را توضیح داده بود. او گفته بود شناسایی این افراد آسان است، به طور مثال کارمندان دولتی که بیش از دو تا سه میلیون تومان در ماه حقوق می گیرند کاملا قابل شناسایی هستند، افرادی که خودروی شخصی آنها از مدل و قیمت خاصی بالاتر باشد به راحتی قابل شناسایی هستند، دارایی بسیاری از افراد از طریق میزان مالیاتی که پرداخت می کنند قابل پیگیری است و در صورتی که این اقدام صورت نگیرد دولت نمی تواند کسری بودجه ۵۴ هزار میلیارد تومانی که با اجرای قانون هدفمندی دست به گریبانش شده است را جبران کند.
وی بعدها در مقاله مستندی توضیحات دقیق تری و راهکاری عملی تری برای این کار ارائه داد. او گفت  بانک مرکزی گردش مالی تمامی صاحبان حساب های بانکی را دارد. می توان با حکمی قانونی بانک را مکلف نمود که اسامی تمام دارندگان چرخش مالی از حد معینی به بالا را، بدون ورود در جزئیات، در اختیار دولت بگذارد.
و ی توضیح داده بود: سازمان مالیاتی کشور می تواند مؤدیانی را که از حد معینی به بالا مالیات می دهند، به دولت معرفی کند یا راهنمایی و رانندگی را می توان ملزم نمود که اسامی دارندگان خودرو از انواع خاصی و از مدلی به بالا را معرفی کند سازمان ثبت املاک و اسناد کشور می تواند اسامی مالکان خانه هایی از متراژ معینی به بالا را معرفی کند. جهاد کشاورزی زمین داران از مساحت معینی به بالا را مشخص کند.


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 30 مهر 1392
بازديد:1728
ادامه مطلب ...

صحبت های سام درخشانی درباره ی ماتادور و پژمان

بازیگر سریال های «راستش را بگو»، «مثل شیشه»، «شهر دقیانوس»، «نابرده رنج»، «دارا و ندار»، «خسته دلان»، «روزهای اعتراض» و… که در تجربه ای متفاوت این روزها سریال طنز «پژمان» را به کارگردانی سروش صحت روی آنتن شبکه سوم سیما دارد، مهمان یک فنجان چای «بانی فیلم» شد و از سریال اخیرش «ماتادور» و «پژمان» گفت، ناگفته های او از سریال «ماتادور» و حال و هوایش در اولین تجربه بازیگری در ژانر کمدی را در ذیل می خوانید:

مشغول بازی در سریال سهیلی زاده هستی و این نشان از آن دارد که سال پرکاری را پشت سر می گذاری…

ـ بله خدا را شکر و مهمتر اینکه خوش شانس بودم و کارهای خوبی پیشنهاد شد و توانستم آن طور که می خواهم کار کنم. پس از سریال «پژمان» تصمیم داشتم کمی صبر کنم و با وسواس انتخاب کنم. در واقع واکنش مخاطب از «پژمان» برایم مهم بود. دست بر قضا همانطور که فکر می کردم اتفاق افتاد و این روزها با پیشنهادهای خوب سینمایی و تلویزیونی متفاوتی مواجه هستم.

اما سریال سهیلی زاده به اندازه کافی وسوسه برانگیز بوده که نتوانی دست رد به سینه آن بزنی؟

ـ بله به خصوص اینکه آقای سهیلی زاده کارشان را خوب بلد هستند و کارهایشان معمولاً پرمخاطب بوده است.

اطرافیانت می گویند نقشی کاملاً متفاوت در این کار داری؟

ـ بله دقیقاً، همه همین را می گویند. آقای سهیلی زاده ابتدا نگران بودند، چون دو سریال از من در حال پخش است. اما اخیراً گفتند من هر دو سریال تو را رصد کردم و مطمئن هستم که اینجا یک شخصیت کاملاً متفاوت داری.

کوتاه از این نقش متفاوت بگو، البته اگر نمی‏گویی در قرارداد خواسته‏اند هیچ توضیحی نمی‏ دهی!؟

ـ (می خندد) اینقدر بگویم که من دو دوره سنی را بازی می کنم. یکی پائین تر از سن خودم و یکی پانزده سال بیش از سن خودم، همین قدر بدان که یک جا پسر من می شود سیاوش خیرآبی…

پیشنهاد دیگری نداری؟ گویا از حضور در یک نمایش هم انصراف دادی؟

ـ پیشنهاد وسوسه برانگیز دیگری هم داشتم که نپذیرفتم تا درست در کار آقای سهیلی زاده حضور داشته باشم و انرژی بگذارم. ضمناً من از آن افرادی هستم که دوست دارم همراه با کار زندگی شخصی ام را هم در آرامش کامل داشته باشم. بله نمایش علی هاشمی دوست خوبم را تمرین می کردیم که قرار بود در جشنواره اجرا شود برای جشنواره پذیرفته نشد، اجرای عموم کار جلو افتاد و من هم دیدم واقعاً انرژی مناسب برای هر دو کار را ندارم و قطعاً حضورم در هر دو کار به هر دوی آنها لطمه می زند.از علی عذرخواهی کردم تا با تمرکز به سریالم برسم.
و اما ماتادور و یک نقش پلیسی درکارنامه تو؟

ـ یکی دو سال پیش سریال علیرضا امینی با بازی پوریا پورسرخ، حامد بهداد و… با تبلیغات بسیار خوب در هفته ناجا پخش شد و این بار شنیدیم قرار است «ماتادور» با تبلیغات وسیع تر و با پوششی بیشتر روی آنتن برود. یادم است روز اول که به دفتر این سریال رفتم، گفتند مجوز ۴۰ ماشین را گرفته اند تا بزنند خرابش کنند و این برای اولین بار در ایران اتفاق می افتاد. صحبت ها بسیار وسوسه برانگیز بود، ما رفتیم و صحبت قصه شد. گفتند فیلمنامه در حال بازنویسی است. من با تهیه کننده صحبت هایی داشتیم در مورد فضای کار صحبت کردیم. من سال قبل با سعید علیجانی «مثل شیشه» را کار کرده بودم. با من تماس گرفت و گفت ما اینجا هم می خواهیم از تو استفاده کنیم.

یکی از پلیس ها به تو پیشنهاد شد؟

ـ بله آن اول سه پلیس بود که بعدها یک پلیس سایبری هم اضافه شد (مجید واشقانی). با کارگردان صحبت هایی داشتم و ایشان هم گفتند در حال بازنویسی فیلمنامه هستیم. قصه را خواندم، جلسه ای برای فیلمنامه ترتیب دادند من آنجا گفتم فیلمنامه خیلی ضعف دارد، قصه گره ندارد، کشف و شهود ندارد، پرداخت خوبی روی شخصیت های پلیس انجام نشده، پلیس ها معرفی خوبی ندارند و بیشتر پرداخت روی شخصیت منفی سریال بود. جالب اینکه اخیراً ما از آن سوی پشت بام می افتیم. در گذشته یک رزمنده یا پلیس می رفت تمام حریفان را می کشت. بعدها گفتند حریف را قدر طراحی کنید تا جذابیت کار بیشتر شود و پلیس ما قوی تر دیده شوند.

حالا ما آنقدر حریف را قوی و باهوش طراحی می کنیم که جایگاه پلیس زیر سوال می رود و انگار نه انگار ما برای پلیس سریال می سازیم. درخواست اکثر بچه ها این بود که چند روزی تصویربرداری عقب بیفتد تا با فرصت بیشتری روی فیلمنامه کار شود و در نهایت با یک قصه قوی مشغول کار شویم. اما تو می دانی اکثر مواقع می گویند وقت نیست، آنتن داریم، می رویم در دل کار ان شاء ا… در می آید، قصه را می نویسم و… اما ما رفتیم و نشد. یک مدتی که سر کار بلاتکلیف بودیم، ۱۰ روزی که فقط داخل ماشین می نشستیم و آژیر می کشیدیم از این طرف به آن طرف…

کم کم صدای تو در آمد…

ـ آن زمان جواد نوروزبیگی برای فیلمی در مسافرت خارج از کشور به سر می برد. تماس گرفتیم با ایشان صحبت کردیم، گفتند چند روزی هم به خاطر من سر کار بروید تا من بیایم و همه چیز را حل کنم. چهار پنج روز ما با همان حالت گیج و بدون برنامه سر کار می رفتیم…

مگر کارگردان سر کار نبود؟

ـ چرا، ولی آن بیچاره هم نمی دانست چه می خواهد بکند.

مگر قصه را خود فرهاد نجفی بازنویسی نکرده بود؟

ـ چرا، ولی فکر می کنم بازنویسی فرهاد نجفی هم درنیامده بود. نمی دانم، ولی فکر می کنم اگر متن خود آرش کار می شد به مراتب بهتر بود به هر حال او این کاره است و کارش قطعاً سر و شکل دارد. متن آرش قادری فقط یک پلیس داشت و من می دانم که این فیلمنامه اصلاً نوشته آرش نبود. نوشته آرش شاید فیلمنامه صد در صد جذابی نبود، اما مطمئناً چهارچوب لازم را داشت چرا که او به هر حال یک نویسنده است. کار کم کم بالا گرفت آقای نوروزبیگی هم آمد و قول داد که درست می شود، ولی هیچ اتفاقی نیفتاد.

و تو درخواست جدایی از قصه دادی؟

ـ من کلافه بودم چون هیچ چشم اندازی از نقشم نداشتم. یکسری تنش هم سر صحنه به وجود آمد و من رفتم پیش آقای نوروزبیگی و گفتم دیگر نمی توانم ادامه بدهم. جلساتی داشتیم با آقای نوروزبیگی، آقای منتظر المهدی و من درخواست کردم که بیائید و مرا شهید کنید! چون از یک جای قصه به بعد شخصیت من هیچ جایگاهی در کار ندارد، چون اصلاً بمبی برای خنثی کردن نیست! در واقع از یک جا پلیس متخصص خنثی کردن بمب کاربردی نداشت و حضورش اضافه بود.

قسمت اول که ما نبودیم، قسمت دوم که ماجرای قطار بود و حضور ما بجا بود، قسمت سوم هم خوب بود، قصه چهارم که کامیون است خودم بروم روی کامیون و شهید بشوم…

سکانس شهادت این پلیس هم خیلی بد از آب درنیامده بود؟

- اتفاقاً شده بود نقطه عطف سریال، بعد از شهادت من بسیاری از اهالی خود سریال و بزرگترها تماس گرفتند و گفتند خوب شد تو شهید شدی! به نظر من هم سکانس خوبی بود، چون تأثیر گذار هم از آب در آمد.

این ماجرای فیلمنامه معضل بزرگ بسیاری از آثار تلویزیون ماست که گاهی مثل سریال «ماتادور»رو می‌شود؟

- متأسفانه ما با تجربه وارد پیش تولید یک سریال می‌شویم، اما از آن تجربه ها هیچ استفاده‌ای نمی کنیم و سر هر کاری که می رویم با همان مشکلات قبلی دوباره شروع به کار می کنیم. فیلمنامه ناقص و…

تو این ایراد را متوجه فشار تلویزیون به تولید کننده می‌بینی یا خود سازنده و تهیه کننده و…؟

- ببین الان کسی مثل آقای منتظر المهدی که یک نظامی است بودجه این را می‌آورد تا یک اثر نمایشی تولید شود. ایشان که تخصص کار ما را ندارند، ما متخصص هستیم، ما باید قدر این بودجه را بدانیم، به خصوص که بیت المال است. ای کاش ما قدر بدانیم که دفعه دیگر هم این بودجه وجود داشته باشد. مثل سرمایه گذاری که پیش من می آید و می گوید آقا من می خواهم با این پول یک فیلم سینمایی بسازم، اگر من بروم یک کار ضعیف از بودجه این بابا بسازم هم به او ظلم کرده ام هم به سینما. چون او می رود و نه دیگر خودش پا پیش می گذارد و نه اجازه می دهد، اطرافیانش پولی را به سینما تزریق کنند چرا که تجربه خوبی از این همکاری ندارد. حالا اگر این آدم سود کند افراد دیگری را هم می ْآورد.

حالا اگر کار ما هم ضعیف باشد پلیس می‌گوید آقا ما دیگر سریال نمی خواهیم، همان مستند خودمان را می سازیم تاثیرش هم بیشتر است. در نتیجه همین سالی یک یا دو کار قوی پلیس هم منتفی می‌شود. پلیس ما نیاز دارد یک کار قوی بسازد تا تمام فعالیت هایش به تصویر کشیده شود. قدرت پلیس را باید در این آثار ببینیم. پلیس ما در کار حرفه‌ای اش کلی کشف و شهود دارد. در این سریال ما از یک جا روز روشن حرکت کردیم به بزرگراه آزادگان رسیدیم شب بود این‌ها همه گاف است! خب مردم ما را می بینند در کوچه و خیابان و هر که مرا می‌بیند « خوب شد شهید‌شدی»! کارگردان را چه کسی می شناسد که به او چیزی بگوید!

فرهاد نجفی را در ژانر اکشن چقدر موفق دیدی؟

- ما در کارگردانی دو بخش داریم، یکی کار حرفه ای کارگردان (میزانسن،دکوپاژ و…) و یک بخش دیگر کارگردانی مدیریت است. مدیریت ۵۰-۴۰ نفر آدم با تجربه و مدعی کار آسانی نیست! کارگردان در یک گروه با هر شیوه برخورد و رفتار کند همه به همان شیوه رفتار می‌کنند، چون الگوی گروه است.

و در مورد کارگردان «ماتادور»…

-فرهاد نجفی می تواند در آینده کارگردان خوبی  باشد ابزار کار را می شناسد. (اگر چه باید چفت و بست های قصه را خوب بشناسد چون در سریال سازی تنها مهم نیست ما سکانس های قشنگی داشته باشیم باید سکانس ها در کنار هم زیبا و جذاب باشند)

در واقع از درام شناخت داشته باشد؟

- دقیقاً، یعنی ریتم قصه گویی را بشناسد.مسئله بعدی هم این است که در آینده سن و تجربه اش به حدی بالا برود که بتواند یک گروه را مدیریت کند. اگر مدیریت خوب آقای نوروز بیگی و حضور آقای منتظر المهدی نبود، شک نکنید این سریال صددرصد خوابیده بود.

تو یک رگه هایی از طنز زیر پوستی در رفتار و کردار شخصی ات در زندگی داری که هرگز در سینما و تلویزیون رو نشده بود با سریال «پژمان» آمدی، ریسک کردی و ژانر جدیدی را تجربه کردی؟ (پژمان که پیشنهاد شد نترسیدی؟میِ‌دانی کمدی در تلویزیون ما بسیار  ژانر خطرناکی است)

-راستش را بخواهی ترسیدم چون ترس هم دارد. ضمن اینکه ژانری بود که من تا به حال آن را تجربه نکرده بودم، اما از یک سو این تجربه برایم وسوسه کننده بود. از سویی به برادران قاسم خانی اعتماد داشتم. پیمان و مهراب در این ژانر بهترین هستند من کارهای ایشان را دیده بودم و به جرأت می‌گویم تمام کارهای قبلی‌شان را دوست دارم. نسبت به سروش صحت و رفتار و اخلاق حرفه‌ای‌اش شناخت کافی داشتم، با او بیرون از کار بسیار رفیق هستیم، من او را به عنوان یک انسان خاص و فرهیخته قبول دارم که مراقب است حرفی که می‌زند به کسی برنخورد و با همه با احترام برخورد می‌کند و اصولاً یک هنرمند کار بلد است.

هیچ گاه نپرسیدی که چرا سام درخشانی برای نقش وحید انتخاب شده؟

- از مدتها قبل من هر کجا پیمان را می دیدم می گفت ما باید یک کاری با هم انجام دهیم، من با تو کار دارم. تا سریال پژمان پیش آمد. روز اول به من گفتند شخصیت وحید را ما کاراکتری چاق، شکم گنده، با ادبیات خاص و…دیدیم.

زدی توی کار وزن اضافه؟

- آره آقا من هم دو پرس می‌خوردم با ته دیگ چرب و… حدود ۹ کیلو چاق شدم.

فکر کنم الان قدری لاغر کردی؟

-۷-۶ کیلو کم کردم!

و قرار شد چیزی شبیه به یکی از این مدیر برنامه‌های فوتبالست ها شوی! (البته انسان فرهیخته و تحصیل کرده هم در این جماعت یافت می شود)

- بله و من علی اوجی را به عنوان ما به ازای بیرونی و الگو برای خودم در نظر گرفته بودم! (می خندد) شوخی کردم این را ننویس.

از این نترسیدی که در یک سوژه کاملاً فوتبالی (با جذابیت های خاص این ورزش) در کنار یک فوتبالیست دیده شدن تو کار یک مقدار سختی باشد؟

- اتفاقاً حسن ماجرا به همین بود که من خودم را درگیر یک سری ماجراها نمی‏کردم . من بازی کردم و یک شخصیت را ساختم و هرگز وارد ماجراهای مستند قصه نشدم. حتی در یک سکانس پژمان جمشیدی را اشتباه می‏گیرند و می‏گویند پژمان بازغی ! من گفتم پژمان بازغی کی است؟ در حالی که رفیق خودم است. من از فضای رئال کار دور شدم.

خودت. به شدت فوتبالی هستی. می شد از این مسئله هم به سود کار استفاده کرد؟

- بله، اما من به دنبال بازی کردن بودم. تنها شخصیت سریال که کاملاً ساخته شده بود و ما به ازای بیرونی ندارد، کاراکتر وحید است.

هرگز به سراغ مدیر برنامه‌های فوتبالیستها رفتی تا از آنها برای طراحی کاراکتر وحید الهام بگیری؟

- نه واقعاً، به شوخی می گویم الگوی من علی اوجی بوده، ولی مدیر برنامه‌های فوتبالیست‌ها را اصلاً ندیدم. ولی جالب اینکه یکی از این معروف ها به پژمان زنگ زده بود و گفته بود کاراکتر وحید از روی من ساخته شده، سام درخشانی مرا بازی می‌کند! گویا اینقدر به شخصیت خودش «وحید» نزدیک از آب در آمده است. البته گاهی اوقات یک رفتارهایی من داشتم که بچه‌ها به خصوص سروش، پیمان و محراب می دیدند و می گفتند این رفتار خوب است و آن را تقویت کن. مثلاً این هندزفری که در گوش من است پیشنهاد خودم بود که حتی در زمان خواب هم از گوش وحید بیرون نمی‌آید. با یک کیف سامسونت که به علت دست و پا گیر بودن در ادامه حذف شد.

دلسوزی گاه بیش از حد وحید برای پژمان تا حدی که اینقدر به او نزدیک می‌شود، کمی شخصیت او را از واقعیت دور می‌کند. می شد که ما وحید را کمی شارلاتان تر ببینیم و این به جذابیت قصه کمک دو چندان می کرد؟( رفتاری که در استارت داستان کمی قابل حس بود اما در ادامه رشد نکرد)

- ببین در تعریف قصه آمد که وحید و پژمان با هم دوست بودند، بعد او می شود مدیر برنامه هایش. ضمن اینکه وحید هم مدیر برنامه خوب و و موفقی نیست. در سکانس جلوی فدراسیون می بیند که وحید با هر کسی سلام و علیک گرمی می‌کند، جوابی نمی گیرد . هرگز برای او تره خرد نمی‌کنند. در آینده می بینیم که او اصلاً نمی تواند با حرفه‌ای ها کار کند و دوباره بر می گردد سراغ پژمان…

پیشنهاد ندادی که ما تنهایی های وحید را هم ببینیم، او هم از خودش و آرزوهایش بگوید، مسیر زندگی او هم می توانست جذاب باشد؟

- چرا قرار بود اما وارد شدن به حریم خصوصی این آدم پر از خط قرمز بود. ولی اگر می‌شد عالی بود.

تو یک استقلالی هستی و همه این را می دانند؟

-بله…

چرا نیامدند کاراکتر وحید را در مقابل پژمان که پرسپولیسی است یک استقلالی آتیشی طراحی کنند تا در لحظاتی شاهد کل کل و کشمکش های این دو با هم باشیم؟

- پیشنها شد. علی رغم اینکه من خودم بدجور استقلالی هستم، شخصی فکر نکردم و نخواستم این کاراکتر درگیر این ماجراها بشود. چون به نظرم تعریف شخصیت تغییر می کرد.

چقدر احتیاط؟

- خیلی سعی کردم این شخصیت اسیر رفتارهای حاشیه‌ای نشود. دوست داشتم بازی ام در این کار تحت شعاع قرار نگیرد،  خارج از چهار چوب نشود. بیرون نزند باور کن در خیلی از سکانس ها خواهش کردم نباشم، چون در آن سکانس ها شخصیت وحید تأثیری نداشت و حرفی برای گفتن نداشت.

این نشان از پختگی سام درخشانی در حرفه اش دارد؟

-نمی دانم شاید… ولی خیلی ها معتقد  هستند اندازه بازی ام در سریال پژمان درست است.

اندازه و جنس بازی تو در سریال پژمان به اندازه ای بوده که در بسیاری از سکانس ها حتی پژمان جمشیدی بیشتر از تو دیده می‌شود.

-به نظر من اصل بازی همین است، پینگ پنگ و پاسکاری دو بازیگر، مهم نیست تو حتماً گل بزنی پاس گل خوب هم یک هنر است. می دانی که در تمام دنیا پاسورها گران تر از گل زن ها هستند. در سریال «نابرده رنج» هم به من و کامبیز می گفتند شما به یکدیگر فرصت خوبی برای دیده شدن و بازی کردن داده اید. در این سریال هم من خیلی راحت می توانستم به لحاظ بازیگری روی پژمان سوار شوم و نقش او را تخریب کنم، اما این یک کار حرفه‌ای نبود. خیلی اوقات هر چه می دانستیم در اختیار او قرار دادیم تا قاب ما درست از آب در بیاید.

در واقع موفقیت تیم برای من مهمتر از دیده شدن خودم بود. بارها من درخواست کات می دادم تا او هم دیالوگش  را درست بگوید، در حالیکه می شد بگذرم و بگویم من خودم بازی ام را درست انجام داده ام. خیلی ها اعتقاد ندارند  هرکسی می تواند به این کار وارد شود اما نظر من این نیست، برخی فکر می‌کنند جای شان تنگ می‌شود،من این اعتقاد را ندارم و معتقدم هیچ کس نمی تواند جای دیگری را بگیرد. از سوی دیگر فکر می کنم در کار سینما کارگروه است که باید موفق باشد چون اگر همه خوب باشند من هم در آنها دیده می شوم و می درخشم، اگر کار خوب نباشد من خودم را بکشم هم فایده ندارد و نقاط ضعف بیشتر بیرون می زند. دوست دارم روزی بشود که بگویند سام درخشانی کار ضعیف انجام نمی دهد و این یعنی اینکه من باید درست انتخاب کنم و به موفقیت پروژه فکر کنم.

از حاصل کار در سریال پژمان و ریسکی که کردی امروز راضی هستی؟

-واکنش‌های خوب دوستان سر صحنه از برادران قاسمخانی گرفته تا سروش صحت عزیز و حتی آقای چگینی که به هر حال در این ژانر بسیار با سابقه است آنقدر به من انگیزه و انرژی می داد که مدام   به دنبال پیدا کردن بودم. باور کن روز آخر کار اگر ما سکانس های اول را می گرفتیم کلی شرایط فرق می کرد. امروز از واکنش و بازخورد دوستان، همکارانم و مردم می توانم حس کنم موفق بودم، ولی مطمئنم اگر امروز نقشی در این ژانر به من پیشنهاد  شود حرف‌های بیشتری برای گفتن دارم. چون امروز نمره قبولی گرفتم پس می توانم از این فراتر بشوم.


نويسنده:حميدرضا
سه‌شنبه 30 مهر 1392
بازديد:1711
ادامه مطلب ...

۹ میلیون چک در وجه گاو + عکس

یه روز آقایی چکی آورد که متنش این بود: مبلغ نود و هشت میلیون ریال در وجه گاو! آورنده چک را رسما در متن چک ، گاو خطاب کرده بود. بعد که از طرف پرسیدیم متوجه شدیم هم کسی که چک را نوشته و هم کسی که گرفته بود فکر می کرده عبارت “در وجه” به این معناست که چک بابت خرید و فروش چی نوشته شده!

9 میلیون چک در وجه گاو + عکس

قیافه طرف دیدن داشت وقتی متوجه شد که مفهومش چیه …

یکی از دوستان به شوخی می گفت: این چک در وجه گاو صادر شده. گاو هم که امضاء نداره. ببره سم گاو را با استامپ جوهری کنه بزنه پشت چک تا قابل نقد کردن باشه!!


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 29 مهر 1392
بازديد:1763
ادامه مطلب ...

ویژگی های نوشیدن آب

یک متخصص طب سنتی ایران گفت: بر اساس آموزه‌های طب سنتی ایران، بهتر است افراد در زمان تشنگی، کمی در خوردن آب تامل کنند و با اطمینان از حقیقی بودن تشنگی خود، آب بنوشند.

دکتر ناصر رضایی‌پور در خصوص ویژگی‌های آب مناسب برای نوشیدن، توضیح داد: آب خوب، باید دارای مزه‌ای شیرین و زلال باشد و به سرعت از معده عبور کند، در گوارش بهتر غذا و بهبود وضعیت اشتها مؤثر بوده و پس از نوشیدن، موجب نفخ، سر و صدای شکم و احساس سنگینی در فرد نشود.

این دستیار دکترای تخصصی طب سنتی ایران، با بیان اینکه بهترین آب برای افراد تندرست دارای مزاج معتدل، آب سرد با حجم متوسط است، گفت: هر چند آب سرد شده توسط یخ، لطیف و دلچسب است اما بهتر است برای داشتن آب سرد، به جای استفاده از تکه‌های یخ در آب، ظرف محتوی آب را خنک کنیم چرا که خوردن آب سردشده با یخ، باعث تحریک نزله و سرفه می‌شود و برای اعصاب و احشای داخلی زیان‌آور است.


نويسنده:حميدرضا
دوشنبه 29 مهر 1392
بازديد:1807
ادامه مطلب ...

مصرف صبحانه و کاهش وزن

تحقیقات نشان می دهند یک صبحانه مناسب و سالم نقش بسیار مهمی در کاهش وزن و همچنین پیشگیری از بیماری های مزمن از جمله بیماری های قلبی- عروقی و دیابت نوع دو ایفا می کند.

اغلب افراد تصور می کنند حذف وعده های غذایی از جمله صبحانه به تناسب اندام کمک می کند، در حالی که تحقیقات نشان می دهند افرادی که صبحانه می خورند لاغرتر از کسانی هستند که این وعده غذایی مهم و حیاتی را حذف می کنند. در برخی مطالعات مشخص شده است حذف صبحانه احتمال اضافه وزن و چاقی را ۴ برابر افزایش می دهد. به عقیده متخصصان خوردن یک صبحانه کامل و حاوی کربوهیدرات و پروتئین و رعایت یک رژیم غذایی متناسب در باقی ساعات روز، موجب کاهش وزن و حفظ آن می‌شود. مصرف صبحانه موجب کنترل اشتها شده و تمایل به مصرف شیرینی جات را کاهش می دهد.

حبوبات، نان و غلات سبوس دار، شیر، ماست، تخم مرغ و میوه های تازه یا خشک گزینه های بسیار مناسبی برای صبحانه به شمار می روند. متخصصان بر این باورند که حذف و یا کاهش شدید کربوهیدرات ها در رژیم غذایی روش خوبی برای کاهش وزن نیست. زیرا این شرایط موجب کاهش متابولیسم بدن و افزایش ولع برای خوردن شیرینی جات می شود.

برای بررسی اثر صبحانه بر وزن بدن، محققان دانشگاه ویرجینیا ۹۴ زن چاق کم تحرک را انتخاب نمودند. رژیم غذایی و به خصوص وعده صبحانه این افراد در یک دوره زمانی مشخص مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد افرادی که صبحانه کامل می خوردند بیش از ۲۱ درصد از وزن خود را از دست دادند، اما گروهی که صبحانه را حذف می کردند و یا صبحانه نامناسبی می خوردند، تنها  ۵.۴ درصد کاهش وزن داشتند. همچنین مشخص شد که گروه اول در طول روز کمتر احساس گرسنگی می کردند و میل کمتری به خوردن کربوهیدرات ها (نان، برنج، سیب زمینی و شیرینی جات) داشتند.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 28 مهر 1392
بازديد:1766
ادامه مطلب ...

دلنوشته های احساسی و غمگین

خدایا مگر بودن او در کنارم چقدر از جهانت را میگرفت ؟

 

 

 

شاید آرام تر می شدم
فقط و فقط . . .
اگر می فهمیدی ، حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند

 

 

 

 

 

 

گاهی وقتا یه جوری میشکننت که وقتی تیکه ها تو می چسبونی بهم میشی یه آدم دیگه . . . !

 

 

 

 

 

 

وقتی برا اولین بار اومدی جلو و گفتی دوسم داری خوشحال شدم که مردیو حرف دلتو می زنی !
نمی دونستم نامردیو دل نداری . . .

 

 

 

 

 

 

حالم خوب است
اما . . .
دلم تنگ آن روزهایی شده ک . . .
می توانستم از ته دل بخندم

 

 

 

 

 

 

“ چشم هایت را ببند ”
تحمل اینکه بدانم ، می بینی و بی خیالی خیلی سخت است . . .

 

 

 

 

 

 

خسته ام !
اما تحمل می کنم . . .
خدایا روزِگارت با من و احساسم بد تا کرد . . . !

 

 

 

 

 

 

من آنقدر امروز و فرداهای
نیامدن را دیده ام که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال و آرزوهایم را آشفته نمیکند . . .
حالا یاد گرفتم که فراموشی دوای درد همه نداشتن ها نخواستن ها  و نیامدن هاست . . .
یاد گرفتم که از هیچ لبخندی
خیال دوست داشتن به سرم نزند !
یاد گرفتم که بشنوم تا فردا . . .
و به روی خود نیاورم که فرداها هیچوقت نمی آیند . . .

 

 

 

 

 

 

ﺩﻟﻢ ﺑﺮاﻱ ﺭﻭﺯ هایی ک ﻏﻢ ﻫﺎﻳﻢ اﻧﮕﺸﺖ ﺷﻤﺎﺭ و ﺷﺎﺩﻱ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﻲ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﻮﺩ ﻟﻚ ﺯﺩﻩ . . .

 

 

 

 

 

 

این روز ها از نبودنت نوازنده ی خوبی شده ام !
دلم شور میزنه . . .
چشمم تار

 

 

 

 

 

 

ﻋﻠﻢ روانشناسی می ﮔﻮﻳﺪ :
ﻭﻗﺘﻲ ﻳﮏ ﻧﻔﺮ خیلی ﻣﻴﺨﻨﺪﺩ ﺣﺘﻲ ﺑﺮﺍی ﭼﻴﺰﻫﺎی ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﭘﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻋﻤﻴﻘﺄ ﻏﻤﮕﻴﻦ ﺍﺳﺖ !

 

 

 

 

 

 

درد داره برای کسی که واست همه کسه ، بشی هر کس و ناکس ، بخدا سخته

 

 

 

 

 

 

همه چیز را فروختم . . .
” جز ”
آن صندلی که جای تو بود !
شاید آن روز که برگردی خسته باشی

 

 

 

 

 

 

روزی ۲۵ ساعت با دلم کلاس خصوصی دارم تا بهش نبودنت را بفهمانم
اورام رو بهت گفتم یادم نمیاد نبودنت جزوشون باشه
چه نقاش خوبی هستی رنگ عاشقی صورتت باورم شد
هیس ارام

 

 

 

 

 

 

صدای قدم های رفتنت دلم را می لرزاند
ای اشک ها ارام بگیرید می خواهم برای اخرین بار واضح ببینمش
چه اسان گفتی دوسم داری و چه اسان باورم شد
و چه اسان گفتی خسته ای و چه سخت باورم نشد
پشت دروازه ی دلت من فقط گدایی رهگزر بودم عشقت را گدایی می کردم
زیر حرف هایت را ببین داره دلم له میشه  لامصب

 

 

 

 

 

 

رفت با اتوبوسی که همسفرش دلم بود
با کمی سرعت در جاده ای خیس از باران سیاه از شب با لحظه ای درنگ
اما مصمم رفت و من در کناره ی جاده در لحظه ای توقف و بازگشت منتظر ماندم
اما او مسافری بود مصمم به رفتن و من بالاجبار و به رسم روزگار قلبم را پشت پای او کردم

 

 

 

 

 

 

ترسم از آن است ک آنقدر پیر شوم ک دندانی برای روی جگر گذاشتن نداشته باشم . . .

 

 

 

 

 

وقتی دلت بجایی ” گیر ” باشد کل زندگیت را ” نخ کش ” میکند !

 

 

 

 

 

 

گاهی اوقات باید خداحافظی کنی با آدم هایی که دوستشون داری !
بری و دیگه به هیچ کس اعتماد نکنی . . . !

 

 

 

 

 

 

دیگر لانه‌ ام را بر حباب حوصله‌ ی مردمان نمیسازم تا آواره‌ ی بی حوصلگیشان نشوم !

 

 

 

 

 

 

ما به هم نمی رسیم
امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . .

 

 

 

 

 

 

میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمی فهمد . . .


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 28 مهر 1392
بازديد:1752
ادامه مطلب ...

مسی در کتاب فیزیک مدارس ترکیه + عکس

اسطوره آرژانتینی دنیای فوتبال درکتاب فیزیک یکی از پایه های تحصیلی ترکیه در کنار گالیله و نیوتن قرار گرفته است

این عکس یکی از صفحات کتاب فیزیک یکی از مقاطع تحصیلی کشور ترکیه است که در صفحات اجتماعی دست به دست می چرخد.

در این کتاب فیزیک که در یکی از مقاطع تحصیلی ترکیه تدریس می شود، عکس لیونل مسی را درکنار دانشمندان بزرگ دنیا می بینیم.

این صفحه از کتاب به مبحث نوابغ دنیا از جمله گالیله، توریچلی و، پاسکال و نیوتن اختصاص دارد و نام مسی نیز در کنار این دانشمندان دیده می شود.

 

گالیله فیزیکدان وریاضی دان بزرگ دنیا، یکی از کسانی است که از او به عنوان یکی از افرادی که دنیای علم را متحول ساخته یاد می شود؛ ایساک نیوتن، کاشف جاذبه زمین است و بلایس پاسکال فیلسوف، ریاضی دان و کاشف بود. اوانگلیستا توریچلی هم یکی از دانشمندان بزرگ دنیا بوده

از سوی دیگر، لیونل مسی هم ستاره شماره یک دنیای فوتبال است و از نظر خیلی ها بهترین بازیکن تاریخ دنیاست که حالا دراین کتاب از او به عنوان یک نابغه یاد شده است.


نويسنده:حميدرضا
یکشنبه 28 مهر 1392
بازديد:1707
ادامه مطلب ...

?